ru
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Открыть в Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Больше
4 981
Подписчики
+1024 часа
+707 дней
+27330 день
Архив постов
چجوری به مِه‌آلودتر شدنِ این فضــا کمک کنیم؟ شُبهه رو پخش کنیم، «پاسخ‌به‌شُبهه» رو بایکوت کنیم.🤝

«این چند دقیقه در پاسخ به شخص و شخصیتِ جواد خیابانی نیست؛ من برعکسِ شما برایِ جواد خیابانی احترام قائلم، این را بیان کردم در نقد این تفکر در حالِ ترویج که حرفِ خود را از زبانِ افراد مشهور می‌زند. مخاطب، آن جریانِ فکری است که دارد پشتِ افراد مشهور این افکار را توسعه می‌دهد. جملات و عبارتِ کُلی که تعابیـرِ درستی هستند، اما نتیجه‌گیری غلط...» -دکتر علیرضا زادبر- •دردِ تاثیر تحریفِ تاریخ را ببینید.

ببینید. - دکتر زادبر شخصیتِ اصــولاً آرومی که دردِ تاثیرِ تحریفِ تاریخ رو بارها در کلاس‌های جریان‌شناسیِ سیاسی برایِ ما مطرح می‌کرد، در کپشنِ این ویدیو نوشت: «این چند دقیقه در پاسخ به شخص و شخصیتِ جواد خیابانی نیست؛ من برعکسِ شما برایِ جواد خیابانی احترام قائلم، این را بیان کردم در نقد این تفکر در حالِ ترویج که حرفِ خود را از زبانِ افراد مشهور می‌زند. مخاطب آن جریان فکری است که دارد پشتِ افراد مشهور این افکار را توسعه می‌دهد. جملات و عبارتِ کلی که تعابیر درستی هستند، اما نتیجه‌گیری غلط...»

۲۹۵ شبکه علیهِ ایران و جنگِ رسانه! رسانه حالا محدود به تلویزیون نیست. •یه ویدیو تقریباً مربوط به ۱۵ سال پیش، از هشدار رهبری نسبت به ‌اینترنت ‌دیدم، واقعا تعابیرِ جالبی داشت: -صاحبانِ افکار گوناگون و نحله‌های مُنحرف، شاید بتوانند خیلی آسان کلاسِ درس و فرزندانِ شما را در تصرّف بگیرند، حوزهٔ علمیه می‌خواهد عقب بماند؟ •و تذکرِ امسالِ رهبری در بابِ پیشرفتِ «هوشِ مصنوعی»: -در دورهٔ هوش مصنوعی و کوانتوم و اینترنت و امثالهم، نمی‌شود مثل دوران تلفن و ضبطِ صوت‌های کذایی کار کرد! برای پیش‌رویِ هدف، ابزارها باید متناسب با زمان انتخاب شود؛ اما آنچه تغییر نمی‌کند؛ جبهه‌بندی‌هاست! •امروز جنگ، «جنگِ رسانه‌س». اگر خیلی حذفیات و قطره‌چکانی عمل کردنِ دربارهٔ تاریخِ صدسالهٔ اخیر در رسانه نبود، جوانِ امروز کنار عکسِ میرزاکوچک‌خان شعارِ رضاخان روحت‌ شاد، نمی‌داد! [گرچه‌‌اخیراًاقدامات مثبتی شده.] •دشمن بارها اذعان کرده ایرانِ امروز به بازدارندگیِ نظامی رسیده. پس راهِ مبارزه، «جنگِ نرمه.» لذا خطا نیست اگر دلیلِ خیلی از ولنگاری‌ها رو، نداشتنِ «اهتمامِ جدی» به هشدارِ ۱۵ سال پیش رهبری بدونیم. و حالا زنگِ خطرِ جدی «هوش مصنوعی.»

Repost from نور
«سلام، نورِ عالمِ وجود..»

این‌که صبـح‌ها چشمم می‌خوره به محتوایِ بعضی کانال‌ها، رِزقه.

باز هم شب شد و «دلتنگیِ» ما روشن شد..
باز هم شب شد و «دلتنگیِ» ما روشن شد..

- خدا یکی، محبّت یکی و یار یکی.

با بُهت و بُغض و شَرم می‌گفت چرا این‌همه سال دقّت نکردم به این اسمِ زیبای «عبّاسِ‌ابنِ‌علی»؟

دیروز جلو محلِ کارمون سه نفر داشتن باهم دعوا می‌کردن و ملت هم طبقِ معمول داشتن فیلم می‌گرفتن و نمی‌دونم به چه دردشون می‌خورد. دوتا زن و یه آقا که از شواهد این‌طور برمیومد که یه زن و شوهر بودن و یه زنی که اومده تو زندگیِ اینا. جیغ و فُحشِ ناجور و این بساط، زنه می‌گفت فکر کردی خَرَم؟ جی‌پی‌اس کار گذاشتم تویِ خونه گیرتون انداختم، صداتونم هست پدرتو درمیارم. اون یکی هم درحالی‌که موهاش تو دستای این‌ خانمه بود به ملت می‌گفت چرا نگاه می‌کنین؟ بیاین مارو جدا کنین دیگه! زنه کیفِ اینو گرفت هرچی توش بود خالی کرد کفِ زمین؛ همش هم مُنکراتی و غیرِقابلِ پخش در فضای کانال. بعد بهش گفت کثافتِ لجن همین وسایل برای بدبختی‌ت کافیه، شب به شب برای من شُعارم میدی؟ مَرده به اون زن دومی گفت برو خونه بهت زنگ می‌زنم. زنش جیغ زد گفت خاک تو سرت که تو چشمِ من نگاه می‌کنی بهش می‌گی بهت زنگ می‌زنم. مَرده هم به زنش گفت فکر کردی خودت چی بودی؟ خودتم همین‌کاره بودی که اومدم گرفتمت دیگه. و بالاخــره همه ساکت شدن.

«ولی هیچ‌کس در فکرِ من نیست…»
+1
«ولی هیچ‌کس در فکرِ من نیست…»

این پدیده واقعاً برایِ من جذابه، از ذهنم بیرون نِمیره. وقتی بارون می‌باره، دستمو می‌بَرم از پنجره بیرون، بینِ او‌ن‌همه قطره، یکی‌ش هم رویِ دستم نمی‌باره. تو دلم می‌گم خدایا من می‌دونم اینا مقاصدِ مشخصی داره و خودت به فرشته‌ها گفتی هرکدوم رو فرود بیارن در یک محلِ معیّن و با هرقطره‌ای فرشته‌ای هُبوط می‌کند. انقدر دستم رو نگه می‌دارم تا زورَکی مقصدِ معیّنِ یه فرشته بشم. تو این مورد واقعا سِرتِقم.

اگر کشاکشِ ابتلائات است که مَرد می‌سازد، پس یاران! دل از سامان برکَنیـم و روی به راه نَهیم. مردانــگی و وفا را کجا می‌توان آز
اگر کشاکشِ ابتلائات است که مَرد می‌سازد، پس یاران! دل از سامان برکَنیـم و روی به راه نَهیم. مردانــگی و وفا را کجا می‌توان آزمود؟ جز در میدانِ جنگ، آنجاکه راه همچون صراط از بطنِ هاویه آتش می‌گذرد؟ دین‌دار آن است، که در کشاکـشِ بلا دین‌دار بماند؛ وگرنه در هنگامِ راحت و فراغت و صُلح و سِلم، چه‌بسیارند اهلِ دین.. شهیدسیدمرتضی‌آوینی، فتحِ‌خون

کارِ خدا [قربونش‌برم] این‌جوری‌ست.

از صبح افتاده رو زبونم؛ «خوشگلی و مَه‌جَبینی..» بچه بودم اولین‌بار اینو گوش کردم بعنوانِ اولین مداحی. بغض توشه. یه مادرانگیِ مظلومانه، مادر به آدم عاشقی یاد میده، معرفت یاد میده. وقتی همه‌چی‌تمومِ عالَم باشی و دست‌گیرِ همه افتاده‌ها، مادر بهت یاد میده تمومِ اینارو فدایِ معشوق‌ت کنی، «اما یادت باشه مادر، بَلاگردونِ حسینی..» مادر عاشقِ بچه‌شه، عاشقِ قد کشیدن‌شه، «پهلوونِ پهلوونا، پسرِ امّ‌البَنینی..» مادر عاشقه و فقط یه عاشق می‌تونه عاشقی یادت بده، عاشق می‌شی، سپَرِ بَلا می‌شی، آخرِ همه‌یِ بامعرفتا می‌شی که سیدمرتضی آوینی می‌گه «مردانگی و وفایِ انسان به تمامی ظهور یافت»، فدا می‌شی و معشوق در فراق‌ت «اَلاُن اِنکَسَرَ ظَهری..» به زبان جاری می‌کنه و چه زیبا معشوقی و بالاتر، چه زیبا معبودی.. برای «رسیدن و جانَماندن» چه باید کرد؟