.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم را
تحمل می کنم هر جور باشد حرف مردم را
بدون عشق مردابی ست این دنیا ، تصور کن
بگیری لحظه ای کوتاه از دریا تلاطم را
یکی دیگر خطا کرد و به پای ما نوشتی حکم
بگو تا کی بپردازیم ما تاوان گندم را
اگر هر آن در این آتش بسوزم باز خواهم ساخت
خودم با دست خود آماده خواهم کرد هیزم را
دلم تنگ است هی پهلو به پهلو می شوم امشب
تو اما شک ندارم خواب دیدی شاااه هفتم را
#الهام_دیداریان
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
در خیال عبور
از سرانگشتان سوزان تو
به سوختن فاصلهها میاندیشم
به پریدن پروانهها
از باغ سبز پیراهنت
بگذار در هر پرواز
زردیِ نگاه من
میان شعلههای کولی چشمان تو
سرخ شود
خاکسترِ
داغ این پرواز
تا ابد پایِ
پرچینهای عاشقی بنشیند...
#مهتاب_میرقاسمی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تاوان سنگینی در این پاییز پس دادم
وقتی که گل های تنم را نیز پس دادم!
من برگ و بارم را زمانی که چکاوک ها
بر شاخه ام بودند حلق آویز، پس دادم!
ابری سیاهم که بدهکاری به دریا را
با سکه های اشک خود یکریز پس دادم
پیوند با قلب سیاه شهرتان، هرگز ...!
این نسخه را در لحظه ی تجویز،پس دادم
حتی حساب قهوه ای را که ننوشیدم
در کافه هاتان بر سر ِ هر میز پس دادم!
مزد مترسک بودنم را داده اید اما
امروز با سودش سر جالیز، پس دادم!
ای زندگی ! مُردم ولی در خاطرت باشد
من سهم خود را بابت هر چیز، پس دادم...
#محمدعلی_نیکومنش
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عشق الهام قشنگی ست طراوت دارد
جذبه اش لایتناهی ست نجابت دارد
غم دل در طلب عشق ولی شیرین است
سختی اش راحت و گرمی و حلاوت دارد
بی جهت نیست که عاشق پی معشوقه ی خویش
بی ریا هست و وفادار و شجاعت دارد
عشق یک لحظه به دست آورد احساست را
حس این لحظه به یک عمر شباهت دارد
ای خوش آن عاشق دلباخته که با احساس
میل معشوقه به او خوب عنایت دارد
جان به قربان تو ای دلبر دلداده ی من
چه کنم این دل عاشق به تو عادت دارد
خوشدل از مرتبت عشق سخن ها داری
از همین روست که شعر تو صلابت دارد
عشق مفهوم بزرگیست فراتر از عقل
آسمان نیز به عشااااق ارادت دارد ...
#جعفر_زارع
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
اگرچه غرق سکوتی ولی سخنگویی
صدای توست که میآیدم ز هر سویی
صدات مثل سکوت تو سخت سحرآساست
تو در سکوت و سخنگفتنت چه جادویی
شبیه ماه به راه من خراب بتاب
درست نیست در این شام تیره، گیسویی
مبُر به سنگدلی رشتهء محبت را
تو را نمیسزد ای دیرخشم! چاقویی
تو مرد کینه نبودی به انتقام مکوش
به قامت تو برازنده اَست بانویی
به مهربانی خورشیدیات دلم خوش بود
اگرچه نیست ز خوبان امید خوشخویی
بیا و زار نزن از نیاز خود شاعر!
که ناز او نکند فهمِ آنچه میگویی
#قنبرعلی_رودگر
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دو فنجان چای یا دمنوش لطفا
کمی بوسه، بغل، آغوش لطفا
برای پچ پچی مستانه و گرم
سر از من از شما هم دوش لطفا
خمارم کن به چشمان خمارت
خراب و لولی و مدهوش لطفا
کمی از قهوهء ترک نگاهت
که ما را می برد از هوش لطفا
لبان تو مرا معتاد کرده
شراب بوسه ای خودجوش لطفا
مرا در خلسه ای شیرین بغل کن
شلوغ و شوخ و بازیگوش لطفا
برای بزم ما مهتاب کافیست
تمام شمع ها خاموش لطفا ...
#مجید_یغمایی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
• عزيز يکدانه •
آهنگساز: منوچهر لشگری
ترانهسرا: معینی کرمانشاهی
خواننده: نگار
دستگاه: همایون
سال اجرا: ۱۳۵۱
همه در حسرتِ من مانده و من یارِ توام
منِ محنتزده را بین که گرفتارِ توام ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بغض شعرم بی امان فریاد میزد واژه را
تا بسازد قصه ای از غصه ای پر ماجرا
حس ِ دلتنگی و غم تا عمق جانم می دود
مرگ هم پاشیده اینجا وحشتی بی انتها
گم شدم در این حوالی در هوای عاشقی
سایه ام در گوشه ای فریاد میزد بی صدا
آمد و عاشق شدم دیگر نمیدانم کی ام
میبرد سرگشتگی، آشفتگی من را کجا؟!
ریشه ریشه گردن ِ دل را برید آن کس که گفت
عاشقم بی ادعا ، بی شرط و بی چون و چرا
وعده هایش طبل تو خالی شد و بر پیکرم
پتک ِ سنگین شد تماما قول ِ آن پرمدعا
تشت ِ رسوایی ِ من از بام ِ دل افتاد و شد
رازهای سر به مهرم پیش ِ عالم بر ملا
ماه ِ آبان رفت،، بعد از مهر و آذر هم رسید
با خزان و مرگ هستم هم صدا و هم نوا
وزن ِ شعرم روی احساسات من سنگین شده
ای قلم بس کن کمی هم باش کنج ِ انزوا ...
#اکبر_باباپور
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ورای آنچه که عادت، به هییتام یله کرد-
مگر عیارِ مرا میشود معامله کرد!
و یا به محضرِ هنگامههای دغدغهمند
از اشک ِ جوش ِ حهتدارِ آرزو گله کرد!
اگر شبام شده خفاش را پناهِ پرِش-
سپیدهام رخِ خورشید وقفِ چلچله کرد
شکارِ معرکه، هرگز پیِ دلیل نرفت
همین زمینه مرا رهسپارِ این تله کرد
چه خوب بوی بهارینبهانه جنبانید-
مرا، که جنبش ِ من با فلک مقابله کرد
سئوالِ اصلیام اینست با چه نیرویی-
سرم به قفلِ هزاران گره، مداخله کرد
غنای قلّهی پیوند، از کجا آمد
که بیجبال مرا سرمَدانه سلسله کرد!
درونِ فرصتِ زایای عشق، نقشام چیست
که خارج از حدِ حرف وُ حساب، هلهله کرد؟
خلاصه بیشهی بیهایوُهوی خلوتِ من
چگونه نبضِ زمان را اسیرِ غلغله کرد!؟
#محسن_آریاپاد
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شنیدم باز هم زن های کوچه تلخ و بد خویید
شنیدم باز هم پشت سر من راست می گویید!
شنیدم عشق ما را چشم در چشم شلوغ شهر
میان بوسه های گیج و راز آلود می جویید
زنان دلهره ! با خود همیشه فکر می کردم
شبیه چشم های سر به زیرِ عشق کم رویید
شما هر روز و هر شب توی مشت کوچه محبوسید
که می گویید...می خندید...می گریید...می مویید
شکسته خوابهایم را صدای استکان هاتان
که پشت پلک های من همیشه ظرف می شویید
صدای خنده هاتان توی گوش خانه می پیچد
شما در اشپزخانه ، سالن ، ای وای ، هر سویید...
و بعد از ظهر وقتی از اداره خسته می آییم
میان زخم های من چه بی هنگام می رویید
هزاران بار گفتم << دوستت دارم >> و بی پروا
هزاران بار می گویم ، دهانم را نمی بویید؟!
#الناز_سرخانلو
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من تَلخم و خَراب ... چه داری برای مَن ؟
ساقی ، به جز شَراب چه داری برای مَن ؟
کافی ست وعده های دروغین عشق ، آه !
سیرابَم از سَراب ، چه داری برای مَن ؟
یا رَب، به غیرِ رَنج چه دیدم زِ روزگار ؟!
جز وعده ی عذاب چه داری برای مَن ؟
باید شبیه مَردمِ همعصر خود شَوَم
صورتگرا ! نِقاب چه داری برای مَن ؟
روزی اگر بِپُرسَمت این بود رسمِ عشق ؟
ای بی وفا ، جواب چه داری برای مَن ... ؟
#حسین_زحمتکش
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
چه سالهاست تو را کنج قاب می بینم
سکوت سرد تو را چون عذاب می بینم
خیال دیدن رویت چه کرده با دل من
که بی شماره تورا من به خواب می بینم
هزار مرتبه می پرسمت زدوری و درد
ولی همیشه تو را بی جواب می بینم
چقدردوست بدارم تورا که بی تو هنوز
تمام فاصله ها را سراب می بینم
هوای بودنت اینجا چنان قرارم برد
که حال روز و شبم را خراب می بینم
سکوت بشکن و گاهی بیا به دیدن من
که من سکوت تو را ناصواب می بینم
#مریم_پیروزی
#دعوتید به کانال و گروه چه سالهاست تو را کنج قاب می بینم
سکوت سرد تو را چون عذاب می بینم
خیال دیدن رویت چه کرده با دل من
که بی شماره تورا من به خواب می بینم
هزار مرتبه می پرسمت زدوری و درد
ولی همیشه تو را بی جواب می بینم
چقدردوست بدارم تورا که بی تو هنوز
تمام فاصله ها را سراب می بینم
هوای بودنت اینجا چنان قرارم برد
که حال روز و شبم را خراب می بینم
سکوت بشکن و گاهی بیا به دیدن من
که من سکوت تو را ناصواب می بینم
#مریم_پیروزی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم
غـــرور یـــخ زده را ، رو بــــه آفتاب بگیرم
نشد که لحظه ی فرّار مهربان شدنت را
بـــه یادگار ، برای همیشه قاب بگیــــرم
نشد تقاص همه عمــر تشنه جانـــــی خود را
به جرعه ای ز تو - از خنده ی سراب - بگیرم
چرا همیشه تو را ، ای همه حقیقتم از تو
من از خیال بخواهــــم و یا ز خواب بگیــرم
چقدر می شود آیا در این کرامت آبی
شبانــه تـــور بیاندازم و حباب بگیــرم
حصــــار دغدغه نگذاشت تا دقیقـه ای از عمـــر
به قول چشم تو : « حالی هم از شراب بگیرم
خلاصه مثل مترسک گذشت زندگی من
نشد که عرصه ی پروازی از عقاب بگیرم
#محمد_علی_بهمنی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عاشق که شدی خوب بدان شیوه ی آن را
در عشق نباید بکنی تلخ،، زبان را
لبخند بزن،شعر بخوان، عشق بنوشان
ابراز کن احساسِ خروشانِ نهان را
از بارش عشق است که خیس از هیجانیم
بنشین و صفا کن گذر خوب زمان را
مستانگی از عشق چه زیباست رها کن
دلگیریِ ایامِ غم انگیزِ جهان را
گلریز و غزل خیز و دل انگیز و شکوفا
تن بوسه بزن، بوسه بزن چشم و دهان را
وا کن بغل و رقص کن و مست کن از عشق
بالا ببر از ذوق شمارِ ضربان را
امید که جز عشق نبینی همه ی عمر
عشق است که پر می کند از شوق زمان را
#فرشته_تشکری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عاشق که شدی خوب بدان شیوه ی آن را
در عشق نباید بکنی تلخ،، زبان را
لبخند بزن،شعر بخوان، عشق بنوشان
ابراز کن احساسِ خروشانِ نهان را
از بارش عشق است که خیس از هیجانیم
بنشین و صفا کن گذر خوب زمان را
مستانگی از عشق چه زیباست رها کن
دلگیریِ ایامِ غم انگیزِ جهان را
گلریز و غزل خیز و دل انگیز و شکوفا
تن بوسه بزن، بوسه بزن چشم و دهان را
وا کن بغل و رقص کن و مست کن از عشق
بالا ببر از ذوق شمارِ ضربان را
امید که جز عشق نبینی همه ی عمر
عشق است که پر می کند از شوق زمان را
#فرشته_تشکری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹😘
.....هزاران آه در یڪ سینهے دلتنگ جا دارد
دل اندوهگینم هرچه دارد از شما دارد
نگاهم ساکن میخانهے چشم تو شد اما
نمیدانست این ساقے فقط جام بلا دارد
چرا اینقدر در آیینه حیرانم خداوندا !
چقداےنچشمِ خونپالا نگاهے آشنا دارد
تماشا،آشنایے،بیوفاےےبعد تنهایی
دل دیوانهے ما با تو چندین ماجرا دارد
به شوقِ یڪ سر سوزن وفا در شهر میگردم
متاعے را که من با جان خریدارم،کجادارد؟
.
....کجایی نازنین یارم ؟ ببینی حال بیمارم
طبیبان یک به یک گفتن به درد تو گرفتارم
نه درمان میشود دردم نه جانی در بدن دارم
هم آغوش غمم هر شب،چه مهمانیست که من دارم؟
شدم رسوا و سرگردان میان شهر غم دیده
بیا امشب به بالینم که مجنون تو رنجیده
اگر آمد به بالینم آن لیلای سرگردان
بگوییدش همین امشب دل من را برگردان
بگوییدش دلم دیگر به دنیا برنمیگردد
به این باغ ستم دیده قناری بر نمیگردد...
#سهیل خراسانی
.....آنقدر حظ می کنم «بانو» صدایم می کنی
یا که خاتون تمام قصه هایم می کنی
دست در گیسوی من با شیطنت های لبت
قند را، هم صحبتِ فنجان چایم می کنی
هر زمستان وقتی از سرما تنم یخ می زند
با تن مردانۀ خود آشنایم می کنی
تو همان غارتگر معروف آتش پاره ای
بر دلم آتش زدی، حالا رهایم می کنی؟
من دلم طاقت ندارد، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه با این بوسه هایم می کنی؟
بهای چشم تو را شعر ناب سیمین بود
که واژه واژه نگاهت به عطر آگین بود
برای دیدن رویت مه کمان ابرو
سبد سبد گل یاس و سمین و نسرین بود
نشسته ای به دلم بانوی شب و رویا
بدون روی تو روزم همیشه غمگین بود
شبی که وصل تو در خاطرم شکوفا شد
چه مجلسی به قدومت به پا و تزیین بود
به پیش پای تو قربانی ام قبولم کن
مرا طریق محبت کمال آیین بود
سحر کشیده مرا تا تمام رویاها
برای این تن بی جان سراب سنگین بود
به هر کجا که روم اضطراب تشویش است
به غیر شانه پر مهر تو چه تسکین بود؟
اگرچه درغم عشقت شبیه فرهادم
به سینه تو هم ای گل مرام شیرین بود
بهار بود و تو بودی این دل شیدا
دعای زیر لبم را هزار آمین بود ...
#مختار_عظیمی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
باشم اگر دور و برت آرام می گیرد دلم
بر شانه ام باشد سرت آرام می گیرد دلم
شعر من از چشم تو شد طوفانی ِگلواژه ها
در موج خیز ِدفترت آرام می گیرد دلم
شد بسترِ آتشفشان ، خاکستر پنهان عشق
با عشق آتش گسترت آرام می گیرد دلم
از شهد هرگل بوسه ات انگور می نوشد لبم
با بوسه های محشرت آرام می گیرد دلم
باروحِ شاعر پیشه ام سرریزم ازشعر ِشراب
در سایه سار ِ ساغرت آرام می گیرد دلم
باران به باران تشنه ی دریای احساس توام
از آفتاب باورت آرااام می گیرد دلم ...
#زیبا_حسینی_جیرندهی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
