.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше599
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
چقدر ساده به هم ریختی روان مرا
بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شب های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا!
سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا!
به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا!
نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا!
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی؛ تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
#امید_صباغ_نو
@hamnafasane1
همه با سنگ شکاندند، تو با زخمِ زبان
گلهای نیست، تو هم زخم به قلبم بنشان
حکم این عشق اگر جوخه اعدام شده
شک مکن ماشه تنهایی من را بچکان
وضع ما مثل دو کشور شده در آتش جنگ
توپ ها عامل جنگند و تَشر، ترکش آن
دیر یا زود یکی از دو طرف میشکنند
لطفا این قائِله را زود به پایان برسان
#امیر_سهرابی
@hamnafasane1
قیشدا اولسا سینه م اوسته، سنه یای ساخلامیشام
غملی کونلومده محبت، سنه پای ساخلامیشام
بو قارانلیق گئجه لرده نه اولار سن گله سن
گوره همسایه لریم ائوده، من آی ساخلامیشام
کونلومی حجله اوتاقی کیمی عشقون بزه ئیب
سوگیلیم گل سنه من گور، نه سرای ساخلامیشام
جان کیمی بسله میشم عشقیوی کونلومده سنین
دئمه سین آغزی گوزللر، کی قولای ساخلامیشام
وئرمئیب وئرمه میشم کونلومی هئچ بیر گوزله
آند اولا جانیما ، ایللردی سوبای ساخلامیشام ...
@hamnafasane1
من اونو سئویردیم هئچ کس بیلمیردی
سئون اورییمی غم اوخو دلدی !
گیزلین سئودییمی الدن وئرمیشم
باغیشلا اورییم ایش بئله گلدی
@hamnafasane1
....ﺩﻟﻔﺮﻭﺷﯽ ﻣﺴﺖ ﻫﺴﺘﻢ، ﻗﻠﺐ ﺻﺎﺩﻕ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ ؟
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻘﻢ،ﺑﮕﻮ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟
ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺩﺭﯾﺎﯾﯿﻢ، ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﻏﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺸﻮﻡ، ﭘﺎﺭﻭﯼ ﻗﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟
ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ،ﮔﻠﺪﺍﻥِ « ﮔﻞ ﺑﺎ ﺷﺎﻋﺮﯼ »
ﯾﮏ ﮐﻼﻣﻢ؛ « ﺷﺎﻋﺮﯼ » ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻣﯿﺨﺮﯼ ؟
ﭼﻮﻥ ﺗﻠﻒ ﺷﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ،ﺳﺎﻋﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻢ،ﺑﺎ ﺩﻗﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟
ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ ،ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﺭﺯﺍﻧﯿﺖ
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻢ ،ﺑﺎ ﺣﻘﺎﯾﻖ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ ؟
ﺑﺎ ﻏﺰﻝ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﺮ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮐﻨﯽ
ﻣﺮﻫﻤﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻢ، ﻃﺒﻊ ِﺣﺎﺫﻕ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟
ﮐﻮﻩ ﻏﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﺎﻓﺪ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﺷﺎﻋﺮﯼ
ﺷﺎﻩ ﺑﯿﺘﯽ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﻢ،ﻃﺒﻊ ﺧﺎﻟﻖ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟
@hamnafasane1
....شبى در خلوت من باش و آرام از ته قلبت
برايم قصه هاى شور و شيدايى محيا كن
برايم تا سحر از عيش و از مستى حديث آور ...
و دين تازه اى از عشق خود در سينه ام جا كن
بيا ... آتش بياور جان من ... آتش بزن دل را
بيا و آتشى از مهر خود در سينه برپا كن
عجب حال و هوايى دارم امشب يار شيرينم
تو هم حال مرا دارى ؟؟؟ ندارى گر كه ... حاشا كن
درون خرمن زلفان تو گم گشته چشمانم
نگاهى كن درون اين شب تاريك و پيدا كن
تماشا كن درون آينه مهمان شب هايم
بيا فكرى به حال اين بت مه روى زيبا كن
شبى در خلوت ما تا سحر مى بوسمت ... تنها ...
تمام لحظه هاى بوسه را آنجا تماشا كن
@hamnafasane1
....باز هم شب شد و دل در طلب یار گریست
از غم دوری تو خون شد و بسیار گریست
روزهایم همه در حسرت روی تو گذشت
چشمهایم به رهت ماند و فقط زار گریست
رفتی و از غم تو زلزله در شهر افتاد
خانه ویران شد و هر تکه ی آوار گریست
" دست تقدیر جدا کرد تو را از بر من"
قامتم خم شد و در گوشه ی دیوار گریست
بعد تو عشق به جز ماتم و اندوه نبود
عاشق غم زده در حسرت دیدار گریست
اشکم از دیده فرو ریخت پس از رفتن تو
چشم من در طلب روی تو بسیار گریست.
@hamnafasane1
....هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیست
جز صدای سخن عشق تو در گوشم نیست
آه از این غربت نزدیک و از آن حسرت دور
عشق در سینهی من هست و در آغوشم نیست
آن چنان مست خیال تو میافتم هر شب
که حواسم به تن خستهی بیهوشم نیست
تشنهام تشنه و بالای سرم کاسهی آب
ماه روی تو در این آب که مینوشم نیست
هستی و نیستی آن قدر که جز عطری دور
هیچ در حافظهی خالی تنپوشم نیست
تا میآیم سر دل وا کنم از تو... انگار
جز سرانگشت تو روی لب خاموشم نیست...!
@hamnafasane1
....مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم
چند ساعت شده از زندگیم بی خبرم
این همه فاصله، ده جاده و صد ریل قطار
بال پرواز دلم کو که به سویت بپرم؟
از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من
بین این قافیه ها گم شده و در به درم
تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
این همه فاصله کوتاه شود در نظرم
بسته بسته کدئین خوردم و عاقل نشدم
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
بی تو دنیا به درک، بی تو جهنم به درک
کفر مطلق شده ام دایره ای بی وَتَرم
من خدای غزل ناب نگاهت شده ام
از رگ گردن تو من به تو نزدیک ترم.
@hamnafasane1
....گرفتار توام،پرسش کن از حال پریشانم
پریشان خاطرم،رحمی نما بر چشم گریانم
بروی همچو روز و موی چون شامت قسم جانا
که دور از روی و مویت روز را از شب نمی دانم
دگر طاقت نمانده است ای مه آزارم مده،آخر
نه از سنگم نه از آهن،دل و جان دارم،انسانم
نمی دانی تنم در آتش عشق تو می سوزد؟
چرا رحمت نمی آید،عزیزم،دلبرم،جانم
دل پر غم شد از دوری،بیا دیگر،که با شادی
ز گنج دیده بی پایان بپایت گوهر افشانم
دمد گر از دلم آتش،رود گر بر سرم طوفان
دل از مهرت نمی گیرم،سر از امرت نپیچانم
@hamnafasane1
....تا به حال از مرز چشمانش فراتر رفته ای؟
توی ِمیدانی به جنگی نابرابر رفته ای؟
لشکرت وقتی که از دشمن اطاعت می کنند
ناگزیر از دست ِ احساس ِ خودت در رفته ای؟
بارها و بارها هی التماسش کرده ای؟
بی سبب آیا به سنگرهای ِ دیگر رفته ای؟
هی فریبت داده اند، اما تو باور کرده ای
اشتباه آیا مسیری را مکرر رفته ای؟
مرگ ِ یک فرمانده، از درد ِ اسارت بهتر است
با فشنگ ِ آخر ِ یک اسلحه، ور رفته ای؟
ضربه های ِ بیشتر معمولاً آدم می خورد
هر زمان از راههای مطمئن تر رفته ای...
@hamnafasane1
....از دلتنڪَیت ڪجا فرار ڪنم معـمار هیجان؛
ڪجا بروم ڪه
صداے آمدنت را بشـــنوم
ڪجا بایسـتم ڪه
راه رفتنت را ببیـنم
ڪجا بخوابـم ڪه،صداے نفسهات بیاید
ڪجا بچرخم ڪه
در آغوش تـꨄــــــــــــــو پیدا شوم
ڪجا چشم باز ڪنم ڪه در منظرم قاب شوے
ڪجایی ڪه هیچ چیزے
قشنڪَتر از تماشاے تـو نیست
ڪجا بمـیرم ڪه با بوسههاےتـو چشـم باز ڪنم
ڪجایی؟ 💔✌️
#عباس_معروفی
@hamnafasane1
....قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نميبندم
كمك كرده غرورت تا بمانم پاي سوگندم
نبوده بين ما حتى نگاهي و همين يعني
به قانون حياي عشق پابندي و پابندم
ميان عشق و اشك از روزهاي دور پيونديست
پر از اشك است چشم من كه لبخند خداوندم
چه بيچون و چرا دستت سپردم اختيارم را
مني كه سخت استدلالي و لجباز و يك دندهم
دل من با خيال وصل تو آرام ميگيرد
تو اقيانوس آرامي و من غوغاي اروندم
كنارت كشفهاي تازهاي از عشق خواهم داشت
تو يك مضمون بكر و نابي و من يك هنرمندم
تو مجنون باش اما بين من فرق است با ليلي
نخواهد بود سهم هيچكس غير از تو لبخندم
@hamnafasane1
....روح شعرت جان مشتاقم جلا بخشیده است
آسمان ها را به من بی ادعا بخشیده است
بسکه سبز سینه ات آیینه دار زندگی ست
دشت و دریا را جدا جنگل جدا بخشیده است
ماجرای عشق بازی با غزل دیوانگی ست
تا غزل هایت به جانم ماجرا بخشیده است
بسکه در ایهام چشمت عالمی دلبستگی ست
عالمی شوریدگی را در خفا بخشیده است
ای که دستت مژده ی باران و گندم میدهد *
دستهای رحمتت گویی خدا بخشیده است
انزوای شاعری غیر از سکوت و درد نیست
جرات عشقت عجب دل را نوا بخشیده است
باز با تیزاب ذوقت جسم وجان صیقل ببخش
ای که شعرت جان مشتاقم جلا بخشیده است..
@hamnafasane1
....ﺧﻮﺍﺏِ ﭼﺸﻤﺖ ﺩﺭ رگِ شبهای من، ﺟﺎﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﺧﻮﺍﺏِ ﭼﺸﻤﺖ ﺍﻭﺝِ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼﺳﺖ، ﺑﯿﺪﺍﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﺑﺎﺩﻩ ﻣﯽﺟﻮﺷﺪ ﺩﺭ ﺁﺗﺸﺨﺎﻧﻪﯼ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮ
ﺑﺎﺩﻩﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﺁﺗﺶِ ﺁﻏﻮﺵ، ﮔﻠﻨﺎﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﻭﺍﯼ... ﺍﻣﺸﺐ ماه تابان تن نمیشویَد در آب
ﺁﺏ، ﭼﻮﻥ ﺁﯾﯿﻨﻪﯼ ﺗﻘﺪﯾﺮ، ﺯﻧﮕﺎﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﻧﺮﻡ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎﺳﺖ؟
رنگِ ﺣﺎﺷﺎﯾﺖ ﺍﺯ «ﺁﺭﯼ» ﮔﻔﺘﻨﺖ ﺁﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺩﻭﺭﺍﻥِ ﺳﺮﺩِ ﺑﯽﮐﺴﯽ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ
ﺩﻭﺭِ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭼﺮﺥ، ﭘﺮﮔﺎﺭﯼﺗﺮﯾﻦ!
ﻓﺼﻞْﻓﺼﻞِ ﻫﺴﺘﯽﺍﻡ ﺍﺯ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺍﺳﺖ !
ﺑﯽﻧﺼﯿﺒﯽﻫﺎﯼ ﻣﻦ، ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼﺗﺮﯾﻦ
گشته هر زخمی ز شمشیر شماتتهای دوست
بر دلم ﭼﻮﻥ ﺯﻫﺮِ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺍﺟﻞ، ﮐﺎﺭﯼﺗﺮﯾﻦ
چنگ محنت میخراشد قامتِ شبدیز را
غول وحشت میشود پروار پرواریترین
#حسن_اسدی #شبدیز
@hamnafasane1
بر لبانـــم قفل خاااااموشـی زدم
با ڪلــیدے آشـــنا بازش ڪنید ...
ڪودڪ دل رنجه دست جفاست
با سـر انڪَشتِ وفا ناااااازش ڪنید ...
#فروغ_فرخزاد
@hamnafasane1
زن هایی که پژمرده اند
کمتر عشق به آنها تابیده
شاید هرگز معشوقه نبوده اند
هروقت زنی زیباتر شد
شک نکن نگاه های مردی عاشق
درحوالی اش قدم می زند ...
#الهه_کاشانی
@hamnafasane1
عشق صحراسیندا من ایتگین دوشوب تک قالمیشام
جان بَدندَن چیخماق ایستیر ای نگاریم هارداسان
دورماق ایستیر قان داماردا پیکریم ایشدَن دوشوب
سَسلییم هاردان سنی ای نازلی یاریم هارداسان؟
@hamnafasane1
قلبیم دؤیونور ثانیه لر تک سنه خاطر
تئز گل داریخیبدیر او دا من تک سنه خاطر
یاز چیخدی پاییز گلدی خبر اولمادی سندن
چوخداندی ووروبدور اوره ییم لک سنه خاطر
@hamnafasane1
