تلنگری برای اندیشه
Открыть в Telegram
494
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-2730 день
Архив постов
برادران، با قدرتِ فضیلتِتان به زمین وفادار مانید! عشقِ ایثارگر و داناییِ شما خدمتگزارِ معنایِ زمین باد! چنین درخواست میکنم و شما را سوگند میدهم.
مگذارید فضیلتِتان از آنچه زمینیست بگریزد و بال بر دیوارهایِ سَرمَدی کوبد! فسوسا، همیشه چه بسیار فضیلتهایِ گریزان بوده است!
همانندِ من، فضیلتِ پروازکرده را به زمین بازگردانید؛ آری، به تن و زندگی، تا به زمین معنایِ خود را بخشد - معنايی انسانی!
✍🏻 #فریدریش_نیچه
📕 چنین گفت زرتشت
شما مردم را گرسنه نگه داشتهايد و آنها را از هم جدا كرده ايد تا عصيان و شورش آن ها را از بين ببريد. شـما آنها را ضعـيف و درمانده مىكنيد و وحشيانه نيروی آنها را مىبلعيد و اوقاتشان را مشغول مىكنيد تا از وحشت نه جوشش بكنند و نـه مجالى بـراى جوشش داشته باشند. آنها يكجا ايستادهاند و «درجا» مىزنند.
راضى باشيد! علیرغم جمعـيتى كه دارند تنها هستند. من هم تنها هستم. «همهى ما» تنها هستيم، زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آنها خوار و پسـت شدهام، به شـما اعلام مىكنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كه تا چشم كار ميكند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى»كشانده است؛ چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه بـه روى قطعه خاكى سنگينى میكند و بر اثر «بادیخشمگين» نابود میشود!
حکومت نظامی
#آلبر_كامو
مترجم: پرویز شهدی
آدم باید پیش از آنکه به معنای زندگی عشق بورزد به خود زندگی عشق بورزد. این حرف داستایوفسکی است. بله، و وقتی عشق به زندگی میمیرد، هیچ معنایی دلمان را تسلا نمیدهد.
📓یادداشتها
🖋آلبر کامو
هیچ کس، هرگز کاری را تنها بهخاطرِ دیگران انجام نداده است، همهی اعمال ما خودمدارانهاَند، هر کس تنها در خدمت خویش است، همه تنها به خود عشق میورزند.
به نظر میرسد از صحبتم متعجب شدهاید. اینطور نیست؟ شاید به کسانی میاندیشید که به آنها عشق میورزید. بیشتر غور کنید تا دریابید که آنها را دوست ندارید: آنچه دوست میدارید، حس مطبوعی است که از عشق ورزیدن به آنان در شما ایجاد میشود! شما اشتیاق را دوست دارید، نه کسی که اشتیاق را برمیانگیزد.
✍🏽 #اروین_د_یالوم
📕 وقتی نیچه گریست
در روان انسان، هیچ پدیدهای بصورت "تصادفی و بیدلیل" اتفاق نمیافتد. باید برای لغزشهای به ظاهر بیاهمیت نیز توضیحات قانع کنندهای فراتر از خستگی ساده یا بیدقتی جستجو کرد.
#زیگموند_فروید
هیچ ترسی در برابر گرسنگی تاب نمیآورد، هیچ صبری آن را از بین نمیبرد، جایی هم که گرسنگی باشد، نفرت موج میزند ...
📖 #دل_تاریکی
✍🏻 #جوزف_کنراد
📖آس و پاس ها
📝معرفی کتاب
باید به چیزی علاقه و توجه داشت، نمیتوان با عذر نداری و در فکر لقمه ای نان و پیاله ای چایی بودن از اندیشیدن غفلت ورزید.
✍🏻اثر:#جرج_اورول
طریق درست عشق ورزیدن همین بود :
بی هراس، بی حد و مرز، بی اندیشهی فردا
و سپس بی پشیمانی ...
📕 هیاهوی زمان
✍🏻 #جولین_بارنز
... هیچکس به رابطهای که شایستهی آن است نمیرسد. برای برخی از مردم، این علتِ رنجی بیپایان است و برای برخی از مردم موجبِ میلی بیپایان.
مونوگامی/ آدام فیلیپس
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هرچه کند در حجاب کند
از من مترس که خانم خطابت میکنم
از او بترس که همشیرهات خطاب کند
📕 دیوان ایرج میرزا
آهای آیندگان! شما که از دل گردابی بیرون میجهید که مارا بلعیده است، وقتی از ضعفهای ما حرف میزنید؛ از زمانهی سخت ماهم چیزی بگویید!
برشت
طبیعت همیشه آماده است تا بگذارد فرد سقوط کند.
«جهان همچون اراده و تصور» - شوپنهاور
▪️خود را سرزنده نگاه داشتن در گیر-و-دارِ یک کارِ دلگیر و بیاندازه پُرمسئولیت، کم هنری نیست: و البته، چه چیزی ضروریتر از سرزندگی؟ کاری که شادمانی در آن دستاندرکار نباشد هرگز درست از آب در نمیآید. تنها دلیلِ نیرومندی، سرشاریِ نیروست.
👤#نیچه
📖#غروب_بت_ها | دیباچه
هیچ صحنهای تکرار نمیشود، مثل وقتی که به نواری گوش میدهی یا ویدیویی تماشا میکنی نیست و نمیتوانی دکمه برگشت را بزنی !
هر نجوایی که درک یا دریافت نشود، برای همیشه از دست رفته است. این همان نکته نامبارک وقایعی است که برای ما رخ میدهد و ثبت نشده یا حتی بدتر از آن ناشناخته، نادیده یا ناشنیده میماند و بعدتر دیگر راهی برای بازیابیاش وجود ندارد. روزی که باهم نگذراندیم هیچوقت باهم نخواهیم گذراند ...
✍🏽 #خاوير_مارياس
📕قلبی به این سپیدی
وقتی انیشتین در دانشگاههای ایالات متحده سخنرانی میکرد، سوال تکراری بیشتر دانشجویان از او این بود:
آیا به خدا اعتقاد داری؟
و او همیشه پاسخ می داد:
من به خدای اسپینوزا ایمان دارم.
باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی1632-1677 ، با اصالت یهودیِ سفاردیِ پرتغالی بود.
وی یکی از بزرگترین خردگرایان و جبرگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینهساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم بهشمار میرود.
اسپینوزا میگفت: خدا میگوید:
دست از دعا بردارید.
کاری که من میخواهم انجام دهی این است که از زندگی لذت ببری. من از تو میخواهم آواز بخوانی و لذت ببری. از همه چیزهایی که برای تو ساختهام. دیگر از رفتن به آن معابد تاریک و سرد که خود ساختهای دست بردار و نگو آنجا خانهی خداست. خانه من در کوهها، جنگلها، رودخانهها، دریاچهها و سواحل است.
من در همه جا با تو زندگی میکنم و عشق خود را به تو ابراز میکنم. از سرزنش خود در زندگی دست بردار. من هرگز به تو نمیگویم مشکلی داری یا گناهکاری یا رابطهی معقول تو چیز بدی است چون تو را عاقل خلق نمودم. رابطه هدیهای است از طرف من به تو و با آن میتوانی عشق، وجد و شادی خود را ابراز کنی. پس مرا بخاطر هر آنچه باور تو را برانگیختند سرزنش نکن. اگر نمیتوانی مرا در طلوع آفتاب، در منظرهای، در نگاه دوستان یا در چشمان پسرت یا ذره ذره وجودت دریابی، در هیچ کتابی پیدا نخواهی کرد. دیگر از من نپرس که چگونه کارم را انجام میدهم؟ به عقلت رجوع کن، خواهی فهمید. دست از ترس من بردار من تو را نه قضاوت میکنم، نه انتقادی. نه عصبانی میشوم و نه اذیت میشوم. من عشق خالص هستم. تقاضای بخشش را متوقف کن! چیزی برای بخشش وجود ندارد. اگر تو را ساختهام، پر از احساسات، محدودیتها، لذتها، نیازها، ناسازگاریها ... و اراده آزاد و اندیشمند ساختهام. اگر به چیزی که در تو قرار دادهام پاسخ دهی چگونه میتوانم تو را سرزنش کنم؟ چگونه میتوانم تو را مجازات کنم که چرا اینگونه هستی، اگر من آنم که تو را ساخته، فکر میکنی آیا میتوانم مکانی برای سوزاندن همه فرزندانم که رفتار بدی داشتهاند ایجاد کنم؟ چه خدایی این کار را میکند؟ به همسالان خود احترام بگذار و آنچه را برای خود نمیخواهی برای دیگران هم نخواه. تنها چیزی که از تو میخواهم این است. به زندگی خود توجه کن! هوشیاری راهنمای توست. محبوب من، این زندگی نه امتحان است، نه یک قدم در راه، نه یک تمرین و نه مقدمهای برای بهشت. این زندگی در اینجا و اکنون تنها چیزی است که به آن نیاز داری. من تو را کاملا با اراده آزاد و عقل خلق کرده ام، نه جایزه و مجازاتی، نه گناه و فضیلتی، هیچ کس سابقهای را ثبت نمیکند. در زندگی کاملا آزادی. بهشت یا جهنم؟ من به تو نمیگویم که آیا چیزی بعد از این زندگی وجود دارد یا نه ، اما میتوانم یک نکته را به تو بگویم: طوری زندگی کن که انگار بعد از این زندگی چیزی نیست. این تنها شانس برای لذت بردن و دوست داشتن است. بنابراین، اگر بعد از این چیزی وجود نداشته باشد، از فرصتی که به تو داده ام لذت خواهی برد. و اگر وجود دارد، مطمئن باش که نمیپرسم که آیا رفتار صحیحی داشتهای یا اشتباه، من میپرسم. خوشت آمد؟ خوش گذشت؟ از چه چیزی بیشتر لذت بردی؟ چی یاد گرفتی؟ به چه حدی از کمال رسیدی؟
دیگر از اعتقاد به من دست بردار. ایمان، فرض و حدس و تخیل است. من نمیخواهم به من ایمان داشته باشی، میخواهم که به خود ایمان داشته باشی. میخواهم وقتی معشوق خود را میبویی، وقتی دختر کوچک خود را لمس میکنی، وقتی سگ خود را نوازش میکنی، وقتی در دریا استحمام میکنی مرا در خود حس کنی. دیگر از تعریف و تمجید من دست بردار، فکر میکنی من چه نوع خدای خودخواهی هستم؟ حوصله ستایش ندارم. خسته شدم از تشکر، احساس قدردانی میکنی؟ این را با مراقبت از خود، سلامتی، روابط خود و دنیا ثابت کن. شادی را ابراز کن! این، راه ِ ستایش من است. دیگر چیزهای پیچیده را متوقف کن و آنچه را در مورد من آموختهای یک بار دیگر مرور کن. به چه معجزات بیشتری نیاز داری؟ این همه توضیح؟ تنها چیز مطمئن این است که تو اینجایی و زنده.
و این دنیا پر از شگفتی است. پس، انسان باش وزندگی کن.
باروخ اسپینوزا
یکی از مشکلات امروزیِ جهان همواره عادت جزم اندیشانه باور آوردن به این و آن اندیشه و پندار است.
به زعم من ، تمام این افکار و باورها شکبرانگیز و تردید.آمیزند، و اینکه یک خردمند هرگز یقین نخواهد داشت که بر حق است.
#برتراند_راسل
