ru
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Открыть в Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Больше
740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
عصرها باید با یک فنجان قهوه ی شیرین گوشه ای یا کنار پنجره ای لم داد و با لبخند گفت : بی خیالِ همه ی آنهایی که کامم را در زندگی تلخ می کنند ... عصر تابستانی تون پر از آرامش دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

هوا هوای بهار است و باده باده ی ناب به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب #فریدون_مشیری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود عقل با دل روبرو شد صبح دلتنگی بخیر عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود حرف منت نیست اما صد برابر پس گرفت گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود من کیم؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود #فاضل_نظری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم گر پرده های عالم در پیش چشم داری گر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارم روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم گر ره بود به آتش ، بیم خطر ندارم عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت تو حاضری ولیکن، من آن نظر ندارم #عطار دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

یازیرام بیر نچه خط سوز ، اورگیم سوزله دولوب یازیرام یاره یتیشسین ، اورک حسرتله دولوب سن گدن گوندن گوزل ،جیسمیده کی جان یورولوب آیریلیغ ، محنتی جان یاندریری ، روحی یوروب بیزه قیسمت بویوموش ، خاطیره لر بیزده قالا او گوزل گونلریمیز ، تزجه سولا ، تز سارالا . . . دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

‌آرام و روان و نرم و سنجیده رود ما ناله کنان و یاااار ، نشنیده رود ... یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم از دل نرود هر آنکه از دیده رود ... #شهريار دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

ما شقایق های باران خورده‌ایم سیلی ناحق فراوان خورده‌ایم ساقه احساسمان خشکیده است زخم ها از تیغ و طوفان خورده‌ایم تا چه بوده تاکنون تقصیرمان تا چه باشد بعد از این تقدیرمان ... #مصطفی_زابلی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hambafasane1

4_5922617372694285953.mp39.94 MB

آنچنان تشنه ی دیدارِ تو هستم که نگو آنقَدَر چشم به راهِ تو نشستم که نگو سالها چشم به این گوشه ی در دوخته ام آنقدر منتظرِ روی تو هستم که نگو ... چشمهای تو نشد ساقی و دستانِ فلک آنقَدَر باد ه ی غم داده به دستم که نگو تشتِ رسوایی ام از بامِ فلک افتاده آنقَدَر برسرِ تو توبه شکستم که نگو از ازل تا به ابد نامِ تو را می خوانم آنقَدَر مست ازآن روزِ الستم که نگو نیمه شبها به هوای تو غزل می گویم با خیالِ توچنان سرخوش و مستم که نگو مثلِ یک آینه در گوشه ی تنهایی خود آنقَدَر دل به تماشای تو بستم که نگو ... #مهدی_شریفی_شادفر(آئینه) دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

شبِ درااااز به امّیدِ صبح بیدارم ... مگر که بوی تو آرد نسیمِ اَسحارم عجب که بیخِ محبّت نمی‌دهد بارم که بر وی این همه بارانِ شوق می‌بارم از آستانه‌ی خدمت نمی‌توانم رفت اگر به منزلِ قُربت نمی‌دهی بارم به تیغِ هجر بکُشتی مرا و برگشتی بیا و زنده‌ی جاوید کن دگر بارم چه روز ها به شب آورده‌ام در این امّید که با وجودِ عزیزت شبی به روز آرَم چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی؟ چه کرده‌ام که به هجرانِ تو سزاوارم؟ هنوووز با همه بدعهدی‌اَت دعا گویم هنووووز با همه بی‌مهری‌ات طلبکارم من از حکایتِ عشقِ تو بس کنم؟ هیهات! مگر اجل که ببندد زبااااانِ گفتارم ... هنوز قصّه‌ی هجران و داستانِ فراق به سر نرفت و به پایان رسید طومارم اگر تو عمر در این ماجرا کنی، سعدی! حدیثِ عشق به پایان رسد نپندارم حدیثِ دوست نگویم مگر به حضرتِ دوست یکی تماااام بُوَد مُطّلِع بر اسرارم ... #سعدی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇

تا کی کنی به گریه، طلب آرزویِ دل؟ ای دیده پیشِ خلق مریز آبرویِ دل دل آرزویِ خونِ جگر کرد بی‌لبت چندان گریستم که نماند آرزویِ دل یا رب به دامنش ننشیند غبارِ غم آن‌کس که رُفت گردِ ملالم ز رویِ دل آلوده مردنش مپسند و شهید کن کز خون به آبِ تیغ دهم شستشویِ دل تا چون پیاله ، دیده نباشد ز خون تهی عشقت مرا چوشیشه فشارد گلویِ دل از زخمِ دشمنان شده دل پر زخون و نیست یک دوستم که سنگ زند بر سبویِ دل قدسی دلت نرفته چنان كآوری به دست بنشین به گوشه‌ای و مكن جستجویِ دل #قدسی_مشهدی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hambafasane1

به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست چه طوفان می کند این موج ِ خون در جان ِ پُر دردم وفاداری طریق عشق مردان است و جانبازان چه نامردم اگر زین راهِِ خون آلود برگردم در آن شب های طوفانی که عالم زیر رو می شد نهانی شبچراغ عشق را در سینه پروردم برآر ای بذر پنهانی سر از خواب ِِ زمستانی که از هر ذره ی دل آفتابی بر تو گستردم ز خوبی آب پاکی ریختم بر دست بدخواهان دلی در آتش افکندم، سیاووشی برآوردم چراغ دیده روشن کن که من چون سایه شب تا روز ز خاکستر نشینِ سینه آتش وام می کردم #هوشنگ_ابتهاج دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hambafasane1

#امشب از دولت می ، دفع ملالی کردیم🙈 این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب کز گرفتاری ایام مجالی کردیم ... تیر از غمزه ساقی سپر از جام شراب با کماندار فلک جنگ و جدالی کردیم غم به روئین تنی جام می انداخت سپر غم مگو عربده با رستم زالی کردیم باری از تلخی ایام به شور و مستی شِکوِه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم روزه هجر شکستیم و هلال ابروئی منظر افروز شب عید وصالی کردیم بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش یاد پروانه زرین پر و بالی کردیم مکتب عشق بماناد و سیه حجره غم که در او بود اگر کسب کمالی کردیم چشم بودیم چو مه شب همه شب تا چون صبح سینه آئینه خورشید جمالی کردیم عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم #شهریار دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hambafasane1

درد بیـماری و اندوه غــــریبی مشکل است وای مسکینی که هم بیمار باشد هم غریب سر به بالینم ز درد هجر، نزدیک آمدست کـز ســــر بالین من شرمنده برخیزد طبیب #هلالی_جغتایی دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

فکر یک خنده‌ی بی دلهره در سر دارد این غزل‌های پر از گریه اگر بگذارد ! خسته‌ام خسته از این حادثه‌هایی که هنوز... دارد از هرطرفی بر سرمان می‌بارد ! ترسم این است که این غصه خدایم بشود کاااش دست از سر ایمانِ دلم بر دارد ... شهر ، تاریک - تبر ، تیز و در بتکده باز دیگر این قصه فقط دست تو را کم دارد بیت هااای غزلم هم به شمارش افتاد پس کسی نیست نفس های مرا بشمارد؟! دست تقدیر نبوده‌ست پریشانی ما عشق هرجا برسد بذر جنون می کارد آن قَدَر خسته‌ام از گریه که یک بار شده فارغ از دلخوری ِ قااافیه خواهم خندید😂 #رویا_باقری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

بعد از این شام شرربار، ببین کِی گفتم می‌رسد لحظه‌ی دیدار ببین کِی گفتم «چرخ‌ بر هم زنم ار غیر مرادم‌ گردد» با توام، با توام ای یار! ببین کِی گفتم با چپ پر، بدرم سینه‌ی خاموشان را راست چون هند جگرخوار، ببین کِی گفتم زاهد ار منع کند کفر تو، ایمانش را می‌کنم بر سرش آوار! ببین کِی گفتم آجر مسجد ویران‌شده را خواهم کرد آجر خانه‌ی خمار، ببین کِی گفتم پیش قداره‌ی خونخوارگی‌ام پهن شود لنگ‌ اسکندر غدار، ببین کِی گفتم می‌کنم آنچه نکرده‌ست تموچین با بلخ نه به شمشیر، به گفتار! ببین کِی گفتم من بدین طرز دری نادره‌‌ی‌ دورانم این تو این نادر افشار ! ببین کِی گفتم سر هر کس که مرا با تو نخواهد رسما می‌کنم جام نگونسار ببین کِی گفتم هیچ کس نیست سزاوار تو نقطه سر خط می‌کشم دور تو پرگار ببین کِی گفتم یک دو سه چشم ببندی به تو‌ دل می بندم تو همین یک دو سه بشمار ببین کِی گفتم عشق از هر دو طرف، دار جنونم‌ شده است منم و جمع طرفدار ببین کِی گفتم اگر این شعر خریدی که خریدی ورنه تو و این شعبده بازار ببین کِی گفتم «در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد» عاشقت می کنم اینباااار ببین کِی گفتم ... #احسان_افشاری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

مثل آن لحظه که حفظ غم ظاهر سخت است ماندن چشم به دنبال مسافر سخت است چشمهایت ، دل من ، کار خدا یا قسمت و در اين غائله تشخيص مقصر سخت است ساحلی غم زده باشی چه کسی می فهمد که فراموشی یک مرغ مهاجر سخت است مثل یک کوچه بن بست خرابت شده ام گاهی از من بگذر، حسرت عابر سخت است! قرص آن صورت ماهت شده یادآور قرص با دو تا قرص هم آرامش خاطر سخت است در مسیری که تو رفتی همه شاعر شده اند با تو شاعر شدن قرن معاصر سخت است کوچه با غربت خود بعد تو یادم داده دل سپردن به قدمهای مسافر سخت است #علی_صفری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

چشم، مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیبااااست ، اگر بگذارند من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند دلِ دُرنایی من ، این همه بیهوده مگرد خانه ی دوست همین جاست، اگر بگذارند سند عقل ، مشاع است اگر بگذارند عشق اما فقط از ماست ، اگر بگذارند غضب آلوده نگاااهم مکنید ای مردم دل من مال شماهاااست، اگر بگذارند ... #محمود_اکرامی_فر دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

ﮔﻞ ﺑﻪ ﺳﺮ میﭘﺮﻭﺭﺍﻧَﺪ ﺁﺭﺯﻭی ﺩﻳﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺑﺎﺩﻩ‌ﯼ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﭙﻬﺮ ﺍﺯ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ، ﮔﻮﺷﻪﯼ ﻏﻢ ﻣﯽﮔﺰﯾﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺗﺎﺑﺎﻥ، ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ، ﺗﺎﺑﻴﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺍﺧﺘﺮِ ﻧﺎﻡ ﻣﻦ ﺍﺯﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺑﺸﻨﻮﻡ ﮔﺮ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﺖ ‏« ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ‏» ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﮔﻮﻫﺮ ﻣﯽﺍﻓﺸﺎﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﻋﺮﺵ ﺍﮔﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﻨﺪﺩ ﻋﺸﻮﻩﯼ ﺭﻗﺼﻴﺪﻧﺖ ﺭﺍ درگلستان محبت ، عندلیب آتش بگیرد گربیاموزی به گل ها ،نازمن! نازیدنت را ﭼﺮﺥﺯﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺑﺮﺍﻓﺸﺎﻥ ﻫﻔﺖ ﮔﺮﺩﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﺭﻗﺼﺎﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻓﺎﻕ ﺑﻨﺸﺎﻥ ﭘﺮﭼﻢ ﺑﺎﻟﯿﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻟﺮﺯﺍﻥ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﺩﺍﻣﻦ ﻃﻨﺎﺯﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻭﺍﯼ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﺘﺎﺑﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻴﺪﻧﺖ ﺭﺍ ماه من ، ازماهِ ‏«ﺷﺒﺪﯾﺰ‏» ﺁﺳﻤﺎﻧﯽﺗﺮ ﻛﺸﻴﺪم ﺩﺭ ﺷﺒﺴﺘﺎﻥ ِ غزل ها ﻧﺎﺯِ ﺁﺭﺍﻣﻴﺪﻧﺖ ﺭﺍ #شبدیز دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

اگر خطا نکنم، عطر، عطرِ یارِ من است کدام دسته‌گل امروز بر مزارِ من است گلی که آمده بر خاکِ من نمی‌داند هزار غنچه‌ی خشکیده در کنارِ من است گلِ محمدیِ من! مپرس حالِ مرا به غم دچار چنانم که غم دچارِ من است تو قرصِ ماهی و من برکه‌ای که می‌خشکد خود این خلاصه‌ی غم‌های روزگارِ من است بگیر دستِ مرا تا ز خاک برخیزم اگر چه سوخته‌ام، نوبتِ بهار من است. #فاضل_نظری دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1