دیالکتیک روشنگری
Открыть в Telegram
829
Подписчики
+224 часа
Нет данных7 дней
-230 день
Архив постов
🔘 نکات اصلی در ساخت سیاسی ایران
از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای همراه با ترک تشریفات مناقصه و غیره که مجموعه اینها را پاتروناژ [در اصل به معنی «ارثیه پدری»] مینامیم، ابزار اصلی دست نظام سلطانی است که آنها را به صورت هبه یا تیول و یا سور و سات به هر که بخواهد عطا و از هر که بخواهد دریغ میکند. پایینتر از سلطان، تعدادی پاترون [حامی] قرار دارند که هر پاترون دارای شبکهای از کلاینتها [تحتالحمایهها] است و سلطان، پاتروناژ را به حسب گستردگی شبکهی کلاینتهای هر پاترون بین آنها توزیع میکند و در عوض، بسیج تودهای و سایر امور لازم را از آنها طلب میکند مانند: تخلف در انتخابات، سرکوب مردم، مشارکت در آیینهای مختلف ... پس رژیم ما علیالاغلب ترکیب سه ویژگی مهم است: دولت رانتی، سلطانیسم (ویژگیها: شخصی بودن امر سیاست، تقرّب، غیررسمی بودن، ستیز موازنه شده، لیاقت نظامیگری و توجیه دینی) و کلاینتاریسم (بندهنوازی).
📕تقدیر ما، تدبیر ما
▪️سعید حجاریان/مصطفی ملکیان
چاپ اول (1389)، صفحه 17، نشرنگاه معاصر
@ELDialectico
«فاشیسم یعنی جذب ابلهان در گام نخست و سرکوب هر آنکس که شعور درک اوضاع را دارد در گام بعد!»
▪️برتراند راسل
📕مقاله آزادی و دولت
▫️تصویر جوخه پیراهن سیاهان حزب فاشیست ایتالیا 1930
@ELDialectico
خشک مغزی منشأ خود فریبی است و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت و پیش ساخته ارزیابی کنیم و علایم و قراین مخالف را نادیده بگیریم یا مردود بشماریم و به پیروی از آرزوهای خود عمل کنیم و واقعیت ها را گردن ننهيم.
عصاره خشک مغزی را یکی از مورخان در گفته ای درباره فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا و سردستۀ تاجداران یک دنده و خشک مغز بیان کرده است:
«تجربه هیچ شکستی ایمان او را به برتری ذاتی سیاست خویش سست نمی کرد.»
📕تاریخ بی خردی
▪️باربارا تاکمن
@ELDialectico
فاشیسم اوباش و نخبگان را توامان به کار می گیرد.
فاشیسم هیچ حوزهی خصوصی را در حیات و زندگی اجتماعی انسان برنمیتابد و مقدمه ساز بروز جنبش های توتالیتر می شود از ویژگیهای مهم چنین شرایطی اتحاد «نخبگان و اوباش» است. جنبشهای توتالیتر نه تنها برای اوباش، برای نخبگان جامعه نیز سخت جاذبه دارند...نخبگان جنبشهای توتالیتر، صفات مشخص اوباش را دارا هستند و تجربههای گذشته نشان میدهد که اتحاد موقتی نخبگان با اوباش، بیشتر مبتنی بر این است که نخبگان با یک شعف راستین تماشاگر صحنه نابودی تشخص و فردیت به وسیله اوباشاند».
▪️هانا آرنت
📕توتالیتاریسم
@ELDialectico
آنچه از او که زندان شاه را ترک گفت، جنازه نیم جانی بیش نبود. آن مرد با آن خلاقیت جوشانش پس از شکنجههای جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقاً زندگی نکرد. آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد. وقتی درختی را در حال بالندگی اره میکنید، با این کار در نیروی بالندگی او دست نبردهاید، بلکه خیلی ساده او را کشتهاید. ساعدی مسائل را درک میکرد و میکوشید عکسالعمل نشان بدهد. اما دیگر نمیتوانست. او را اره کرده بودند.
▪️احمد شاملو درباره غلامحسین ساعدی
@ELDialectico
خوزه آرکادیو از آئورلیانو پرسید: امروز چه روزیست؟
آئورلیانو پاسخ داد: سه شنبه
خوزه آرکادیو گفت: خودم هم همین فکر را می کردم، ولی نمی دانم چرا ناگهان پی بردم که امروز هم مثل دیروز دوشنبه است. به آسمان نگاه کن! به گل های بگونیا نگاه کن! به هرجا که می خواهی نگاه کن! انگار امروز هم دوشنبه است.
دیگر اطمینان داشت که زمان نمیگذرد بلکه فقط تکرار میشود.....
📕صدسال تنهایی
▪️گابریل گارسیا مارکز
@ELDialectico
روبهروی آینه میایستم
و آینه سعی میکند
سعی میکند
سعی میکند
از این همه خرابه چهره بسازد
در خرابهها قدم میزنم
و فکر میکنم
اناری که بر شاخه خشکیده
باید همین زمین باشد
که خدا از کنارش عبور میکند
و حتی
میلی به چیدنش ندارد
▪️گروس عبدالملکیان
▫️عکس : آخرین نفسهای پاییز در زمستانِ جنگلهای هیرکانی/ مازندران/ثبت از مجتبی دری
@ELDialectico
«اینجا از یک طرف هیچکس حرمت سکوت را نگه نمیدارد، از آن طرف زیادی حرمتش را نگه میدارند»
▪️اومبرتو اکو
📕نام گل سرخ
▫️عکس: آنری کارتیه-برسون
(بر فراز کلیسای نوتردام، پاریس ۱۹۵۵)
@ELDialectico
بعضی از زخم ها خیلی چیزها را یاد آدم می آورد، بعضی از یاد می برد.
دنبال زخمی تازه می گشت تا دردش را از یاد ببرد.
📕تماما مخصوص
▪️عباس معروفی
@ELDialectico
مردم این شهر استعداداشون رو حروم میکنن!
لعنتی ها بین پول و قدرت همیشه پول رو ترجیح می دن، نمیفهمن که پول مثل یه عمارت زیبا تو شهر “ساراسوتا” میمونه که بعد از ده سال نابود میشه!
اما قدرت، قدرت مثل ساختمون سنگی قدیمی میمونه، برای قرن ها باقی میمونه.
Frank Underwood - House of Cards
@ELDialectico
بر شانهی خودم دستی تکاندم
برگشتم
و به دوردست خیره شدم
در سراب
انسانها دستهجمعی تنها بودند
و مرگی بینوبت
در سینهی من پابهپا میکرد
جای خالی اشکی
بر گونههایم خشکی زده بود
▪️بکتاش آبتین
▫️عکس از #جمشید_بایرامی
@ELDialectico
سوتى كشيد و بعد شبيه قطار شد
از هزاران زنی که فردا
پیاده می شوند از قطار
یکی زیباست
مابقی مسافرند...
▪️عباس صفارى
▫️عکس از #عباس_عطار
@ELDialectico
دریغا روزهایی که بیدلبستگی بگذرند ، دریغا بیگانگی. اما آدمیزاد را مگر تاب و توان آن هست که از هر کس و هر چیز ببرّد ؟ دمی شاید ؛ یا روزی و ماهی ، شاید به اراده چنین کند . اما سرشت او چنین نیست . پیوند مییابد و میپیوندد. جذب میشود ، شوق یگانگی. خود را به دیگری بست میزند . خود را به دیگری میسپرد. خود از آن ِ او ، او از آن ِ خود. میخواهد ، پس خواهان دارد . خواهان دارد ، پس میخواهد . هست ، پس چنین است . مگر نباشد تا نپیوندد. مگر بمیرد .
▪️محمود دولت آبادی
📕کلیدر – ج۱ – ص ۲۳۲
@ELDialectico
«تنها فلسفهای که حاکمان توتالیتر میپسندد، فلسفه همیشه بر حق بودن است. زیرا در آن هر شکستی را پیروزی تعبیر میکنند»
▪️هانا آرنت
📕توتالیتاریسم
و از طنز تاریخ، روزگاری لنین خود گفته بود:
«دههها میگذرد و هیچ اتفاقی نمیافتد، ناگهان طی چند روز به اندازه دههها اتفاق رخ میدهد»
@ELDialectico
گویی مردمان دیگری وارد کردهاند و ما در وطن بیگانهایم. دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت میمیرند.
دندانم کندند تا نگویم و چشمم تا نبینم، اما پا را وانهادهاند که ترک وطن کنم. یعنی که در این شهر جای خِرد نیست.
دانایی را نمیشود کُشت.
📕طومار شیخ شرزین
▪️بهرام بیضایی
@ELDialectico
به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد.
ما هم می سوزيم و می سازيم.
قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد.
سگ بريند روی قسمت و همه چيز.
📕نامه به حسن شهید نورایی
▪️صادق هدایت
@ELDialectico
همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه میآید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون میکند و از سرت میگذرد و تو را به اعماق میکشاند، و سپس ناگهان رهایت میکند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دستهایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی. تنها وسوسهای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: وسوسهی امید...
▪️رومن گاری
📕پرندگان میروند در پرو میمیرند
@ELDialectico
«آنچه امروز تجربه میکنیم جهان وارونهی کافکایی است.
روزگاری کافکا زندگی انسان را گرفتار در چنبره جهنمی بوروکراسی اداری میدید. امروز اما برای رفتن به جهنم هم باید سلسله مراتب اداری را طی کنید»
▫️از نامه #آدورنو به #هورکهایمر
(نیویورک، ژوئن ۱۹۴۱)
@ELDialectico
