ru
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Открыть в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Больше
837
Подписчики
+724 часа
+107 дней
+430 день
Архив постов
وقتی که من خیابانها را ، بی هیچ مقصدی می پیمودم تو با من می رفتی ، تو در من می خواندی ... ▪️فروغ فرخزاد Photo:ADMIN @ELDialec
وقتی که من خیابانها را ، بی هیچ مقصدی می پیمودم تو با من می رفتی ، تو در من می خواندی ... ▪️فروغ فرخزاد Photo:ADMIN @ELDialectico

خوب، گاهی آدم می خواند، رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم ن
خوب، گاهی آدم می خواند، رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند، خوب بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هرشب نمی شود این کار را کرد. آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اخت پیدا بشود؟! خواهید گفت پیدا می شود. بله، می دانم. من هم داشتم، یکی دو تا. آنقدر باهم اخت بودیم که اگر یکی نمی آمد، سروقت به پاتوقمان نمی آمد دلشوره می گرفتیم. خوب معلوم است. یکی زن میگیرد. یکی سفر می رود. یکی می رود مذهبی می شود. یکی هم غیبش می زند. خودکشی می کند. دست آخر وقتی خوب زیرو بالای کار را می بینی، متوجه میشوی که آدم ها بیشترشان، نمی توانند تا آخرخط تاب بیاورند. 📕بره گمشده راهی ▪️هوشنگ گلشیری @ELDialectico

🔸برای ما، عشق، هیچ یک از این ها نبود؛ اما زمان، با اقتدارِ خوفناکِ خویش، مصمم است آنها را که در وادی عشق، زمان را انکار می ک
🔸برای ما، عشق، هیچ یک از این ها نبود؛ اما زمان، با اقتدارِ خوفناکِ خویش، مصمم است آنها را که در وادی عشق، زمان را انکار می کنند، لگدمال کند. ما در جنگیدن با زمان، کمی کوتاه آمدیم و چنین شد که توانست بر ما مسلط شود. 📕یک عاشقانه آرام ▪️نادر ابراهیمی @ELDialectico

در یکجا نوشته بود ایرانیها خودشان را فرانسوی شرق می‌دانند و گمان می‌کنند خیلی باهوشند اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده ا
در یکجا نوشته بود ایرانیها خودشان را فرانسوی شرق می‌دانند و گمان می‌کنند خیلی باهوشند اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است. حقیقت تلخی است ولیکن آنچه می‌بینم این نظر را تایید می‌کند. باید سوخت و ساخت؟ چرا باید؟ ازین احمقانه تر نمی شود. آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله بازی یک دسته مادر قحبه بشود؟ ما که زیر محکومیت خودمان را امضاء کرده‌ایم. به درک! ▪️ صادق هدایت 📕هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی @ELDialectico

انسان بدون فراغت ▪️فرهاد قنبری “امروز مردم دیگر سرکوب نمی‌شوند، سرگرم می‌شوند” (تئودور آدورنو) افلاطون برای کار یدی(دستی) ارزش و احترام کمی قائل بود اما برای فراغتی که به وسیله شهروندان لایق به خوبی مورد استفاده قرار می گرفت اهمیت زیادی می داد. فراغت مد نظر افلاطون صرف اجرای موسیقی، نمایشنامه، ورزش و تعلیم دادن اصول می شد. از نظر او برای اندیشیدن،‏ تامل و خودسازی و نیل به خوشبختی باید وقت آزاد داشت. ارسطو فلسفه زندگی را چگونگی کسب سعادت و خوشبختی می دانست. او معتقد بود اعتدال اجتماع در راستای عدالت طبیعی است و خوشبختی امری همیشگی و فراغت مادام ‏العمر است. به عقیده ارسطو کار به معنای کار یدی و فراهم کردن ضروریات زندگی و اوقات فراغت به معنای آن لحظات زندگی بود که در آن انسان درباره حقایق جاودانی تامل کرده و در موسیقی و تئاتر شرکت می‏کرد. ارسطو تجارت و جنگ را در یکسو و اوقات فراغت و صلح را در سوی دیگر قرار می ‏داد. او وقت گذرانی را به عنوان فراغت به حساب نمی‏ آورد. در نزد ارسطو فعالیت‏های اوقات فراغت به شدت محدود بود. او تنها موسیقی و تفکر را با ارزش و و در زمره فراغت می شمرد. “انسان مدرن” را باید انسان بدون “فراغت” نامید. انسان مدرن برای هر کار و کنش و عملی وقت کافی دارد الا برای پرداختن به “فراغت” در مفهموم فلسفی آن. اوقات “فراغت” در جهان مدرن و امروزی در معنا و مفهومی کاملا متفاوت و متضاد از مفهوم “فراغت” در نزد فیلسوفان بزرگی مانند افلاطون و ارسطو، مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه اوقات فراغت به همان اوقاتی که قرار است با بطالت و سرگرمی پر شود، اطلاق می شود. در جهان امروز زندگی انسان به دو بخش کار و سرگرمی تقسیم شده است (دو بخشی که در اندیشه افلاطون و ارسطو ارزش و اعتبار چندانی ندارد) و اصولا زمان و فرصتی برای “فراغت” به مفهوم فلسفی آن وجود ندارد. سوژه جهان مدرن از صبح تا ساعات پایانی روز در کارخانه و کارگاه و اداره و فروشگاه و.. مشغول فعالیت یدی و اداری است و شب با جسم و روحی فرسوده و خسته یا در مقابل تلویزیون لم داده و با برنامه های مزخرف و وراجی های شبکه های مختلف تلویزیونی اوقات خود را سپری می کند، مشغول بازیهای کامپیوتری است و یا اینکه در شبکه های مختلف اجتماعی مشغول تماشای کلیپ های بی معنی و مشمئزکننده شاخ و پلنگ های اینستاگرامی و.. است‌. اغلب این افراد در روزهای تعطیل هفته هم یا در مهمانی های خانوداگی و دوستانه مشغول بازی “مافیا” و امثالهم هستند و یا با تماشای سری چندم فلان سریال هالیودی اوقات خالی خود را پر می نمایند.‌ در این میان آنچه حذف و فراموش می شود اوقات “فراغت” است که در نزد افلاطون به عنوان ارزشمندترین بخش حیات انسان محسوب می شود. اوقاتی که باید صرف تفکر، فهم و شناخت هنر و کسب فضیلت شود. @ELDialectico

جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکه آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست
جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکه آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست. باید همه‌اش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد. چیز اصلاح شدنی نمی‌بینم. ▪️صادق هدایت 📕هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی @ELDialectico

از اوضاع اینجا خواسته باشید، چیز تازه‌ای نشنیده‌ام. زندگی به‌ همان حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده
از اوضاع اینجا خواسته باشید، چیز تازه‌ای نشنیده‌ام. زندگی به‌ همان حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشته‌ای. چهار ستون بدن را به کثیف‌ترین طرزی می‌چرانیم و شب‌ها به‌وسیله‌ دود و دم و الکل به خاکش می‌سپریم و با نهایت تعجب می‌بینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم... مسخره‌بازی ادامه دارد... ▪️صادق هدایت 📕هشتاد و دو نامه به‌ حسن شهید نورائی @ELDialectici

‎نقل است وقتی خواجه نصیرالدین ، پيشنهاد بناى رصدخانه مراغه را به هلاکوخان میدهد، هولاکوخان از وى فايده اين عمل را پرسيده و می
‎نقل است وقتی خواجه نصیرالدین ، پيشنهاد بناى رصدخانه مراغه را به هلاکوخان میدهد، هولاکوخان از وى فايده اين عمل را پرسيده و می گوید آيا به يارى آن می توان از حوادث مقدّر پيشگيرى كرد؟ ‎در جوابش «خواجه گفت درين ‏باره مثلى می زنم: خان فرمان دهد تا كسى برين مكان بالا رود و بى ‏آنكه کسی آگاه باشد طشتى بزرگ از مس را به زمين افکند. خان فرمان داد و چنين شد. همه از صدای مهيب طشت به وحشت افتاده، فرار کردند به جز خان و خواجه که از اين امر اطلاع داشتند... ‎پس خواجه گفت فايده علم نجوم نظير همين است، چه آدمى حوادث را از پيش می داند و براى او بيم و وحشتى كه نتيجه جهل است حاصل نمی ‏شود» 📕كتبى، فوات الوفيات...ج 2، ص 308 @ELDialectico

‏ ‏و برای تو، که چنان دوستت دارم ‏که کاش ‏کسی این گونه مرا دوست می‌داشت...!! أحببتک بطریقة تمنّیت أن یحبّنی بها أحد...! #محمود_درویش⁩ ‏⁧#آمال_المثلوثی⁩ @ELDialectico

اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم دستهامان خالی دلهامان پُر گفتگوهامان مثلا یعنی م
اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم دستهامان خالی دلهامان پُر گفتگوهامان مثلا یعنی ما! کاش می‌دانستیم هیچ پروانه‌ای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمی‌آورد. حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می‌میریم از خانه که می‌آئی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ، و تحملی طولانی بیاور احتمالِ گریستنِ ما بسیار است! ▪️سید علی صالحی @ELDialectico

‍ به نظر شما چه چیزی عوام را به میدان اعدام می کشاند؟ سنگدلی؟ اشتباه می‌کنید، مردم سنگدل نیستند و اگر زورشان می‌رسید این بدبخ
‍ به نظر شما چه چیزی عوام را به میدان اعدام می کشاند؟ سنگدلی؟ اشتباه می‌کنید، مردم سنگدل نیستند و اگر زورشان می‌رسید این بدبختی را که روی سکوی اعدام احاطه‌اش کرده‌اند از چنگال عدالت بیرون می‌کشیدند. اینان اگر به میدان اعدام می‌روند برای آن است که وقتی به محله‌یشان برمی‌گردند مطلبی برای تعریف کردن داشته باشند، حالا صحنه‌ی اعدام باشد یا هر اتفاق دیگری فرق نمی‌کند، فقط می‌خواهند دارای نقشی باشند، همسایه‌ها را دور خود جمع کنند و آنها به حرفهایشان گوش بدهند. کافی است در خیابان جشن و سرور به‌پا شود، خواهید دید میدان اعدام خالی می‌شود. مردم تشنه‌ی نمایش‌اند و اگر نمایش جالب باشد همانقدر لذت می‌برند که برگردند و آن را برای دیگران تعریف کنند. مردم اگر خشمگین شوند ترسناک‌اند. اما خشمشان دیرپا نیست. بدبختی‌هایی که متحمل شده‌اند آنها را دلرحم کرده است؛ آنها چشم از صحنه‌ی فجیعی که به تماشایش رفته‌اند برمی‌گردانند. دل می‌سوزانند و با چشم گریان برمی‌گردند. 📕ژاک قضا و قدری و اربابش ▪️دنی دیدرو ▪️ترجمه :مینو مشیری @ELDialectico

ما آمده ایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلوم
ما آمده ایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند ... 📕ابوالمشاغل ▪️نادر ابراهیمی @ELDialectico

🎼Taka Takata ▪️Song by Paul Mauriat & His Orchestra @ELDialectico

‏خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد، از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی
‏خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد، از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی را کشته­‌اند. ▪️شاهرخ مسکوب 📕سوگ سیاوش: در مرگ و رستاخیز @ELDialectico

آن جا یک قهوه‌خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آن جا می‌نشستیم و نفری یک است
آن جا یک قهوه‌خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آن جا می‌نشستیم و نفری یک استکان چای می‌خوردیم؟ عجله، همیشه عجله... کدام گوری می‌خواستم بروم؟ من به بهانه‌ی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته‌ام. ‌ ‌ ▪️محمود دولت آبادی 📕روزگار سپری شده‌‌ی مردم سالخورده @ELDialectico

حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت می‌شه، یکی انگلیسی‌ها و روس‌ها، یکی هم خودی‌ها! ستارخان: دسته‌ی سوم رو فراموش کردید، بی‌
حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت می‌شه، یکی انگلیسی‌ها و روس‌ها، یکی هم خودی‌ها! ستارخان: دسته‌ی سوم رو فراموش کردید، بی‌طرف‌ها، بلاتکلیف‌ها، آدم‌هایی که سکوت می‌کنند و فقط ناظرند، بی‌تفاوت‌ها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می‌دن، وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه... 🎬ستارخان ▪️علی حاتمی @ELDialectico

ما در زمانه‌ای پیچیده به سر می‌بریم که نیازمند تفکری پیچیده از پایین به بالاست تا بتوان به سیاست‌هایی پرداخت که از بالا به پا
ما در زمانه‌ای پیچیده به سر می‌بریم که نیازمند تفکری پیچیده از پایین به بالاست تا بتوان به سیاست‌هایی پرداخت که از بالا به پایین دیکته می‌شوند. حقوقی که خانواده‌های کارگر به‌سختی فراچنگ آورده بودند از کف می‌روند، به همان شتابی که محیط زیست رو به نابودی می‌رود. به نظر می‌رسد مذهب بازار بر برنامه‌ریزی منطقه‌ای، خواسته‌های اجتماعی و دولت‌های منتخب برتری می‌یابد. اکنون که چند کسب‌وکار جهانی نرم‌نرمک قدرت را به حلقوم خود فرومی‌کشند، جماعت‌ها و شهروندان و خانواده‌ها چگونه می‌توانند آموزش و سازمان یابند تا از حقوق سیاسی خود، معیشت خود، خانه و محله و فرزندان خود، سلامت و محیط زیست خود محافظت کنند؟ توسعه‌ی جماعت‌محور تاکنون هرگز فرصتی چنین استثنایی در اختیار نداشته تا تعریفی تازه از دستور کار رادیکال خود به دست دهد و با گام‌برداشتن در مسیر تحول اجتماعی با بی‌عدالتی پیکار کند... 📕نگرشی انتقادی به توسعه جماعت محور ▪️مارگارت لدویت ▪️ترجمه‌ی منیژه نجم‌عراقی ‌‌‌‌@ELDialectico

◾️◾️هوشنگ چالنگی درگذشت◾️◾️ هوشنگ چالنگی، شاعر متولد ۲۹ مرداد سال ۱۳۲۰ در مسجدسلیمان بود. او از پایه‌گذاران شعر موج نو و شعر
◾️◾️هوشنگ چالنگی درگذشت◾️◾️ هوشنگ چالنگی، شاعر متولد ۲۹ مرداد سال ۱۳۲۰ در مسجدسلیمان بود. او از پایه‌گذاران شعر موج نو و شعر دیگر شناخته می‌شود. از آثار هوشنگ چالنگی می‌توان به «آن‌جا که می‌ایستی»، «نزدیک با ستاره مهجور»، «زنگوله تنبل»، «آبی ملحوظ»، «گزینه اشعار» و... اشاره کرد. آیا آن جا که می‌ایستی حکایت جانهایی‌ست که در انتظار نوبت خویشند تا گُر گیرند؟ آیا آن جا که می‌گذری انبوهی‌ِ رودهاست که گلوی مردگان را می‌جویند و باز پس نمی‌دهند؟ کمانداران و آبزیان غرق می‌شوند دست در آغوش و بر هر ریگ که فرود می‌آیند صدای مرا می‌شنوند که نمی‌خواستم بمیرم... @ELDialectico

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ... ◾️ﮔﺮﻭﺱ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮑﯿﺎﻥ @ELDialectico
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ... ◾️ﮔﺮﻭﺱ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮑﯿﺎﻥ @ELDialectico

بارون زیر لب گفت: تصور مرگ یک نفر آسانتر است تا مرگ صد نفر، یا هزار نفر. مصیبت وقتی تکثیر بشود انتزاعی می‌شود. آدم از چیز‌های
بارون زیر لب گفت: تصور مرگ یک نفر آسانتر است تا مرگ صد نفر، یا هزار نفر. مصیبت وقتی تکثیر بشود انتزاعی می‌شود. آدم از چیز‌های انتزاعی کمتر ناراحت می‌شود. 📕جنگ آخرالزمان ▪️ماریو بارگاس یوسا @ELDialectico