ru
Feedback
یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

Открыть в Telegram

“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek

Больше
493
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین کو به نقشی دیگر آید سوی تو می‌دان یقین نی خوشی مَر طفل را از دایگان و شیر بود؟ چون بُرید از شیر آمد آن زِ خَمر و انگبین

کلماتی عالی است و سخن اوست که گفت: «اصنام مختلف اند. بعضی را از خلق، بتْ نفس اوست و بعضی را فرزنداو و بعضی را مال او و بعضی را زن او و بعضی را حرمت او و بعضی را نماز و روزه و زکوة او و حال او و بت بسیار است. هریکی از خلق بستهٔ بتی اند از این بتان و فرار از این بتان هیچ کس را نیست مگر آن را که نبیند نفس خویش را حال و محل، و هیچ اعتمادش نبود بر افعال خویش. شکر نگوید، بل که چنان باید که هرچه از او ظاهر شود از خیر و شر، بدآن از نفس خویش راضی نبود و ملامت کنندهٔ خویش بود.» ذکر ممشاد دینوری رح

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۶۰ تمام عرفان: حمد و استغفار من و تو

با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا که بگیری و بمیرانی ام خوبترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانی ام؟ حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانی ام حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام ها به کجا می کشیم خوب من؟ ها نکشانی به پشیمانیم محمد علی بهمنی

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

احسان هنری نیست به امید تلافی نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید

گفت: «اَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ رابعضی شنیدند که: نه من خدا ام؟ و بعضی شنیدند که: نه من دوست شما ام؟ و بعضی چنان شنیدند که نه همه منم؟» ‌ #ذکر_شیخ_ابوالحسن_خرقانی -رح- #توحید

ای مالک بدان که‏ هیچ وسیله‏اى براى جلب اعتماد والى،بوفادارى رعیت، بهتر از احسان بآنهاو تخفیف هزینه‏ها بر آنان،و عدم اجبارشان بکارى که وظیفه ندارند نیست، در این راه آنقدر بکوش تا بوفادارى آنان خوشبین شوى(و بر آنان اعتماد کنى‏که)این خوشبینى بار رنج فراوانى را از دوشت‏برمى‏دارد.

ظهور و غیب امام ع نباید برای تو فرقی کند سید هاشم حداد ره

ز هرچه غیر یار استغفرالله ز بود مستعار استغفرالله دمی کان بگذرد بی یاد رویش از آن دم بیشمار استغفرالله زبان کان تر بذکر دوست نبود ز سرش الحذر استغفرالله سر آمد عمر و یکساعت ز غفلت نگشتم هوشیار استغفرالله جوانی رفت پیری هم سر آمد نکردم هیچ کار استغفرالله نکردم یک سجودی در همه عمر که آید آن بکار استغفرالله خطا بود آنچه گفتم و آنچه کردم از آنها الفرار استغفرالله ز کردار بدم صد بار توبه ز گفتارم هزار استغفرالله شدم دور از دیار یار ای فیض من مهجور زار استغفرالله

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۵۸ کوروش

الهی تُغْنِيَنِي عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ

موضوع سخنرانی: آثار حب دنیا

فقیهی پدر را گفت: هیچ از این سخنان رنگین دلاویز متکلمان در من اثر نمی‌کند به حکم آن که نمی‌بینم مر ایشان را فعلی موافق گفتار: ترک دنیا به مردم آموزند خویشتن سیم و غلّه اندوزند عالمی را که گفت باشد و بس هر چه گوید نگیرد اندر کس عالم آن کس بود که بد نکند نه بگوید به خلق و خود نکند اَتَأمُرونَ الناسَ بِالبِرِّ وَ تَنْسَونَ اَنفُسَکُم عالم که کامرانی و تن پروری کند او خویشتن گم است که را رهبری کند پدر گفت: ای پسر! به مجرد خیال باطل نشاید روی از تربیت ناصحان بگردانیدن و علما را به ضلالت منسوب کردن و در طلب عالم معصوم از فواید علم محروم ماندن، همچو نابینایی که شبی در وحل افتاده بود و می‌گفت: آخر یکی از مسلمانان چراغی فرا راه من دارید. زنی مازحه بشنید و گفت: تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟! همچنین مجلس وعظ چو کلبه بزّاز است آنجا تا نقدی ندهی بضاعتی نستانی و اینجا تا ارادتی نیاری سعادتی نبری. گفت عالم به گوش جان بشنو ور نماند به گفتنش کردار باطل است آنچه مدّعی گوید خفته را خفته کی کند بیدار مرد باید که گیرد اندر گوش ور نوشته است پند بر دیوار صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریق را گفت آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را

قرآن کتاب تاریخ نیست(فقط) کتاب هدایت است،داستان های قرآن،فرعون و‌موسی و یونس و نمرود و سلیمان و .... شخصیت هایی هستند که من باید خودم را در این شخصیت ها جستجو کنم تفاوت غفلت وانذار #محرم۹۹_۷رحیمی

عاشورا ۲ - می‌آید تا قفل زندان بشکند درب قفس را او باز میکند دین باید وارد قلب تو شود جای عشق قلب انسان است دین فقط و فقط محبت است آیا دین چیزی غیر از عشق است؟! او وام تو را پرداخت می کند و تو را آزاد می‌کند دین اگر به قلب وارد شد و تبدیل به محبت شد خوب دینی است. نماز تو باید فرو برود در درون وجود تو و تبدیل به محبت شود. این روزی است که آن روح عظیم از آن مقام استغراق خودش تنزل می کند و به دنیا توجه می کند. کار نهایی را او انجام می دهد. درب قفس را او باز می کند. ولی درب قفس را باز می کند. هین که اسرافیل وقت اند اولیا مرده را زیشان حیات است و نما ولی خدا وام تو را پرداخت می کند و درب قفس دنیا را باز می‌کند و مرغ روح تو را آزاد می کند. تو باید مرغی باشی که توان پرواز دارد. تو ضعیف تر از آن هستی که بتوانی خودت را آزاد کنی. #عاشورا #سطح_یک #عمومی #عرفانی #فایل_صوتی_کوتاه #شیخ_حمید_رضا_مروجی_سبزواری 🆔 @MORAVEJI_SABZEVARI

حضرت استادم علامه حسن زاده آملی ـ روحی فداه ـ فرمودند: « رَحِم » از رحمانیت حضرت حق است و جنین در رحم زن را دست چاقوی جرّاح ندهید . زن مظهر رحمانیت حضرت حق است.(( حضرت علامه حسن زاده به شدت با عمل سزارین مخالف هستند. مبادا مبادا مبادا که تن به این عمل دهید که بد اثراتی دارد))

کسانی که مال یتیمان را می خورند توی شکمشان آتش است. ( دوستی در همین لحظه از استاد سمندری سؤالی طرح کردند که منظور از آتش در شکم در آن عالم یعنی چه ؟! ایشان فرمود : ) آتش در شکم یعنی بُعد از حضرت حق. و یعنی سقط شدن از درگاه الله. (( بزرگان ما میفرمایند به هر میزان که به هستی مطلق تقرب یابیم در روح و ریحان بیشتری خواهیم بود و به هر میزان که از هستی مطلق دور تر باشیم در تنگی و سختی و سجین خواهیم بود. بعد و دوری از هستی مطلق جهنم است و قرب و نزدیکی به او بهشت. انسان میباید مراقب باشد از این رحم طبیعت سقط نشود و سالم به عالم دیگر متولد گردد. ))

دندان کمک کند، که گره بسته وا کنند دندان او ؛هم آن گره بسته وا نکرد معراجِ او به روی زمین شد ز پشت زین همچون نبی ،عروج به سوی سما نکرد مسجود را ندیده سر از سجده برنداشت حق سجود عشق، چو او کس ادا نکرد