ru
Feedback
کانال چلاسر نوستالژیک

کانال چلاسر نوستالژیک

Открыть в Telegram

چلاسرمحلی باقدمتی ۴۰۰ساله است؛ و به نوعی مدرن ترین روستای معاصر که شکوه گذشته اش از یادها رفته... ارتباط با ادمین ها: @nima_moradkhani @Moslemmoradkhani @Chalasar59 @SKMoradkhani

Больше
677
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+130 день
Архив постов
دنیا الاکلنگه، هرچی را برداری، چیزی را باید بندازی. انسان موجودی زیستی-روانی-اجتماعی- معنویه: زیست را بر می‌داری، روان جا می‌افته روان سنگین میشه، جامعه سبک میشه جامعه پررنگ میشه، معنا کمرنگ میشه معنا پرنور میشه، زیست کم‌نور میشه در نهایت به جبر بازی، همه‌ی ما بازنده ایم. 👤 دکتر روح الله صدیق @chalasar2050

طبق اخبار رسیده از منطقه کشور مستقل چلاسر از زمین و هوا به #امپراطوری_خشکرود حمله ور وکت. چلاسر و خشکرود سال‌های سال سر #برنج
طبق اخبار رسیده از منطقه کشور مستقل چلاسر از زمین و هوا به #امپراطوری_خشکرود حمله ور وکت. چلاسر و خشکرود سال‌های سال سر #برنج_خوار بان یا #نان_خوار بان درگیر هسن و در این بین اعزام نفراتی به عنوان #زاما بر تشدید درگیری‌ها تاثیر فراوانی داشته، فرماندهی #امپراطوری_خشکرود خبرهای مرتبط با جمله را جعلی و کار عوامل #کرک_دوز از طریق هوش مصنوعی اعلام هکرده. @nedayekhoshkrod

🔵🔴سقوط‌ اصفهان به روایت کروسینسکی*     سقوط اصفهان کتابی است درباره حوادث منجر به یورش محمود افغان به پایتخت حکومت صفوی.این کتاب بر پایه گزارش‌های تادوش‌کروسینسکی،کشیش مسیحی لهستانی است که آن سالها در اصفهان حضور داشته و مشاهدات و تحلیل‌های خود را درباره یورش افغانان ثبت کرده است. سیدجوادطباطبایی از میان گزارش‌های دقیق این راهب لهستانی، بخش‌هایی را بازنویسی کرده و در کتاب سقوط اصفهان آورده است. این کتاب، فقط یک روایت تاریخی ساده نیست بلکه به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی که منجر به ضعف حکومت صفوی شد اشاره می‌کند از جمله ضعف شاه، رقابت‌های درونی دربار، فساد، وخامت اوضاع اقتصادی، فشارهای مذهبی... به عبارت دیگر، سقوط حکومت صفوی، دلیلی نداشت جز ضعف و اشکالات درونی. مرور این حوادث در کتاب، آنقدر تلخ است که خواننده چاره‌ای جز آه کشیدن بر این همه درد تاریخی ندارد. نویسنده یورش افغانان را با حمله اعراب و مغولان مقایسه می‌کند، با این تفاوت که حمله افغانها یک حمله خارجی نبود، بلکه شورشی داخلی علیه حکومت مرکزی به حساب می‌آمد. بخشهایی کوتاه از کتاب سقوط اصفهان: ● ‏اراده شاه بر آن تعلق گرفته بود که عمارت‌های او چیزی کم نداشته باشند اما اهمیتی نمی‌داد که سپاه فاقد همه چیز باشد. ● در زمان شاه عباس (عکس دوره شاه سلطان حسین) مجازات اعمال خلاف بزرگان، اعدام و در مورد عامه مردم، جریمه‌ی مالی بود. زیرا جریمه مالی در مورد بزرگان به سبب توانگری آنان کارساز نیست، در حالی که مجازات اعدام نیز در مورد عامه مردم کارساز نمی‌تواند باشد. ● فساد اداری و رشوه‌خواری از دربار سرچشمه می‌گرفت و در همه سطوح کشور جریان پیدا می‌کرد...داروغه‌ها به جای محاکمه دزدان، از آنان جریمه می‌گرفتند و اگر برخی از آنان قادر به پرداخت جریمه نبودند، شبانه آنان را آزاد می‌کردند تا از راه دزدی، جریمه پرداخت کنند! ● ‏کروسینسکی بر آن است که در کشورهایی که تاثیر دیانت و اخلاق بسیار اندک باشد، تنها ترس می‌تواند عامه مردم را در محدوده رعایت وظایف خود نگاه دارد. در آستانه یورش افغانان ترس نیز که یگانه عامل حفظ خانه‌ی از پای‌بست ویران نظام خودکامه بود،از میان رفت. ● ‏پیش از بر تخت نشستن شاه سلطان حسین نیز تباهی در رفتارهای ایرانیان راه یافته بود اما وخامت وضع اقتصادی، سقوط اخلاقی بی‌سابقه‌ای را بدنبال آورده بود...تنها ملاک تصدی شغل، پرداخت پول بود. همه امور دربار، دائرمدار اخاذی و رشوه‌خواری شد و رشوه جای صناعت و تجارت را گرفت.کسی که با سکه ده شاهی می‌خوابید، اگر حاکم شهر، شب عوض می‌شد، فردا صبح صاحب تنها پنج شاهی بود. ● ‏کینه یا در بهترین حالت، نوعی وحشت نسبت به هرچیزی که به فرقه مخالف تعلق داشت، با شیر در جان کودکان وارد می‌شد. ● ‏اعلام مذهب رسمی که در آغاز و در دوره شکوفایی فرمانروایی صفویان در رویارویی با خلافت عثمانی، نقطه قوتی برای نظام حکومتی ایران به شمار می‌آمد، با چیره شدن ضعف بر ارکان قدرت به نقطه ضعفی جدی تبدیل شد. ● وصیت میرویس افغان: ‏اگر ایرانیان بخواهند به شما حمله کنند، به هر قیمتی با آنان صلح کنید اما اگر جرات و توان حمله به شما را پیدا نکردند،خود شما به آنان حمله کنید. ● ‏محمود در دو سال نخست با بهره گرفتن از بی‌حرکتی دربار، سرزمین‌های هزاره‌نشین را که اهالی آن شیعی مذهب بودند تصرف کرد. اگرچه هزاره‌ها به حکومت مرکزی تمایل داشتند اما حکومت ایران روی خوشی به آنان نشان نداد و آنان به ناچار زیر فشار محمود افغان با او متحد شدند. ● در زمان شاه سلطان حسین بر اثر سختگیری و تعصب شریعت‌مداران قشری، مدارای دینی که از زمان شاه عباس موجب شده بود تا معتقدان همه ادیان و مذاهب با صلح و آرامش کنار هم زندگی کنند از میان رفت و مومنان بسیاری از ادیان و مذاهب در تنگنای نخوت رقیبان خود گرفتار شدند. ● در ولایاتی که مومنان مذاهبی غیر از تشیع سکونت داشتند، آن شهرها آسانتر به تصرف افغان‌ها در می‌آمد. در کرمان زرتشتیان چنان مورد آزار و اذیت متولیان شریعت رسمی بودند که ورود افغانان را همچون پیام رهایی‌بخش تلقی کردند و محمود افغان به آسانی شهر را به تصرف خود در آورد. ● در هر شهر و روستا دودستگی حاکم بود و مردم آنها نمی‌توانستند در برابر دشمن مشترک متحد شوند. ‏کروسینسکی می‌نویسد: در شاه حسی ،دربزرگان غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود...بی‌نظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخش‌های شاهنشاهی ایران در آستانه فروپاشی است./مدرسه علوم انسانی ✍زنده یاد سید جواد طباطبایی *این کتاب را می توان از بهترین کتابهایی دانست که طی دوسال اخیر در ایران منتشر شده و متاسفانه چاپ جدید آن پس از مرگ استادطباطبایی متوقف شده در صورت چاپ مجدد کتاب پیشنهاد ویژه دیپلماسی مطالعه این کتابست و از خواندن آن و آگاهی بخشی آن لذت بسیار خواهید برد T.me/chalasar2050

+2

#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آب
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آباد روحش شاد و نامش گرامی

#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آب
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آباد روحش شاد و نامش گرامی

انالله‌و‌انا‌الیه‌راجعون متاسفانه مطلع شدیم 🖤جناب آقای محمد فروزش🖤 :(همسر گرامی استاد و معلم عزیزمان تابنده خانم قاسمبیگی)
انالله‌و‌انا‌الیه‌راجعون متاسفانه مطلع شدیم 🖤جناب آقای محمد فروزش🖤 :(همسر گرامی استاد و معلم عزیزمان تابنده خانم قاسمبیگی) بعد تحمل یکدوره بیماری به رحمت خدا رفت... ضمن تسلیت به خانواده همسر ،آقا امید و دختران، علو درجات را برای آن عزیز از دست رفته از خدای بزرگ مسئلت مینماییم

هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل و تعصب نیست، تا وقتی جهل حاکم بر اندیشه آدمیان است بت ها تغییر میکنند اما بت پرستی، همچنان ادامه دارد… @chalasar2050

در تاریکی خواهی فهمید ستاره‌هایت چه کسانی هستند. @chalasar2050

شوهری که قبل ازدواج میگفت فقط ۵ دقیقه بیا پایین صورتت و ببینم الان میگه ۱ ساعت حرف نزنی بهت پول میدم :) 》Lili《 @chalasar2050

بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت مرحومه دوشیزه فاطمه خانم حسنی،
بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت مرحومه دوشیزه فاطمه خانم حسنی، فرزند مرحوم حاج حسن حسنی ،خواهر بزرگوار مرحوم قربان و محمدصادق حسنی و خواهران داغدارش را به اطلاع عموم دوستان، آشنایان و اهالی محترم می‌رساند. ضمن عرض تسلیت به خانواده بزرگ حسنی، به آگاهی می‌رساند مراسم تشییع و تدفین آن مرحومه، فردا سه شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۹، ساعت ۱۰ صبح از وادی تنکابن به سمت آرامگاه ابدی ایشان در گلزار شهدای روستای کندسر برگزار خواهد شد. حضور سروران گرامی موجب تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود. روحش شاد و یادش گرامی. @nedayekhoshkrod

پشتِ همه‌ی تیم‌های بزرگ، ملتی ایستاده که خودش را در آن تیم می‌بیند. داستایوفسکی، در «برادران کارامازوف»، از «رنجِ جمعی» می‌گوید؛ اینکه یک جامعه، وقتی بخشی از آن رنج می‌کشد، تمامِ جامعه، رنج می‌کشد، حتی اگر نخواهد بپذیرد. تیمِ ملی، این رنجِ جمعی را بر دوش کشید، اما نتوانست آن را به شادی تبدیل کند، این را نباید با بی‌احترامی به تلاشِ بازیکنان اشتباه گرفت. اتفاقاً بسیاری از آنها با تمامِ وجود جنگیدند. بغضِ رامین رضاییان، واقعی بود؛ همان‌قدر واقعی که حسرتِ میلیون‌ها هواداری که دوست داشتند این داستان، پایانِ دیگری داشته باشد. اما فوتبال، مثلِ زندگی، فقط حاصلِ تلاشِ فردی نیست. گاهی نتیجه را رابطه‌ها تعیین می‌کنند؛ رابطه‌ی میانِ یک تیم و مردمش، میانِ یک نماد و جامعه‌ای که باید خودش را در آن بازشناسد کامو، در پایانِ «سیزیف»، جمله‌ای می‌نویسد که شاید برای امروزِ ما هم معنا داشته باشد: «باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد.» نه به این دلیل که سنگ دیگر سقوط نمی‌کند، بلکه چون انسان تصمیم می‌گیرد با وجودِ همه‌ی پوچی‌ها، دوباره آن را به دوش بگیرد؛ با آگاهی از اینکه شاید باز هم سقوط کند، اما این بار، برای انتخاب‌های خودش و نه برای تقدیرِ تحمیل‌شده شاید برای فوتبال ایران، مهم‌ترین پرسش، دیگر این نباشد که چرا سه سانتی‌متر کم آوردیم. پرسشِ مهم‌تر این است که چگونه فاصله‌ای را که میانِ تیمِ ملی و بخشی از مردم ایجاد شده، کم کنیم. این، یک کارِ تاکتیکی نیست؛ یک کارِ فرهنگی است. کاری که نیاز به بازسازیِ پل‌هایی دارد که سال‌هاست فرسوده شده‌اند؛ پل‌هایی که به اندازه‌ی همین سه سانتی‌متر، باریک و شکننده شده‌اند. اگر آن فاصله ترمیم شود، شاید سه سانتی‌متر دیگر نتواند سرنوشتِ یک ملت را تغییر دهد. اما اگر آن شکاف باقی بماند، حتی سه متر هم برای عبور از آن کافی نخواهد بود. چون مردم، در آن سویِ میدان، با چشمانی که دیگر نمی‌خواهند به VAR خیره شوند، نگاه می‌کنند و می‌پرسند: آیا این تیم، واقعاً مالِ ماست؟ و پاسخ به این سوال، نه در زمینِ فوتبال، که در دوباره‌سازیِ اعتماد پیدا خواهد شد؛ همان اعتمادی که کامو، در همان یک جمله، آن را «اخلاق و تعهد مینامند.. @chalasar2050

سه سانتی‌متر؛ فاصله‌ای که فقط روی خط آفساید نبود بغضِ رامین رضاییان را دیدید؟ بعد از سوتِ پایان، آن‌قدر در گلو داشت که کلمات را می‌بلعید. می‌گفت بدشانس بودیم. می‌گفت اگر فقط چند سانتی‌متر... اگر آن توپ کمی آن‌طرف‌تر بود، اگر آن گلِ مردود نمی‌شد، اگر... و ما می‌دانستیم که او، راست می‌گوید. فوتبال پر از همین «اگر»هاست. گاهی همه‌چیز به یک نوکِ کفش بند است، به یک برخورد، به یک تصویرِ فریزِ شده روی مانیتورِ VAR. همین جمله، مرا انداخت به یادِ آلبر کامو؛ فیلسوفی که پیش از آنکه جایزه‌ی نوبلِ ادبیات را بگیرد، دروازه‌بان بود. جمله‌ای از او همیشه در ذهنم مانده: «همه‌ی آنچه درباره‌ی اخلاق و تعهدِ انسانی می‌دانم، از فوتبال آموخته‌ام.» شاید در نگاهِ اول عجیب باشد که نویسنده‌ی «افسانه‌ی سیزیف» چنین حرفی بزند. اما کامو، فوتبال را یک «آموزشگاهِ اخلاق» می‌دانست. زمینِ فوتبال، آزمایشگاهِ زندگی بود؛ جایی که انسان یاد می‌گیرد همیشه میانِ شایستگی و نتیجه، رابطه‌ی مستقیمی وجود ندارد. ممکن است بهترین بازیِ عمرت را انجام بدهی و بازنده باشی، و گاهی با یک اتفاقِ کوچک، برنده از زمین بیرون بیایی. او دروازه‌بان بود و می‌دانست که یک ثانیه، یک تصمیم، یک حرکتِ غریزی، می‌تواند معنای تمامِ یک مسابقه را تغییر دهداز امروز صبح و بعد از حذف ایران از جام‌جهانی، مدام به همان جمله‌ی کامو فکر می‌کردم. این بار، احساس کردم آن سه سانتی‌متر فقط یک اندازه‌ی هندسی نیست. برای من، سه سانتی‌متر، نمادِ فاصله‌ای بزرگ‌تر بود؛ فاصله‌ای که سال‌هاست میانِ تیمِ ملی و بخشِ مهمی از جامعه شکل گرفته است. فاصله‌ای که در آمارِ فیفا دیده نمی‌شود، اما در واکنشِ مردم، در شورِ ازدست‌رفته، در سکوتِ بعضی‌ها و حتی در شادیِ برخی دیگر، خودش را نشان می‌دهد. تیمِ ملی فقط یازده بازیکن نیست. تیمِ ملی، زمانی «ملی» است که میلیون‌ها نفر احساس کنند بخشی از آن هستند؛ وقتی گلش، گلِ مردم باشد و شکستش، شکستِ مردم. وقتی این پیوند آسیب ببیند، تیم چیزی را از دست می‌دهد که هیچ مربی، هیچ اردو و هیچ برنامه‌ی تاکتیکی قادر به جبرانش نیست. کامو، در همان جمله‌اش، به «تعهدِ انسانی» اشاره می‌کند؛ تعهدی که در فوتبال، به معنایِ دوندگی و جنگیدن است، اما در سطحِ جامعه، به معنایِ با مردم بودن و برای مردم بودن. کامو در «افسانه‌ی سیزیف» از انسانی حرف می‌زند که محکوم است سنگی را تا قله‌ی کوه بالا ببرد و درست در آستانه‌ی رسیدن، سنگ دوباره به پایین سقوط کند. اما عظمتِ سیزیف در همین است که دوباره از پایین شروع می‌کند؛ با لبخند، با آگاهی، با شورش. روایتِ فوتبال ایران هم سال‌هاست بی‌شباهت به همین نیست. هر نسل، سنگ را تا نزدیکیِ قله می‌رساند؛ یک بار با پنالتی، یک بار با تیرِ دروازه، یک بار با قرعه‌ی سخت، و این بار، با سه سانتی‌متر. انگار که تقدیر، عاشقِ تکرارِ این بازیِ سیزیفی است. اما مسئله فقط بدشانسی نیست. بدشانسی، همیشه در خلأ اتفاق نمی‌افتد. کامو می‌گوید که در دلِ پوچی، باید شورید؛ اما شورش، وقتی معنا دارد که ساختارِ شوریدنی، قابلِ تشخیص باشد. اینجا، ساختار، چیزی فراتر از یک تصمیمِ داوری است. مارتین هایدگر اصطلاحی دارد به نام «پرتاب‌شدگی». انسان در جهانی پرتاب می‌شود که خودش آن را انتخاب نکرده است. تیمِ ملی ایران هم سال‌هاست در موقعیتی بازی می‌کند که همه‌ی آن را خودش نساخته؛ از فشارهای سیاسی و محدودیت‌های بین‌المللی گرفته، تا مهم‌تر از همه، شکافی که میانِ بخشی از جامعه و نمادهای رسمیِ کشور ایجاد شده است. بازیکنان، الزاماً سازنده‌ی این وضعیت نیستند، اما ناچارند بارِ آن را بر دوش بکشند. هایدگر، از «حقیقتِ پنهان» می‌گوید؛ این سه سانتی‌متر، حقیقتی را افشا کرد که هیچ‌کس نمی‌خواست ببیند: که ابزارهایِ مدرنِ تصمیم‌گیری (VAR، آفسایدِ میلی‌متری) وقتی در بسترِ یک جامعه‌ی شکاف‌خورده قرار می‌گیرند، خودشان به ابزارِ طرد تبدیل می‌شوند. نه به این دلیل که اشتباه می‌کنند، بلکه به این دلیل که در یک بسترِ بی‌اعتماد، هر تصمیمی، «بی‌عدالتیِ از پیش‌ساخته» تعبیر می‌شود. در چنین شرایطی، حتی سه سانتی‌متر هم دیگر فقط سه سانتی‌متر نیست. آن لحظه، همه‌ی آن شکاف‌های انباشته‌شده، خودشان را در یک تصویر خلاصه می‌کنند. مثلِ یک نمایشنامه‌ی چخوفی که در سکوتِ پایانی‌اش، تمامِ تنش‌هایِ پیشین، معنا می‌شوند شاید به همین دلیل بود که بعد از حذف ایران، بحثِ اصلیِ مردم نه آرایشِ دفاعی بود و نه تعویض‌های مربی. بسیاری، درباره‌ی رابطه‌ی تیمِ ملی و مردم حرف می‌زدند. درباره‌ی اینکه چگونه سرمایه‌ای که سال‌ها با نامِ «همدلیِ ملی» ساخته شده بود، آرام‌آرام فرسوده شد.اعتماد، شبیهِ اکسیژن است؛ تا وقتی هست، کسی متوجهٔ حضورش نمی‌شود، اما وقتی کم شد، همه‌چیز سخت می‌شود. فوتبال هم از این قاعده مستثنا نیست. هیچ تیمِ ملیِ بزرگی فقط با تمرین و استعداد بزرگ نشده است. @chalasar2050

🎶 اجرایی فوق العاده زیبا از استاد #محمد_نوری بنام «گیلان جان» آهنگ های خاطره انگیز 🎸 🎵 @chalasar2050

چند کاری که بهتر است هرگز در حق خودتان انجام ندهید. ۱_ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هر کسی مسیر، زمان و داستان خودش را دارد. موفقیت دیگران چیزی از ارزش شما کم نمی‌کند. روی رشد خودتان تمرکز کنید، نه روی زندگی دیگران. ۲_ برای جلب رضایت همه تلاش نکنید. هرچقدر هم خوب باشید، باز هم کسی پیدا می‌شود که از شما خوشش نیاید. زندگی‌تان را بر اساس خواسته‌های دیگران نسازید. ۳_ احساساتتان را نادیده نگیرید. غم، خشم، ترس و نگرانی دشمن شما نیستند. آنها پیام‌هایی هستند که باید شنیده شوند، نه اینکه سرکوب شوند. ۴_ خودتان را دست‌کم نگیرید. گاهی بزرگ‌ترین مانع موفقیت، صدایی است که در ذهنمان مدام می‌گوید «تو نمی‌توانی». به خودتان همان‌قدر فرصت بدهید که به دیگران می‌دهید. ۵_ بیش از حد به گذشته فکر نکنید. گذشته برای درس گرفتن است، نه برای زندگی کردن. هر روزی که صرف حسرت دیروز می‌شود، از امروزتان کم می‌کند. ۶_ از نه گفتن نترسید. قرار نیست همیشه در دسترس همه باشید. گاهی «نه» گفتن به دیگران، یعنی «بله» گفتن به آرامش خودتان. ۷_ خودتان را به خاطر همه چیز مقصر ندانید. همه اتفاقات زندگی نتیجه اشتباهات شما نیست. بعضی چیزها خارج از کنترل شما هستند و باید پذیرفته شوند. ۸_ روی زخم‌هایی که هنوز خوب نشده‌اند، سرپوش نگذارید. نادیده گرفتن درد، آن را از بین نمی‌برد. برای التیام یافتن، باید اول با حقیقت روبه‌رو شوید. ۹_ ارزش خودتان را به نظر دیگران گره نزنید. اگر خوشحالی‌تان وابسته به تأیید دیگران باشد، آرامش واقعی را پیدا نخواهید کرد. ۱۰_ از رویاهایتان صرف‌نظر نکنید. ممکن است مسیر طولانی‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کردید، اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. ۱۱_ مراقبت از خودتان را به تعویق نیندازید. سلامتی، آرامش و حال خوب شما یک تجمل نیست؛ یک ضرورت است. ۱۲_ از شروع دوباره نترسید. گاهی پایان یک مسیر، آغاز بهترین فصل زندگی است. ۱۳_ کینه‌ها را برای مدت طولانی با خودتان حمل نکنید. کینه بیشتر از هر کس دیگری، صاحبش را خسته می‌کند. ۱۴_ برای اشتباهاتتان خودتان را نبخشیده رها نکنید. همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند. رشد کردن یعنی یاد گرفتن، نه مجازات کردن همیشگی خود. ۱۵_ فراموش نکنید که مهم‌ترین رابطه زندگی‌تان، رابطه‌ای است که با خودتان دارید. اگر با خودتان مهربان باشید، زندگی هم مهربان‌تر به نظر خواهد رسید. @chalasar2050

از میان مردان پدر سوژه خوبیست برای نوشتن... زمانی بود که راه رفتن را هم بلد نبودم چه برسد به حرف زدن کم کم دست را گرفتی و راه
از میان مردان پدر سوژه خوبیست برای نوشتن... زمانی بود که راه رفتن را هم بلد نبودم چه برسد به حرف زدن کم کم دست را گرفتی و راه رفتن را یادم دادی آن موقع ها جوان تر بودی و پر حوصله، موهای سرت هم یک دست سیاه اما زمان گذشت و با گذرش تک تک، سپیدی روشنی بر موهایت نشاند ولی من حواسم نبود که هر روز  سالخورده تر از قبل می شوی... آخر مرد است دیگر دردش را که عیان نمی کند باید قوی باشد مثل کوه... زمان همچنان می گذشت و نسبت سیاهی موهایت کم آورد دربرابر سپیدیشان و سوی چشمانت هم از سوی دیگر ، ومن باز حواسم نبود!قد می کشیدم و در خوش خوشان جوانی غافل از اینکه پدر ها هم پیر می شوند... امروز مصادف است با پنجمین سالگرد آسمانی شدن بزرگ مرد سفره باز و دوستداشتنی کوده زیبا 🖤 عمو دولت حاتمیان 🖤 جهت شادی روح این بزرگمرد و همسر مهربانش زن عموی عزیزمان 🖤🖤 مهتاب خانم حاتمیان 🖤🖤 فاتحه ای میخوانیم... روحشان شاد و نامشان ماندگار

✅ به اطلاع همراهان گرامی می رساند مراسم سومین روز درگذشت مرحوم مغفور شادروان محمدرضا علامه روز سه شنبه ساعت ۱۵ الی ۱۶ در مسجد
✅ به اطلاع همراهان گرامی می رساند مراسم سومین روز درگذشت مرحوم مغفور شادروان محمدرضا علامه روز سه شنبه ساعت ۱۵ الی ۱۶ در مسجد سلیمان آباد برگزار می گردد. روحش شاد یادش  گرامیباد🥀🌹 @chalasar2050

یک نفر مرده و خیلی جدی آدم‌ها دنبال سماقن که رو برنج و کبابشون بریزن. این ادامه‌داشتن زندگی بعد از هر اتفاقی، یه وقت‌ها از زندگی سیرم می‌کنه. غز @chalasar2050

#اطلاعیه #خیریه ✅️بنا به فرمایش مدیر مدرسه چلاسر آقای فروزش،سازه مدرسه چلاسر نیاز به ترمیم فوری داره و تامین هزینه ها از توان مدیریت مدرسه و آموزش و پرورش شهرستان خارج هستش و از عزیزان خیّر چلاسر که همیشه در مواردی که نیازشان احساس میشه پیش قدم هستن تقاضا داریم در این مورد خاص هم قدم پیش بگذارند و دست مدیریت مدرسه رو بگیرند. ✅️عزیزان در کامنت های این پست اعلام آمادگیشون رو ثبت کنند تا ما رابط شما و آقای فروزش باشیم @chalasar2050