ویروگرد؛ یادگار ماندگار
Открыть в Telegram
یادداشتهای محمد گودرزی (ا. فرهیخته) پیرامون فرهنگ و تاریخ بروجرد @A_Farhikhte
БольшеИран192 718Категория не указана
405
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+830 день
Архив постов
سرگذشت شگفت کتابخانه نفیس حاج میرزا محمود بروجردی (بخش پایانی)
✍محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
در حدود سالهای ۴۶-۱۳۴۵ به گونهای تصادفی، مجموعه پراکنده اما ارزشمند کتابخانه حاج میرزا محمود مواهب مورد توجه مدیریت کتابخانه بزرگ آیتاله العظمی مرعشی نجفی قرار میگیرد و تلاش برای شناسایی، جمعآوری و حفظ این مجموعه نفیس آغاز میشود. ماجرا از آنجا شروع میشود که برخی نسخههای این کتابخانه، همان نسخههایی که ممهور به مُهر و دستخط شخص «صاحب مواهب» بودند، توسط برخی از نوادگانش به مرحوم سیدعباس مکی فروخته میشود. مکی شخصی متدین بود و عیالوار و از راه صحافی و خرید و فروش کتابهای دست دوم اموراتش میگذشت. وی شخصی شناخته شده و مورد اعتماد طلاب و علمای دینی بود و کتاب کهنه میخرید و بیشتر آنها را به قم میبرد و به کتابخانه مرحوم آیتاله مرعشی میفروخت که به ایشان ارادتی داشت. یک جور نماینده غیر رسمی کتابخانه مرعشی بود برای خرید کتاب. دکتر سید محمود مرعشی، فرزند آیتاله العظمی مرعشی نجفی و مدیر کتابخانه ایشان در این باره مینویسد:
«در یک روز سرد زمستانی آقای مکی نزد پدرم آمده و دو جلد کتاب خطی به وی نشان داده بود. آن روز من تهران بودم، پدر با تلفن مرا پیدا کرد و فرمودند زود خودت را به قم برسان، مقدار زیادی کتاب در بروجرد هست! به سرعت خودم را به قم رسانده و همان شبانه در معیت آقای مکی با یک اتومبیل جیپ راهی بروجرد شدیم. سقف خودرو برزنتی بود و چند جای آن سوراخ بود، بخاری هم نداشت. هوا بسیار سرد بود و برف هم به آرامی میبارید. از نزدیکیهای اراک، یخبندان شروع شد. چند پتو به خود پیچیده بودیم که از سرما از بین نرویم. شب بسیار بدی را گذرانده و نزدیک اذان صبح به بروجرد رسیدیم. بعد از اندکی استراحت در زیر کرسی داغ که لذت بخش بود و صرف صبحانه بسیار لذیذ مرکب از سرشیر، کره حیوانی، عسل عالی، نان محلی و پنیر درجه یک روستا عازم بازدید کتابها شدیم. کتابها به یکی از وُراث مرحوم حاج میرزا محمود طباطبایی مربوط میشد. کتابها را بررسی نمودیم؛ عجب کتابهای نفیسی بود! به آقای مکی گفتم: سید، لُرها انسانهای باصفایی هستند؛ تو را به حضرت عباس قسم بگو این کتاب¬ها را چند خریدهای؟! پاسخ داد: اگر حضرت عباسی باشد، من این کتاب ها را خیلی ارزان خریدهام و بهای آنها را گفت. من سه چهار برابر مبلغی که خریده بود به او پرداخت کردم. در واقع، اگر پول بیشتری در دسترسم بود، حاضر بودم تمام آن را صرف خرید این نفایس کنم. کتابها را گذاشتیم داخل چند گونی، پتوها را دور گونیها پیچیدیم و روی صندلی عقب قرار دادیم، یک نایلون هم تهیه کرده و روی آن بستهها کشیدیم که اگر باران آمد و سقف ماشین چکه کرد، به کتابها آسیب نرسد. بعدازظهر حرکت کردیم، حالا چه به سر مان آمد بماند. شب دیر وقت رسیدیم قم. پدر همچنان بیدار نشسته و منتظر بود. کتابها را باز کرده و مجدداً همراه پدر به بررسی آنها پرداختیم. پدر فرمودند: چند خریدهاید؟ گفتم فلان مبلغ. فرمود میخواستید مبلغ بیشتری به او بدهید. گفتم همان کار را کردهام. آن زمان کتاب خیلی ارزش نداشت و ما نفیسترین نسخه¬ها را با ۵۰ یا ۴۰ تک تومانی میخریدیم.»
بنا به نوشته دکتر محمود مرعشی، در مدت زمانی حدود ۳۵ سال و طی چندین مرحله، کار شناسایی و خرید کتابهای نفیس کتابخانه حاج میرزا محمود، که همگی مُهر و دستخط ایشان را داشتند از طریق بازماندگان وی و یا دلالان کتاب دنبال گرفته شد و بخش اعظم این کتابها برای کتابخانه بزرگ آیتاله العظمی مرعشی نجفی خریداری گردید. آخرین مجموعه از این کتابها در سالهای پایانی دهه ۱۳۷۰ خریداری و به قم منتقل شد. این بار نیز دکتر محمود مرعشی برای بررسی و خرید ۱۶۰ کتاب نفیس خطی، شخصاً به بروجرد آمد و آنها را از آقای دکتر نبوی خریداری کردند.
با این وصف میتوان گفت که اینک آثار ارزشمند و گرانسنگ کتابخانه نفیس حاج میرزا محمود مواهب را باید در کتابخانه بزرگ آیتاله مرعشی در قم سراغ گرفت!
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
کتابخانه نفیس حاج میرزا محمود بروجردی
✍ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
در قرون گذشته و پیش از ورود و فراگیری صنعت چاپ و انتشار گسترده کتاب، آثار علمی در نُسَخی بسیار معدود توسط خوشنویسان تهیه میشد و صحافانی ماهر و هنرمند آن نسخهها را به صورت کتابهایی فاخر درمیآوردند و به اهل علم عرضه میکردند. از این رو خرید و گردآوری کتاب رواج عمومی نداشت و داشتن کتابخانه خصوصی، بیشتر به عالمان دینی و برخی از فضلای وابسته به طبقه اعیان و اشراف محدود می¬شد. تا آنجا که میدانیم در بروجرد، برخی از چهرههای شناخته شده و مشهور خاندان طباطبایی، کتابخانههای خصوصی قابل توجهی داشتهاند، از جمله: آیت اله حاج میرزا محمود بروجردی، آیتاله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی، آیتاله حاج آقا ابوالمجد مواهبی، آیت اله حاج آقا محمدباقر سلطانی، حاج آقا فخرالدین صدرالعلما، حاج آقا محمدتقی افتخارالاسلام و حاج آقا ابوالفضل مغیثی. از این میان و بنا به توضیحاتی که در ادامه میآید کتابخانه اختصاصی حاج میرزا محمود در زمان خود، اعتباری بسیار داشته است.
حاج میرزا محمود بروجردی (تولد ۱۲۲۱- وفات ۱۳۰۰قمری) از مشهورترین علمای دینی ایران در دوره سلطنت ناصرالدینشاه قاجار و از برجستهترین چهرههای خاندان سادات طباطبایی بروجرد است که به واسطه نوشتن کتاب «مَواهِبُ السَنیه فی شَرح الدُره الغَرویه» به «صاحب مواهب» شهرت یافت. تقریباً تمامی تاریخنگاران عصر ناصری از جمله محمدحسنخان اعتمادالسلطنه و رضاقلیخان هدایت به معرفی شخصیت علمی و جایگاه اجتماعی حاج میرزا محمود پرداختهاند و مطالب مفصلی در مورد وی نوشتهاند. جدای از مقام فقهی و دایره اقتدار و نفوذ سیاسی اجتماعی این عالم نامی، وی کتابخانهای بسیار مفصل و نفیس داشته است. آن گونه که زندهیاد حاج آقا علیاکبر مواهبی طباطبایی، از نوادگان وی برای نگارنده نقل میکرد، این کتابخانه در اتاقهای رو به قبله در طبقه فوقانی خانه بزرگ حاج میرزا محمود قرار داشت، همان خانه مشهور خیابان بحرالعوم، کوچه مواهبی که هنوز هم در روزهای عزاداری محرم، سیل هیئتهای مذهبی و گروههای مختلف زن و مردِ عزادار به آنجا سرازیر میشود.
از شواهد میتوان گمان برد که چند هزار جلد کتاب خطی نفیس و ارزشمند در علوم مختلف فقهی، کلامی، فلسفی، ادبی و تاریخی به مرور زمان در این کتابخانه گردآوری شده بود که در زمان خود، یک گنجینه بسیار گرانبها شمرده میشده است. از نکات ظریف و بسیار مهم این که تمامی کتابهای موجود در این کتابخانه ممهور به مُهر و دستخط حاج میرزا محمود بودهاند. به رغم این میزان وسواس و توجه شخص «صاحب مواهب» به حفظ نسخههای موجود در کتابخانه، با وفات او یا چند سالی پس از آن، انسجام و یکپارچگی این مجموعه عظیم گسسته شد؛ کتابهای موجود و گرانبهای آن، همچون دیگر میراث خانوادگی، میان فرزندانش تقسیم شد. شاید در ابتدا هر چند صد جلد کتاب، به فرزندی رسید اما در گذر زمان و تقسیم چندباره آن میراثِ نخستین میان نسلهای بعدی، هر چند ده جلد یا چند جلد کتاب، سر از خانهای درآوردند! البته این را هم میدانیم که شماری از فرزندان و نوادگان «صاحب مواهب» راه ایشان را پی گرفتند و در کسوت اهل علم درآمدند و بعضاً از چهرههای علمی و فقهی بنامِ زمان خود شدند. یقیناً هر یک از این اشخاص، مجموعه کتابهایی را در کتابخانه خصوصی خود فراهم آوردند اما و ظاهراً هیچیک از این کتابخانههای شخصی، به میزان اهمیت و گستردگی کتابخانه بزرگ و نفیس حاج میرزا محمود نرسیدند. پُست بعدی به سرانجام و سرنوشت آثار نفیس این کتابخانه اختصاص دارد.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
همزمان با هشتادمین سالروز آغاز به نشر روزنامه راز، بخش مهمی از چهارمین نشست «ایوار» با همت «انجمن لرستانشناسی» و «مؤسسه مطالعات فرهنگ و رسانه» به بزرگداشت دو چهره تاریخ مطبوعات بروجرد یعنی دکتر ابوتراب رازانی و ابوالمجد رازانی اختصاص یافته است.
این نشست بعدازظهر فردا پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳ در تهران برپا میشود.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@viruged
سرزمین حرف! نوشتاری انتقادی نسبت به حکومت وقت
(به مناسبت هشتادمین سال آغاز نشر روزنامه راز)
✍ دکتر ابوتراب رازانی
ایران کشور «سخن» و سرزمین «گفتار» است و به کردار، کوچکترین توجهی نمیشود. تمام نقشههای اصلاحی ما متکی به گفتار است و با عمل، سر و کاری ندارد. اولیای امور و نمایندگان وعده و وعید را در قالب الفاظی رنگین و فریبنده به ساکنین سیهروز این کشور تحویل داده و او را بدین طریق تا دَم واپسینِ مرگ دلخوش میسازند و ملت بیچاره به امید آنکه روزی این مواعید پوچ صورت عمل به خود گرفته و به مرحله اجرا درآید، به زندگانی ننگین و مرگ تدریجی خود ادامه میدهد و لب به سخن نمیگشاید. زیرا میداند که آنچه البته به جایی نرسد فریاد است [...] این ملت بدبخت را که اکثریت آن گرسنه و برهنه و فاقد وسایل ضروری زندگی میباشند به حرف سرگرم نمودهاند. ملت از سختی معیشت و گرسنگی فریاد میکند و استمداد میطلبد، متصدیان امور وعده سر خرمن میدهند و نقشههایی را که به صرف حرف برای سدسازی و توسعه کشاورزی طراحی نمودهاند به رُخَش میکشند.
منبع: راز، شماره ۱۲۶، سهشنبه ۵ خرداد ۱۳۲۶
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
https://s8.uupload.ir/files/raz_764m.jpg
۱۷مهر هشتادمین سالروز آغاز نشر «راز» پایدارترین روزنامه بروجرد و لرستان تا پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
✍️ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
بر مبنای اسناد موجود، عنوان نخستین روزنامه در بروجرد و لرستان از آنِ بیضاء است که قبلاً در این کانال معرفی شده است. بیضاء به روش قدیمی ژلاتینی چاپ میشد و انتشار آن چندان ادامه نیافت. پس از آن، تلاشهای بروجردیها برای نشر روزنامه پایدار ناکام ماند. سرانجام دکتر ابوتراب رازانی توانست با انتشار راز از ۱۷ مهر ۱۳۲۳ این طلسم ۳۵ ساله را بشکند.
راز به عنوان یک روزنامه مسئولیتپذیر در حوزه اخلاق اجتماعی به دنیای مطبوعات گام نهاد، اما به آرامی شکل سیاسی گرفت. حدود نیمی از حیات راز با نخستوزیری احمد قوام همزمان گردید. مدیر راز، دکتر ابوتراب رازانی به قوام و حزبش (حزب دموکرات ایران) پیوست تا با پشتیبانی او، کرسی نمایندگی مردم بروجرد در دوره پانزدهم مجلس شورای ملّی را به دست آورد. از این رو راز چندی مانند ارگان محلی، در خدمت هدفهای حزب دموکراتِ قوام درآمد. همزمانی انتشار راز با انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی، فضایی شورانگیز در رقابتهای انتخاباتی ایجاد کرد. برای نخستین بار در تاریخ بروجرد، رقابتهای انتخاباتی به اوراق روزنامه کشیده شد و زمینه برای مشارکت بالای اقشار شهری و تحصیلکرده در انتخابات مجلس فراهم آمد که پدیدهای نوظهور بود. اما حزب دموکرات ایران از دکتر رازانی حمایت نکرد و او از راه یافتن به مجلس باز ماند. از پی این ناکامی سیاسی، روزنامه راز در آستانه چهارمین سال انتشارش تعطیل شد.
دکتر ابوتراب رازانی، از نخستین دانشآموختگان مقطع دکترای ادبیات فارسی در ایران بود. او چند سالی ریاست آموزش و پرورش بروجرد و لرستان را عهده داشت و سپس برای همیشه به تهران منتقل شد. سالها مدیر کل نگارش وزارت آموزش و پرورش بود و همزمان در دانشگاه¬های مختلف تدریس میکرد.
شرح حال دکتر رازانی، روند انتشار راز، ماجراهای جذاب رقابتهای انتخاباتی مجلس پانزدهم و تأثیری که این راز بر روزنامهنگاری در بروجرد داشت، در کتاب «تاریخ تحولات اجتماعی و روزنامهنگاری سیاسی در بروجرد» به تفصیل بررسی شده است.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
https://s8.uupload.ir/files/raz_764m.jpg
17 مهر هشتادمین سالروز آغاز نشر «راز» پایدارترین روزنامه بروجرد تا پیش از کودتای 28 مرداد 1332
محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
عنوان نخستین روزنامه در بروجرد از «بیضاء» است که در این کانال معرفی شده است. نشر بیضاء چندان ادامه نیافت و تلاشهای بروجردیها برای نشر روزنامه پایدار ناکام ماند. سرانجام دکتر ابوتراب رازانی توانست با نشر راز طلسم 35 ساله را بشکند.
راز به عنوان یک روزنامة مسئولیتپذیر در حوزة اجتماعی به دنیای مطبوعات گام نهاد و به آرامی شکل سیاسی یافت. نیمی از سه سال حیات راز با نخست¬وزیری احمد قوام همزمان شد. رازانی به قوام پیوست تا با حمایتش، کرسی نمایندگی بروجرد در مجلس را به دست آورد. همزمانی نشر راز با انتخابات مجلس، فضایی شورانگیز در رقابت¬ها ایجاد کرد که در بروجرد، پدیده¬ای نوظهور بود. اما قوام از دکتر رازانی حمایت نکرد. از پی این ناکامی، روز¬نامه¬ راز در آستانه چهارمین سال انتشار تعطیل شد.
روند انتشار راز و ماجراهای جذاب رقابت¬های انتخاباتی مجلس پانزدهم در کتاب «تاریخ تحولات اجتماعی و روزنامه¬نگاری سیاسی در بروجرد» بررسی شده است.
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
17 مهر هشتادمین سالروز آغاز نشر «راز» پایدارترین روزنامه بروجرد تا پیش از کودتای 28 مرداد 1332
محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
بر مبنای اسناد موجود، عنوان نخستین روزنامه در بروجرد از آنِ «بیضاء» است که قبلاً در این کانال معرفی شده است. بیضاء به روش قدیمی ژلاتینی چاپ می¬شد و انتشار آن چندان ادامه نیافت. پس از آن، تلاشهای بروجردیها برای نشر روزنامه پایدار ناکام ماند. سرانجام دکتر ابوتراب رازانی توانست با انتشار راز از 17 مهر 1323 این طلسم 35 ساله را بشکند.
راز به عنوان یک روزنامة مسئولیت¬پذیر در حوزة اخلاق اجتماعی به دنیای مطبوعات گام نهاد، اما به آرامی شکل سیاسی گرفت. حدود نیمی از حیات راز با نخست¬وزیری احمد قوام همزمان گردید. مدیر راز، دکتر ابوتراب رازانی به قوام و حزبش (حزب دموکرات ایران) پیوست تا با پشتیبانی او، کرسی نمایندگی مردم بروجرد در دورة پانزدهم مجلس شورای ملّی را به دست آورد. از این رو راز چندی مانند ارگان محلی، در خدمت هدف¬های حزب دموکراتِ قوام درآمد. همزمانی انتشار راز با انتخابات دورة پانزدهم مجلس شورای ملی، فضایی شورانگیز در رقابت¬های انتخاباتی ایجاد کرد. برای نخستین بار در تاریخ بروجرد، رقابت¬های انتخاباتی به اوراق روزنامه کشیده شد و زمینه برای مشارکت بالای اقشار شهری و تحصیلکرده¬ در انتخابات مجلس فراهم آمد که پدیده¬ای نوظهور بود. اما حزب دموکرات ایران از دکتر رازانی حمایت نکرد و او از راه یافتن به مجلس باز¬ ماند. از پی این ناکامی سیاسی، روز¬نامه¬ راز در آستانه چهارمین سال انتشارش تعطیل شد.
دکتر ابوتراب رازانی، از نخستین دانش¬آموختگان مقطع دکترای ادبیات فارسی در ایران بود. او چند سالی ریاست آموزش و پرورش بروجرد و لرستان را عهده داشت و سپس برای همیشه به تهران منتقل شد. سالها مدیر کل نگارش وزارت آموزش و پرورش بود و همزمان در دانشگاه¬های مختلف تدریس می¬کرد.
شرح حال دکتر رازانی، روند انتشار راز، ماجراهای جذاب رقابت¬های انتخاباتی مجلس پانزدهم و تأثیری که این راز بر روزنامه¬نگاری در بروجرد داشت، در کتاب «تاریخ تحولات اجتماعی و روزنامه¬نگاری سیاسی در بروجرد» به تفصیل بررسی شده است.
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
17 مهر هشتادمین سالروز آغاز نشر «راز» پایدارترین روزنامه بروجرد تا پیش از کودتای 28 مرداد 1332
محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
عنوان نخستین روزنامه در بروجرد از «بیضاء» است که در این کانال معرفی شده است. نشر بیضاء چندان ادامه نیافت و تلاشهای بروجردیها برای نشر روزنامه پایدار ناکام ماند. سرانجام دکتر ابوتراب رازانی توانست با نشر راز طلسم 35 ساله را بشکند.
راز به عنوان یک روزنامة مسئولیتپذیر در حوزة اجتماعی به دنیای مطبوعات گام نهاد و به آرامی شکل سیاسی یافت. نیمی از سه سال حیات راز با نخست¬وزیری احمد قوام همزمان شد. رازانی به قوام پیوست تا با حمایتش، کرسی نمایندگی بروجرد در مجلس را به دست آورد. همزمانی نشر راز با انتخابات مجلس، فضایی شورانگیز در رقابت¬ها ایجاد کرد که در بروجرد، پدیده¬ای نوظهور بود. اما قوام از دکتر رازانی حمایت نکرد. از پی این ناکامی، روز¬نامه¬ راز در آستانه چهارمین سال انتشار تعطیل شد.
روند انتشار راز و ماجراهای جذاب رقابت¬های انتخاباتی مجلس پانزدهم در کتاب «تاریخ تحولات اجتماعی و روزنامه¬نگاری سیاسی در بروجرد» بررسی شده است.
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
کاسبان منصف!
✍ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
حکایت کاسبان منصف شهر، آنها که روزی حلال را تنها از روزیرسانِ مهربان طلب میکردند، برای نسل امروز بیشتر به افسانه میماند تا واقعیت. حتی اگر حرص و ولع گروه قابل توجهی از کسانی را که به نام «کاسب» در مکاره بازار انتعاش میکنند نادیده بگیریم، تورم افسارگسیخته همراه هزینههای سرسامآوری که به شکلهای مختلف به کاسب جماعت تحمیل میشود، محلی برای خودنمایی واژههایی چون «انصاف» و «قناعت» باقی نگذاشته و دیری است که این دو صفت نیکِ اهل سوق را ظاهراً باید در فراموشخانه اذهانِ پیران شهر سراغ گرفت. یک نمونه شنیدنی از چنین حکایاتی را زندهیاد استاد عبدالمحمد روحبخشان به زیبایی ثبت کرده است:
در مورد قناعت کسبه، نمونهای به خاطرم آمد که نقل آن خالی از لطف نیست. در آن زمان، برخلاف امروز همه چیز بستهبندی شده نبود. مثلاً سَقَطفروش چای را در جعبههای چوبی پنج کیلویی و ده کیلویی از تاجر میخرید و خُرده خُرده میفروخت. سقطفروشی را میشناختم که چای را به همان قیمتی که میخرید به فروش میرساند. روزی در عین نوجوانی از او پرسیدم این چه نوع خرید و فروش است که هیچ سودی روی جنس نمیکشی و آن را به همان قیمتِ خرید میفروشی؟ در جواب گفت: بهای فروش گونی و جعبه چای، بهترین و عادلانهترین سودِ من است، بیشتر از آن را حرام میدانم و لازم ندارم!
هرچند استاد روحبخشان نام آن کاسب منصف را ننوشته، تا همین دو سه دههی اخیر، حکایتهای جالب و عبرتآموزی از کاسبان منصف و قانع بروجردی بر سر زبان اهل بازار جاری بود.
از آن جمله نقل میکنند شاعر نامی بروجردی، میرزا محمد باقر صامت که در گذر حاج ظُهرابی با میرزا محمدحسن حاجب سقطفروشی داشت، بر سر یک کمتوجهی شریک، شراکتش را با او بر هم زد: روزی پسر نوجوانی که ظرف چهار لیتری حلبی به دست گرفته و برای خرید نفت به گذر آمده بود را میرزا حاجب صدا میزند: پسر! مگر برای خرید نفت نیامدهای؟ ظرفت را بیاور تا به تو نفت دهم.
آن زمان، نفت در سقطفروشیها عرضه میشد. شب هنگام صامت، با لحنی آرام ولی جدی به شریک و رفیق قدیمی میگوید که تا کنون ما روزی خود را از خدا طلب میکردیم اما شما امروز مشتری را از میانهی گذر صدا زدی، شاید او قصد داشت از مغازه دیگری خرید کند!
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مُشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
دوستی با که شنیدی که به سر برد جهان
حق عیان است ولی طایفهای بیبصرند
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
گل بی خار میسر نشود در بستان
گل بی خارِ جهان، مردم نیکوسِیَرند
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
کانال تلگرامیویروگرد, یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
پدرم، مرد سنگ و زغال و آهن بود!
گرامیداشت عزیزانی که در سانحه معدن طبس جان باختند.
پدرم را خدا بیامرزد
مردِ سنگ و زغال و آهن بود!
سالهایِ درازِ عمرش را
کارگر بود، اهل معدن بود
از میانِ زغالها در کوه
عصرها روسفید برمیگشت
سربلند از نبرد با صخره
او که خود قلّهای فروتن بود
پا به پایِ زغالها میسوخت
سرخ میشد، دوباره کُک میشد
کورهای بود شعلهور در خود
کورهای که همیشه روشن بود
بارهایی که نانش آجر شد
از زمین و زمان گلایه نکرد
دردهایش، یکی دوتا که نبود
دردهایش هزار خرمن بود
از دلِ کوههایِ پابرجا
از درونِ مخوفِ تونلها
هفتخوان را گذشت و نان آورد
پدرم که خودش تَهَمتن بود
پدرم مثلِ واگنی خسته
از سرازیرِ ریل خارج شد
بیخبر رفت او که چندی بود
در هوایِ غریبِ رفتن بود
مردِ دشت و پرنده و باران
مردِ آوازهایِ کوهستان
پدرم را خدا بیامرزد
کارگر بود، اهلِ معدن بود!
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
بروجرد و آغاز جنگ هشت ساله
✍ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
هرچند شهر بروجرد نزدیک به مرز ایران با عراق نبود، از همان ابتدا تحت تأثیر جنگ و مسائل ناشی از آن قرار گرفت. از پی هجوم نیروهای عراقی به شهرهای مرزی خوزستان، ساکنان مناطق مختلف این استان خانه و کاشانه خود را ترک کردند و به ناچار راهی دیگر نقاط امن کشور شدند. متأسفانه گروههایی از اهالی برخی شهرها این آوارگان جنگی را که اینک «جنگزده» خطاب میشدند مورد سرزنش و بعضاً اذیت و آزار قرار دادند و از پناه دادن به آنها در شهرشان خودداری کردند! اما مردم بروجرد با آغوشی باز پذیرای دهها هزار نفر از هموطنان خوزستانی خود شدند. آن دسته از خوزستانیها که در بروجرد قوم و خویشی داشتند، در منزل اقوام خود ساکن شدند و جمع بسیاری در مدارس شهر اسکان یافتند.
در تابستان ۱۳۵۹ و پیش از آن که جنگ ایران و عراق آغاز شود، مسئولان آموزش و پرورش بروجرد به شدت درگیر پاکسازی (شناسایی و اخراج) گروه زیادی از معلمانی بودند که گفته میشد ضد انقلاب هستند و صلاحیت معلمی را ندارند! اخراج شمار زیادی از معلمان و دبیران، بی آن که نیروهای متخصص و مجرب جایگزین آنها شود چنان وضع نابسامانی به وجود آورده بود که در آستانه سال تحصیلی ۱۳۶۰-۱۳۵۹ آموزش و پرورش بروجرد از بازگشایی مدارس بازمانده بود؛ مهر آغاز شده بود اما هیچ دانشآموزی به مدرسه نمیرفت! از این رو شمار زیادی از کلاسهای مدارس، به ویژه مدارسی که در مناطق مرکزی شهر قرار داشتند به مکانی نسبتاً مناسب برای اسکان موقت هموطنان خوزستانی تبدیل شد. اما اسکان به تنهایی کافی نبود؛ شمار زیادی از این جنگزدگان نه تنها خانه، که تمامی اسباب و وسایل زندگی را از دست داده بودند و تقریباً هیچ نداشتند!
با همت برخی مسئولان، ستادی در سالن ورزسی تختی بروجرد تشکیل شد تا عملیات کمک رسانی به جنگزدگان را به شکلی متمرکز دنبال کند. در اوایل سال ۱۳۶۰ و با دستور محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، این ستاد و دیگر ستادهای همسان در شهرهایی که مانند بروجرد پذیرای مهاجران جنگی شده بودند، به ارگانی رسمی تبدیل شدند و با عنوان بنیاد امور جنگزدگان تحت نظر وزارت کشور قرار گرفتند و رسماً موظف شدند که فعالیتهای کمکرسانی و تأمین نیازهای مادی و معنوی مهاجران جنگ تحمیلی را سامان دهند. نام این بنیاد بعدها به «بنیاد امور مهاجرین جنگ تحمیلی» تغییر یافت و تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ همچنان به انجام وظایف خود مشغول بود: تهیه اسکان، پرداخت مستمری، رسیدگی به امور آموزشی، اشتغالزایی و کاریابی برای مهاجران جنگ تحمیلی اهم این وظایف بود.
در بروجرد ساختمان «انستیتو تکنولوژی شهید اصغر بدیع زادگان» در کوچه انستیتو واقع در خیابان سپاه، محل استقرار بنیاد جنگزدگان بروجرد شد. با کمک این بنیاد، امور مهاجران جنگی ساکن در بروجرد سامان داده شد، رفته رفته به جای مدارسی که امکانات مناسبی برای زندگی نداشتند، محلهای مناسبتری از جمله دو مسافرخانه و شماری خوابگاه برای مهاجران ترتیب داده شد و با پرداخت کمک هزینه اجاره بها، بسیاری از آنها در خانههای استیجاری ساکن شدند ...
اقامت جمع کثیری از هموطنان خوزستانی، به ویژه از دو شهر آبادان و خرمشهر برای مدت زمانی نسبتاً طولانی (نزدیک به یک دهه) در بروجرد امتزاج و اختلاط عمیق و گسترده اجتماعی و فرهنگی را در پی داشت که خود میتواند موضوع تحقیق جامعه شناسانی قرار گیرد.
با پایان یافتن جنگ، گروهی از این عزیزان به موطن اصلی خود در خوزستان بازگشتند و یا به شهرهای دیگر رفتند، اما جمع کثیری از آنها نیز برای همیشه در بروجرد ماندند و بخش جداناپذیری از پیکره مردم این شهر شدند.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
+2
بازتاب آغاز جنگ در روزنامههای ایران
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق در میان تشویق سپاهیانش به سوی ایران گلوله توپ پرتاب میکند.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
شهریور تلخ: یورش همه جانبه ارتش عراق به ایران و آغاز جنگ هشت ساله
در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هجوم ارتش عراق به مرزهای غرب و جنوب و حمله هوایی به چند فرودگاه ایران جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق به رهبری صدام حسینرییسجمهوری وقت عراق، علیه ایران آغاز شد. این واقعه در حالی اتفاق افتاد که تنها ۱۹ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی میگذشت. صدام چند روز پیش از این اقدام عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر (پیمان دوستی دو کشور ایران و عراق که با وساطت دولت الجزایر بسته شده بود) را در برابر دوربینهای تلویزیونی پاره کرد و در نطقی با تأکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروندرود که آن را شطالعربمینامید و طرح این ادعا که جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به اعراب تعلق دارد، همزمان جنگ زمینی، هوایی و دریایی علیه ایران را آغاز کرد.
برای اولین بار اخبار ساعت ۲ بعدازظهر روز ۳۱ شهریور، خبر بمباران فرودگاه مهرآباد را مخابره کرد. روزنامه کیهان فردای آن روز درباره تعداد مجروحین و مصدومین حمله عراق به تهران نوشت: «تا ساعت یک بامداد امروز تعداد مجروحین حادثه فرودگاه ۳۸ نفر اعلام شد که ۱۵ نفر به بیمارستان امام خمینی، ۸ نفر به بیمارستان شریعتی، ۳ نفر به بیمارستان صنایع هواپیمایی، ۸ نفر به بیمارستان میمنت و سه نفر به درمانگاه بیمههای اجتماعی منتقل شدهاند. از این تعداد، گروهی که جراحاتشان سطحی بود مداوا و از بیمارستان مرخص و برخی دیگر بستری شدهاند.»
این تنها فرودگاه مهرآباد تهران نبود که از سوی جنگندههای عراقی مورد حمله قرار گرفت. در ساعت ۱:۴۵ روز ۳۱ شهریور شش هواپیمای میگ عراقی باند فرودگاه اهواز را بمباران کردند. خبرنگار کیهان از اهواز گزارش داد که این واقعه در حالی اتفاق افتاد که حدود ۶۰۰ نفر در فرودگاه حضور داشتند. بر اثر این حمله قسمتی از باند فرودگاه اهواز ویران شد و چند تن زخمی شدند. در پی این حمله نیروهای نظامی در نقاط مختلف خوزستان به حالت آمادهباش درآمدند.
حدود ساعت ۱:۵۰ بعدازظهر ۳۱ شهریور، هشت میگ عراقی، فرودگاه و چند نقطه حساس دیگر شهر تبریز هم با ۱۱ راکت مورد حمله قرار گرفت. در پی این حمله یک فروند هواپیمای مسافربری تهران – تبریز که قرار بود ساعت ۲ بعدازظهر در فرودگاه تبریز به زمین بنشیند تغییر مسیر داده و در اصفهان به زمین نشست. همزمان با این واقعه فرودگاه همدان و پایگاه هوایی نوژه این شهر مورد حمله جنگندههای عراقی قرار گرفت و خساراتی به آن وارد شد. در همین حال خبرگزاری پارس اعلام کرد که مسئولان فرودگاه شیراز به دلایل امنیتی پروازهای عادی شرکت هواپیمایی ایران (هما) از فرودگاه شیراز را تا اطلاع ثانوی لغو کردهاند. فرودگاههای بوشهر، آبادان و کرمانشاه از دیگر نقاطی بودند که مورد حمله جنگندههای عراقی قرار گرفتند.
روز اول مهر، ستاد مشترک ارتش اعلام کرد که در حملات متقابل ایران به مواضع دشمن، ۱۱ فروند هواپیمای میگ سرنگون شده و ۴ فروند ناوچه موشکانداز عراقی غرق شده است.
واکنش رؤسای دولت و مجلس ایران
جنگ تحمیلی در حالی شروع شد که نیروهای مسلح انتظار جنگ را نداشتند و از آمادگی چندانی برای رویارویی در یک نبرد بزرگ برخوردار نبودند. با این حال واکنش مسئولان کشور به حمله عراق، نشانی از ضعف نداشت و مردم را به دفاع از کشور تشویق کردند. با آغاز جنگ، ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور وقت ایران، طی پیامی که شامگاه ۳۱ شهریور از رادیو و تلویزیون پخش شد گفت: «عراق به جای جنگ با اسرائیل به جنگ با ایران اقدام کرده است و کوشش ما برای اجتناب از این جنگ به جایی نرسیده و اکنون ناچاریم درسی را که صدام قصد داشت به ایران بدهد به خود وی بدهیم.»
هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس شورای اسلامی فردای آن روز در گفتوگو با خبرگزاری پارس گفت: «ریاست جمهوری و فرمانده کل قوا، مسئولان ارتش، اعضای شورای عالی دفاع، نخستوزیر، ریاست مجلس، فرمانده سپاه پاسداران و وزیر دفاع، حوادث و درگیریهای دیروز و حمله عراق به ایران را از آغاز زیر نظر گرفتند. گزارشها حاکی است که ضربات سنگینی از سوی نیروهای انقلاب به دشمن وارد شده است و نتیجه این ضربات متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.»
منبع: پایگاه اینترنتی تاریخ ایرانی
بازنشر در کانال تلگرامی ویروگرد یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
آتش در جان شهر! (قسمت دوم)
(به بهانه وقوع آتشسوزی عمدی در باغ امینی بروجرد)
✍️ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
با گشت و گذار در تاریخ بروجرد و از نگاه گردشگران متعددی که به این شهر آمدهاند، پی میبریم که اصلیترین عامل پیدایش و گسترش شهر بروجرد، برخورداری از شرایط طبیعی مناسب و به ویژه، بهرهمندی از آب و هوایی معتدل بوده است. به استناد نوشتههای جغرافیدانان مسلمان در بیش از هزار سال گذشته، بروجرد همواره در شمار شهرهای معتبر، آباد و سرسبز ایران معرفی شده است. از میان جغرافینویسان و سیاحان مشهور، نخستین بار ابنفقیه همدانی در قرن سوم هجری از بروجرد نام برده است. اصطخری در قرن چهارم هجری، طول شهر را نیم فرسنگ نوشته و از «زعفران نیک» آن خبر داده است. ابنحوقَل در همان قرن، نعمت فراوان و میوههای بسیار بروجرد را به دیده حیرت نگریسته و قزوینی در قرن هفتم هجری، مناظر زیبا و طبیعت خوش بروجرد را توصیف کرده است. ابوالفداء در همان سده، بر اساس معیارهای قدما، مختصات جغرافیایی شهر را به دست داده و حمداله مستوفی در قرن هشتم هجری، از دو مسجد «عتیق» و «جدید» آن یاد کرده است. و هرچه به زمان حاضر نزدیکتر میشویم، با حجم انبوهتری از نوشتههای گردشگران در باره بروجرد برخورد میکنیم. از آن میان، توصیف دقیق و جالبی که حاج زینالعابدین شیروانی در اثر بسیار مشهورش بستانالسیاحه در دوره فتحعلیشاه قاجار از بروجرد نوشته را تقدیم میکنم:
«بروجرد شهری است دلگشا و بلدهای است خُلدآسا، آبش از رودِ خوشگوار و هوایش به سردی مایل و سازگار، از اقلیم رابع و در زمینِ هموار واقع و طرف شمال گرفته و سایر اطرافش فیالجمله واسع، محمد تقی میرزا [حسامالسلطنه] دور شهر حصار کشیده و راسته بازار مسقف و دکاکین مکلف به اتمام رسانیده، قُرب پنج هزار خانه در اوست و نواحی دلنشین و قُرای بَهجت قرین مضافات [توابع] اوست. و فواکه [میوههای] سردسیریش به غایت نیکوست. باغات خرم و بساتین چون اِرَم دارد و در جمیع باغات آن دیار عمارات دو طبقه ساختهاند و در محاذی آن، چمنهای خوش طرح انداخته و اکثر باغاتش دیوار ندارد و لهذا در نظر بیننده بسیار فرخنده و زیبنده است. و چیت بروجردی مشهور است به اطراف عالم میبرند و به قیمت مناسب میخرند. مردمش شیعی مذهب و رِند مَشرب و سفید رخسار و از متاع حُسن برخوردارند، عموماً خالی از ذوق و مردمی نباشند و اشخاص نیک محضر و ستوده سِیَر و اهل حال و اصحاب کمال در آنجا میباشند، مکرر دیده و مشاهده گردیده است.»
به برخی توصیفهای او از طبیعت بروجرد بیشتر توجه کنید: شهری دلگشا؛ سرزمینی بهشت مانند؛ دارای نواحی دلنشین؛ روستاهایی بهجت قرین؛ باغهای خرم؛ بُستانهایی همچون بهشت ...! به راستی از این زیباتر هم میشد نوشت؟! اما اوج دقت نویسنده را باید در برقرار کردن پیوند میان خُلق و خوی بروجردیها با این طبیعت زیبا و بهشتآسا دانست: مردمی رِند مَشرب؛ سفید رخسار؛ از متاع حُسن برخوردار؛ اهل ذوق و آشنا با سلوک و رفتار مردمی؛ نیک محضر، اصحاب کمال و ... ! و بی سبب نیست که در درازای تاریخ از خاکِ پاک بروجرد، عالمان و دانشمندان، شاعران، هنرمندان، پزشکان، صنعتگران و ورزشکاران بیشماری برخاستهاند که بسیاری از آنها از جمله مفاخر علمی و فرهنگیِ نامآور ایران زمین شناخته میشوند!
احتمالا آنها که در گذشته و حال -عمداً یا سهواً- آتش به جان باغها و مزارع شهر انداختهاند و نقشی در تخریب آنها داشتهاند، نمیدانستهاند که نه تنها طبیعت سرسبز و زیبا و به تعبیر امروزی، ریههای تنفسی شهر را نابود کردهاند، بلکه به نوعی هیزمبیار معرکه خشونت و خشونتطلبی شدهاند. تاریخپژوهان امروزی بر آنند که میان محیط زندگی و اخلاق و رفتار انسانها پیوند تنگاتنگی وجود دارد. آنها به درستی نشان دادهاند، که به عنوان مثال، قساوتها و خونریزیهایی که به دستور چنگیزخان و قوم مغول در هجوم به دیگر نقاط جهان انجام گرفته با خاستگاه جغرافیایی او یعنی صحرای خشک و بی آب و علف گُبی در مغولستان ارتباط عمیقی داشته است.
پس به یاد داشته باشیم که حتی نابودی یک درخت یا یک بوتة گل، گامی است که برای دور کردن عموم اهالی، به ویژه جوانان و نوجوانان از احساسات سلیم و رقیق انسانی برداشتهایم!
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
آتش در جان شهر!(قسمت اول)
(به بهانه وقوع آتشسوزی عمدی در باغ امینی بروجرد)
✍️محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
بروجرد، شهری است آباد و بلدهای است خجسته، آبش گوارا و هوایش سازگار! (زینالعابدین شیروانی، سیاح معروف دوره قاجار).
به گفته اهل فن، درختان و فضاهای سبز داخل یا پیرامون شهر، مانند ریههای تنفسی ساکنان عمل میکنند و وارد آمدن هر گونه آسیب عمدی یا سهوی به آنها مشکلات زیستمحیطی متعددی را برای ادامه زندگی فراهم میآورد. از این رو در همین تهران بزرگ و کلانشهر اصفهان، به رغم قرار گرفتن در منطقهای نیمهخشک و حاشیه کویر، سالانه مبالغ هنگفتی صرف احداث و نگهداری فضاهای سبز میشود. اما حکایت «ریههای تنفسی» شهر ما، حکایتی بسیار تلخ و تأسفبار است؛ شهری که روزگاری نه چندان دور «شهر سبز حضرت سلیمان» و «دارالسرور ایران» لقب داشت و شهره آفاق و انفس بود، همچون بسیاری دیگر از شهرهای خوش آب و هوای کشور -به سرعت برق- به سمت بیابانی شدن پیش میرود! هرچند تغییرات اقلیمی و گرم شدن زمین، یک تهدید اصلی برای مناطق سبز ایران و بروجرد شناخته میشود، روشن است که عوامل انسانی به ویژه به کار نبستن یک برنامه علمی و جامع در توسعه شهر، در تخریب باغها و مزارع درون و پیرامون بافت شهری بروجرد بیشترین تأثیر را داشته است.
اینک سخن گفتن از قهوهخانه چمن، سیفاللهی، باغ رازانی، باغ الماسیه، باغ علیجان، باغ خیرخواه، باغ شترخواب، باغ شماعی، دشت لاله و خیلی دیگر از باغهای درون بافت شهری بروجرد، حتی برای پیران و سالخوردگان هم جنبه نوستالژیک ندارد و گویی همگی به فراموشخانه تاریخ سپرده شدهاند! سهل است، نسل امروزی از باغ و چشمه بیرجندی، باغ فاضل، باغ روضهخوانها، باغ افشار، باغ نکویی، نظامآباد، بیشه کبیری و خُلدِ بَرین -که همگی در چهار دهه اخیر به باد نیستی رفتند- چیزی در ذهن ندارد چه رسد به باغ شاه که زمان قاجارها اقامتگاه اختصاصی شاهان، شاهزادگان و مأموران حکومتی بوده است!
از این منظر باید به تمام کسانی که در روند تخریب و نابودی فضاهای سبز درون و پیرامون بافت شهری بروجرد در شش یا هفت دهه اخیر دستی داشتهاند، تبریک گفت؛ ظاهراً تصمیم ایشان بر نابودی این فضاها و ریشهکَنی آنها بوده است و انصافاً به بهترین شکلی از عهده کار برآمدهاند!!!
کمی نزدیک به سی سال پیش، در نوشتاری با عنوان «با بهار در بروجرد» با استناد به منابع معتبر تاریخی و جغرافیایی شهر سرسبز و زیبایم را چنین توصیف کردم، هرچند امروز مصداقی ندارد:
بروجرد در دامنه بیرونی زاگرسِ میانی، رو به فلات مرکزی ایران واقع است. سراسر قسمت جنوبی شهر را بخشی از ارتفاعات زاگرس در برگرفته که به رشتهکوه گَرین مشهور است و بلندی برخی قلههای آن، مانند ولاش به بیش از ۳۶۰۰ متر میرسد. در برابر کوههای سر به فلک کشیده جنوبی، ارتفاعات شمال شهر پستتر و بهسان تپههای نسبتاً بلندی به نظر میرسند (مسعود کیهان). میان این کوههای رفیع جنوبی و تپههای بلند شمالی، جلگه بروجرد در زمینهای آبرفتی شکل گرفته است؛ جلگهای با مزارعی آباد، درختانی سرفراز، چمنزارهای گسترده، جویبارهای روان و پیچ در پیچ و گلهای وحشی و رنگارنگ، همه و همه مانند تابلویی زیبا، که در بهاران زیباتر از هر زمان دیگری جلوهگری میکند و شاعر صاحب ذوق را چنان به وجد میآورده که اصفهانِ نصف جهان را هم طرف مقایسه با این بهار خیالانگیز ندانسته است:
گرچه «صِفاهان» بهشت روی زمین است
لیک نیرزد به یک بهار بروجرد
ادامه دارد ...
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
غمخوار بجز درد و وفادار بجز درد
جز درد که دانست که این مرد چه مردی است؟!
دوست نازنینم حسین صادقیفرد از پی چند سال تحمل بیماری جانکاه، خرقه درافکند و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
مراسم تشییع و خاکسپاری: فردا، شنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۳، ساعت ۹ صبح، آرامستان دارالسلام
محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
به یاد محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانهسرای معاصر
جمعهشب، نهم شهریور ماه ۱۴۰۳ خبر درگذشت شاعر نام آشنا، محمدعلی بهمنی به سرعت در رسانهها منتشر شد. شهرت او بیش از آن است که نیاز به معرفی در این کانال داشته باشد، اما نکتهای که کمتر گفته و شنیده شده و احتمالاً برای عموم بروجردیها جالب مینماید، علاقه او به شهر بروجرد و مردم بروجرد است. نمودهای عینی این علاقه را از سفر به بروجرد تا مأنوس بودن با شمار قابل توجهی از دوستان بروجردی از جمله، زندهیاد احمد حجتی میشد دید. یادشان گرامی باد.
فیلم کوتاه پیوست، بخشی از شعرخوانی احمد حجتی به لهجه بروجردی است که در نشست ادبی شبهای شعر، با حضور محمدعلی بهمنی، عصر یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶ در محل «نگارستان شهر» واقع در بوستان گفتگو در کوی نصر (گیشا) تهران برگزار شده است. فیلم توسط خواهرزادهام مهدی گودرزی، هنرمند تئاتر و سینما گرفته شده است. امید که مورد توجه قرار گیرد.
کانال تلگرامی ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
بروجرد در سوم شهریور ۱۳۲۰
✍ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
با آن که بیشتر اهالی بروجرد، چیز زیادی از مفاد اطلاعیهای که هواپیماهای انگلیسی بر فراز شهر منتشر کردند، دستگیرشان نمیشد و مثلاً نمیدانستند که جنگ شوروی و انگلیس با آلمان چه ارتباطی با مردم ایران و بروجرد دارد، نسبت به هواپیماهای بیگانهای که آرامش شهر را بر هم زده و مردم را دچار وحشت و اضطراب ساخته بودند حس خوبی نداشتند. یک شاهدعینی، زندهیاد پورفسور ابوالمجد حجتی، که در آن زمان نوجوانی بیش نبود در خاطرات خود از آن روز فراموش نشدنی مینویسد:
هواپیماها در ارتفاع کمی در پرواز بودند. شاید از فرودگاههای بغداد و بصره آمده بودند. ضمناً کاغذهایی براق رقصکنان از آسمان به پایین میآمدند و معلوم شد هواپیماهایی که مادرم میگفت دوتا بودند، کاغذها را در آسمان شهر [بروجرد] رها کردهاند. دوتا از آن کاغذها که به رنگ صورتی بودند به داخل حیاط خانه ما فرود آمد. کاغذها را با احتیاط برداشتم و خواندم. چنین شروع میشد: «ایرانیان، ما نه با شما جنگی داریم و نه دعوایی ... » زنان و کودکان از مشاهده هواپیماها دچار وحشت شده بودند [...] بعدها خبر رسید که پدر یکی از آموزگاران، که دوست نزدیک یکی از برادرانم بود و در داخل بازار کسب بارونقی داشت بر اثر صدای جِت در محل کار خود دچار حمله قلبی شده و درگذشته است.»
بزودی مردم بروجرد مانند دیگر هموطنان خود، با مشکلات بیشمار جنگ جهانی و اشغال کشور روبرو شدند و مفهوم «مساعدت» متفقین را با تمام وجود احساس کردند! گرانی، ملموسترین تأثیر اقتصادی جنگ جهانی دوم، حتی پیش از آن که پای اشغالگران به خاک ایران گشوده شود چهره زشت خود را بر توده مردم نمایان ساخته بود. اگر چه بسیاری از اهالی خاطره تلخ گرانی و قحطیِ سالهای جنگ جهانی اول را به یاد داشتند، ثبات و امنیت سیاسی، اجتماعی که در زمان حکومت رضاشاه برقرار شده بود با پایان دادن به آن نابسامانیها شرایط را برای رشد نسبی اقتصاد ایران فراهم کرده بود. از پیِ چنین رشدی، توده مردم به لحاظ اقتصادی تا حدی آرامش یافتند، اما با اشغال کشور در شهریور ۱۳۲۰ این آرامش نسبی چنان برهم خورد که اهالیِ وحشت زده در بعضی مناطق، انبارهای گندم را تاراج کردند. تبعات اقتصادی اشغال کشور، بزودی نمود بیشتری یافت به گونهای که سال ۱۳۲۱ در ایران «سال وحشت» لقب گرفت. ابوالمجد حجتی مینویسد:
افزایش چند ده برابری و گاه چند صد برابری قیمتها، حتی خاندانهای قدیمی و نسبتاً متمول بروجردی را چنان در تنگنا قرار داد که برخی از آنها به فروش اشیاء کمنظیر و میراث خانوادگی روی آوردند. بروجرد که بهترین حبوبات و گندم را به بازار عرضه میکرد نان نداشت، همه را برای متفقین به جبهههای جنگ در شوروی میبردند. آنان که ملک و محصولی نداشتند مجبور بودند از بازار نان بخرند. نان سنگک ارزانتر بود ولی کیفیت آن بد شده بود، معلوم نبود که از چه آردی استفاده میشود. در حالی که نان برای خیلی از مردم تنها غذا بود، بسیاری از مردم برای چاشت و نهار و شام فقط نان میخوردند و قادر به تهیه چیز دیگری نبودند ...
ادامه مطلب را در کتاب تاریخ تحولات اجتماعی و روزنامهنگاری سیاسی در بروجرد از ۱۲۸۵ تا ۱۳۳۲ دنبال کنید.
کانال تلگرامی«ویروگرد، یادگار ماندگار
نشانی:
@virugerd
سندی تاریخی از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰
✍ محمد گودرزی (ا. فرهیخته)
در نهم شهریور ۱۳۱۸جنگ جهانی دوم شروع شد. بسیاری از کشورهای جهان به نفع یکی از دو طرف، وارد جنگ شدند اما ایران اعلان بیطرفی کرد.
دو سال بعد، در اول تیر ۱۳۲۰ آلمان به شوروی حمله کرد. از پی آن، انگلیس و آمریکا تصمیم گرفتند از طریق خاک ایران به شوروی کمکرسانی کنند. آنها، بی توجه به بیطرفی ایران، بدترین راه، یعنی حمله نظامی را برگزیدند.
در بامداد دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای انگلیس و شوروی حمله کردند. همان روز رادیو تهران خبر داد که نیروهای انگلیسی و روسی از جنوبِ غرب، غرب، شمال غربی و شرقی به ایران حمله نموده و مشغول پیشروی هستند. در رادیو گفته شد که علت هجوم انگلیسها و روسها این است که میخواهند ایرانیان را از حمله آلمان محافظت نمایند!!!
بروجردیها خبر حمله را از طریق هواپیماهایی که در سوم شهریور ماه برفراز شهر به پرواز درآمدند و اطلاعیههایی را فرو ریختند، دریافتند. تصویر آن اطلاعیه، که زندهیاد غلامعباس براری در اختیارم گذاشتند، تقدیم همشهریان میشود.
کانال تلگرامی «ویروگرد، یادگار ماندگار»
نشانی:
@virugerd
