دیالکتیک روشنگری
Открыть в Telegram
853
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+230 дней
Архив постов
☝🏻☝🏻☝🏻
اجتماع سورئالیست ها :
از چپ به راست:
1) تریستان تزارا:یکی از موسسین گروه دادائیسم در زونیخ در کافه ولتر (تاسیس هوگوبال 1915) که به گفته ی وی لغت داد رو او به وجود آورده که بعدا دادائیست ها هانس آرپ را پدید آوردنده این لغت دانستند وتزارا در اوایل دهد 20 هانس را مجبور کرد که تا این شایعه را تکذیب کند.
2) پل الوار : نویسنده و یکی از رهبران جنبش سورئالیسم بین سالهای 1919 تا 1938 و همچنین یکی از موسسان مجله انقلاب سورئالیست در سال 1924 بود. وی از سال 1927 تا 1933 و همچنین پس از 1938 عضو حزب کمونیست بود.
3) آندره برتون : شاعر و نویسنده وموسس مکتب سوررآلیسم وبرگزار کننده مانیفست سوررآل در جهان.
4)هانس آرپ :نقاش و مجسمه سازفرانسوی المانی، آرپ در سال ۱۹۱۶ یک عضو شناخته شده از جریان دادای زوریخ بود. در سال ۱۹۲۰ با نام هانس آرپ به همراه ماکس ارنست و آلفرد گرونوالد کلنی دادا را راه اندازی کردند. در سال ۱۹۲۵ کارهایش را در اولین نمایشگاه سورئالیست در گالری پییر در پاریس به نمایش گذاشت.
5)سالوادور دالی :برجسته ترین نقاش سوررآلیسم در بحث رویا وضمیرناخوداگاه انسان.
6)ایو تانگی : نقاش ،او عاشق همسرش بود و خاکستر خودش و همسرش را به دریا ریختند طبق وصیت وی،چون قبلا هم خودش و هم پدرش ملوان بودند.
7)ماکس ارنست: نقاش آلمانی و در جنبشهای سوررئالیسم و دادائیسم فعالیت داشت.او درباری خودش گفته است: مکس ارنست در اول اوت ۱۹۱۴ مرد. در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ در قالب جوانی که میخواست جادوگر شود و اسطوره کانونی عصر خویش را پیدا کند به زندگی بازگشت.
8)رنه کرول : شاعر
9)من ری :او از توسعه دهندگان مهم دو جنبش دادا و سوررآلیست است، اما ارتباط او با این جنبش غیررسمی بودهاست. بهترین کارهای مدرن او مربوط به عکاسیهای آوانگارد او میشود. من ری در رسانههای متعددی تولید اثر کردهاست و خود را بعنوان یک هنرمند در تمام عرصهها نشان دادهاست. او همچنین یک عکاس مد و پرتره توانمند نیز بودهاست.
او همچنین به خاطر فتوگرامهایش نیز مورد توجهاست، کارهایی که بعد از او به ریوگراف تغییر نام داد.
در سال ۱۹۹۹، آرت نیوز از او بعنوان یکی از ۲۵ کارگردانی که هنرمندان اثر گذار قرن ۲۰ دنیا معرفی کرد، و برای استناد به تمام شیوه کارهای او اعم از فیلمهای اکتشافی او، نقاشی، مجسمه سازی، کلاژ، چیدمان و اولین کارهایی که او اسمش را پرفورمنس و هنر مفهومی گذاشت اشاره کردهاست و گفته «من ری به هنرمندان در تمام رسانههای هنری شیوهای برای خلاقیت ارائه کردهاست.»
@ELDialectico
اجتماع سورئالیست ها:
از چپ به راست:
تریستان تزارا/پل الوار / آندره برتون/هانس آرپ/سالوادور دالی/ایو تانگی /ماکس ارنست/رنه کرول /من ری
@ELDialectico
👇🏻👇🏻👇🏻
روح آزاده و کنجکاو انسان ارزشمندترین چیزی است که در دنیا وجود دارد و آنچه بهخاطرش مبارزه میکنم، «آزاد گذاشتن روح انسان در انتخاب راهی که مورد علاقهاش است» ...
و آنچه علیه آن مبارزه میکنم هر حکومت، مذهب یا نظریهای است که بخواهد این آزاداندیشی و روحیه فردیت را از بین ببرد ...
جان اشتاین بک
شرق بهشت
@ELDialectico
کسی را که ترک میکند چقدر آسانتر میتوان دوست داشت؛ زیرا آن شعله، برای کسانی که دور میشوند پاکتر میسوزد: شعلهیی که جمخوردن پیدا و ناپیدای آن تکه پارچه از پنجرهٔ کشتی یا قطار برمیافروزدش. در کسی که دور میشود، جدایی همچون رنگریزهیی نفوذ میکند، و او مالامال از درخشندگی دلنشینی میشود.
والتر بنیامین
خیابان یکطرفه
ترجمهٔ حمید فرازنده
@ELDialectico
جایزه نوبل ادبیات امسال به دلیل وقوع رسوایی جنسی در آکادمی نوبل لغو شد.
سال آینده، دو نوبل ادبیات به دو نویسنده اعطا خواهد شد.
@ELDialectico
قدرت به خودی خود نه خوب است و نه بد. قدرت وجه اجتنابناپذیر هر رابطۀ انسانی است و بر هر چیزی -شغلهایی که داریم، ماشینی که سوار میشویم، تلویزیونی که تماشا میکنیم، امیدهایی که دنبال میکنیم - اثر میگذارد. بیش از آنچه اغلب تصور میکنند، ما محصول قدرت هستیم. با اینهمه، از میان همۀ جنبههای زندگی ما، قدرت کمتر از همه درک شده است در حالی که بیش از همه اهمیت دارد، بویژه برای نسل ما. زیرا عصر ما سپیدهدم عصر جابجایی در قدرت است. ما در لحظهای زندگی میکنیم که کل ساختار قدرتی که جهان را یکپارچه نگاه میداشت، اکنون در حال فروپاشی است. ساختاری از بنیان متفاوت در حال شکلگیری است و این در هر سطحی از جامعۀ بشری دارد اتفاق میافتد.
جا به جایی در قدرت
الوین تافلر
ترجمۀ شهیندخت خوارزمی
@ELDialectico
شوک آینده پدیدهای است زمانی، و محصول آهنگ پرشتاب تغییر در جامعه است. شوک آینده از قرار گرفتن یک فرهنگ جدید بر روی فرهنگ قدیم پدید میآید. این نوعی شوک فرهنگی است در جامعۀ خود ما. اما آثار و عواقبش بسیار وحشتناک است. شخصی را از فرهنگش جدا کنید و او را ناگهان در محیطی شدیداً متفاوت با فرهنگ خودش قرار دهید، فرهنگی با مجموعهای از اشارات متفاوت که میباید در برابر آنها واکنش نشان دهد، با مفاهیم متفاوتی از زمان، فضا، کار، عشق، مذهب، و غیره، و همۀ امیدهای او را به بازگشت به محیط اجتماعی آشناتری قطع کنید؛ خواهید دید که نابسامانی روحی چنین فردی دوچندان میشود. از اینها گذشته، اگر خود این فرهنگ جدید هم دچار تحول و آشفتگی دائم باشد، و اگر از همه بدتر ارزشها و معیارهایش پیوسته در حال دگرگونی باشد، احساس سرگشتگی و نابسامانی بسیار زیادتر خواهد بود. اگر چنین شخصی از تکیهگاههای درستی بهرهمند نباشد که به یاری آنها بتواند در محیط یکسره جدیدی عاقلانه رفتار کند، چهبسا خود و بسیاری دیگر را به نیستی بکشاند. اکنون فقط به سرنوشت یک فرد فکر نکنید، بلکه کل جامعه و کل نسل را در نظر آورید - از جمله ضعیفترین، کمهوشترین، و نابخردترین افراد را - که یکباره به این دنیای نو افکنده میشوند. حاصل کار سرگشتگی عمومی و شوک آینده در مقیاسی وسیع است.
شوک آینده
الوین تافلر
ترجمۀ حشمتالله کامرانی
@ELDialectico
کارل مارکس در میانۀ قرن نوزدهم نوشت: «طبیعت واقعی بشر تمامی روابط اجتماعی او است. مارکس منکر وجود خدا بود و عقیده داشت که هر فرد محصولِ شرایطِ اقتصادیِ خاصِ جامعهای انسانی است که در آن زندگی میکند. ژان پل سارتر، که هنگام جنگ جهانی دوم در فرانسه قلم میزد، میگفت: «انسان محکوم به آزادی است.» سارتر هم مانند مارکس ملحد بود، اما بر خلاف او، باور داشت که سرشت ما را نه جامعه تعیین میکند و نه هیچ چیز دیگر، بلکه هر فرد آزاد است انتخاب کند که میخواهد چه باشد و چه کند. بر عکسِ سارتر، اخیراً کسانی مانند ا. آ. ویلسن، که سودای نظریهپردازی علمی دربارۀ طبیعت انسان را در سر دارند، انسان را محصول فرایند تکامل مینگرند؛ یعنی موجودی که الگوهای رفتاریِ خاصِ گونۀ خود را دارد که بر اساس ویژگیهای زیستی تعیین شدهاند.
دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر
لزلی استیونسن، دیوید ل. هابرمن، پیتر متیوز رایت
ترجمۀ میثم محمدامینی
@ELDialectico
نوشتههای کارل مارکس در طول حیاتش خوانندگان زیادی نداشت. اما اندیشهها و مشرب اخلاقی او، گنجینۀ لغاتش، و حتی اظهارنظرهای پراکندهاش، پس از خود او جریان تاریخ جهانی را تحت تأثیر قرار داد. مارکسیسم هر چیز دیگری هم که باشد، بزرگترین ماجرای فکری عصر ما را فراهم آورده است، فکری به این دلیل که آموزههای آن کاربرد سیاسی یافته است. به همین دلیل مارکسیسم بزرگترین ماجرای سیاسی نیز هست. در مارکسیسم، اندیشهها با سیاست مواجهه پیدا میکنند، یعنی روشنفکران و سیاستمداران، احساسات و مفاهیم، سردترین تحلیلها و داغترین اعتراضات اخلاقی همه با هم تلاقی میکنند و از این تلاقیِ بلاواسطه و حادّ، تاریخ زاده میشود.
مارکسیستها
سی. رایت میلز
ترجمۀ خشایار دیهیمی
@ELDialectico
باغ بلور
آهنگساز: ناصر چشم آذر
خواننده: ابراهیم حامدی
ترانه سرا:منصور تهرانی
@ELDialectico
ناصر چشم آذر و خسرو شکیبایی در پشت صحنه فیلم خواهران غریب ساخته ی کیومرث پوراحمد
@ELDialectico
ناصر چشم آذر ؛ آهنگساز و نوازنده بسیاری از آوا ها و ملودی های خاطره انگیز، امروز در سن ۶۹ سالگی درگذشت.
@ELDialectico
تنها کشوری که در دنیا روزنامههایش صفحه اندیشه دارند، ایران است. دلیل آن هم این است که چون ما اهل اندیشه نیستیم، دوست داریم کتابهای اندیشمندان بزرگ را که مطالعه آنها بسیار سخت است، شخص دیگری مطالعه کرده و در یک صفحه برای ما خلاصه کند. مگر کسی میتواند با مطالعه یک صفحه از یک روزنامه یا ماهنامه دربارهٔ کانت مطالعه کند و کانت شناس شود؟
محمد ضیمران
مصاحبه با خبرگزاری کتاب ۱۳۹۴
@ELDialectico
همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می کند و از سرت می گذرد و تو را به اعماق می کشاند، و سپس ناگهان رهایت می کند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دست هایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی. تنها وسوسه ای که هیچکس هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود، وسوسه ی امید.
پرندگان می روند در پرو می میرند
رومن گاری
@ELDialectico
👆🏻👆🏻👆🏻
نگاهی به دو نقاشی کفش دهقان اثر ونگوک و نقاشی کفشهای دایموند داست اثر اندی وارهول
فردریک جیمسون معتقد است پسامدرنیسم را میتوان منطق فرهنگی سرمایهداری متأخر تلقی کرد. نوعی از سرمایهداری که تنها در جهان پسامدرن امروز معنا مییابد و رخنهای موریانهوار به درون همه عرصههای زندگی، از عرصههای فرهنگی گرفته تا اخلاقیات و امور شخصی، پیدا کرده است. دورانی که در آن التقاط حرف اول را میزند و درهم آمیختگی ژانرهای فرهنگی به وضوع مشاهده میشود. این درهمآمیختگی و امتزاج دامنهای بس گسترده دارد و از درهمآمیختگی هنر متعالی و هنر پست و مبتذل و سطحی گرفته تا شکسته شدن مرزی ژانرهای سینمایی را در بر میگیرد.
دورانی که به زعم جیمسون حس یا معنای تایخی در آن رو به محو شدن است و تنها میل به نوستالژی دوران گذشته در سوژههای زمانه پسامدرن دیده میشود. و در این دوران است که توجه به سطح و زیستن در سطح، جای خود را به ژرفنگری و توجه عمیق میدهد. وی برای به تصویر کشیدن تمایز بین دوران مدرن و پست مدرن از دو تصویر نقاشی که یکی بازنمایی عصر مدرن بنام کفشهای دهقان اثر ونسان ونگوک و دیگری تابلوی کفشهای دایموند داست اثر اندی وارهول است.
از نظر جیمسون نقاشی ونگوک به مثابهی یک اثر مدرن بازنمودن عصر اضطراب است؛ بازنمایی یک موقعیت اجتماعی واقعی که واجد حقایق اجتماعی قطعی است و این از طریق ارجاعی است که به زندگی دهقان انجام میشود. ارجاع دادن مخاطب به تجربه واقعی زندگی دهقانی، و فراتر از آن تصویر کردن یک دنیای دهقانی رو به نابودی که خارج از مدرنیته سرمایهسالار است، آفریننده ژرفا و عمقی است که ویژگی اساسی هنر مدرن است.
از نظر جیمسون تصاویر پسامدرن از هرگونه نسبت با مرجعی مشخص تهیاند و فقدان عمق و ژرفای آنها از همین امر نشئت میگیرد. نقاشی اندی وارهول از هیچ واقعیت پنهانی که باید تفسیر شود با ما سخن نمیگوید. این نقاشی یکسره از سطوح صاف و صیقلی تشکیل شده و به نظر میرسد هرگونه رابطهای را با تجربه روزمره و حرکت تاریخی انکار میکند. در واقع ویژگی اصلی این نقاشی مسطح بودن آن و فقدان عمق است که ترجمان هیچ پیامی یا معنای مشخصی نیست؛ شاید تنها این احساس را القا کند که این نقاشی هیچ روایت پنهانی در خود ندارد...
بوطیقای ژیژک /چهار مقاله و شرح آن
مقاله فلسفه و سینما
نوشته:اسلاوی ژیژک
@ELDialectico
نگاهی به دو نقاشی : کفش دهقان اثر ونگوک و نقاشی کفشهای دایموند داست اثر اندی وارهول
@ELDialectico 👇🏻👇🏻👇🏻
«سرآغاز تمام آغازهایی که در بیرون داریم، آغازی از درون ما و در خود ماست. در ما ظرفیت آغاز هست. بیش از هر موجود دیگر، انسان توانایی آغاز دارد.
مسالهی ما در این کتاب آن است که اگر در آدمی ظرفیت آغاز است، پس این همه رخوتها و پسافتادگیها از چیست.
بحث ها در کتاب به مدد شواهد موجود در حالات ذهن، کارکرد ذهن، ساختمان مغز، تنانگی بشر و قابلیت های هوش آدمی پیش میرود و با رجوع به تاریخ، فرهنگ و جامعه سامان مییابد.»
ذهن و همه چیز
مقصود فراستخواه
@ELDialectico
