برای ملیچک
Открыть в Telegram
ملیچک در زبان لری یعنی گنجشک عاشقانه هایمان را زندگی کنیم عاشقانه زندگی کنید. https://t.me/chat_hidebot?start=sec-ciibjeaij در ارتباط باشیم ممنون که هستید🙏🙏
Больше267
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-530 дней
Архив постов
267
حس میکردم میخواهد راضیم کرده باشد
و نوعی عذر خواسته باشد
از چیزی که فکر میکرد مرا رنجانده است.
نرنجیده بودم من.
آسان میتوان از غریبهها نرنجید.
رنجیدن از سوی خودی است،
همیشه.
از توقع است
و از غریبه توقع نیست.
توقعی نباشد...
#ابراهیم_گلستان
📕 | برخوردها در زمانهٔ برخورد
267
🍂نیایش صبحگاهی
🍂خـــدای مهربانم
🌱از تو شاکرم
🍂که چشمانم را گشودی
🌱وفرصتی دیگر برای زندگی
🍂برای نفس کشیدن
🌱برای دیدن عزیزانم
🍂به من عطا کردی
🍂امروز برای عزیزانم
🌱روزی سرشار از سلامتی و
🍂شادمانی و آرامش تمنا دارم
آمیـن...🙏
267
لذت بردن، هدف زندگی است.
تا ميتوانی، همه کارها را با لذت همراه کن.
حتی نفس کشيدن،
که کمترين فعاليت توست!🍁
267
توی شطرنج یه اصطلاحی هست میگن
"حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهمتره..."
توی زندگی هم همینه
خراب کردی؟ مهم نیس
حالا ببین بعدش چیکار میخوای بکنی،این مهمه....
267
🍃🌻🍃
#نیایش_صبحگاهی
🍃💝خــدایـا
دستانم را بہ سویت
میگیرم تا گره از
دستم باز شود🍃🌻
🍃💝باعشق و ایمانے کہ دارم
فقط روی بہ تو مےآورم
پناهم تویـے،ای پناه
گرفتاران،پناهم باش🍃🌻
267
آری،
روزی همگی هیچ میشویم؛
پس تا هستیم کسی باشیم
به گرفتنِ دستی
و سِتردنِ اشکی...
#بهرام_بیضایی
267
‘نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم
یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی
بی آنکه باشی..
-عباس معروفی
267
•إن ظننت أنني لا أفتقدك
فإن بعض الظن إثم!
اگر گمان میبری که دلم برایت تنگ نمیشود
بدان که بعضی گمانها گناه است.💔
267
#نیایش_صبحگاهی
مهربان خدای من........💞
🌾می شود این روزها، در بازار داغ خرید بنده نوازیت، من هم بشوم مشتری ات و تنها تو
شوی خریدار همیشگیم.....????
🌾مدتهاست دلم را خوش کرده ام به پرده خانه ات.....
🍃نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ....🍃
و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه....
به همین یک آیــه دلخــوشــــم :
🌾بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم ! "
🎋به لطف و کرمت یا ملک الحق المبين 🎋
267
«غَریب بودم و بی وَطن؛ مأوا شدی و سَرپناه.
تاریک بودم و خاموش؛ نور شدی و امید.
مرده بودم و بیجان؛ مسیح شدی و شَفا.
رَنجور بودم و زخمی؛ مَرهم شدی و التیام.
عبث بودم و تُهی؛ شعف شدی و شادی.
هیچ نبودم؛ همه چیزم شدی
فروغِ پلکِ های تاریکم شدی.
267
«میگویند هر کسی شبیه به جایی میشود
که به آن تعلق دارد؛
پس من شبیه به وطنم شدهام.
غمناک، خسته، رنجیده، زخمی و
در عمقِ نااُمیدی، اُمیدوار...»
لاادری
267
بهقول نزار قبانی:
هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت
برای همین خدا آه، اشک، خواب طولانی،
لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.☁️
267
«پرندهی کوچکِ من
چیزی که مرا در این دنیای بیسر و ته، در این وانفسای شلوغ زنده نگه داشته است، تلاش برای شادیِ توست.»
267
«پرندهی کوچکِ من
چیزی که مرا در این دنیای بیسر و ته، در این وانفسای شلوغ زنده نگه داشته است، تلاش برای شادیِ توست.»
