ru
Feedback
Cmjb Organic Chemistry

Cmjb Organic Chemistry

Открыть в Telegram

مهدی جعفرزاده (طلای96-نقره جهانی 2018-طلای دانشجویی 1399و1400) ژیار مسلمی (طلای 1401-طلای جهانی 2023- محصل دانشگاه MIT) @cmjbprecursor @Jiyarmoslemi cmjbgroup.com

Больше
2 654
Подписчики
-124 часа
+117 дней
+11230 дней
Архив постов
photo content

سوال برای دانشجویان ارشد و دکترا

photo content

photo content

“People said: ‘Oh, to be yourself at all costs.’ But I had found that it was not so easy to know just what one’s self was. It was far easier to want what other people seemed to want and then imagine that the choice was one’s own.” — Marion Milner, A Life of One’s Own
علایق، ارزش‌ها و انتخاب‌های ما معمولا در خلا شکل نمی‌گیرند؛ بلکه تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل درونی و بیرونی مانند ژنتیک، خانواده، فرهنگ، جامعه، رسانه، روابط، تجربیات گذشته، یادگیری، تقلید، عادت‌ها، نیازها، ترس‌ها، مقایسه‌ با دیگران و... شکل می‌گیرند. پذیرش این واقعیت می‌تواند بخشی از خودآگاهی و بلوغ روان‌شناختی باشد. نقل‌قول Milner دقیقا به همین مسئله اشاره می‌کند؛ اینکه همیشه آسان نیست بفهمیم "من واقعا چه می‌خواهم؟" چون ممکن است خواسته‌ای ابتدا از محیط بیرونی، خانواده یا جامعه شکل گرفته باشد و بعد آنقدر درونی (internalized) شده باشد که آن را کاملا برخاسته از انتخاب خودمان بدانیم! بنابراین سوال اصلی این نیست که "آیا دیگران بر من تأثیر گذاشته‌اند؟" چون پاسخش معمولا مثبت است. سوال اینجاست که "چطور به این خواسته رسیدم یا چه عواملی در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؟ اگر قرار نبود کسی انتخابم را ببیند، قضاوت یا تحسینم کند، آیا باز هم همین را می‌خواستم؟" اینجاست که "فراشناخت" اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی توانایی اینکه یک قدم از فرایندهای ذهنی خود فاصله بگیریم و آن‌ها را مشاهده، بررسی و در صورت لزوم تنظیمشان کنیم. البته این پرسش‌های فراشناختی قرار نیست لزوما به ما نشان دهند کدام خواسته "واقعا متعلق به خودمان" است؛ چون همانطور که اشاره شد چنین مرزبندی‌ای همیشه ممکن نیست. {هدف، افزایش آگاهی نسبت به فرایند شکل‌گیری افکار، ارزش‌ها، ترجیحات و تصمیم‌هاست تا بتوانیم آگاهانه‌تر درباره‌ی ادامه دادن یا بازنگری و اصلاح آن‌ها تصمیم بگیریم.} بنابراین شاید "خود واقعی" چیزی ثابت و ازپیش‌موجود نباشد که باید یک روز آن را کشف کنیم! درواقع آنچه امروز "من" می‌نامیم، حاصل تعامل پیچیده‌ی عوامل زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی است و در طول زمان نیز تغییر می‌کند. شاید "اصالت" نه در کشف یک "خود واقعی" یا "انکار تاثیرپذیری از عوامل دیگر"؛ بلکه در شناختن عواملی باشد که ما را شکل داده‌اند و انتخاب آگاهانه‌ی اینکه کدام‌یک را می‌خواهیم ادامه دهیم و کدام‌ را بازنگری کنیم.

اخ اخ.. چه سوالی... پاسخ درست ۲٠ درصد تخفیف ثبت نام سوپردوره ترم ۱٠... ددلاین ۱۲ شب
اخ اخ.. چه سوالی... پاسخ درست ۲٠ درصد تخفیف ثبت نام سوپردوره ترم ۱٠... ددلاین ۱۲ شب

سنتز متیل کایرال برای مطالعه مکانیسم های زیستی از اهمیت بالایی برخوردار است. روشی ارایه دهید.
سنتز متیل کایرال برای مطالعه مکانیسم های زیستی از اهمیت بالایی برخوردار است. روشی ارایه دهید.

برای اینکه این اتفاق نیفته یک واکنشگر دیگری طراحی شده که خیلی معروف نیست ولی کارو درمیاره و محصول جانبی حاصل از اون هم بیکار ی گوشه داخل ظرف واکنش میشینه ان چیست؟

که ممکنه به اپوکسید حمله کنه و بازش کنه (مخصوصا اگه اپوکسید یکی از پاهاش الیلی و بنزیلی و اتری باشه)

photo content

سوال: یکی از مشکلات اپوکسید ساختن با متاکللروپراکسی بنزوییک اسید اینه که محصول جانبی شما ترکیب زیر و یا نمکشه👇👇👇

در چند مرحله و چگونه انجام میدهید؟
در چند مرحله و چگونه انجام میدهید؟

#آزمونک سوم #شیمی_آلی #مهدی_جعفرزاده #امیرعلی_اهرابی @iroch_ir

کدام ایزومر سریعتر به محصول میانی میرسد؟ (سمت چپی هیدروکسیل پایینه و سمت راستی بالا)

photo content

یک دروغ بزرگـ موفقیت بقیه جای شمارو تنگ میکندـ

‏موفقیت بقیه جای تورو تنگ نمیکنه....

مغز اساساً یک سیستم پیش‌بینی‌کننده است و از تجربه‌های گذشته برای پیش‌بینی خطر و انتخاب واکنش استفاده می‌کند. تجربه‌های تروماتیک می‌توانند برخی موقعیت‌ها را با تهدید پیوند دهند. مثلا کسی که در گذشته بارها طرد یا رها شده، ممکن است با شنیدن "کمی زمان می‌خوام" احساس کند قرار است ترک شود؛ یا فردی که در محیطی پر از خشم و تنبیه بزرگ شده، با تغییر لحن شریک عاطفی‌اش بلافاصله وارد حالت دفاعی شود. در این حالت، محرک‌هایی مثل سکوت، فاصله گرفتن، انتقاد یا احساس نادیده گرفته شدن می‌توانند پاسخ تروما را فعال کنند و مغز برای محافظت از فرد به مکانیسم‌های دفاعی مانند اجتناب (Avoidance)، خشم (Anger)، اطمینان‌خواهی مداوم (Reassurance Seeking)، فرافکنی (Projection)، عقلانی‌سازی (Intellectualization)، انکار (Denial) یا گسست (Dissociation) پناه ببرد. اما به‌دلیل نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity)، این الگوها قابل تغییرند. تکرار تجربه‌های پایدار و امن، مثلا یک رابطه عاطفی سالم و قابل‌اعتماد یا تراپی منظم، می‌تواند بر الگوها و اتصالات سیناپسی و فعالیت شبکه‌های عصبی اثر بگذارد و به تقویت مسیرهای عصبی جدید کمک کند. در نتیجه مغز می‌تواند یاد بگیرد که "این موقعیت شبیه گذشته است، اما این بار امن است و نیازی به واکنش‌های دفاعی و محافظتی نیست." پس گذشته کاملا پاک نمی‌شود، اما واکنش مغز به آن و پاسخ ما به محرک‌های تروماتیک قدیمی می‌تواند به‌تدریج تعدیل شده و تغییر کند. "التیام یعنی آنچه مرا زخمی کرده دیگر تنها چیزی نباشد که مرا تعریف می‌کند."