.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور
من عاشقـــم به دیدنت از تپه های دور
من تشنــه ام بـــــــه رد شدنت از قلمرو ام
آهو ! بیا و رد شو از این دشت سوت و کور
رد شو که شهر گل بدهد زیر ردِّ پات
اردیبهشت هدیه بده ضمن ِهر عبور
آواره ی نجـابت چشمان شرجــــی ات
توریستهای نقشه به دست بلوند و بور
هـرگــــــاه حین گپ زدنت خنده می کنی
انگار “ذوالفنون” زده از “اصفهان” به “شور”
دردی دوا نمی کند از من ترانه هام
من آرزوی وصل تو را می برم به گور
مرجان ! ببخش “داش آکلت” رفت و دم نزد
از آنچـــه رفت بر سر این دل ، دل صبــــــور
تعریف کردم از تــــو ، تــو را چشم می زنند
هان ای غزل ! بسوز که چشم حسود کور
#حامد_عسکری
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
من با تو می گیرم قرار آواز می خواهم چکار
نای و نوای من تویی دمساز می خواهم چکار
در پیله ی تنهایی ام با خاطراتت سر کنم
دربند با تو خوشترم،پرواز می خواهم چکار
هستم مرید صادقت پیغمبر مهر و صفا
ایمان به عشقت داشتم اعجاز می خواهم چکار
چشم امیدم نیست غیر از تو به سوی دیگری
همراه با من چون شوی همراز می خواهم چکار
من آنچه شرط عشق بود آورده ام از جان بجا
در نامه ی اعمال خود ابراز می خواهم چکار
از ما گذشت ای روزگار آن شورش عهد شباب
گیسو پریشان دلبر طنّاز می خواهم چکار
گفتا درین وادی اگر خواهی که #واسع پا نهی
دل باخته پیشم بیا سرباز می خواهم چکار
#سید_علی_کهنگی
#واسع
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
بین ما "خطیست قرمز"، پس تو با ما نیستی
یک قدم بردار، میبینی که تنها نیستی
خیرخواهان توایم ای شیخ! ما را گوش کن،
فرصت امروز را دریاب، فردا نیستی....
یک سخن کافیست گفتن، گر در این خانه کَس است
یا نشانی را غلط دادی به ما، یا نیستی!
هیچ میترسی ز هولِ روزِ رستاخیز؟ نه!
از مسلمانی هماین داری که "ترسا" نیستی!
ای که با یک سنگ کوچک، خاطِرَت گِل می شود،
مشکل از اطفال شیطان نیست، دریا نیستی!
نیل در پیش و عصا در دست و فرعون از عقب،
فرق دارد آخر این قصه، موسی نیستی
#حسین_جنتی
#زن_زندگی_آزادی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه میکنید
...بغض قناری...
#داریوش_اقبالی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخمدار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته ی در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که باد هرزه ی شبگرد
با های و هوی نعره ی مستانه در گذر باشد
با صبح روشن پرترانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید
گیرم که می بُرید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزییییر جوانه چه می کنید؟
#شهریار_دادور
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
بارها شُسته ای، نخواهد رفت!
ردّ خون من است روی تنت
نعش یک ببر منقرض شده ام
وسط بیشه زار پیرهنت…
عشق، دور است…بی سرانجام است
قطره ای آب، قبل از اعدام است
گریه ات دام، خنده ات دام است
منطقی نیست دوست داشتنت!
با سرانگشت های خسته ی من
مهربان شو کتاب ممنوعه
سهم چشمان بی قرار من است
سطرهای نخوانده ی بدنت!
خاطرات تو را قطار کنم؟
ناسزا بشنوم، فرار کنم؟
تو بگو عشق من! چه کار کنم
با تو و عاشقان بد دهنت!
صلح کردیم و زنده دفن شدیم
جنگ پیدایمان نخواهد کرد
گرچه از زیر خاک بیرون است
دست سربازهای بی کفنت…
#حامد_ابراهیم_پور
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
شاید دل تمامی «ایران» گرفته بود!
شب بود و پشت پنجره توفان گرفته بود
یک جفت شمع، یک شب جمعه! دوچشم تر
و دختری که شام غریبان گرفته بود
بابا میان هاله ای از نور زرد رنگ
در خاطرات خسته ی من جان گرفته بود
گفتم: بمان!… و کاش همان لحظه ی شگفت
این روزهای شبزده پایان گرفته بود
لبخند زد…. و در دل شب ناپدید شد
تا صبح، پشت پنجره باران گرفته بود
#سید_مهدی_موسوی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
به رفتن تو سفر نه ، فرار می گویند
به این طریقه ی بازی قمار می گویند
به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» می گویند
اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر
به من اهالی جنگل شکار می گویند
مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند
کنار گل مگر از حسن ِ خار می گویند؟
تو رفته ای و نشستم کنار این همدم
به این رفیق قدیمی سه تار می گویند
#کاظم_بهمنی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
تا به توصیف تو، با بال غزل پربکِشم
باید از حَدِ خودم پای فراتر بکِشم
اول آن شکل به همریخته ی موی تورا
باقلم موی غزل بافته ، بهتر بکشم
تاکه الگوی نگاهت نشود دست به دست
ناز چشمان تو را یکسره از بَر بکشم
عطرخوش رایحه ی هُرم نفس های تورا
عین آویشن و گُلپونه معطّر بکشم
هیچ سروی به خوش اندامی بالای تونیست
قد و بالای تو را مثل صنوبر بکشم
مژه ی چشم تو را با نمی از دُرد غزل
عین چشمان هراسان خودم تربکشم
بنشینم به دل راحت و در آخر کار
مثل یک قهوه ی عصرانه تو را سربکشم
#جواد_شادفر
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
این دل شکستنی است کمی التفات کن
در حمل و نقلِ این دلِ من احتیاط کن!
دارد هوای رابطه ها خوب می شود
کوشش برای وُسعتِ این ارتباط کن
ای مهربان! که قهرِ تواز حد گذشته است
فکری برای پاسخِ این شایعات کن
من با کمی نگاه و عسل خوب می شوم!
درمانِ من به داروی چای و نبات کن!
بگذر ز شاه و فیل و وزیر و سپاه و اسب
رُخ بر رُخم گُذار، مرا کیش و مات کن!
بازارِ شعر و عاطفه و گُل کساد شد
یک مدتی کنارِ کوچه ی باران بساط کن
قلبم به دستِ توست، مبادا که بشکنی
جانِ تمامِ آینه ها ... احتیاط کن ...!
#یدالله_گودرزی
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
باغبان این باغ فصل تازه می خواهد همین
باغبانی خوب و خوش آوازه می خواهد همین
بی رمق از سایه ها پژمرده گلهایش همه
روشنایی های بی اندازه می خواهد همین
سال ها انگار از غفلت رهایش کرده اند
حاصلش غارت شده دروازه می خواهد همین
در پس ویرانه هایش گم شده گلخانه ها
تازه معماری برای سازه می خواهد همین
جان بگیرد بار دیگر تا ز هم پاشیدگی
همت و جانمایه و شیرازه می خواهد همین
زحمت بی حاصلت از چشم او پوشیده نیست
باغبان خوب و خوش آوازه می خواهد همین
#تقی_شیربن_زاده
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است
نفس نمیکشم، این آه از پی آه است
در آسمان خبری از ستارهٔ من نیست
که هرچه بخت بلند است، عمر کوتاه است
به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا گشتن زمین ماه است
شب مشاهدهٔ چشم آن کمان ابروست
کمین کنید رقیبان سر بزنگاه است
اگر نبوسم حسرت، اگر ببوسم شرم
شب خجالت من از لب تو در راه است
#فاضل_نظری
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
چشمان تو چنان به دو چشمم نشسته است
گویی که کهکشان به دو چشمم نشسته است
انگار سال هاست تو را می شناختم
آن دختری که در ” غزل پلک ” ساختم
آشفته می کنی خم ابروی ماه را
همت گماردی بزنی روی ماه را
خورشید از کجا زده که یک نفس شدی ؟
اینطور بی مقدمه در دسترس شدی
یک سوره از زبان خدا توی چشم توست
نه ، هفت آسمان خدا توی چشم توست
داری مرا در آبی خود غرق می کنی
در عشق ناحسابی خود غرق می کنی
در گیر غرق بودن اما نیافتن
آری لبی میانه ی دریا نیافتن
ای عشق تازه ای سبد سیب های پاک
ای کاش باز دل بکنی از هوا و خاک
قدر دو موج فاصله از من بگیری و
یک بار هم شده تو برایم بمیری و
ای کاش اسم کوچک من را صدا کنی
یک بلبشوی تازه درونم به پا کنی
هی چنگ می زنم که ببینم تو نیستی
هی چنگ می زنم که ببینم ، تو نیستی
روی نسیم بوی نفس هات مانده است
جای لبت در آینه ات مات مانده است
تقویم روی میز تو در انتظار توست
ساعت درنگ کرده زمان بی قرار توست
گردی به روی دفتر شعرم نشسته است
دردی به روی دفتر شعرم نشسته است
نه اینکه ما دو نان و نمک خورده ایم ، نه ؟
در شعرهایمان دل هم برده ایم ، نه ؟
در دست های من همه داغ دو دست تو
هر ذره ی تنم همگی در پرست تو
شب در کشاکش لبمان طول می کشید
از بس که حق مطلبمان طول می کشید
دل کندن از دهان تو با لرزه ی اذان
پس لرزه ی نگاه تر تو دوان دوان
در انتظار شعر جدیدم نشستنت
چون من به حسّ رفتنت و چشم بستنت
#محمد_ارثی_زاد
دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
....از کوچه ی این دِل هَمه رَفتند کَسی نیست
بی یاوَر این کوچه مَنم هَم نفَسی نیست
پَرواز کُنان مُرغ مُهاجِر زِسَر بام سَفر کَرد
صَد حیف که دیگر به بَرَم هم قَفسی نیست
دیوارِ دل از هِجرتِ گُلبوسه فُرو ریخت
از آنهمه گل بوته به جُز خار وخَسی نیست
دِلخوش بِه رَفیقان بُدَم اَفسوس نَماندَند
جُز آه دراین سینه مَسیحا نفَسی نیست
از چِلچلِه وهِلهلِه هامان چه خَبر فَصل بَهارَست
اَفسوس که کوچیده دِلان راهَوَسی نیست
....قلب من به این امید می تپد
که تو هستی...
تویی وجود دارد
که من میتوانم آن را ببینم...
او را ببوسم...
او را در آغوش خود بفشارم
و او را احساس کنم...
#احمد_شاملو
....دوستت دارم...
دلم میخواهد
چشمهایم را روی هم بگذارم
و وقتی بازشان میکنم
پهلوی تو باشم...
دلم میخواهد ببوسمت،
آنقدر ببوسمت
که تشنگیام تمام شود...
نامهات را که میخواندم یکوقت متوجه شدم که دارم بلندبلند باهات حرف میزنم،
مثل دیوانهها...
فروغ فرخزاد
.....دلم
ضعف می رود
برای شنیدن صدایت
می شود صدایم کنی
بیایی
ابر شوی
درون آسمان نگاهم
باران شوی
درون ابر دیدگانم
می شود قطره قطره مهرت را
بر من بباری
می شود بگویی دوستم داری؟؟
اخ که دلم چقدر تشنه شنیدن
اوای توست
صدایم کن
#امیر_عباس_خالق_وردی
....دیواااااانه جان !
تو چه مے دانی...
ڪسے ڪه همه چیز را ...
مے سپارد به دل چه رسوایے مے شود؟
حالا هِے نیا؛ حالا هِے نباش؛ حالا هِی....
گوش هایت را بگیر؛ چشمانت را...
ببند و باور نڪن ڪه عشق ، مرا ...
چه لامذهبے ڪرده است...
ڪه به هیچ صراطے ...
جز تو مستقیم...
نمے شود... !
#عادل_دانتیسم
....باز لبهاےِ
عطش ڪردهے من
لبِ سوزان تو را می جوید
می تپد قلبم و با هر تپشی
قصہے عشق تو را می ڪَوید....
#فروغفرخزاد
.....ما عاشق اگر بوديم، بى واژه نمیمانديم
ديوانگى هم را
بيهوده نمىخوانديم
من قطره بارانم، ڪافيست تو درياشى!؟!
ساحل پر تنهاييست،
عشقست اگر باشى!!!👌
#فروغ_فرخزاد
