ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Открыть в Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Больше
5 029
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-1130 дней
Архив постов
- دوستان بزرگوارمون رسمِ خیلـی خوبـی رو برقرار کردن و تاحالا هفت‌بار به نیت سلامتیِ رهبری، با عنایتِ خدا و همتِ مردم قربانی دادن؛ ان‌شالله تا ظهورِ صاحب‌الزمان این رسم تداوم داشته باشه. حتماً مشارکت کنید عزیزان… شماره‌کارت و توضیحات توی پست هست.

کاش آوینی دوباره زاده می‌شد و قلم به دست می‌گرفت و می‌نوشت این‌روزها را. کاش تاریخ بداند این‌روزها را. کاش همهٔ قلم به‌دست‌ها، آوینی می‌شدند و روایت می‌کردند این روزها را.

رهبر انقلاب امشب، خطاب به حاج‌محمود کریمی: اگر خسته نمی‌شوی «ای ایران» بخوان! ۱۲ روز جنگِ با دنیا را مستقیماً و شخصاً فراماندهی کرد. همه می‌گفتند چطور در کمتر از یک روز؛ همهٔ فرماندهان را جایگزین کرد؟! در همان ۱۲ روز، سه‌بار در پیامِ تلویزیونی خطاب به ملتِ ایران؛ دل‌هایِ امّت را آرام کرد. خبر پیچید مراسمِ روضهٔ حسینیه هم پابرجاست! ولیّ‌امرِ ما، به ما پیغام می‌دهد و می‌گوید حواس‌تان باشد؛ روضهٔ اباعبدالله(ع) تعطیل نمی‌شود. ما هرچه داریم از خداست؛ از اهلِ‌بیت است. خدایِ ما، از همهٔ دم و دستگاهِ کفر بزرگتر است. امشب با آمدنش باز هم معادلات را به‌هم زد! او همیشه به موقع می‌آید. امشب «ای‌ایران» را طلب می‌کند… حتی حواسش بود که چطور به دوگانهٔ ملّت‌گرایی و امّت‌گرایی این‌روزها پایان بدهد. راست گفت آقا روح‌الله(ره)! اگر کلِ تاریخ را بگردید کسی را پیدا نمی‌کنید که مثلِ سیدعلی خامنه‌ای متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار؛ و بنای قلبی‌اش بر این باشد به این ملّت خدمت کند. پیدا نمی‌کنید! به‌خدا قسم اگر هزاران بار بمیریم و زنده شویم و باز بمیریم، تورا رها نخواهیم کرد. امشب، شبِ تجدیدِ بیعت است. یاحسین(ع).

«اللّهُمَّ اجْعَلْ زَعیمَــنا في دِرعِــکَ الْحَصینَةِ الَّتي تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ»

«اللّهُمَّ اجْعَلْ زَعیمَــنا في دِرعِــکَ الْحَصینَةِ الَّتي تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ»

به قربانِ قدم‌هات حضرتِ ماه… والله ماتَرکناکَ یابن‌الحیـــدر! راست گفتند: اگر تورا نداشتیم، هیچ‌وقت نمی‌دانستیم اجدادِ طاهرت چطور در برابرِ بنی‌امیه و یهود ایستادند. اگر تورا نداشتیم؛ نمی‌فهمیدیم شجاعتِ حیدری یعنی چه! تو به ما یاد دادی روضهٔ سیدالشــهدا تعطیل‌شدنی نیست؛ حالا که آمدی، انگار ماه طلوع کرد… خدایِ حســین(ع) حافظِ تو باشد حضرتِ ماه! ای عشقِ دل‌افروز، ای مایهٔ دل‌گرمیِ ما…

جلوی عکسِ علمدارها می‌ایستم و ساعت‌ها بی‌هیچ کلامی نگاهشان می‌کنم، از حاج‌قاسم و ابومهدی، تا سیدحسن و سیدابراهیم. از شهید امیرعبداللهیان تا سردار‌باقری، سلامی، حاجی‌زاده. تا تمامِ صاحبانِ عکس‌هایی که این‌روزها دیوار برایشان کم است. دلم اندازهٔ دنیا گرفته، سنگینیِ امشب از عرش معلوم است. آسمان هم گرفته و تار است. بغض‌م آنقدر تیز است که دیواره‌های گلویم را خراش می‌دهد. این دل قصدِ آرام‌شدن ندارد انگار. نگاه‌شان می‌کنم، زیرِ لب -طوری که کسی نشنود- می‌گویم: کاش جایی، به کسی می‌گفتید که اخرین شبِ عاشورا با امام(ع) چه گفتید؟ چه گفتید که غم‌تان با غمِ ارباب این‌طور گره خورد؟ بغض‌م می‌شکند. اما دلم سبک نمی‌شود. چه محرمی شد امسال. حاج‌آقا می‌گوید «امشب، قلبِ مبارکِ امام‌زمان در فشار است، صدقه بدهید هرچقدر می‌توانید..» یادم می‌آید که نباید یادم برود، صاحب‌مان امشب هرآنچه را که ما می‌شنویم، می‌بیند. دلم می‌ترکد، بغض‌م می‌ترکد، که نمی‌دانم کجا روضه گرفته‌ست، نمی‌دانم کجا اشک می‌ریزد. نمی‌دانم، نمی‌دانم برایش چه قدمی برداشته‌ام. نمی‌دانم پاهایم چقدر بخاطرِ او خسته شده‌اند، چشم‌هایم چقدر چشم‌انتظارش بوده‌اند. دلِ من یک دنیا، از خودم گرفته. چقدر سنگینم…

ممنونم اگر امشب به یادِ من هم باشید…

حسین‌ع دیگر هیــچ نداشت كه فدا كند، جز «جان» كه میان او و ادایِ امانت اَزَلی، فاصله بود.. •فتحِ‌خون

اگر هنوز گوشهٔ قلبتان جایی برای مظلومانِ عالم نیست، اگر در هیئت‌هایتان هنوز نشانی از مبارزهٔ تمامِ جبههٔ حق؛ با تمامِ جبههٔ باطل پیدا نمی‌شود، اگر دین‌دارید و آزاده؛ اما در راهِ مبارزه با یزیدیانِ زمانه‌تان سکوت کرده و گوشه‌کنارها نشسته‌اید، اگر هنوز نمی‌دانید قیامِ حسینی تا همیشهٔ تاریخ جاری‌ست، اگر محرمِ امسال را گذراندید بی‌آنکه بدانید فریادِ «هل من ناصر ینصرنی؟» سوالی از فردای تاریخ بشریت است، از آینده است، و از تمامِ ماست؛ از خودتان بپرسید، آنچه را که علی‌ شریعتی پرسید: آنها که تَن به هر ذلتی می‌دهند تا زنده بمانند، مُرده‏‌هایِ خاموش و پلیدِ تاریخ‌اند. و ببینید آیا کسانی ‌که سخاوتمندانه با حسین(ع) به قتلگاهِ خویش آمده‌اند و مرگِ‌خویش انتخاب کرده‌اند -در‌حالى که صدها گریزگاه براى ماندن‌شان بود و صدها توجیهِ شرعی براى زنده‌ماندن‌شان- توجیه ‌و تأویل نکرده‌ و به‌ پیشوازِ مرگ رفته‌اند، این‌ها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلّت و پستی، رها کردنِ حسین(ع) و تحمل‌کردنِ یزید دادند… کدام هنوز زنده‌اند؟!

بی‌وطن‌ها یکی یکی برای ویدیوی دوربین مداربسته از حملهٔ اسرائیل به تجریش توجیه می‌آورند. یکی می‌گوید هوش‌مصنوعی است! یکی می‌گوید اصلا تقصیرِ‌مردم است! پشتِ چراغ‌قرمز چه می‌کردند؟ یکی می‌گوید شهروندان با موشک برخورد داشته‌اند! یکی می‌گوید جی‌پی‌اسِ موشک‌ها ایراد پیدا کرده! این جنایت‌ها آنقـدر کثـیف است که بی‌وطـن‌های آویزانِ صهیونیست را به توجیه و ماله‌کشی وادار کرده! همان‌هایی که برای بمبارانِ چندبارهٔ بیمارستان المعمدانیِ غزه هم مزخرف می‌بافتند. یعنی فکر می‌کردید اسرائیلِ بیمارستانِ المعمدانیِ غزه؛ با اسرائیلِ میدان تجریش فرق می‌کند؟!

Repost from Stars_motion.ir
+1
آنانکه در حقانیت مسلم شک کردند، بی‌آنکه بخواهند حکم قتلِ امام حسین (ع) را امضا کردند، لبیک یاحسین، لبیک به امامِ عصر و زمانِ ماست… •استوری‌ | اینستاگرام

آب را پس زد و رو کرد به دنیا، سقّـا! گفت: لب‌های مرا، آبِ روان است حسین.. دستِ خود داد؛ ولی دست به طاغوت نداد! به امان‌نامـه چنین گفت: «امـان است، حســـین..»

- «اوست که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل کرد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. و سپاهیانِ آسمان و زمین تنها در سیطرهٔ‌مالکیّت و فرمانروایی‌‌خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.» سورهٔ فتح. آیه ۴.

اقای حاج‌قاسم. از وقتی شما رفتید شب‌هایِ تاسوعا برای ما فرق می‌کند، رنگ و بوی دیگری می‌دهد. اقای حاج‌قاسم، از ۱۳ دی‌ماه ۹۸ تا امشب، «علمدار» گُم کرده‌ایم. رفقایتان که یک عمری شانه به شانهٔ هم در میدان بودید؛ حالا آمده‌اند کنارتان. هنوز هم شانه به شانهٔ هم. قدم به قدم اقتدا کردید به علمدارِ حسین(ع) و ما ماندیم و دل‌تنگی… از وقتی شما رفتید؛ شب‌هایِ تاسوعا طور دیگری روضهٔ علمدار می‌خوانیم و گریه می‌کنیم و دلتنگی می‌کنیم. امشب بیشتر. چه علمدارهایی را صدا زدیم امشب و «علمدار نیامد…»

گفت خوش‌بحالت که ترُکـی می‌فهمی؛ من تو قلبم آشوبه. گفتم چشم‌هاتو ببند. گوش بده. انگار کن که همین الان: «از هر طـرفش نیزه رسیده‌ست، دست از تنِ عباس چکـیده‌ست..»

خدا عالِم است به آنچه در قلبم می‌گذشت؛ در همان دیدار اول. عهد این بود تا به همه بگویم: برادران! خواهران! عاشق شوید؛ محبوبِ شم
+1
خدا عالِم است به آنچه در قلبم می‌گذشت؛ در همان دیدار اول. عهد این بود تا به همه بگویم: برادران! خواهران! عاشق شوید؛ محبوبِ شما در آسمان‌هاست. معشوق‌، ماهِ آسمان‌ است؛ ماهِ بنی‌هاشم.

محـرمِ امسال خیلی برام متفاوته. انگار محـرم آخرمه! یا شاید محرم اولم! یا انگار بعد این‌همه سال داره بهم یه چیزی می‌گه، یه چیزی نشون می‌ده که سال‌ها ازش غافل بودم. محرمِ امسال انگار دستمو دراز کردم تا یه دستی از آسمون دستگیرم بشه. محرمِ امسال مثل تشنه‌ای‌ام که با تمامِ وجود رسیدن به آب رو طلب می‌کنه. محرمِ امسال یه حفاظِ کامل و امنه برای جراحت‌های روحم. محرمِ امسال دلم می‌خواد حتی نخ‌به‌نخِ کتیبه‌های عزای سیدالشهدا رو بگیرم بغلم و گریه کنم و از اون گریه؛ بالِ پرواز بگیرم. محرمِ امسال، دلم گریه‌هایِ بلند می‌خواد، نفس‌گیر و بی‌انتها. دلم بلند بلند حرف‌زدنِ وسطِ گریه می‌خواد. حرف زدن با بهترین مخاطبِ جهان؛ وقتی چشمم میفته به عکس‌هایِ رو در و دیوار شهر. محرمِ امسال من توی امن‌ترین محیطِ جهانم…

Repost from Stars_motion.ir
+1
آب از هیبت عباسیِ تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای، حضرت موسی شده‌ای به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند؟ یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده‌ای… یا اخا گفتی و ناگَه کمرم درد گرفت، کمر خم شده را غرق تماشا شده‌ای … •استوری‌ | اینستاگرام