.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше600
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
..ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را
اشعار مرا خوب بخوانی و ببینی اجلم را
از درد دلم پیر شدم تاب و نفس رفت
ای کاش تو بودی که بگیری بغلم را
یک عمر به قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را
من خیره شدم بر تو و آن چشم قشنگت
شاید تو ببینی رخ زرد و خجلم را
در پیش خدا شافی من از غم خود باش
تا بلکه خدا هم بپذیرد عملم را
@hamnafasane1
..غربت کوچ و غروب و دل بشکسته من
بغض تلخی که نشسته به دل خسته من
فرصت درد دلی نیست شتاب است شتاب
نفس آخر و این صحبت آهسته ی من
آسمان هست ولی نوبت من دیگر نیست
شوق پرواز به سر، بال و پر بسته من
بی تو این رنج و غم و حسرت و تنهایی راه
سینه تنگ من و سرفه پیوسته من
می روم تا بشوم خاطره دفترتان
دست کوتاه من و دامن بگسسته من
@hamnafasane1
..پیش از تو آب، معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ، زَهره دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار
حتی علف اجازه زیبا شدن نداشت
گم بود در عمیق زمین شانه بهار
بی تو ولی زمینه پیدا شدن نداشت
چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سر واشدن نداشت ...
#سلمان_هراتی
@hamnafasane1
..خیابان زیر کفشم بی رمق آهسته مینالید
و مهتاب از نگاه آسمان بی وقفه میتابید
خیابانهای بی پایان خیابانهای دلتنگی
زنی که سایه اش در صفحه ی دیوار میرقصید
پیاله در پیاله غم به جان میریخت هر کوچه
و سینه جرعه جرعه از شراب بغض مینوشید
تو مثل ماه میرفتی که پشت ابر ها باشی
تو را چشمم هر آیینه، چنان آیینه میبارید
شب اما سایه ام را برد از دیوار، بعد از تو
و مرگم را خیابان در دل تاریک خود میدید
نفس هایم به سختی از من مرده سرازیر و
لبم بی روح مثل یک عروسک سرخ میخندید
خیابان راه نمناکی شد از باران و میدیدم
به همراه من دلتنگ ابری تیره میبارید ...
@hamnafasane1
..ناز کن خاتون زیبا نازتان را میخرم
آن وجود دلبر ِ طنازتان را میخرم
سازتان کوک است امشب با طپش های دلم
کوک هم حتی نباشد سازتان را میخرم
لحظه ها زیباست در اعماق چشم اندازتان
لحظه های ناب چشم اندازتان را میخرم
در خیالم صبح و شب در اوج مستی میپرید
مرغ عشق من ، پر پروازتان را میخرم
شاعرم چیزی ندارم جز کمی واژه ،ولی
با همین ها دیده ی غمازتان را میخرم...
@hamnafasane1
..بااجازه مینویسم نامتان را بر دلم
تاکنم لبخندتان را نوشِ جانِ مشکلم
دفترم خالیست امّا چون شما مشقم شوید
دست پوچم گل شود معلوم گردد قابلم
موج در موجم نشیند دل به دریا میزنم
تا شما هستید ناجی در کنار ساحلم
گرقلم پایان پذیرد نیست اندوهی مرا
میچکانم بذرتان را در حیاطِ منزلم
بی تعارف آنقدر خوبی که تضمین میکنم
باز باشد تا ابد تصویرتان در محملم
خُب بفرمائید اجازت هست یاحیران شوم
در شبستانی که پر شد از نیستان ِدلم
@hamnafasane1
..میخواستم ببوسمت ، ايمان نمیگذاشت
ترس از فرشتههای نگهبان نمیگذاشت
میخواستم بغل کنمت تنگ و تنگتر
اما لهیب شعلهی سوزان نمیگذاشت
باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاهت نمیگذاشت
یا سیب گونههای تورا کال میکشید
یا در دهانم اینهمه دندان نمیگذاشت
مثل نمازهای قضایی شدم که تو
میخواستی بخوانی و... شیطان نمیگذاشت
میخواستم ببوسم و میخواستی، اگر
تردید توی دامن انسان نمیگذاشت...
#عذرا_هندالی
@hamnafasane1
..پروانه شدم ، بال زدم ، سوخت دو بالم
دیوانه شدم ، داد زدم ، وای به حالم
بیخود شدم از خویش و از این گردش ایام
نومید و سر افکنده از این طالع و فرجام
مستانه شدم ، باده زدم گاه به گاهی
دل خسته ز می ، باز شدم غرق تباهی
خندیدم و گفتم شود از باده حذر کرد!
از کوچه مستان به چنین حال گذر کرد!
حال این منم و حال من و سوخته بالی
دیوانه و بیخود شده ای ، رو به زوالی
نومیدی و مستی ، به چنین درد دچاری!
دل خسته ای و خنده کنان ، باز خماری!
اینبار بسازم به همین بی پر و بالی
عاشق شوم و عشق رسانم به کمالی
#موسوی
@hamnafasane1
..تا ڪمے دل میدهے حالے بـه حالے میشوم
هرچه سرشار از تو گردم باز خالے میشوم
گیرم از دلدادگے دستِ خیالـت را به دست
میشوم آسوده حـال از بس خیالے میشوم
مے ڪشم از فـرط تنهایے خودم را در بغـل
هـر زمانے روبــرو با تـخـتِ خـالے میشوم
مے نشینم از غمـت بـر روے فرش ِ انتظـار
در نبودت خیره بـر گل هاے قالے مے شوم
میشود با هـر نسیمے رنگ رخسارم عوض
از خجالـت زرد و سرخ و پـرتقالے میشوم
از همـان روزے ڪه لیلا گونه مجنونت شدم
مِثل هــر دیوانـه اے دور از اهــالے میشوم
بے تـو امّـا چـون درختے در ڪنار جوے آب
زیـر باران هـم دچــار خشک سـالے میشوم
ڪم بپیچان تاب زلفت را عسل بانـو ڪه من
دل پـریشان از وجــود عطــر عالے میشوم
#علی_قیصری
@hamnafasane1
کلافه ام درست مثل لحظه ای که
وقتی بانسیم نگاهت عاشقانه نگاهم می کنی
عشق ...
آنقدر به من می آید
که نمی دانم
دستهایت را بگیرم
ببوسمت
یا بغل بگیرمت ...
#کانال_کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
بغض هایم را
لابه لای شعر هایم
می توانی پیدا کنی ...
فقط فشارش نده
می ترکد
خیس می شوی
سرما میخوری
من تب می کنم ...
#کانال_کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
با نگاهی که شبِ دوش اشارت کردی
به خدا بود و نبودم همه غارت کردی
شعر و شور و دل دیوانه و آزادگی ام
همه را بستهیِ زنجیرِ اسارت کردی
نادر از هند نَبُرد، آنچه تو بُردی ز دلم
که تو مهری و مهاری و مهارت کردی
دلم ایران و تو اسکندرِ تائیس اطوار
زدی و سوختی و کشتی و غارت کردی
#مهدی_اخوان_ثالث
@hamnafasane1
ملالی نیست جز عمری که در پایت فنا کردم
خدا داند که در عالم چه غوغایی به پاکردم
نشستم غصه خوردم گریه کردم عشق ورزیدم
به کامم تلخ شد دنیا... تو میدانی چه ها کردم
برایت بافتم از تار و پودم جامه ی رویا
نپوشیدی تو عشقم را... عجب کاری خدا کردم!
سکوتم از رضایت نیست بغضی در گلو دارم
که من بیهوده گردی پای چشمت نابه جا کردم
نگاهت میکنم اندازه ی ارزن نمی ارزی
ولی خرمن به خرمن آرزویت پس چرا کردم
#کانال_کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
جایی که فریادم نمی گردد اجابت
دیگر #سکوتم نیست معنایش رضایت
وقتی نمی فهمد کسی حرفِ دلت را
گفتن ندارد حاصلی غیر از حقارت
#کانال_کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
عسل میریزد از کندو تو وقتی شعر میخوانی
شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانیها
تو آن شعر سپیدی که برایت حرف میسازند
حسودی میکنند از بس که با ذوقم فلانیها
خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم
زبانِ همدلیها باش در این بی زبانیها
قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم
تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانیها
و نصفِ... نه! جهانم هستی و من دوستت دارم
همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانیها
#پریسا_رجبی
#کلبه_شعر👌👌
@harmnafasane1
هر کسی با #شمع_رخسارت
به وجهی عشق باخت
زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
گنج عشق خود نهادی
در دل ویران ما
سایه دولت بر این کنج خراب انداختی
پرده از رخ برفکندی
یک نظر در جلوه گاه
و از حیا حور و پری را در حجاب انداختی ...
#حافظ
#کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
با خیال #شمع_رخسارت ،،
چه حاجت آفتاب ؟
چشم ودل روشن شود ،
هر دم ، ز ، دل میگذری ،
#راحم_تبریزی
کلبه شعر👌👌
@hamnafasane1
هر شعر که میگویم ،،
مقصود #توو ،، می باشی ،،
سهو است ،، که پنداری ،،
مقصود ، دگر دارم ،
#راحم_تبریزی
@khazan_rahem
مفتخریم از حضور استاد راحم بزرگوار در #کلبه_شعر
@hamnafasane1
این دهان باز و چشم بیتحرک را ببخش
آنقدر جذابیت داری که حیرت میکنم
کم اگر با دوستانم مینشینم جرم توست
هر کسی را دوست دارم در تو رویت میکنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا ؟
در قدم برداشتنهای تو دقت میکنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذتش را با تمام شهر قسمت میکنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت میکنم
#کاظم_بهمنی
#کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
چشم از پی آن دارم تا روی تو میبینم
دل را همه میل جان با سوی تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو میبینم
#عطار
#کلبه_شعر👌👌
@hamnafasane1
