ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Открыть в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Больше
852
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+230 дней
Архив постов
📕معرفی کتاب : فلسفه ملال | نوشتۀ لارس اسونسن | ترجمۀ افشین خاکباز | نشرنو همه ما احتمالا دچار فراز و فرود «احساسات» و «عواطف
📕معرفی کتاب : فلسفه ملال | نوشتۀ لارس اسونسن | ترجمۀ افشین خاکباز | نشرنو همه ما احتمالا دچار فراز و فرود «احساسات» و «عواطف» و «هیجانات» شده‌ایم، اما آنچه ناگهان لباس واقعیت می‌پوشد و به هزارتوی وجود رخنه می‌کند و به موسیقی متن کشدارِ جریان زندگی بدل می‌شود چیزی جز «ملال» نیست. ملال شاید تجلی مشکلی جدی در ارتباط با معنا در فرهنگ معاصر است که تلاش برای بررسی آن به معنای درک این نکته است که «ما کیستیم»؟ * این کتاب کوششی برای اندیشیدن در این باره است که «ملال چیست، چه زمانی ایجاد می‌شود، چرا به آن گرفتار می‌شویم، چگونه بر ما مستولی می‌شود و چرا نمی‌توان با نیروی اراده بر آن غلبه کرد؟» * در بخشی از کتاب می‌خوانیم:«ملال مردم را از درون می‌خورد. مثل نوعی غبار است که بی‌ این‌که ببینیم می‌آید و می‌رود، آن را تنفس می‌کنیم، می‌خوریم و می‌نوشیم. همواره باید این باران خاکستر را از سر تا پای خود پاک کنیم. به همین دلیل مردم چنین بی‌قرارند.» @ELDialectico

■ من از هر چیزی که انسان را کوچک کند، از هر چیزی که بکوشد خردمندی و اعتماد و تیزهوشی او را کاهش دهد بیزارم. زیرا نمی پذیرم که
■ من از هر چیزی که انسان را کوچک کند، از هر چیزی که بکوشد خردمندی و اعتماد و تیزهوشی او را کاهش دهد بیزارم. زیرا نمی پذیرم که خردمندی، همیشه با تانی و عدم اعتماد همراه باشد. همچنین از همین روست که گمان می کنم غالبا در یک کودک عقل و خرد بیشتر است تا در یک آدم سالخورده. 📚 مائده های تازه آندره ژید @ELDialectico

خوزه آرکادیو بوئندیا خسته و کوفته از بیخوابی، به کارگاه آئورلیانو رفت و از او پرسید: «امروز چه روزی است؟» آئورلیانو جواب داد: «سه شنبه». خوزه آرکادیو بوئندیا گفت: «من هم همین فکر را می کردم ولی یکمرتبه متوجه شدم که امروز هم مثل دیروز، دوشنبه است. آسمان را ببین، دیوارها را ببین، گلهای بگونیا را ببین، امروز هم دوشنبه است!» روز پنجشنبه شش ساعت تمام چیزهای مختلف را این رو و آن رو کرد تا بلکه موفق شود فرقی با ظاهر آنها در روز پیش پیدا کند و گذشت زمان برایش ثابت شود... روز جمعه، قبل از اینکه کسی از خواب بیدار شود، بار دیگر به معاینه اشیاء پرداخت و دیگر شکی برایش باقی نماند که هنوز همانطور روز دوشنبه است». 📕صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز @ELDialectico

آبي آبي مهتابي آبي تر از هر آبي از چشماي تو ميگم اين آيه ها ي آبي درياهاي بي تابي دل خسته ام از اينجا از آدماي دنيا همين امروز و فردا دل ميزنم به دريا دل ميزنم به دريا رنگ تو رو ميپوشم از عمق آبي عشق چشم تو رو مينوشم.... ⁧#دختر_آبی⁩ ⁧#اردلان_سرفراز⁩ @ELDialectico

. آیا ققنوس‌های جوان از خاکسترم سر بر خواهند کشید تا ستارگان آسمان را باج بگیرند؟ نمی‌دانم ولی می‌دانم که یغما شده‌ای چون من
. آیا ققنوس‌های جوان از خاکسترم سر بر خواهند کشید تا ستارگان آسمان را باج بگیرند؟ نمی‌دانم ولی می‌دانم که یغما شده‌ای چون من به آسانی تسلیمِ نومیدی نمی‌شود دیگر چیزی ندارم که به یغما برود ... قلبی به بزرگی طشتِ خونینِ خورشید دارم که آن را به آینده تقدیم می‌کنم حتی اگر فردا خود اسماعیل دیگری باشم اما من وظیفه‌ای دارم اسماعیل! باید سرود جان جانان جهانم را سر دهم ... از شعرِ اسماعیل رضا براهنی . @ELDialectico

🔸فیلسوفان نوپا یا دچار بدبینی جبر گرایانه می‌شوند. چون به این باور می‌رسند که نسبی‌گرایی بر هر اندیشه‌ای خطّ بطلان می‌کشد و یا دچار خوش‌بینی خطرناکی می‌شوند. چون به این باور می‌رسند که عقل و منطق (نه با طرح پرسش‌های خوب، که با پاسخ دادن به آن‌ها) می‌تواند بر هرچیزی غلبه کند! به همین‌دلیل سقراط به طنز و طعنه‌هایش شهرت دارد. او طنز را به شکل‌های گوناگون به‌کار می‌برد. سقراط معلّم‌وار -و آن هم یک معلّم خوب- با کسانی که طرف گفت‌وگویش بودند همذات‌پنداری می‌کرد. با آن‌که خوب می‌دانست چه می‌خواهند بگویند و چگونه می‌خواهند پاسخ پرسش‌هایش را بدهند؛ اما طنز و طعنه‌ی او بازتاب عمیق‌تری از این حقیقت بود که فیلسوف (که عاشقِ خِرد و حکمت است) عاشق چیزی‌ست که در بهترین حالت هیچ‌وقت آن را به‌طور کامل ندارد و در بدترین حالت، کاملاً از آن بی‌نصیب است. حالا «طنز و طعنه» را به «شعور و منطق» تغییر دهید! 📕چهل و دو اندیشه ناب مارک ورنون ترجمه:پژمان طهرانیان @ELDialectico

آقای سعدی میگه... @ELDialectico
آقای سعدی میگه... @ELDialectico

■ هیچ‌کس به من رسالت ابراهیم بودن نداده است، اما با این وجود مجبورم در هر لحظه کارهایی انجام دهم که نمونه و سرمشق است. کار جه
■ هیچ‌کس به من رسالت ابراهیم بودن نداده است، اما با این وجود مجبورم در هر لحظه کارهایی انجام دهم که نمونه و سرمشق است. کار جهان بر این مدار است که گویی تمام آدمیان چشم بر رفتار هریک از افراد دوخته‌اند و روش خود را بر طبق رفتار همین یک نفر تنظیم می‌کنند. هر فردی باید پیش خود بگوید: آیا به‌راستی من آن‌کسی هستم که حق‌دارم چنان رفتار کنم که همه‌ی آدمیان کار خود را بر طبق رفتار من تنظیم کنند؟ هرکس که این معنی را فراموش کند مسلماً بر سیمای دلهره‌ی خود نقاب زده است... این همان دلهره‌ای است که اگزیستانسیالیسم به تشریح آن می‌پردازد و چنان‌که خواهیم دید، این دلهره اضافه بر آن‌چه گذشت، با مسئولیت مستقیم در برابر سایر آدمیان مسئولیتی که همه‌ی افراد بشر را ملتزم می‌سازد تبیین می‌شود. این دلهره، حجابی نیست که ما را از عمل و اقدام جدا کند بلکه جزئی از خود عمل است. 👤 ژان پل سارتر 📚 اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر @ELDialectico

. کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیاب
. کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیده‌ام. و توی بیابان زیر سایه‌ی کوچک یک ابر بنشینم. شرق بنفشه شهریار مندنی‌ پور . @ELDialectico

. آنهایی که صد یا دویست سال دیگر پس از ما بیایند، ما را به خاطر این که این طور زندگیمان را احمقانه و این اندازه مبتذل گذرانده
. آنهایی که صد یا دویست سال دیگر پس از ما بیایند، ما را به خاطر این که این طور زندگیمان را احمقانه و این اندازه مبتذل گذرانده‌ایم، نخواهند بخشید. شاید آنها وسیله‌ای برای خوشبختی بیابند ولی ما... من و تو فقط به یک امید زنده‌ایم و آن اینکه وقتی برای همیشه در تابوتمان خوابیدیم، اشباحی شاید خوشایند به سراغمان بیایند. 📕دایی وانیا آنتون چخوف . @ELDialectico

. در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چا
. در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیرممکن است. وقتی به این حالت دچار می‌شوم، می‌خواهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم 📕زندگی در پیش رو رومن گاری ترجمه‌: لیلی گلستان @ELDialectico

دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ کوچکترین لبخند
دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ کوچکترین لبخند تو مرا از همه ی بدبختی ها نجات می دهد. کوچکترین مهربانی تو مرا از نیروی همه ی خدا ها سرشار می کند. یقین داشته باش که احمد تو مفلوک و شکست خورده نیست. تمام ثروت های دنیا، تمام لذت های دنیا، تمام عالم وجود... مثل خون در رگهای من نامه های احمدشاملو به آیدا @ELDialectico

جغد مینروا نزد رومیان نماد الهه خرد و حکمت است که معادل آن در فرهنگ یونانی آتنا است. تصوير: جغد آتنا بر روي يك سكه نقره @ELDi
جغد مینروا نزد رومیان نماد الهه خرد و حکمت است که معادل آن در فرهنگ یونانی آتنا است. تصوير: جغد آتنا بر روي يك سكه نقره @ELDialectico

برای به چالش کشیدن کلیشه ها به تصویری جدید، به تصویر-زمان نیاز داریم؛ این تصویر متولد شده تا نیاز ما به باور به جهان را اعاده
برای به چالش کشیدن کلیشه ها به تصویری جدید، به تصویر-زمان نیاز داریم؛ این تصویر متولد شده تا نیاز ما به باور به جهان را اعاده نموده و از زندگی کلبی مسلکانه و کهنه بیدارمان سازد. وقتی تصویر-حرکت خود را در حرکت فرموله شده و کاذب تضعیف می کند، با تصویر-زمان جایگزین گشته و از دور خارج می شود. همچنین این قدرت "امر کاذب" است که نادرستی ها را ایجاد می کند، قدرتی که با "درستی" قدیم-درستی قاعده بندی شده- شباهتی ندارد، بلکه مشابهت/تطابق اش با جهان تغییرات است که از طریق تجسد بخشی جدید آن به دست می آید. سینما می کوشد باور ما به جهان را از طریق خلق دلیل هایی برای باور به این جهان حفظ نماید: "ما به اصول اخلاقی یا ایمان نیاز داریم؛ نیاز به باور به این جهان". ژیل دلوز، فیلسوفان سینما/ از مانستربرگ تا رانسیر، ویراستار: فلیسیتی کلمن، ترجمه: مهرداد پارسا @ELDialectico

پوسیدگی هر تمدن، خود را با علائم غریبی نشان می‌دهد: مثلا در این حقیقت که دیگر دیوارهای سنگی زندان برای حفاظت جامعه از شر زندا
پوسیدگی هر تمدن، خود را با علائم غریبی نشان می‌دهد: مثلا در این حقیقت که دیگر دیوارهای سنگی زندان برای حفاظت جامعه از شر زندانی نیست، بلکه برای حفاظت زندانی از شر جامعه است. گفتگو با مرگ / آرتور کوستلر / خشایار دیهیمی @ELDialectico

‎معرفی کتاب📕 ‎اخلاق در سیاست | نوشتۀ مایکل سندل | ترجمۀ افشین خاکباز | نشرنو، چاپ دوم ۱۳۹۸ 🔸 ‎اخلاق و سیاست در گفتمان عمومی
‎معرفی کتاب📕 ‎اخلاق در سیاست | نوشتۀ مایکل سندل | ترجمۀ افشین خاکباز | نشرنو، چاپ دوم ۱۳۹۸ 🔸 ‎اخلاق و سیاست در گفتمان عمومی معاصر * ‎مایکل جِی. سندل ( -۱۹۵۳)، فیلسوف سیاسی امریکایی است. * ‎سندل در بخش نخست، نشان می‌دهد لیبرالیسم چگونه دیدگاه اخلاقی و مدنی خود را از دست داد و می‌پرسد آیا می‌توان به خودفرمانی جان دوباره بخشید؟ * ‎در بخش دوم، برخی بحث‌های اخلاقی داغ از جمله اُتانازی، سقط جنین، حقوق همجنس‌خواهان و ... را مطرح می‌کند و می‌پرسد آیا آرمان‌ها - حقوق فردی و آزادی انتخاب – مبنای مناسبی برای جامعه مردم‌سالارند؟ * ‎در بخش سوم، با بررسی نظریه‌های سیاسی لیبرال، از سیاستی دفاع می‌کند که بر شهروندی، جامعه و فضیلت مدنی تاکید بیشتری دارد و با مسائل زندگی خوب در هم تنیده شده است. * ‎مقالات «اخلاق در سیاست» می‌کوشد ‎از یک سو در مباحث سیاسی و حقوقی زمانه ما جایی برای فلسفه باز کند،از سوی دیگر تلاشی برای فلسفه‌ورزی در حوزه زندگی عمومی، یعنی وارد کردن فلسفه اخلاقی و سیاسی در گفتمان عمومی معاصر، است. @ELDialectico

نویسنده هرگز نباید از تردیدهایش درباره‌ی آفرینش‌اش سخن بگوید. خیلی آسان می‌شود جوابش داد: «چه کسی مجبورت کرده بیآفرینی؟ اگر چ
نویسنده هرگز نباید از تردیدهایش درباره‌ی آفرینش‌اش سخن بگوید. خیلی آسان می‌شود جوابش داد: «چه کسی مجبورت کرده بیآفرینی؟ اگر چنین عذابی دائمی است، چرا تحملش می‌کنی؟» تردیدها خصوصی‌ترین چیزهای ما هستند. هرگز از تردیدهایت سخن نگو، هرچه که باشند. آلبر کامو | یادداشت‌ها مترجم: خشایار دیهیمی @ELDialectico

برای روز مبادا، حاجی بمذهب هم معتقد بود. اگر چه با خودش میگفت: "کی از آن دنیا برگشته؟ اگر راست باشه!" و مثل عقاید سیاسیش به آندنیا هم اعتقاد محکمی نداشت. مگر با پول نمیشد حج و نماز و روزه را خرید؟ پس هر کس پول داشت دو دنیا را داشت، اما مذهب را برای دیگران لازم میدانست و در جامعه تقیه میکرد و به ظواهر میپرداخت. بهمین علت در ماه محرم توی تکیه ها و حسینیه ها و مجالس روضه خوانی در صدر مجلس جا میگرفت. نذر کیومرث را هم سقائی کرده بود که خرج زیادی نداشته باشد و در دهۀ عاشورا، او را با لباس سیاه که برایش کوتاه شده بود و کشکول و پیش بند سفید توی جماعت میفرستاد که به رایگان آب به لبهای تشنه بدهد. هر وقت هم گزارش به مسجد میافتاد دست وضوئی میگرفت و یک نماز محض رضای خدا میگذاشت. 📕حاجی آقا صادق هدایت @ELDialectuco

. کتاب برایم دنیای تازه‌ای است. حرف‌های تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته‌های کتاب می‌شوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حال
. کتاب برایم دنیای تازه‌ای است. حرف‌های تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته‌های کتاب می‌شوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالی‌ام نمی‌شود. مثل آدم تشنه‌ای که به آب رسیده باشد، هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آبِ خنک، صاف و زلال که به من جان می‌دهد. 📕همسایه‌ ها احمد محمود . @ELDialectico

. بعدازظهر یکی از روزها در این دنیا، مرگی ملول خواهد آمد و درونت لانه خواهد کرد و آنگاه که برخیزی که راه بروی، چون مرگ، ملول
. بعدازظهر یکی از روزها در این دنیا، مرگی ملول خواهد آمد و درونت لانه خواهد کرد و آنگاه که برخیزی که راه بروی، چون مرگ، ملول خواهی بود؛ اما اگر خوش‌شانس باشی، این باعث می‌شود که بیشتر لذت ببری و عمیق‌تر عشق بورزی. 📕بعدازظهر یکی از روزها در این دنیا ویلیام سارویان @ELDialectico

دیالکتیک روشنگری - Статистика и аналитика Telegram-канала @eldialectico