دیالکتیک روشنگری
Открыть в Telegram
837
Подписчики
Нет данных24 часа
+107 дней
+530 день
Архив постов
■ فیگارو اشتباه نکرده که این کتاب را «اثری ادبی و عاشقانهای بینظیر» خوانده. و نشر نو که دربارهاش چنین نوشته است:
بیش از نیم قرن باید میگذشت تا مکاتبات عاشقانهٔ نویسندهای بزرگ و بازیگری مشهور منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان برسد. کاترین کامو در سال ۱۹۷۹ این نامهها را از ماریا کاسارس تحویل میگیرد تا بعد از نیم قرن در انتشارات گالیمار منتشر شود.
بیراه نیست اگر بگوییم که این نامهها را میتوان مانند یک «رمان» خواند و از طریق این گفتگوی کمابیش بیوقفهٔ شگفتانگیز به ابعاد تازهای از اشخاص و رویدادها و مکانهای بسیار پی برد؛ رمانی با دو شخصیت یا دو راوی که عشقی زاینده و فرساینده را دوازده سال تمام رعایت کردند، تا در کمال خود به یک تصادف ناتمام بماند.
آلبر کامو در یکی از نامهها آویشنی را که از دامنهٔ کوهی در فلاتی وحشی کنده است میگذارد و برای ماریا کاسارس میفرستد و ماریا در نامهای آرزو میکند که ای کاش در جیبهای آلبر جا میگرفت و همهجا همراهش میبود.
خطاب به عشق | نامه های عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاسارس | ترجمهٔ زهرا خانلو | نشر نو
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
گریز از آزادی
اریک فروم
در این کتاب پروفسور اریک فروم ، استاد بزرگ روانشناسی اجتماعی به تحلیل و بررسی آزادی می پردازد. در ابتدا تعریفی از آنچه که آزادی می خواند بیان می کند و تفاوت آن را با آنچه که در جامعه به طور عموم آزادی نامیده می شود بیان می دارد . فروم سپس نظریه خود را مطرح می کند و اعلام می کند که انسان به طور ناخودآگاه در حال گریز از آزادی است و تلاش می کند تا نادانسته آزادی خود را محدود کند . فروم پس از آن مکانیزم های گریز انسان از آزادی را بیان می کند و به شرح آنها می پردازد.
کتاب گریز از آزادی دادخواستی است که عناصر مخالف با رشد و پرورش انسان وانسانیت را به پای محاکمه میکشد و از آنجا که نخستین شرط اعتلای آدمی ، کوشش اصلی آن رسوا کردن دشمنان آزادی است.
اریک فروم در سال ۱۹۰۰ در آلمان زاده شد. در رشته ی جامعه شناسی و روانکاوی در دانشگاه های مونیخ، فرانکفورت، هایدلبرگ به درجه دکترا رسیده است. وی از هگل و مارکس و فروید تاثیر پذیرفته است.
مترجم: عزت الله فولادوند
انتشارات مروارید
@ELDialectico
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشدهای داشت
آنها غرابت این لفظ گنگ را
با لکهء درشت سیاهی
در مشقهای خود تصویر میکردند.
#فروغ_فرخزاد
@ELDialectico
🔸یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند. صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روانپزشک با بقیهٔ روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
▪️چارلز بوکوفسکی
📕عامه پسند
▪️ترجمه پیمان خاکسار
@ELDialectico
ما تا به حال صبر می کردیم که کاکليها خودشان کباب شده در سفره مان بیفتند، ولی آنها خود به خود نخواهند افتاد؛ دیوانه که نیستند؛ باید رفت و گرفتشان! آدم نباید همه چیز را از خدا بخواهد. البته خدا خوب است من منکر آن نیستم ولی در دستگاه او آن قدر سمن هست که یاسمن توش گم است. آخر خودمان هم باید تکانی بخوریم! از تو حرکت از خدا برکت! از گرگ پرسیدند تو چطور این قدر چاق و چله ای؟ گفت برای اینکه شکار خودم را تنها خودم می کنم.
کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
📒مسیح باز مصلوب
نیکوس کازانتزاکیس
ترجمه : محمد قاضی
@ELDialectico
دستی میان دشنه و دل
مجموعه نوشته های پراکنده خسرو گلسرخی
به کوشش کاوه گوهرین
@ELDialectico
نه ذوق، نه هنر، نه شادی. همه اش دزدی، کلاهبرداری و روضه خوانی!
ما در حال تعفن و تجزیه هستیم، از صوفی و درویش و پیر و جوان و کاسب کار و گدا همه منتظر پول و مقام هستند. آن هم به طرز بی شرمانه وقیحی.
حاجی آقا
صادق هدایت
@ELDialectico
فكر میكنم تنها دليل اين كه دوستم دارد اين است كه در دسترساش هستم. جاى غلط، زمان غلط. او به همان دليلى عاشقم است كه يك گرسنهى رو به مرگ عاشق هر آب زيپويى كه جلوش میگذارند. اين وسط اصلا بحث دستپخت نيست، بحث گرسنگى است.
در اين قياس من نقش آب زيپو را بازى میكنم .
📚جز از كل
👤استیو تولتز
@ELDialectico
🔸مردم می گن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می مونه و نه شخصیت ،و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه وار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر می کنه.
هر کسی که ادعا می کنه یکی از دوستانش در طول سال ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره ی واقعی رو نمی فهمه.
👤 استیو تولتز
📚 جزء از کل
@ELDialectico
به نظرِ من سیاستمداران یک مشت زخمِ پُر از چرک هستند. وقتی به سیاستمداران کشورمان استرالیا نگاه می کنم باورم نمی شود این موجوداتِ غیرقابل تحمل واقعا انتخاب شده اند.
ولی چه طور می توانیم چنین کاری کنیم وقتی تنها رقیبِ انتخاباتی یک احمقِ بی شرفِ غیرقابل انتخابِ دیگر است و مجبوریم دندان قروچه کنان باز هم به یک مشت دروغگوی دیگر رأی بدهیم؟
بدترین چیزِ آتئیست بودن این است که براساسِ اعتقاداتِ نداشته ام می دانم تمامِ این بی پدرها هیچ عقوبتی در دنیای دیگر نخواهند دید - تمام شان قِسر درخواهند رفت. این خیلی ناراحت کننده است؛ هرچه را بکاری دِرو نمی کنی، هرچه بکاری همان جا که کاشته ای باقی می مانَد.
جز از کل
استیو تولتز
@ELDialectico
📕معرفی کتاب :
ایدئولوژی زیباییشناسی
نویسنده: تری ایگلتون
مترجم: مجید اخگر
انتشارات بیدگل
تری ایگلتون در ایدئولوژی زیباییشناسی، که شاید مهمترین اثر و یکی از جاهطلابانهترین آثار اوست، خاستگاهها و ضرورتهای پنهان در پس شکلگیری حوزهای که «زیباییشناسی» نام گرفت را مورد بحث قرار میدهد و مسیرِ دویستوپنجاهسالهی سنت تفکر اروپایی دربارهی هنر را در پرتو نسبتهای لاینفکِ سه ضلع حقیقت(فلسفه)، زیبایی(هنر) و خیر(اخلاق) مورد بحث قرار میدهد.
روایت ایگلتون از تاریخ زیباییشناسی مدرن به جای آنکه صرفاً مروری بر «دیدگاههای مختلف متفکران دربارهی هنر» نمی باشد،کتاب در چهارده فصل کتاب به ترتیب به متفکران انگلیسی، کانت، شیلر، فیشته، شلینگ، هگل، شوپنهاور، کیرکهگارد، مارکس، نیچه، فروید، هایدگر، بنیامین و آدورنو میپردازد، و در فصل آخر نیز ضمن پرداختن به فضای پستمدرنیستیِ دهههای آخر سدهی بیستم و طرح دیدگاههای متفکرانی چون فوکو، لیوتار و هابرماس، جمعبندی خود از بحث را ارائه میهد.
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
▪️«نوشتار و تفاوت»
▪️ژاک دریدا
▪️ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
(اثر شایستهی تقدیر در سیوپنجمین دورهی کتاب سال در بخش فلسفهی غرب سال ۹۶)
🔻نوشتار و تفاوت مجموعهای از نخستین مقالات دریدا است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و در میان آثار او جایگاهی ممتاز دارد. دریدا در هریک از این مقالات، که نوعی سکوی پرتاب شمرده میشوند، بعضی درونمایههای بنیادی و روشهای کلیدی اندیشمندان بزرگ عصر خویش (روسه، فوکو، ژابس، هوسرل، هایدگر، لویناس، ارتو، فروید، باتای، لوی استروس و …) را مورد سنجش قرار میدهد. از خلال این سنجش، خطوط و عناصر شکلدهندهی فضای اندیشهی دریدایی اندکاندک چهره مینمایند تا در آثار بعدی او سیمای مشخصتری پیدا کنند. تنوع، غنا و اهمیت مسائل مطرحشده، شیوهی پرسشگری و نقد دریدا در این جستارها تولد اندیشمندی را بشارت میداد که برای ماندن آمده بود و تأثیر انکارناپذیرش بر اقلیم فلسفی زمانهاش گواه آن بوده است.
@ELDialectico
معرفی کتاب📕
▪️میشل فوکو؛فراسوی ساختگرایی و هرمنیوتیک
▪️هیوبرت دریفوس و پل رابینو
▪️ترجمهی حسین بشیریه
🔸این اثر به گفتهی برخی صاحبنظران بهترین بررسی در اندیشههای پرنفوذ و ژرف میشل فوکو است. در این کتاب صرفاً خلاصهای از آثار فوکو داده نمیشود بلکه نویسندگان، که از استادان برجستهی فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا هستند، خود دست به تعبیر و تفسیر و نقد آرای فوکو میزنند و آنچه را که بهویژه از نظر فلسفی و روششناسی مهم است برجسته میسازند. در کتاب حاضر، پیشینههای فلسفی اندیشهی فوکو همراه با نوآوریهای بینظیر وی بررسی میشود و پیوند فکری فوکو با نیچه، هایدگر، مرلوپونتی، ویتگنشتاین و برخی دیگر آشکار میگردد. فوکو با عرضهی دو روش دیرینهشناسی دانش و تبارشناسی حقیقت و قدرت، بنیاد آنچه را که تا به امروز علوم اجتماعی خوانده میشد درهم ریخته است.
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
▪️جامعه، فرهنگ، ادبیات
▪️لوسین گلدمن، تئودور آدورنو، ژان پیاژه و…
▪️ترجمه : محمد جعفر پوینده
🔸کتاب درباره زندگی و آثار لوسین گلدمن، متفکر و نظریهپرداز مطرح حوزه جامعهشناسی ادبیات و هنر است.
بخش اول کتاب «جامعه، فرهنگ، ادبیات» به زندگی، آثار و اندیشه لوسین گلدمن اختصاص دارد و شامل مقالاتی درباره اوست. با مقالاتی از : آنی گلدمن، میشل لووی، سامی نعیر،ژان پیاژه، هربرت مارکوزه، یون پاسکادی، ژاک لنار و پیر وزیما...
بخش دوم کتاب شامل گزیدههایی از نوشتههای لوسین گلدمن است و مصاحبهای با او و مباحثه گلدمن و آدورنو. آنچه در این بخش مطالبی همچون :
- پیشگفتار گلدمن بر چاپ دوم کتاب درآمدی بر فلسفه کانت
- فلسفهی کلاسیک و بورژوازی غربی، انسان چیست؟
- کانت و فلسفهی معاصر
- دربارهی میشل فوکو و ساختگرایی غیرتکوینی
- یادداشتی دربارهی چهار فیلم از گدار، بونوئل و پازولینی
- مباحثهی گلدمن و آدورنو
- مسائل جامعهشناسی رمان، جامعهشناسی ادبیات
- جایگاه و مسائل روش، پیوندهای فلسفه با جامعهشناسی
- تفسیری بر تزهایی دربارهی فویرباخ
- واپسین نوشتههای گلدمن
آمده است.
@ELDialectico
کوچک بودن
بسیار زیباست
درست مثل لبهای تو
و از آن زیباتر
چهار لب شرمگین
به روی هم است.
آری دوستت دارم
چنان با احتیاط
مثلِ «شاید»
چنان باورنکردنی
مثلِ «آری»
و چنان طولانی
مثلِ «تا چه پیش آید»؛
پیش از آنکه شب
بر سرانگشتانم
به سرانجام برسد...
▪️هرمان دکونینک
▪️برگردان: نیلوفر شریفی
📕عشق انعطاف پذیر
@ELDialectico
کشنده تر از این چیست که آدم به کاری خلاف طبع واداشته شود؟ کاری که آن از یک سود می رود و توو از دیگر سوی. کاری از آن گونه که بر خلاف تو می رود. چنین لحظه هایی سر آمدنی نیستند. کش می آیند، درازا می یابند، سنگین می شوند، خمار و تنبل می شوند. زندگانی کند می شود، از خود وا می ماند و آدمی احساس می کند در برکه ای راکد ماندگار شده است. برکه ای بی خیال جنبش در سر. خری در گل مانده. سایه دور نمی شود. خورشید راه نمی سپرد. کار پیش نمی رود. هوش و حواس به راهی دیگر است. بی التفات به هر چه هست. آنها که دورت هستند تو را به خود جذب نمی کنند. زمین نفس نمی کشد. تو نفس نمی کشی. خفه می شوی.
📕کلیدر
▪️محمود دولت آبادی
@ELDialectico
« تحت سلطه نظام صنعت فرهنگی، همگان در نظامی متشکل از کلیساها، کلوپ ها، کانون های حرفه ای و … محصور می شوند که مجموعاً سازنده حساس ترین ابزار کنترل اجتماعی هستند. ……. این واقعیتی است که صنعت فرهنگی استبداد تن را به حال خود رها می کند و حمله را متوجه روح یا جان افراد می کند. فرمانروا دیگر نمی گوید: باید همچون من فکر کنی یا بمیری. او می گوید، آزادی تا همچون من فکر نکنی، زندگی، اموال و همه چیزت از آن تو باقی ماند، ولی از امروز به بعد در میان ما فردی بیگانه خواهی بود.»
تئودور آدورنو/ماکس هورکهایمر
صنعت فرهنگ سازی، روشنگری به مثابه فریب انبوه
@ELDialectico
حتی در سرکوبگرانهترین و ظالمانهترین موارد انقیاد یا فرمانبرداری، باز هم مقدار قابل توجهی از آزادی شخصی وجود دارد. فقط ما متوجه آن نمیشویم، زیرا جلوه و ظهور آن مستلزم فداکاریهایی است که ما معمولا هرگز تصورش را نمیکنیم که به خود اجازهی آن را بدهیم. در واقع اجبار «مطلقی» که حتی ظالمانهترین مستبد بر ما تحمیل میکند همیشه مشخصاً نسبی است. شرط آن میل ماست به گریختن از تنبیهی که به آن تهدید شدهایم یا از پیامدهای دیگر عدم اطاعتمان.
در هر مورد دیگر، این رابطه فقط خواهان قیمتی برای تحقق آزادی است قیمتی که، مطمئناً، ما نمیخواهیم بپردازیم.
▪️گئورگ زیمل
📕درباره ی فردیت و فرم های اجتماعی
@ELDialectico
هنگامی که در زمینه ی صداقت و صمیمیت کامل، متوجه شدم که بشر موجودی است که در او وجود، مقدم بر ماهیت است، وَ دریافتم که بشر موجودی آزاد است که در اوضاع گوناگون، جز آزادی خود نمی تواند چیزی بخواهد، در عین حال درمی یابم که جز آزادی دیگران نمی توانم چیزی طلب کنم.
بنابراین، به نام همین اراده ی آزادی که در خودِ آزادی مستتر است، من خواهم توانست درباره ی کسانی که می خواهند توجیه ناپذیری کامل وجود خود و آزادی کلّی خود را کتمان کنند، داوری کنم.
من کسانی را که با اعتقاد به ارزش های اخلاقی ماقبل تجربی یا با توسل به معاذیر جبری، آزادی کلی خود را کتمان می کنند، "سست عنصر" می نامم؛ وَ کسانی را که می کوشند تا نشان دهند که وجودشان "واجب" بوده ( حال آنکه نه تنها وجود آنان، بلکه ظهور بشر به روی زمین، امری "ممکن" بوده است)، "رذل" می خوانم.
اما چه در مورد سست عنصران و چه در مورد رذل ها، جز در زمینه ی صداقت و صمیمیت کامل نمی توان داوری کرد.
▪️سارتر
📕اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
@ELDialectico
