دیالکتیک روشنگری
Открыть в Telegram
853
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+230 дней
Архив постов
علم به ما می آموزد و تصور می کنم قلبمان هم می تواند به ما بیاموزد که دیگر به دنبال پشتیبان موهومی نباشیم، دیگر متحدانی در آسمان اختراع نکنیم بلکه ترجیحا به تلاش های خودمان اینجا زیر آسمان متکی باشیم تا این جهان را مکان مناسبی برای زندگی سازیم به جای آن نوع مکانی که کلیساها در تمام کشورها از آن ساخته اند.
برتراند راسل
چرا مسیحی نیستم
@ELDialectico
شأن نزول ترجمهی "ذهن ارتجاعی*: محافظه کاری از ادموند بِرک تا سارا پیلن" این بود که سالها شاهد بودم که در دنیای علوم انسانی ایران (البته اگر اصلاً بتوان با این نظام جهنمی آموزشیِ القاگری و مغزشویی به چنین "دنیا"یی قایل شد - که در اصل قضیه شکّ قوی دارم) خَلطی بود که میان مفهوم محافظهکاری و لیبرالیسم دست داده بود و چپ و راست هم نداشت و کم وبیش همه در آن شریک بودند تا جاییکه عدهای از تاریخ و اندیشه و جهان و مافیها بیخبر حتی محافظهکاران هاری چون سید جواد طباطبایی و "جیمی" بیقدر و بیسواد و هوچیاش محمد قوچانی و سلسلهی درازآهنگ "فرهنگیکاران امنیتی" را "لیبرال" میخواندند، وصلهای که با هزار من سریشم به این جماعت نمیچسبد و این دو و هواخواهان ریز و درشتشان به هزار زبان فریاد میکردند که مامحافظهکاریم، حتی سید جواد طباطبایی دربارهی پدر محافظهکاری مدرن، ادموند بِرک، چیزهایی سرهم کرد و در "مهرنامه" چاپ زد. با این همه، این گفتهها و تمهیدات به خرج آن عده نرفت که نرفت. "ذهن ارتجاعی" الحق که در تدقیق و تنقیح و تفکیک این دو مفهوم سنگ تمام میگذارد و خواننده را در جریان خط سیر تاریخی این دو مفهوم قرار میدهد.
ذهن ارتجاعی
(محافظهکاری از ادموند برک تا سارا پیلن)
کوری رابین
ترجمهی:اکبر معصوم بیگی
@ELDialectico
📚معرفی کتاب
ذهن ارتجاعی
(محافظهکاری از ادموند برک تا سارا پیلن)
کوری رابین
ترجمهی:اکبر معصوم بیگی
@ELDialectico
📚 ۴۲ اندیشۀ ناب: تأملاتی درباره زندگی،جهان و هرآن چیز دیگر
اساس این کتاب الهامهایی است برگرفته از گفتههایی از مشاهیر دنیای علم و هنر و ادب و فلسفه و سیاست و... که نقطههای آغازی است برای کسانی که در تکاپوی غنیتر زیستن هستند. نویسنده، از این رهگذر، تأملاتی را با خواننده در میان میگذارد در قالبِ اندیشههایی ناب برای پاسخ دادن به معمّای زندگی و جهان و هر آن چیز دیگر. منبع اصلیِ الهام او فلسفهای است که این پرسش را مطرح میسازد: «چگونه زندگی کنم؟» همان پرسشی که فیلسوفانِ باستان هم در پی پاسخ به آن بودند.
۴۲ اندیشهٔ ناب رویکردی متفاوت و در عین حال کهن در پیش گرفته است برای رسیدگی به مسائل ازلی ـ ابدی زندگی که همانا سعادت و آسایش بشر است. این کتاب ـــ از طریقِ قیاس و حکایت، پرسش و نقلقول ـــ فلسفه را به خدمتِ زندگی و هرچه شکوفاتر شدنِ آن درمیآورد.
@ELDialectico
📚 معرفی کتاب:
۴۲ اندیشۀ ناب: تأملاتی دربارۀ زندگی، جهان و هر آن چیز دیگر (مارک ورنون) [ترجمۀ پژمان طهرانیان، نشرنو
@ELDialectico
🔹 ملیگرایی یا میهندوستی
ملیگرایی اصلاً به معنای میهندوستی نیست. ملیگراها هرچند همیشه خیالِ قدرت داشتن و پیروز شدن و نابود کردن و انتقام گرفتن در سر دارند، مایلند به آنچه در دنیای واقعی روی میدهد بیتوجه باشند. اما میهندوست برخلافِ ملیگرایی میخواهد ملتش به آرمانهایش پایبند بماند؛ یعنی از ما میخواهد بهترینِ خودمان باشیم. میهندوست باید دغدغهی دنیای واقعی را داشته باشد، که تنها جایی است که میهنش میتواند در آن دوست داشته شود و حفظ شود. میهندوست قائل به ارزشهایی جهانی است، استانداردهایی که با آنها ملت و کشورش را قضاوت میکند و همواره صلاح و بهروزیشان را میخواهد.
استبداد: بیست درس از قرن بیستم | نوشتۀ تیموتی اسنایدر | ترجمۀ پژمان طهرانیان
@ELDialectico
📚معرفی کتاب :
استبداد: بیست درس از قرن بیستم | تیموتی اسنایدر | ترجمۀ پژمان طهرانیان
@ELDialectico
به دنیا بی توجه نبود می دانست که جنگ رو به پایان است. فکر می کرد که جورج ممکن است کمی پس از تولد من برگردد. می دانست که در این صورت نخواهد توانست به زندگی کردن در اتاقش ادامه دهد باید جایی همراه او زندگی کند به زندگی کردن در اتاقش ادامه دهد باید جایی همراه او زندگی کند. و می دانست که من هم آن جا خواهم بود،اما تولد من برایش بیشتر حکم به انتها رساندن چیزی را داشت تا شروع کردن آن.
رویای مادرم
آلیس مونرو
@ELDialectico
چجوری یه نفر میتونه از این لذت ببره که ساعت شش و نیم صبح با صدای زنگِ ساعت از خواب بیدار شه، از تخت بخزه بیرون، لباس بپوشه، به زور غذا بخوره، برینه، بشاشه، دندونها و موهاش رو بشوره، و با ترافیک دست و پنجه نرم کنه تا برسه به مکانی که قراره توش واسه یه نفر دیگه کلی پول در بیاره، تازه کلی هم سپاسگزار باشه واسه موقعیتی که بهش داده شده؟
چارلز بوکفسکی
@ELDialectico
《وطن ما، به یک معنی، سرزمینیست پر از صحراهای فراخ و کوههای بلند و رودها و دریاچههایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به پا خاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ مینواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوریهای قهرمانان سخن میگفت، و خیام سرگردانی انسان را بازمینمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرتانگیز، از ظرایف روان انسان، بیش از همه عشق، سخن میگفتند. این وطن را میتوان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی است.》
احسان یارشاطر
@ELDialectico
احسان یارشاطر، بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا درگذشت
او مدیر بزرگترین و جامعترین دانشنامه ایرانشناسی بود.
«وطن برای من جایی است که بتوان برای ایران کار کرد، نوشت، منتشر کرد و فرهنگ ایران را بهتر شناساند».
نام احسان یارشاطر به یک نام دیگر پیوند خورده است؛ دانشنامهی ایرانیکا. دانشنامهی ایرانیکا بزرگترین و جامعترین پروژههای ایرانشناسی است. ایرانیکا دانشنامهای است دربارهی تاریخ، فرهنگ، هنر و جامعهی ایران که به مدیریت پروفسور احسان یارشاطر و به وسیلهی بخش پژوهشهای ایرانی دانشگاه کلمبیا در نیویورک چاپ میشود.
کار تدوین این دانشنامه به سال ۱۳۴۷ برمیگردد که این دانشنامه به پیشنهاد احسان یارشاطر و با بودجهای دو میلیون دلاری شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بودجهی ایرانیکا قطع شد و ادامهی این کار بزرگ به بخش ایرانشناسی دانشگاه کلمبیا انتقال یافت. مدیریت این کار سترگ از ابتدا تا هماکنون برعهدهی احسان یارشاطر است.
احسان یارشاطر در ۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان و در یک خانوادهی بهائی به دنیا آمد.آنگونه که خود در برنامهی «چمدان» شبکهی بیبیسی فارسی میگوید سن و سال کمی داشت که پدر و مادرش را از دست داد و هزینه تحصیل نداشت.
یارشاطر در نیویورک مرکز «ایرانشناسی» را بنیاد گذاشت و پس از خریدن کتابخانهی شخصی سعید نفیسی آن را به این بنیاد اهدا کرد. کار بر روی ایرانیکا از کارهای بزرگ احسان یارشاطر بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این کار برای مدتی به دلیل قطع بودجه، متوقف شد. او در این زمان ناچار میشود برای تامین مخارج انتشار دانشنامه موزهی شخصی هنرهای اسلامی خود را بفروشد که بعضی از این آثار در موزهی متروپولیتن نیوریوک موجود است.
حامیان مالی ایرانیکا، دانشگاه کلمبیا و بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا هستند. احسان یارشاطر آنروزها را اینگونه به یاد میآورد: «از بخت بد من، آن روزها ایام گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا بود. در واشنگتن نمیشد اسم ایران را آورد. اما چون فکر میکردم در دنیا حتما کسان دیگری هم هستند که مانند من معتقدند سیاست نباید در کار علم دخالت کند، جرات کردم و رفتم.
همان ابتدا به رئیس بنیاد گفتم که از اوضاع خبر دارم اما این کاری است که میخواهم بکنم. او گفت این کار شما از همان دسته کارهایی است که ما اصولا حمایت میکنیم، با این حال، شما باید تقاضا و طرحی کامل با جزئیات بیاورید تا در شورای ما بررسی شود. گفتم دفتر کوچک و منشی و دبیری که الان تدارک دیده ام را نمیتوانم معطل این زمان رسیدگی کنم و نگرانم که اگر آنها را از دست دهم، دیگر نظیرشان را پیدا نکنم. مرد سنجیدهای بود. مردانگی کرد. گفت من از بودجه اختصاصی که در اختیارم هست به شما ۱۷ هزار و ۵۰۰ دلار میدهم تا شما خودتان را سرپا نگهدارید و ما فرصت بررسی کار شما را پیدا کنیم. همان بودجه در آن ایام دفتر ایرانیکا را حفظ کرد.» این دو بنیاد به مدت ده سال به دانشنامهی ایرانیکا کمک کردند اما تداوم کمک مالی پس از این ده سال را منوط به کمک مالی از میان ایرانیان کردند. در این صورت هر دو سازمان در مقابل هر یک دلاری که ایرانیها بدهند، هر کدام یک دلار پرداخت میکنند.
@ELDialectico
کسی را که از زمانه شکوه کرده بود، نزد «زیاد» آوردند. زیاد گفت این بار از تو درگذشتم اما دیگر از زمانه شکوه نکن چون زمانه یعنی «حکومت»!
عیون الاخبار ابن قتیبه دینوری
@ELDialectico
چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم!
برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد، بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است...
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم...
مائدههای زمینی
آندره ژید
@ELDialectico
به نظرم انسانها تنها موجودات در این جهان هستند که به هر چیزی که در آن وجود دارد، نیازمندند… اما هیچ چیز در این دنیا وجود ندارد که برای ادامهٔ زندگی به ما نیاز داشته باشد. ما اربابان زمین نیستیم، بلکه نوکران آنیم.
📘اورندا
جوزف بویدن
ترجمه:محمد جوادی
@ELDialectico
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و دوستت میدارم رازی است
که در میان حنجرهام دق میکند
وقتی تو نیستی
من فکر میکنم تو
آنقدر مهربانی
که توپهای کوچک بازی
تصویرهای صامت دیوار
و اجتماع شیشههای فنجانها، حتی
از دوری تو رنج میبرند
و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا
به تو معتادند
و انعکاس لهجه شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگیهایم
میپیچد!
حسین منزوی
@ELDialectico
استاد هادی شفائیه ، خالق پرترههای ماندگار نیما یوشیج و بسیاری از شعرا و هنرمندان ایرانی در ۹۵سالگی درگذشت.
@ELDialectico
فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی میفهمند.
اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است.
دوستی همیشه با سوءتفاهم همراه است، عشق خیلی بیشتر..!
📚نیمه غایب
حسین سناپور
@ELDialectico
بیمار سرطانی : یه نخ سیگار میدی؟
ویلیام: مگه تو سرطان نداری؟
بیمار سرطانی: چی میشه مگه...سرطانم سرطان میگیره؟؟
🎥پرواز
رابرت زمه کیس
2012
@ELDialectico
این زندگی همه آن چیزی است که داریم . هیچ رستگاری جاودانه ای در آخرت وجود ندارد؛ زیرا آخرتی وجود ندارد. وظیفه ما این است که با زندگی عاشقانه و آموختن شناخت خداوند، در زندگی کنونی رستگاری را بیابیم. دینداری واقعی شامل: عدالت، نیکوکاری، احسان و عشق به انسان هاست.
مسئله اسپینوزا
اروین د یالوم
@ELDialectico
