.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
....میرسد روزی سرم بر شانهات مهمان شود
بیکسیهای دلم با بودنت جبران شود
میرسد روزی میان لشکری از درد و آه
این دلِ دائم صبورم، فاتح میدان شود
باغبانی خستهام، رنگ خزان را دیدهام
نوبهارم چون بیاید، چهرهام خندان شود
ناخدای کشتی عشقم، ولی طوفانزده
با تو حتما رد شدن از موج غم آسان شود
شاعری سهم تو و چشمان زیبای تو باد
مینویسم از تو من، شاید شبی دیوان شود
میکشم بار غمی بر دوش خسته نازنین
با وجودت درد بیدرمانِ من درمان شود
راضیام من بر رضای خالقت سنگ صبور
هرچه را او میپسندد از برایت، آن شود
جواد_الماسی
....تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدم
سر از این خاک بر آورده ز نو هست شدم
تو کجایی که ز بوی تن تو بود شدم
با تو چون خانه یکی بود چنین عود شدم
تو کجایی که من از هجر تو بیمار شدم
وز برای تن بیمار خودم دار شدم
تو کجایی که غزل باز و غزل ساز شدم
تا سحر با غزل و میکده دمساز شدم
تو کجایی که من از بودن تو داد شدم
در میان همه شاهان چو شه راد شدم
تو کجایی که چنین مست و خراب تو شدم
دل ِ من باده و من کوزه شراب تو شدم
تو کجایی که منم عاشق پرواز شدم
تا رسیدم به برت یکسره من راز شدم
تو کجایی که به خود من غل و زنجیر شدم
به فریبایی دنیای تو نخجیر شدم
رنگ ز رخ پریدهی ما را کسی ندید
این مرغ پرکشیدهی ما را کسی ندید
چون دود در سیاهی شب گم شد از نظر
خواب ز سرپریدهی ما را کسی ندید
بسیار صید جسته که آمد به جای خویش
اما دل رمیدهی ما را کسی ندید
پنهان ز چشم غیر به کنجی گریستیم
اشک به رخ دویدهی ما را کسی ندید
اغیار محو چاک گریبان او شدند
پیراهن دریدهی ما را کسی ندید
خاری که رفته بود به پا زود چاره شد
خار به دل خلیدهی ما را کسی ندید
گلچین رسید و دست به یغما گشود و رفت
گل های تازه چیدهی ما را کسی ندید
مانند نخل موم که بندد ثمر به خود
یک میوه ی رسیدهی ما را کسی ندید
دامان تر به اشک ریا پاک شسته شد
کالای آبدیدهی ما را کسی ندید
دیوان عمر را دو سه روزی ورق زدیم
ابیات برگزیدهی ما را کسی ندید
#محمد_قهرمان
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
گرد سر آن شمع چو پروانه نباشم
بیموجب از او رنجم و بیوجه کنم صلح
اینها نکنم عاشق دیوانه نباشم ...
#وحشی_بافقی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
آیی و
بگذری به من و
باااااز ننگری ...
ای جانِ من فدایِ تو ،
این نییییز بگذرد ...
#عراقی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
پرم ازدرد وغم ومحنت وهجران جهان
چونکه یارم ندهد بوسه زلبهای گران
التماسش کنم و گویمش ای سیمین رخ
بی تو و بوسه ز دستم رود امکان توان
گویدم همچو سراب است که بوسی لب من
باید ازعشوه و نازم بشوی سرگردان
گفتمش کی شودآن زلف پریشانت ساز
گفت آندم که شودگلشن سرسبز خزان
گفتمش سوختم از عشوه ی فتانه ی تو
بالبت درد مرا چاره کن ای غنچه دهان
گفت عاشق بود آنکس که تحمل دارد
لب فروبند و مگو صحبت لب رابه زبان
توچه دانی ثمن بوسه چه باشدعاشق
در ازای لب معشوق دهی باید جان
گفتمش حسرت دیداررخت کارمن است
پس بیامنتظرم تاکه کنم جان قربان
گفت سودای وصال رخ من آسان نیست
چشم بینا طلبد هم دل پاکیزه روان
گفتمش دیده ی (مصباح) چراغانی کن
گفت درحسرت دیدارو وصالم توبمان
#واعظی_مصباح
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
رنگِ چشمانت به شعرم خودنمایی میکند
چون عسل دارد غـزل را هم هوایی میکند
مثـلِ یک قـایق شدم بـر روی امواجِ غـزل
چشمِ زیبـایـت بـرایـم، ناخدایی
میکند
مے رود قلبم به هر سویی نگاهت
مے رود
لامُـروت هـر زمـانـی دلـربـاییی میکند
هرکسی تا دیده چشمانت دلش بلوا شده
بس که لاکردارِ بی دین بی حیایی میکند
کشورِ قلبم کنون دربست،تحتِ امر اوست
شه نشینی دارد و، هی کدخـدایی میکند
تا بخواهم فرصتی غافل شوم با یک غـزل
رنگِ چشمانت به شعرم خودنمایی میکند
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
در سَرَم نیست دگر غیرِ تـو رویای کسی
قبلأ هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دلِ من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دلِ من جای کسی
همـه دنیـای مـرا بـرده نگاهـت نکنـد
بشوی خیـره ، بلـرزد دل و دنیـای کسی
مـن تمـاشـاگرِ تصـویرِ تـوأم مـاهِ منیـر
این چنین هیچ نبودم بـه تماشای کسی
پای تـو هستم و پا پس نکشم از دلِ تو
نگـذارم بـه دلـت بـاز شـود پـای کسی
تـو تمنـای مـن و جـانِ مـن و یـارِ منی
پس بمـان تـا کـه نمانم به تمنای کسی
من بهشتم همه در دیدنِ خندیدنِ توست
تا تو باشی نشوم خیره به لب های کسی
من سراپا همه یک جلوه ای از عشقِ توأم
عشق را جز تـو ندیدم بـه سرا پای کسی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
#دلخـورم از تــو و تقديرم و اقبالِ خودم
پشت پـا ميـزنـم اين بار به آمالِ خودم
تــو بمـان بـا همه ی خاطره ها اما من
ميــروم در پـی آرامـشِ احــوالِ خودم
آه در عشق تـو از چـالـه بـه چاه افتادم
كاش ميشد كـه بمـانم تهِ گودالِ خودم
بر خودم لعنت و بر اين دلِ وا ماندهِٔ من
كه به دستانِ خودم چيده شده بالِ خودم
حـرف مـاندن نـزن اينقـدر مراعاتم كن
خوب يا بـد بخدا خسته ام از فالِ خودم
لطف كن جانِ خودت پشتِ سرم آب نريز
ميـروم از تــو فـراری شـوم و مالِ خودم
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
🍁
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی
شد آه منت بدرقه راه و خطا شد
کز بعد مسافر نفرستند سیاهی
آهسته که تا کوکبه اشک دل افروز
سازم به قطار از عقب قافله راهی
آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب
بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی
چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید
بازآئی و برهانیم از چشم به راهی
دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد
لیک از تو خوشم با کرم گاه به گاهی
تقدیر الهی چو پی سوختن ماست
ما نیز بسازیم به تقدیر الهی
تا خواب عدم کی رسد ای عمر شنیدیم
افسانه این بی سر و ته قصه واهی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
آهنگ زیبای شقایق
#داریوش
«شقایق درد من یکی دوتا نیست»
💘 💘
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
ای تیغ پابرهنه بیا روبروی من
حاجت به استخاره ندارد گلوی من
خون مرا بریز و مرا سر بلند کن
دامن مزن به ریختن آبروی من
لب سرخ کن به خون من ای تیغ تا دمی
کامی بگیرد از لب تو آرزوی من
بر پیکرم فرود بیا سرکشی مکن
زانوی احترام بزن پیش روی من
بشکن سفال جسم مرا زود تر که جان
چون می نفس نفس نزند در سبوی من
فرق مرا تو مسح بکش با اشاره ای
مگذار نا تمام بماند وضوی من ...
#سید_مهدی_موسوی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
👇👌❤️👌👇
@hamnafasane1
....دلتنگی
خبر از حال دلم داری که دلتنگ شده
بعد تو کاش بدانی که چه بیرنگ شده
بعد آن نامه که قاصد برایم آورد
خبری از تو نشد به غم هماهنگ شده
سخنی بر لب من نیست به غیر از افسوس
تو جفا کار شدی تا دلم از سنگ شده
چقدر شعر بگویم.......... بنویسم از غم
غم وغصه که با قلب من هم رنگ شده
تو که رفتی ،خب این خاطره ها جا مانده
سر تو بین منو خاطره ها جنگ شده
اعتبار دگری نیست به خوش آوازی من
تو چه کردی به صدایم که بد آهنگ شده
چه بگویم گله از عشق نکن سنگ صبور
او جفا کرده به تو تا که دلت تنگ شده..
....تو را شیرینترین لیلای دوران، دوستت دارم
چنان فرهاد مجنون از دل و جان، دوستت دارم
تو ای سلطان قلبم! با من درویش دردآلود
چه خوش سرکردهای با لقمهای نان، دوستت دارم
انیس روزهای تلخ و شیرین در کنار من
دمی بنشین و این تشویش بنشان دوستت دارم
مرا با آفتاب بودنت دلگرم خواهی کرد
تویی بر این شب شوریده پایان، دوستت دارم
برای لحظههای قهر نه، یک لحظه بعد از آن
برای لحظههای بوسهباران دوستت دارم
در این فصل پر از نیرنگ مثل تو نخواهم یافت
گل روییده در برف زمستان دوستت دارم
کم است این شعر، عشق من فراتر از نوشتنهاست
فراوان در فراوان در فراوان دوستت دارم ...!
حمید_درویشی
....غزلــی ساختم از وزن النگــوهایت
به پریشان شدن قسمتی از موهایت
غزلی ساختم از شیوه شهرآشوبیت
برگرفتـــه شده از قصــه ابروهایت
حس خوب غزلم را به چه تشبیه کنم؟
جز بــه احساس بغــل کردن بازوهایت
آنقــدر واژه بـرای غـــزلم داد بـه من
کوچه باغی که مرا برد به گردوهایت
بی تو آرامش این شعر به هم می ریزد
ای بــه قــربان سکــــوت سر زانوهایت
کودکی هستم و در حسرت چشم عسلیت
می رود دست لبـــم تا لب کنـــدوهایت
اینکه آبادی ما آب و هوایش عالیست
ماجراییست که افتاده به شب بوهایت
سینه ات دشت پر احساس و چراگاه قرق
اینقـدر ظلم نکن در حــق آهـــوهایت
....دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است
آنقدر تنگ که با ذهن خودم در جنگ است
آنقدر تنگ که از من قدمی دور شدی...
یک قدم فاصله اندازه ی صد فرسنگ است
به خیالم که به این عشق تعصب داری
بی خیالیت برای منِ عاشق ننگ است
مشکل انگار - رقیب من و دلتنگی نیست
چشمهای تو پر از وسوسه ی نیرنگ است
دلم از این همه نامردی تقدیر شکست
هر چه سنگ است فقط لایق پای لنگ است
حرفهایم اثری در تو ندارد انگار
دل من عاشق و انگار دلت از سنگ است
کاشکی گوش کنی حرف مرا برگردی...
دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است
