ru
Feedback
کانال تخصصی اقتصاد

کانال تخصصی اقتصاد

Открыть в Telegram

معرفی و بهره گیری از علم اقتصاد، همراه با تحلیل اقتصاد ایران و جهان

Больше
8 521
Подписчики
+424 часа
+27 дней
+1030 день
Архив постов
عیسی کلانتری رئیس اسبق سازمان محیط زیست: مصرف کننده اصلی آب در ایران بخش کشاورزی است؛ این صنعت زیان‌ده است؛ تولیدات کشاورزی ۴۰ میلیارد دلار است، هزینه اش هم حدود ۴۰ میلیارد دلار است هزینه خسارت های زیست محیطی بخش کشاورزی به محیط زیست، سالی ۴۴ میلیارد دلار است ۸۴ میلیارد دلار هزینه می کنیم، ۴۰ میلیارد دلار تولید داریم

+1
🔵 با دکتر محمد فاضلی در بحران آب 🔵 وزیر نیرو:

🔴 اسنپ‌بك و كيك اقتصادي كه مدام كوچك مي‌شود 🔴 دکتر پيمان مولوي تبعات راه‌اندازي مكانيسم ماشه و اسنپ‌بك از سوي اروپاييان براي اقتصاد ايران چه خواهد بود؟ آيا اين مكانيسم براي اقتصاد ايران كه سال‌هاست با تحريم و محدوديت روبه‌رو است، مشكل تازه‌اي ايجاد مي‌كند يا اينكه اقتصاد ايران در برابر تحريم‌ها رويين‌تن شده است؟ پاسخ به چنين پرسش‌هاي مهمي در روزهايي كه پرونده راه‌اندازي مكانيسم ماشه دوباره از سوي اروپاييان باز شده و مهم‌تر از آن برخي جريانات سياسي هم آن را بي‌اهميت معرفي مي‌كنند، بدون زبان عدد و رقم بي‌فايده است. حتما مخاطبان شما هم در خاطرشان مانده كه اندازه اقتصاد ايران و وضعيت توليد ناخالص داخلي اقتصاد ايران در سالي كه تحريم‌هاي سازمان ملل هنوز اعمال نشده بود چه وضعي داشت و امروز چه وضعي دارد. ۱۲ سال قبل، اندازه اقتصاد ايران حدود ۶۴۵ميليارد دلار بود. اين اقتصاد در اوج اقتصاد در سال‌هاي پس از انقلاب قرار داشت. پس از آغاز تحريم‌ها، بسياري از افراد و جرياناتي كه امروز هم از بي‌اثر بودن اسنپ‌بك صحبت مي‌كنند در آن زمان مي‌گفتند، غرب آنقدر قطعنامه صادر كند تا قطعنامه‌دانش پاره شود! در ادامه هم گروهي از راه رسيدند و ادعا كردند تحريم‌هاي اقتصادي را دور خواهند زد و اجازه نمي‌دهند، خدشه‌اي بر اقتصاد و معيشت ايران وارد‌ آيد. نتيجه اين حرف‌هاي گزاف اين شد كه كيك اقتصاد ايران نسبت به سال ۲۰۱۳ حدود يك‌سوم رسيده است و حول و حوش ۳۷۰ميليارد دلار است. قبل از آغاز تحريم‌ها، حجم GDP ايران با اقتصاد تركيه و عربستان رقابت مي‌كرد و حول و حوش ۶۵۰ميليارد دلار بود. امروز اما اقتصاد عربستان و تركيه به بالاي يك تريليون دلار رسيده و كيك اقتصاد ايران، يك‌سوم شده است. جواب سوال شما را بسيار دقيق با عدد و رقم اين‌گونه مي‌توان پاسخ داد كه بازگشت تحريم‌هاي سازمان ملل، اقتصاد ايران را از اين هم كوچك‌تر كرده و به محدوده ۲۸۰ميليارد دلار مي‌رساند. ايران بدون تحريم‌ها اقتصادي بزرگ‌تر از عربستان و تركيه داشت! همين‌طور درآمد سرانه كشور ايران هم بيش از تركيه بود، اعمال تحريم‌هاي بيشتر سازمان ملل يعني كوچك شدن مجدد اندازه اقتصاد ايران! اين روند باعث نقدينگي بيشتر، فقر بيشتر، تورم بيشتر و نزول شاخص‌هاي بيشتر خواهد شد. دردآور اينكه باز هم جماعتي مي‌گويند، مكانيسم ماشه در اقتصاد ايران بي‌تاثير است و به راحتي مي‌توان تحريم‌هاي سازمان ملل را دور زد. اين گروه يا از تحريم‌ها سود مي‌برند يا اينكه دچار جهل و ناداني هستند. اين افراد و گروه‌ها اگرچه ادعاهايي درباره بي‌اثر بودن تحريم‌ها مطرح مي‌كنند، اما هزينه‌هاي آن را مردمي مي‌پردازند كه هر روز بيشتر با گراني و فقر و بيكاري و...دست به گريبان مي‌شوند. تحريم‌ها نه فقط اقتصاد ايران را، بلكه حتي اقتصاد روسيه را نيز گرفتار ساخته است. بانك مركزي روسيه نقدينگي اين كشور را به صورت ناگهاني ۳۰درصد رشد داده است.اساسا اقتصاد، هنر شفاف انديشيدن است و براي شفاف ديدن در ابتدا بايد دركي از مكانيسم آن بخش داشت، در ايران نيز درك مكانيسم حركتي اقتصاد به ما در تشخيص اينكه چه روي خواهد داد، كمك مي‌كند. واقعيت اقتصاد توسعه مناسبات ارتباطي با جهان پيراموني است و كشوري كه به دليل تحريم و محدوديت از اين ضرورت محروم بماند، در واقع از مسير رشد خود باز مي‌ماند. همانند چشمه آبي كه ورودي و خروجي آن مسدود شود. چنين اقتصادي در بلندمدت ظرفيت خود را از دست داده و گرفتار ايستايي و سكون مي‌شود. با چنين توضيحاتي معتقدم مهم‌ترين دستور كار دولت در شرايط فعلي بايد دوري از تحريم‌هاي اقتصادي، جلوگيري از راه‌اندازي مكانيسم ماشه و دستيابي به يك توافق برد-برد با طرف مقابل باشد. در غير اين صورت دوباره كيك اقتصاد ايران آب رفته و دوباره معيشت ايرانيان با چالش مواجه مي‌شود. مطلب مرتبط: درآمد سرانه ایران در پنج حرکت ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 مصايب يك اقتصاد رانتير نفتي و غير رقابتي 🔴دکتر وحید شقاقی شهری اين روزها بحث دخالت يا عدم دخالت دولت در اقتصاد ابهامات بسياري را ايجاد كرده است. گروهي از تحليلگران معتقدند كه ورود دولت به بازارها خسارت‌بار و همراه با مشكلات بسياري است. در نقطه مقابل اما گروه ديگري هم هستند كه اعلام مي‌كنند حدي از ورود براي دولت‌ها ضروري است تا از منافع عموم مردم دفاع كنند. در كشاكش اين نظرات موافق و مخالف اما هنوز استدلال علمي مبتني بر اصول علمي اقتصادي در رد يا قبول آن حضور ديده نمي‌شود. معتقدم حضور و مشاركت دولت به خودي خود نه امري مثبت محسوب نمي‌شود. موضوع اين است كه اين مشاركت يا عدم مشاركت به چه شكل و در راستاي چه اهدافي صورت مي‌گيرد؟ سال‌هاست كه اقتصاد ايران از دخالت‌هاي بي‌جهت، بخشنامه‌هاي دستوري و آيین‌نامه‌هاي خلق‌الساعه گلايه‌مند است و آسيب مي‌بيند. شايد زمان آن رسيده كه مسوولان ايراني به مشورت‌هاي اقتصاددان‌ها گوش فرا داده و اجازه دهند، اقتصاد و نظامات بازارها در مسير خود حركت كنند. مساله اين است اقتصاد ايران به‌شدت زمينگير شده و ريشه اين فقدان و مشكل موضوع به ويژگي‌هاي بد حكمراني اقتصاد ايران باز مي‌گردد. اقتصاد ايران نتوانسته حكمراني مناسبي صورت داده و اقتصاد را به سمت دروازه‌هاي رشد پایدار هدايت كند. يعني حداقل ۵۰ سال حاكميت يك اقتصاد نفتي رانتير و يك محيط اقتصاد غيررقابتي و دولتي و شبه‌دولتي باعث شده اقتصاد ايران امكان پويايي و توسعه را از دست بدهد. اين نوع اداره كشور موجب شده سياست‌هاي دستوري و مداخله‌اي مكرر و غيرمنتظره و بيش از حد از دولت و حتي شوراها و نهادهاي مختلف بر بخش‌ خصوصي تحميل شود و تعادل بازارها را به هم بريزد. در واقع اين نوع سياست‌گذاري‌ها و تصميم‌سازي‌ها باعث شده بازاري براي شفافيت و تعادل عرضه و تقاضا وجود نداشته باشد. وقتي مداخله دولت تشديد مي‌شود در واقع رانت گسترده توزيع مي‌شود و بازار به هم مي‌ريزد و نااطميناني گسترش مي‌يابد. اين وضعيت بدون ترديد باعث بروز مشكلات جدي در اقتصاد شده و نظم و نظامات بازارها را تا حد زيادي به هم مي‌ريزد. اقتصاد ايران به‌شدت نيازمند بازنگري جدي در نحوه حكمراني خودش است در غيراين صورت تداوم اداره اقتصاد امكان‌پذير نخواهد شد. اقتصاد بايد تغيير جهت اساسي بدهد و به سمت توسعه بخش خصوصي حركت كند. نهادهاي عمومي غيردولتي و شبه‌دولتي‌ها و ساير نهادهاي اقتصادي بايد از حيطه اقتصاد خارج شوند و به وظايف خودشان بپردازند و اجازه دهند بخش خصوصي توسعه يابد. اقتصاد ايران با اين شرايط از نفس باز خواهد ايستاد مگر اينكه رقابت‌پذيري اقتصاد ملي تقويت شود و محيط كسب و كار سالم شود و حقوق مالكيت خصوصي تقويت شود. در ادامه نيز لازم است محيط اقتصاد كلان بازسازي شده و باثبات شود. بدون حضور بخش خصوصي بحران‌هاي فرارو حل نخواهد شد بلكه تشديد خواهد شد. اقتصاد ايران به‌شدت كوچك شده و يك اقتصاد با صادرات غيرنفتي ۵۰ ميليارد دلاري كه به نظرم ۳۰ درصد اين صادرات نيز وابسته به يارانه‌هاي پنهان است، محكوم به شكست خواهد شد مگر اينكه دولت و نهادهاي حاكم دست از دخالت‌ و قيمت‌گذاري‌هاي دستوري و توزيع رانت بكشند و فضاي سالم و باثبات را براي بخش خصوصي فراهم سازند. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 دليل عمده نوسان در درآمدهاي نفتي ايران 🔵دکتر محمدرضا منجذب وضعيت درآمد سرانه ايران در تناسب با ساير شاخص‌هاي اقتصادي چگونه است؟ براي اين منظور لازم است تحولات رخ داده در شكل‌گيري درآمد سرانه ايران مورد بررسي تحليلي قرار بگيرد. در بررسي تغييرات درآمد سرانه ايران به قيمت ثابت تغييرات و نوساناتي از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۲ ملاحظه مي‌شود. اصولا در كشورهاي وابسته به نفت، تغييراتي در اقتصاد اين كشورها اتفاق افتاده است، به‌ عنوان نمونه جوامع روستايي به جوامع شهري تبديل شده‌اند. پنجمين حركت مربوط به شروع تحريم‌ها است كه تاكنون با فراز و نشيبي در درآمد سرانه اتفاق مي‌افتد. درآمد سرانه در سال ۲۰۲۲ به ۵۱۶۰ دلار مي‌رسد (هر چند در دوره‌اي كوتاه برجام اجرا مي‌شود) به ويژه دوره ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ چيزي شبيه اسنپ بك است اگر اتفاق بيفتد. طي اين سال‌ها شيب نزول درآمد سرانه به ‌شدت نزولي است. دو ويژگي عمده پنج دوره مزبور وابستگي به درآمدهاي نفتي و نيز جنگ يا تحريم است. دليل عمده نوسان هم همين موضوع بوده است. اما چرا اقتصاد ايران چنين نوساناتي را تجربه مي‌كند. شايد نفرين نفت باشد، ولي دليل اصلي عدم التزام به توسعه اقتصادي و الزامات آن است. عمده رشد صنعت در طول اين ۶۰ سال وابسته به مونتاژ با رويكرد جايگزيني واردات بوده است./متن کامل 🔻 لینک مطلب در کانال 🔻 انیمیشن: تغییرات درآمدسرانه حقیقی ایران طی شش دهه اخیر ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

photo content
+2

🔵 وظیفه ذاتی بانک مرکزی حفظ ارزش پول است، و نه پرداخت حقوق❗️ مطلب مرتبط: رابطه معکوس تورم و استقلال بانک مرکزی ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 اگر جوانان مستعد كشور را حفظ مي‌كرديم، و به سادگي بستر مهاجرت (رانده شدن) اين ثروت‌هاي بي بديل و واقعي را از كشور فراهم نمي‌كرديم؛ اگر به آنها فرصت و امكان حضور و ابراز وجود مي‌داديم، اگر به آنها فرصت خدمت به مردم و كشور خود مي‌داديم، اگر با تنگ نظري‌هاي متعدد اينچنين كشور را از استعدادهاي بي نظير يا كم نظير جوانان مستعد محروم نمي‌كرديم، و اگر....، امروز انقدر اقتصاد كشور وابسته به روابط خارجي‌اش نبود و در مقابل تحريم‌ها تا اين حد آسيب پذير نبود و ناچار نبوديم به امريكا (كه خود بسياري از استعدادهاي كشورمان را جذب كرده است) براي رفع تحريم‌ها اصرار كنيم. اگر به جاي مذاكره با امريكا كه دشمنش پنداشته ايم، با جوانان مستعد خودمان مذاكره مي‌كرديم و دليل مهاجرتشان را جويا و در جهت كسب رضايت آنها مشكلات و موانع‌شان را رفع مي‌كرديم امروز انقدر در مقابل زياده خواهي‌ها و امتياز خواهي‌هاي كشورهاي ديگر آسيب‌پذير نبوديم. بنابراين، اگر قرار است كه كشور را در مسير اقتصادي قدرتمند و مقاوم و توسعه‌اي خودپايدار قرار دهيم، در ميان مدت و بلندمدت، بايد عوامل مهاجرت يا رانده شدن نيروهاي نخبه كشور را رفع كنيم اما در كوتاه‌مدت مي‌توان از دانش و تخصص و تجربه‌اي كه همين نيروهاي مهاجرت كرده در جوامع پيشرفته اندوخته‌اند، استفاده كنيم همان‌گونه كه به صورت محدود و مقطعي در طول سال‌هاي گذشته اين مهم انجام شده است. لازم به ذكر است كه وطن دوستي و وطن پرستي جزو لاينفك وجود همه افراد است و بنابراين، كافي است زمينه انجام همين خدمات محدود اما مستمر و مداوم براي مهاجرين كشور فراهم شود تا شاهد اشتياق و استقبال آنها براي خدمت به مردم و ميهن خود بود. البته بهتر است گفته شود كه براي بهره مندي از دانش و تخصص و تجربه اين گروه مهاجرت كرده، حتي نياز به زمينه سازي و كمك دولت هم نيست، كافي است تنگ نظري‌هاي گفته شده، برداشته شود تا بسياري از آنها از روي وطن دوستي و مردم دوستي، خود داوطلبانه و مشتاقانه براي خدمت به كشور حاضر شوند. 🔵 دکتر مرتصی افقه 🔵 متن کامل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔲⭕️ اقتصاد کمبود 🗯 دکتر پیمان مولوی اقتصادی است که در آن با ایجاد محدودیت تصنعی ذینفعان ثروتمند تر می شوند! چگونه؟ سال ۲۰۱۸ واردات خودرو را ممنوع میکنند تحت عنوان عدم خروج ارز و تقویت تولید داخل! نتیجه؟ فاصله ۳ تا ۱۰ برابری قیمت خودروها نسبت به مشابه خود در کشورهای همسایه! منتفعان؟ انباشت کنندگان و آگاهان به این قانون و … امروز هم واردات اسما ازاد شده اما محدودیت واردات تعدادی و تخصیص ارزی دارد تا خدای نکرده قیمت ها کاهش نیابد و آب در دل ذینفعان تکان نخورد! همین دست فرمان در لوازم خانگی و تقریبا همه جا برقرار است، من نام این اقتصاد را #اقتصاد_کمبود میگذارم! اقتصادی که با ایجاد کمبود تصنعی و قحطی ذینفعان ثروتمندتر و عموم مردم حق انتخاب را از دست می‌دهند و فقیر تر می‌شوند! در کتاب «مغالطه های اقتصادی ذی نفعان » به این موضوع اشاره کرده بودم اما ناراحت کننده این است که تغییر این رویه بسیار سخت و طاقت فرسا خواهد بود. رتبه آزادی اقتصادی ما که یک سنجه ۵ فاکتوری مهم است ۱۵۸ از ۱۶۵ است، همسایه ونزوئلا، زیمباوه، لیبی و … ! در این تیپ اقتصادها فرار به سمت آزادی اقتصادی بسیار سخت است! ما همانند خرچنگ در یک سطل گیر کرده ایم و نمی توانیم از آن خارج شویم. رقابت در ایران واژه ایست که سالها مفقود بوده و جایگزین اقتصاد رقابتی ، اقتصاد کمبود مبتنی بر انحصار است. با اجرای مکانیزم ماشه (Snapback) اقتصاد ایران دقیقا همان سقوط تولید ناخالص داخلی بین ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ را تجربه خواهد کرد یک سوم اندازه اقتصاد ایران کوچکتر خواهد شد و این یعنی رسیدن به حدود ۲۸۰ میلیارد دلار و درآمد سرانه حدود ۳۰۰۰ دلار! ‏دود شدن میلیاردها دلار «وطن پرستی» است؟ مطلب مرتبط: درآمد سرانه ایران در پنج حرکت ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 مساله مهاجران افغان 👤 دکتر پويا جبل‌عاملي؛ اقتصاددان ❓آیا ورود مهاجران باعث بیکاری نیروی کار بومی می‌شود یا خیر؟ ❓آیا با وجود عرضه بیشتر نیروی کار، دستمزدها در کشور میزبان کاهش می‌یابد یا خیر؟ ✍️ در بازه بلندمدت پاسخ به هر دو پرسش منفی است. یعنی اولا در بلندمدت ورود مهاجران باعث بیکاری نیروی کار بومی نمی‌شود و ثانیا اثر ورود مهاجران بر کاهش دستمزد ناچیز است. ✍️ به‌راستی چرا پاسخ به این پرسش‌ها منفی است؟ مگر وقتی مهاجران جست‌وجوگر شغل به کشوری وارد می‌شوند عرضه نیروی کار زیاد نمی‌شود؟ پس حتما باید فرصت‌های شغلی کمتری برای افراد بومی پیدا شود و مانند هر کالایی با افزایش عرضه، قیمت آن کمتر شود و در نتیجه دستمزد کاهش یابد. ✍️ نکته آنجاست که ورود مهاجران به‌جز افزایش عرضه نیروی کار، تقاضا را هم بالا می‌برد. این افراد غذا می‌خواهند، پوشاک می‌خواهند، سرپناه می‌خواهند و... این به معنی افزایش تقاضای کل اقتصاد است و در نتیجه برای تولید بیشتر، تقاضای نیروی کار هم بالا می‌رود. ✍️ از همین روست که فرصت‌های شغلی بیشتری با وجود مهاجران خلق می‌شود و اثر آن بر دستمزد هم ناچیز خواهد بود. ✍️ بنابراین به‌طور کلی در بلندمدت از منظر اقتصادی وجود مهاجران باعث رونق اقتصاد میزبان خواهد بود. ✍️ در کشور ما دو مساله وجود یارانه‌های دولتی و همچنین فقدان یک برنامه مدون مهاجرتی باعث شده ما نتوانیم از وجود مهاجران افغان استفاده بهینه کنیم. ✍️ نه در باز گذاشتن کامل مرزها برنامه مشخصی وجود داشت و نه در بازگرداندن فله‌ای مهاجران. ما نیازمند برنامه‌ای مدون و پایدار درمورد مهاجران هستیم. باید بتوانیم از افرادی که بدون هیچ خطری نان ید خویش را می‌خورند، محافظت کنیم. ✍️ باید برنامه‌ای داشته باشیم که افراد درستکاری را که برای چندین سال در کشور ما کار کرده‌اند و صاحب فرزند شده‌اند و به اقتصاد ملی ما کمک کرده‌اند، جذب کنیم و به آنها امتیاز شهروندی بدهیم. ✍️ باید برنامه منظمی داشته باشیم تا فردی که قانونی وارد می‌شود بتواند آینده مناسبی را پیش روی خود ببیند و با درک اینکه اگر چند سال، سخت کار کند می‌تواند حق شهروندی داشته باشد، او را تشویق کنیم که به کشور میزبانش و مردمش احترام بگذارد و در ایجاد رونق آن بکوشد. ✍️ از آن‌سو به‌خاطر مسائل امنیتی، نگذاریم بدون هیچ حساب و کتابی افرادی که هیچ شناختی از آنها نداریم در این شرایط وارد کشور شوند. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 ترجیح دولت حاضر و مدبر 🔴دکتر آلبرت بغزیان آيا دولت‌ها در شرايط بحراني ازجمله جنگ براي توازن‌بخشي، بايد در بازارهاي مختلف ورود كنند يا نه؟ پس از جنگ ۱۲ روزه اخير و ورود تاثيرگذار وزارت اقتصاد و بانك مركزي در كمك به بورس و توازن‌بخشي به بازار ارز و... برخي تحليلگران با طرح پرسش بالا تلاش كردند اين تدابير را بي‌اهميت جلوه دهند. مطابق معمول هم موافقان و مخالفاني در رد يا قبول آن شكل گرفت. گروهي معتقدند دولت به صورت مطلق نبايد دخالت و ورودي در اقتصاد و نظم و نظام بازارها داشته باشد و گروهي ديگر هم معتقد به حدي از نظارت و دخالت دولت هستند. به نظرم پرسش درست‌تر اين است كه چه حدي از دخالت و چه نوع مشاركتي ازسوي دولت در اقتصاد مفيد دست و چه نوع مشاركت و ورودي مخرب است؟ اساسا دولت‌ها تا قبل از دوران صنعتي شدن و سپس دوران مدرنيسم دخالت چنداني از اقتصاد نداشتند، حوزه فرمانروايي دولت‌ها سياست، ديپلماسي و حوزه‌هاي نظامي‌گري را در بر مي‌گرفت. ابتدا بخش خصوصي بود كه سكان هدايت اقتصاد را داشت، در ادامه براي تحقق عدالت و احقاق حق مردم، دولت‌ها ناچار به ورود به اقتصاد شدند. در آن زمان تا به امروز همه دنبال سود بوده و هستند و كسي به منافع عمومي و دهك‌هاي محروم فكر هم نمي‌كند چه برسد به اينكه بخواهد كمكي به آنها كند. در واقع ضرورت دخالت دولت احساس شد و دولت‌ها به اقتصاد ورود كردند. اصولا وظيفه بازار، برقراري قيمت منصفانه است. اما عرضه و تقاضا در يك نقطه قيمتي شكل مي‌گيرند. اين به اين معنا نيست كه كالاها در دسترس و اختيار همه خواهد بود. اين دولت است كه تشخيص مي‌دهد اين نرخ توافقي، منصفافه و عادلانه‌اي هست يا نه. دولت در اين مرحله ورود مي‌كند و با توازن بخشيدن به عرضه از حقوق مردم صيانت مي‌كند. ابزارهاي دولت در اين خصوص نظامات مالياتي، يارانه‌اي و نظام تسهيلاتي است. دولت اگر تشخيص دهد كه قيمت كالايي بايد بالا رود (مثل صنايع آلوده‌كننده و...) چون مضر است و پيامدهاي منفي دارد در اين صورت ماليات و تعرفه و... وضع مي‌كند و قيمت را بالا مي‌برد. يا اگر تشخيص دهد كه بايد افزايش توليد صورت گيرد، در اين صورت به توليد يارانه مي‌دهد و توليد را افزايش مي‌دهد. در واقع دولت هزينه مي‌كند تا مردم به اقلام مورد نياز خود دسترسي بيشتري داشته باشند، بنابراين دخالت دولت به دليل شكست بازار است. بازار به هر دليل نمي‌تواند توليد كالاي مناسبي داشته باشد و كالا را با قيمت مناسب ارايه كند. آن دسته از اقتصاددانان ايراني كه اعلام مي‌كنند دولت بايد دولت شبگرد باشد و در اقتصاد دخالتي نداشته باشد و تنها برنامه‌ريزي و نظارت وظيفه دولت است، انگار درك درستي از اقتصاد ندارند. حتي در پيشرو‌ترين اقتصادهاي جهاني هم دولت‌ها ورود كرده و اجازه نمي‌دهند سوداگران سيطره كاملي بر اقتصاد داشته باشند. وقتي امريكا چنين شرايطي دارد طبيعي است كشورهاي پيشاتوسعه به دخالت دولت نياز دارند. كارتل‌هاي بزرگ و شركت‌ها هرگز نمي‌توانند صلاح اقتصاد و منافع عمومي را تعيين كنند، اساسا اگر بازار عملكرد درستي داشته باشد، نيازي به دخالت دولت احساس نمي‌شود. اگر در خاطرتان مانده باشد، زماني امريكا در سال ۲۰۰۸ با بحران اوراق قرضه مسكن مواجه شد و سوداگران امريكايي شرايطي را ايجاد كردند كه پول مردم از بين رفت و منابع بسياري وارد حساب سوداگران شد. در اين شرايط دولت ايالات‌متحده وارد شد و با تزريق صدها ميليارد دلار نقدينگي، اقتصاد امريكا را از بحران عبور داد! اين وضعيت امريكاست، وقتي سوداگران در امريكا چنين شرايطي شكل مي‌دهند، تكليف اقتصاد ايران روشن است. وقتي شهروند ايراني به دليل گراني دسترسي به گوشت و مرغ و روغن و برنج ۳۵۰ هزار توماني و... ندارند، طبيعي است كه دولت بايد ورود كند و با تخصيص يارانه و كالابرگ و... اين اقلام را با قيمت‌هاي پايين دراختيار مردم قرار دهد. يا وقتي به دليل گراني مسكن اجاره‌اي، شهروندان امكان بهره‌مندي از يك خانه حداقلي را ندارند، دولت تسهيلات وديعه دراختيار كم‌برخوردارها قرار مي‌دهد. اگر از سوداگران طرح پرسش شود، مي‌گويند دولت بازارها را رها كند تا ما با خالي كردن جيب مردم سود فراواني برداشت كنيم. اما اگر از ديد مردم عادي به موضوع نگاه شود ضرورت مشاركت دولت به‌شدت احساس مي‌شود. ضرورت اين مشاركت دولتي، براي ايراني كه با تحريم‌هاي اقتصادي و متعاقب آن سودا‌گري كاسبان تحريم روبه‌روست، اهميت ويژه‌اي مي‌يابد. در شرايطي كه برخي افراد داراي نفوذ و سرمايه از بحران جنگ ۱۲ روزه سوءاستفاده كرده و سعي در به بحران كشاندن بورس دارند، طبيعي است كه دولت بايد ورود كرده و از منافع سهامداران خرد دفاع كند. شخصا دولت مدبر و عاقل و حاضر را به دولت شبگرد و خواب‌آلوده ترجيح مي‌دهم./تعادل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 درآمد سرانه ایران در پنج حرکت 🔵دکتر محمدرضا منجذب در بررسی تغییرات درآمد سرانه ایران به قیمت ثابت تغییرات و نوساناتی از سال 1960 تا 2022 ملاحظه می شود. بررسی دلایل این فراز و فرود می تواند درس هایی را برای آینده در اختیار قرار دهد. (انیمیشن تغییرات را اینجا ببینید) اولین حرکت همراه است با صعودی با شیب تند و مثبت از سال 1960 تا 1976. دو دلیل مهم این حرکت: اول برنامه اقتصادی که توسط تکنوکرات های اقتصادی در دهه 40 باعث رشد و ثبات اقتصادی شد (در شرایطی که هنوز نقش نفت در اقتصاد پررنگ نشده بود) و دوم طی دهه 50 با تشکیل اوپک به رهبری ایران و افزایش شدید درآمد نفتی در پی گران شدن نفت (درآمدسرانه از 1750 دلار به 9450 دلار می رسد). دومین حرکت از سال 1976 شروع می شود. با ورود درآمدهای نفتی و افزایش تقاضای کل تورم دو رقمی در اقتصاد ایران ظاهر می شود. بدلیل بروز بیماری هلندی درآمدسرانه کاهشی شدید را تجربه می کند. همچنین برخلاف دهه 40 در این دوره برنامه های بلندپروازانه موجب تشدید تقاضای کل و تورم می شود. بطوریکه در سال 1980 درآمدسرانه نصف شده و به عدد 4400 دلار می رسد. سومین حرکت از سال 1980 شروع می شود. درآمد سرانه باز هم با فراز و فرودی به رقم 2600 دلار در سال 1987 تقلیل می یابد. عمده ترین تحول در این دوره وقوع انقلاب و سپس جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. خودبخود هم کاهش صادرات نفت، هم هزینه جنگ و هم کاهش قیمت نفت به بشکه ای 8 دلار از اصلی ترین دلایل کاهش درآمدسرانه ایرانیان است. چهارمین حرکت مربوط به دوره 1987 الی 2011 است. درآمدسرانه طی این دوره از 2600 دلار به عدد 7000 دلار افزایش می یابد. از دلایل عمده این اتفاق خاتمه جنگ و گسترش سرمایه گذاری و تولید، و نیز افزایش شدید قیمت نفت و درآمدهای نفتی است. این دوره طلایی ترین دوره درآمدهای ارزی نفتی بوده است. لیکن این درآمدها صرف تصمیمات پوپولیستی و معطوف به مصرف (و واردات مصرفی) می شود و نه ایجاد زیرساختهای لازم برای طی نمودن مسیر توسعه. وقتی درآمدسرانه بدینصورت افزایش یابد طبیعی است با کاهش درآمدهای نفتی به هر دلیل کاهش می یابد. اتفاقی که در حرکت پنجم افتاد. پنجمین حرکت مربوط به شروع تحریمها است که تاکنون با فراز و نشیبی در درآمدسرانه اتفاق می افتد. درآمدسرانه در سال 2022 به 5160 دلار می رسد (هرچند در دوره ای کوتاه برجام اجرا می شود). بویژه دوره 2011 تا 2015 چیزی شبیه اسنپ بک است اگر اتفاق بیافتد. طی این سالها شیب نزول درآمدسرانه بشدت نزولی است. دو ویژگی عمده پنج دوره مزبور وابستگی به درآمدهای نفتی، و نیز جنگ یا تحریم است. دلیل عمده نوسات هم همین موضوع بوده است. اما چرا اقتصاد ایران چنین نوساناتی را تجربه می کند. شاید نفرین نفت باشد. ولی دلیل اصلی عدم التزام به توسعه اقتصادی و الزامات آن است. عمده رشد صنعت در طول این شصت سال وابسته به مونتاژ با رویکرد جایگزینی واردات بوده است. 🌐 کانال دکتر منجذب

🔵 کسانی که مسئول اصلی فقر و نابرابری هستند و زمینه چینی حملات صهیونیست‌ها را فراهم کرده‌اند امروز نامه نوشته و طلبکار شده‌اند 👤 دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا: اقتصاددانانی که اخیرا نامه نوشتند، پالسِ ترس و تسلیم کشور را به دنیا صادر کردند/ همین افراد با فشارهای خودشان مذاکره را بر کشور تحمیل کردند و دیدید که در خلال مذاکره به ما حمله شد/ هدف صهیونیست‌ها یک کودتای گسترده بود که سال‌ها برای آن برنامه ریزی کرده بودند.

🔵 تغيير الگوي مصرف در زمان بحران با كالا و خدمات جايگزين 🔵 دکتر محمدحسين اديب در اقتصاد ايران ريسك‌هاي مختلفي وجود دارد، اما مهم‌ترين ريسك سيستمي اقتصاد در شرايط فعلي، تغيير الگوي مصرف و جايگزين كردن كالا و خدمات ديگر به جاي كالاي و خدمات فعلي به وسيله مردم است. يعني مردم به جاي كالاهاي موجود (با قيمت‌هاي بيشتر) به سمت مصرف كالاها و خدمات جايگزين رفته‌اند. با اين روند، خانواده‌ها تلاش مي‌كنند دماي رفاه خانواده را حفظ كنند. يعني با همين نرخ ارز فعلي، الگوي مصرف خود را به گونه‌اي تغيير دهند كه درجه و دماسنج رفاه آنها تغيير نكند. مثلا نوه من در انگليس از پدرش خريد كالايي را طلب كرد؛ پدرش گفت قيمت اين كالا، گران است، از مادربزرگت (همسر من) بخواه برايت بخرد! در لندن حساب كرده بودند قيمت اين كالا به قيمت روز پوند در ايران ۵۰۰هزار تومان مي‌شد . خانم من از يك فروشگاه سوال كرد قيمت همان كالا ۱۰۰هزار تومان بود. نهايتا خانم من كالاي مورد بحث را از محل توليد با همان كيفيت ۳۷هزار تومان خريداري كرد! خانم‌هاي ايراني و اصولا مردم ايران به سمت اجراي اين الگو حركت كرده‌اند. يعني مردم بهتر خريداري مي‌كنند و هزينه‌هايشان را كاهش مي‌دهند. بازار اقتصادي ايران اما از اين الگوي مهم جا مانده است. اين تغيير الگوي مصرف به سمت كالاهاي جايگزين، باعث حفظ دماي رفاه خانواده‌ها مي‌شود. خانم‌هاي ايراني در تشخيص اينكه دماي رفاه خانواده در چه نقطه‌هايي تامين مي‌شود، نبوغ خاصي دارند. اما فعالان اقتصادي از درك اين تغييرات جا مانده‌اند. اين راهبرد خانم‌هاي ايراني از تبديل تهديد به بحران در اقتصاد خانوارها جلوگيري كرده است. در اصطلاحات ژئوپليتيك وقتي تهديد حل نشود به بحران بدل مي‌شود. خانواده‌ها با حفظ دماي رفاه تلاش كردند الگوي مصرف خود را تغيير دهند. يكي از نشانه‌هاي دماي رفاه اين است كه نسل جديد براي ايام فراغت خود پول بيشتري نياز دارد، خانواده‌ها مي‌دهند. پوشش جوانان در ايام فراغت هم هزينه دارد، خانواده‌ها اين هزينه را تقبل مي‌كنند. خانواده‌ها به جاي نو كردن گاه به گاه يخچال و...، هزينه‌هاي ايام فراغت فرزندانشان را تامين مي‌كنند. فكر مي‌كنم در هيچ دوره‌اي به اندازه امروز پوشش ايام فراغت اين اندازه مورد توجه خانواده‌هاي ايراني نبوده است. ابايي هم از هزينه‌كرد براي آن ندارند. امروز مردم ايران زندگي خود را با هم تقسيم مي‌كنند، حتي هراس‌هاي خود را با هم تقسيم مي‌كنند. جامعه‌اي كه به اين نقطه رسيده كه زندگي خود را با ديگران تقسيم كند، رتبه بالايي دارد. كسي در ايران نمي‌تواند تنهايي شاد باشد، شادي مفهومي جمعي است. اگر نتوان خوشحالي را با كسي به اشتراك گذاشت، خوشحالي تجربه نشده است. مردم ايران ياد گرفته‌اند با هزينه كردن بيشتر براي ايام فراغت هراس‌هاي خود را كاهش دهند. اين راه‌حل مواجهه با شرايط بحراني است. نام اين رويكرد اجبار نيست، بلكه مردم و خانواده‌ها راه‌حل را يافته‌اند. مردم به ايام فراغتشان پوشش بيشتري مي‌دهند. اين تصور كه ايرانيان ناچارند اين كار را انجام دهند، ناشي از نگاه‌هاي منفي است. ساير مواردي كه ايراني‌ها الگوي متفاوتي را براي آنها استفاده مي‌كنند، هزينه‌هاي اجاره است. هزينه تعمير و نگهداري موردي ديگر است كه خانواده‌هاي ايراني الگوي متفاوتي از هزينه‌كرد را براي آنها در نظر گرفته‌اند، اما فعالان اقتصادي توجهي به آن ندارند. اين تغييرات را از خودروهاي ايراني كه از كنار شما در خيابان‌هاي عبور مي‌كنند به عينه مي‌توان ديد. در كل تغيير الگوي مصرف و جايگزين كردن كالا و خدمات ديگر، يكي از راهبردهايي است كه ايرانيان در زمان بحران به كار مي‌گيرند و لازم است كه فعالان اقتصادي و بنگاه‌ها نيز از آن بهره‌گيري كنند.../تعادل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 جنگ، بورس و سهامدار خرد 👤 دکتر حسین عبده تبریزی؛ اقتصاددان ✍️ به‌طور طبیعی، وضعیت بازار سهام ایران پس از درگیری ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل به‌مراتب بحرانی‌تر شد و شباهت‌هایی با واکنش بازارها در دیگر نقاط جهان، از جمله بورس مسکو پس از حمله روسیه به اوکراین یا حتی سقوط‌های اولیه در بورس‌های اروپا در جنگ جهانی اول پیدا کرد. ✍️ پس از بازگشایی بازار در پی جنگ، روند نزولی به روز نخست محدود نماند و در طول ۲هفته اخیر نیز ادامه یافت. فضای غالب در بازار، بی‌اعتمادی و نااطمینانی بوده و فشار فروش همچنان سنگین باقی مانده است. ✍️ نه تنها اکثر نمادها به تعادل بازنگشته‌اند، بلکه بازار با وجود حمایت‌های محدود دولتی در روزهای اخیر، هنوز از شوک اولیه خارج نشده است. ✍️ سهامداران خرد، با تجربه‌هایی مشابه سرمایه‌گذاران در دیگر کشورها در زمان بحران‌های نظامی، به فروش رو آورده‌ و از ورود مجدد به بازار برای سرمایه‌گذاری خودداری کرده‌اند. ✍️ وضعیت کنونی بازار سهام در ایران، موقعیت بازار را به یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های خود در سال‌های اخیر رسانده است. ✍️ دلیل اصلی ریزش‌های اخیر بازار را باید در شکاف عمیق اعتماد، ابهامات سیاسی- اقتصادی و نگرانی از آسیب به زیرساخت‌های کلان اقتصاد کشور جست‌وجو کرد. ✍️ تعطیلی نسبتا طولانی بورس در پی جنگ باعث شد تا ضعف نقدشوندگی بیشتر شود و تعادل طبیعی بازار به تعویق افتد. ✍️ در چنین شرایطی، بسیاری از سرمایه‌گذاران که از آینده اقتصادی و سیاسی کشور بیمناک بودند، تصمیم به خروج از بازار گرفتند یا در حالت انفعال باقی ماندند. ✍️ تجربه بازارهای جهانی نیز نشان داده در چنین مواقعی، ترس سیاسی بزرگ‌ترین محرک خروج سرمایه است؛ حتی اگر خطر واقعی محدود باشد. ✍️ از سوی دیگر، هیجان و ترس روانی در شرایط بحرانی به سرعت در بازار پخش می‌شود و صف‌های فروش به واکنشی جمعی بدل می‌شود. ✍️ در بحران‌های مشابه در کشورهای دیگر نیز همین الگوی رفتاری مشاهده شده؛ برای مثال در پی جنگ روسیه و اوکراین، فروش گسترده در بورس‌های منطقه‌ای ظرف چند روز به افت‌های چند ۱۰درصدی انجامید. ✍️در مورد اخیر بورس تهران -با وجود ورود منابع قابل‌ملاحظه‌ای از سوی دولت نتوانستند در مهار بحران موثر واقع شوند- عمق بی‌اعتمادی، تاثیر روانی شدید جنگ و نبود افق روشن موجب شد که حتی حمایت‌های مالی نیز کارکرد معمول خود را از دست بدهند و روند ریزشی بازار همچنان ادامه یابد. ✍️ این تجربه نشان می‌دهد که در شرایط خاص، صرف مداخله پولی بدون بازسازی اعتماد و اصلاح سیاست‌های کلان، برای نجات بازار کافی نیست. ✍️ عبور از این بحران، نه با تسکین‌های موقت، بلکه با بازسازی تدریجی اعتماد، پرهیز از مداخلات سطحی و بازگشت به اصول اقتصاد شفاف و قابل پیش‌بینی ممکن خواهد بود. ✍️ آنچه امروز نیاز بازار است، نه فقط حمایت مالی، بلکه صداقت در گفتار، ثبات در تصمیم و احترام به عقلانیت سرمایه‌گذار است. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📹 اصرار بر سیاست هسته‌ای؛ چرا؟ ▫️دکتر غلامرضا حداد، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی در یک گفت‌وگوی اختصاصی بیان کرد که خسارات ناشی از تحریم‌ها در یک دهه گذشته حدود 1.2 تریلیون دلار شده است. ▫️او افزود: با این میزان سرمایه، می‌توانستیم 60 نیروگاه هسته‌ای بسازیم و در نتیجه برق کل خاورمیانه را تأمین کنیم. پس چه عاملی باعث می‌شود که ما به این سیاست همچنان پایبند باشیم؟

🔺بازار اجاره بهای مسکن در مسیر ثبات نسبی؛ خروج اتباع به نفع موجران و مستاجران 🔹خروج گسترده اتباع غیرمجاز از کشور در حالی گفته می شود زمینه‌ساز کاهش اجاره‌بها و ثبات نسبی شده است که فعالان و کارشناسان معتقد هستند که این اقدام به نفع موجران و مستاجران بود. 🔹گفته می شود که اتباع غیر مجاز معمولا اقدام به اجاره واحدهای مسکونی کُلنگی می کرده اند و به همین دلیل با خروج آنها این واحدها خالی از سکنه شده اند. اما باید این موضوع را هم به فال نیک گرفت چرا که حالا مالکان این واحدهای مسکونی بیشتر به تخریب و نوسازی این واحدها ترغیب خواهند شد. 🔹نایب رئیس دوم اتحادیه املاک: ۸ سال جنگ تحمیلی را داشتیم. بعد از آن قطعنامه ۵۹۸ را داشتیم. بعد از آن هم ورود به برجام و خروج از برجام را داشتیم. ما همه اینها را داشتیم و مردم تجربه سطح بالایی دارند. شما به بازار نگاه کنید، شاهد یک ثباتی در بازار و قیمت‌ها هستید./متن کامل مطلب مرتبط: تحلیل ساده و پیچیده ی عرضه و تقاضا ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📹 چرا اقتصاددانان بیانیه دادند؟ ▫️جمعی از اقتصاددانان و اساتید دانشگاه با امضای بیانیه‌ای خطاب به مردم و رئیس جمهور، ضمن محکوم کردن تجاوزات رژیم اسرائیل و حمله آمریکا به تاسیاست هسته‌ای ایران، خواستار فعال کردن دیپلماسی و مسیر مذاکره شدند. ▫️زهرا کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران به عنوان یکی از امضاکنندگان این بیانیه، می‌گوید: سال‌هاست که اقتصاددانان و اعضای هیئت علمی در خصوص چالش‌های در هم‌تنیده‌ای که اقتصاد ایران را تهدید می‌کند، صحبت می‌کنند، اما جنگ و نگرانی نسبت به آینده، الان در فضای کشور احساس می‌شود و اقتصاددانان نیز مثل بقیه مردم ایران،‌ راجع به جنگ و پیامدهای آن صحبت می‌کنند. ▫️به گفته کریمی، عشق و علاقه همه ما به کشورمان باعث شد تا با وجود تمام اختلاف‌نظرها در حوزه سیاستگذاری اقتصادی، برای حفظ ایران این راهکارهایی را ارائه دهیم.

🔴 کاسبان شرایط حساس کنونی به روایت حشمت‌الله فلاحت‌پیشه مسئولین سیاسی ایران به تصمیم‌گیری‌های دیرهنگام و پرهزینه معروف هستند. مافیاهایی در ایران براساس شرایط استثنایی شکل گرفتند‌ و این شرایط را به کشور تحمیل می‌کنند.