دیالکتیک روشنگری
Открыть в Telegram
837
Подписчики
+724 часа
+107 дней
+430 день
Архив постов
📚پیشنهاد مطالعه
📕اندیشه های سیاسی و اقتصادی هایک
◾️ایمون لاتاری
◾️ترجمه : فریدون تفضلی
فریدریش فون هایک یکی از متفکران بزرگ لیبرال و نامدار قرن بیستم است،
اندیشهٔ اصلی در ساختار کلی جهانبینی هایک، اصل جامعهٔ آزاد است که از طریق فعالیتهای مردان و زنان آزاد ایجاد میشود، آنچه آگاهانه برای آن برنامهریزی نمیکنند. بر اساس نظر هایک، هر کوششی در جهت ساختِ جامعه بهوسیلهٔ مهندسی اجتماعی یا بر اساس برخی مفروضات قبلی، مسلماً به استبدادی منجر میشود که نمیتوان در آن برای انواع نیازها و خواستههایی که اعضای جامعه را به تحریک وادارد فضایی یافت.
از سوی دیگر، هایک به بازار اقتصادی همچون سیستم اطلاعرسانی نگاه میکند. بازار یک شبکهٔ بزرگ و جهانی اطلاعات را فراهم میکند که از طریق آن قیمت یک کالا میتواند به تعداد زیادی از عوامل مرتبط واکنش نشان بدهد و تعیین کند که چه کالایی باید تولید شود و هزینههای مصرف آن کالا برای جامعه چیست.
@ELDialectico
▪️جنگ برای تجارت بسيار سودآور است، حتا پس از پايان آن" با به پايان رسيدن بزرگترين كشتار قرن بيستم در جنگ جهانی اول در سالهای 1914-1918 و باقیماندن ويرانههايی عظيم، دو نجاتيافتهی اين فاجعه، دو سرباز خط مقدم جبهه، كه چندان هم سلامت جسمی و روحی ندارند، وادار میشوند كلاهبرداری حيرتانگيز و ضداجتماعی طرحريزی كنند كه آن را تا سرانجام پی میگيرند. گويا از ميدان افتخارآميز نبرد با دشمن، برای نجات ميهن، تا صحنههای كسبِ سود راه درازی در پيش نيست... ديدار به قيامت بنای عظيمی است برافراشته بر پايههای بیرحمیها و تقلبهای گوناگون، با ساختاری چنان درخشان و قدرت بيانیِ چنان پرصلابت كه، به باور اهداكنندگان جايزهی ادبی گنكور به اين كتاب، چنين رمان باشكوهی بعد از جنگهای 1914-1918 تاكنون خلق نشده است.
📕دیدار به قیامت
▪️پی یر لومتر
▪️مترجم: مرتضی کلانتریان
@ELDialectico
«خودم را دوست دارم
همه جا همراهم بوده و یک بار نگفت حاضر نیستم با تو بیایم..
آمد و هیچ نگفت
حرف نزد..
گفتم و او شنید
رنجش دادم و تحمل کرد..!»
▪️علیرضا روشن
@ELDilectico
تا وقتی انسانها بتوانند هر روز صبح پنجرههایشان را به روی پرندگانی که میخوانند بگشایند، دیگر منتظر چه اتفاقی هستند؟ دیگر از دنیا چه میخواهند؟
📕مردی با کبوتر
▪️رومن گاری
@ELDialectico
ببین لِينی!
همۀ اونچیزی که لازم داریم یکی دو نخ سیگار،
یه فنجون قهوه، یه ریزه گپ زدن،
خودم و خودت و یه پنج دلاریه.
Realityy Bites : دیالوگ فیلم
@ELDialectico
🔸مردم می گن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می مونه و نه شخصیت ،و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه وار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر می کنه.
هر کسی که ادعا می کنه یکی از دوستانش در طول سال ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره ی واقعی رو نمی فهمه.
▪️استیو تولتز
📕 جزء از کل
@ELDialectico
🔸 عشق لطیفترین و زیباترین و جذابترین چیزی است که میتواند نصیب کسی شود. میتواند غمها را ببلعد و لذتی بیحساب به بار آورد؛ ولیک این مشروط به یک شرط مهم است، که اگر نباشد، به منشأ بزرگترین رنج بدل میشود. شرط این است که چندان پر زور و بیمنطق نباشد که عقل عاشق را به کلی در هم نوردد و از روی نیمهجان آن عبور کند. عشق فرط محبت و علاقه است، اما باز هم مراتب دارد. اگر تمام روح را اشغال کند و سیطرهاش مطلق شود، تمام عقل و تمام ادب را میبرد.
🔸 اگر به وصال نرسد، کشنده است، و اگر برسد، افول سریع آن سردی و کسالت ایجاد میکند. اما عشقی که در عین عشق بودن، امکان تدبیر را از بین نبرد، و مبالات ادب را به کلی زایل نکند، اگر به وصال نرسد، میتواند یک تجربۀ بزرگ و یک تحول و تکامل روحی باشد، و اگر برسد، لذتی چگال و کامکاریی دلگشا. این سخن شاید عجیب بنماید، اما عشق هم گرچه ظاهراً بنابه تعریف با اعتدال و احتیاط ناساز و متضاد است، تنها با چنین قیودی شادیساز است. فوّار و آتشفشان و پرهیجان و عقلشکن، داستانی و غریب و جذاب است، اما حجم عظیمی از رنج میآفریند...
📕اندک گستاخ و بیش مؤدب در حضرت مثنوی
▪️مرتضی مردیها
@ELDialectico
وقاحت در زرادخانهی کلامی نظامِ حاکم، مفهومی اخلاقی است که این مفهوم را نه برای تشریح و تبیین اخلاقیاتِ خود، بلکه در ارتباط با اخلاقیات دیگران مورد سوءاستفاده قرار میدهد. تصویر زنی عریان که موهایش را در معرض تماشای همگان میگذارد وقیح نیست، وقیح ژنرالی است در لباس کامل که مدالهایی را که در جنگ تجاوزکارانه به دست آورده است، به نمایش میگذارد.
📕گفتاری در رهایی
▪️هربرت مارکوزه
▪️ترجمه:محمود کتابی
@ELDialectico
📚جویس، کوندرا، هدایت و حافظهی تاریخی
▪️اکرم پدرامنیا
فاکنر جملهی معروفی دارد که میگوید: در آمریکای جنوبی «گذشته هرگز نمیمیرد. درواقع، گذشته حتی گذشته نیست.» بیتردید در دنیای مدرن، گذشته انگار باری است که یکی، فرد یا جامعه، مجبور است در حال، با خود به هر جا بکشد. معمولاً گذشته و تاریخ باری میشود بر دوش حافظهی همگانی یا ملی. به همین دلیل بسیاری از متفکران قرن بیستم درگیر «بحران حافظه»ای بودهاند که علتش وسواس نسبت به قدرت گذشته و بار گذشته بوده است، باری که میلان کوندرا در کتاب خنده و فراموشی آن را «بار حافظه» نامیده است. البته فروید، و رویهمرفته روانکاوها، مجذوب قدرت گذشته بر حال بودهاند...
(بخشی از مقاله)
@ELDialectico
معروف است، کسی بین راه چهارمحال قالیاش را دزدان بردند. به فکر افتاد که به خان شکایت کند... پیش خان رفت.عاشورا بود و خان مشغول خواندن زیارت عاشورا، [ و خان به بخش صد لعن رسیده بود ] و می خواند: « اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له... »
صاحب قالی، اول خوشحال شد که موقع خوبی برای دادخواهی پیدا کرده، اما اندکی بعد متوجه شد که قالی که زیر پای خان انداختهاند همان قالی خودش است! بلافاصله رو بازپس کرد که خارج شود. خان پرسید: ها، چه می خواستی؟ شاکی جواب داد: هیچ، می خواستم در ثواب شما شریک باشم، و سپس راه افتاد در حالی که او هم زیر لب می خواند: اللهم العن اول...»
▪️باستانیپاریزی
📕حماسهکویر
پانوشت صص ۱۷۲-۱۷۳
@ELDialectico
صدایت روی بوی بهار نارنج میلغزد
از جنس همان میشود
صدایت در بهار ، بهار است
صدایت در زمستان ، بهار است
حرف بزن
من تا ابد به صدایت گوش میدهم
تا نقطهای شوم
در خط کاتبی
که صدای تو را مینویسد
📕شرق بنفشه
▪️شهریار مندنی پور
@ELDialectico
پس جهنم اینه !هرگز به این شکل درباره ش فكر نمی كردم !یادتون هست : گوگرد ، آتیش ، سیخ.آه ! عجب حرف های مضحكی سال ها در مغزمان فرو کردند !احتیاجی به سیخ نیست !حالا فهمیدم : جهنم همان زندگی اجباری با احمق های اطرافه.
▪️ژان پل سارتر
📕نمایشنامه : دربسته
@ELDialectico
همین حرف های ناگفته اند که رابطه را تمام میکنند. همین جواب ندادن های ساده. همین ندیدن های ساده و همین خبر نگرفتن های گاه و بی گاه. همین امروز و فردا کردن های انباشته شده. آخر روزی برمی گردیم و میبینیم آنقدر دور شده ایم ما دیگر حتی در خاطراتمان هم با هم آشنا نیستیم. همین غریبه شدن های ساده روزی کار رابطه را میسازد. بعضی از آدم ها را باید نگه داشت. کسانی که در سختترين شرایط با ما ماندند. کسانی که با ما مهربان بودند و ما را تنها نگذاشتند. کسانی که آنقدر ارزشمند هستند که گاه گاهی بداخلاقی هایشان، سردشدن هایشان و تنش هایشان را در رابطه نادیده بگیریم. اگر از این آدم ها در زندگیتان هستند و کمی آزرده خاطرتان کرده اند، بروید لیوانی چایی داغ بریزید و آنها را به یک گفتگوی صمیمانه دعوت کنید.
▪️پونه مقیمی
📕تکه هایی از یک کل منسجم
@ELDialectico
اگر تو موسیقی بودی
بیوقفه به تو گوش میسپردم ،
و اندوهم به شادی بدل میشد !
#آنا_آخماتووا
@ELDialectico
عزیزم، به تنهایی عادت کردهام. من وضع دیگری را نشناختم، نشناختهام. انگار وضع دیگری نمیتواند باشد. از صبح تا شب با خودم هستم. با صدای خودم، با عکس خودم که گاهی توی آینه است. و با خیلی چیزهای خیلی نزدیک دور و برم. چیزهای معمولی، چیزهای دستیافتنی، نه، چیزهای دمِ دست...
📕شب یک،شب دو
▪️بهمن فرسی
@ELDialectico
خطری که امروز تهدیدمان میکند انفعال نیست بلکه فعالیت کاذب است. اشتیاق به " فعال بودن" مشارکت کردن و پنهان ساختن پوچی آنچه جریان دارد
📕خشونت
▪️اسلاوی ژیژک
@ELDialectico
مریل استریپ: فکر می کنی
خدایی اون بالا وجود داره؟
وودی آلن: اگرم وجود داشته باشه، اونقدری که تو نشون میدی
بالا نیست...!
@ELDialectico
