.....کلبه شعر.....
Открыть в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Больше740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
....امشب برایت مینویسم👉
"دوستت دارم" با تمام "احساسم"
"دوستت دارم"
به اندازه ی "دلتنگی های" عاشقانه ام
"دوستت دارم"
عمیق تر از بی قراری هایم
....پارههای یک تن و دور از همیم این روزها
مثل اوضاع زمانه درهمیم این روزها
فکرِ نان از عشق میکاهد! مقصر نیستی
آه... ما بازیچهی بیش و کمیم این روزها
میدویم و جاده انگاری دهن وا میکند
در هراس راهِ پر پیچ و خمیم این روزها
میرسد تا استخوان این زخمها، اما هنوز
در امید واهیِ یک مرهمیم این روزها
سیب در دامانمان افتاد و دور انداختیم...!
وصلهی ناجورِ نسل آدمیم این روزها
تا کجاها میرسد فریادهامان؟ تا کجا؟
در نِیِ پوسیدهی خود میدمیم این روزها
بچگی کردیم، دنیا هم به بازیمان گرفت
دستهایت را بده... گم میشویم این روزها
#لیلا_عبدی
....دل به هرکس میسپارم بـا دلم بد میکند
در جواب خوبی ام او ظلم بی حد میکند
دل به هرکس میسپارم میزند زخم زبان
دربروی خنده ها را با غم اش سد میکند
در جوانی پیر گشتن اتفاقی ساده نیست
پهلوان را غصه ها آری کمان قد میکند
زخم از بیگانه خوردن صد برابربهتراست
دشمنی هـا با دلم آنـکه نبـاید میکند
بس جفا دیدم من از ایـن روزگار لعنتی
زندگی با قلب من هرآنچه خواهد میکند
دل حریف طعنه های مردم بی درد نیست
عشق را این سینه ی سوزان من رد میکند
در غزل غوغا کند با سوز دل سنگ صبور
غصه های من مـرا آخـر زبانزد میکند
....بی خیالت سر نکردم، بی خیالم سر مکن
خواب را در چشم های خسته ام باور مکن
اختیارت را به دست باد جادوگر مده
پیش مردم زلف هایت را پریشان تر مکن
امر کن تا بر لب سرخ تو عاشق تر شوم
نامسلمانا! لبم را نهی از منکر مکن
عمر بودن با تو کوتاه است، مثل عمر گل
نازک انداما! گل عمر مرا پرپر مکن
دیدی و چیدی و بوییدی و دور انداختی
آنچه کردی با دل من با دل دیگر مکن
شب گذشت و خواب چشمان تو را از من گرفت
گفتمت عادت به داروهای خواب آور مکن...
....میانِ
خوش نشینےِ دلهاے ڪذب آلود...
میانِ عشـق هاے آلـوده
به زهـر هوس.....
میانِ رفـاقتهایے قـراردادے مشـروط....
مــن ...
هنوز
بے شرط و شروط
میخواهمت......
#شیوامیثاقے
....اے دل به ڪمال عشق آراستمت
وز هرچه به غیر عشق پیراستمت
یک عمر اگر سوختم و ڪاستمت
امروز چنان شدے ڪه میخواستمت
#فریدون_مشیری
....هنوز روے تخته هاے دل
مے نگارم واژه هاے عشق
و جارے بر قلب هایے
ڪه پاک و بے ریا
همچون صداقتند
در دفتر روزهایے ڪه
پر شده از مشق هاے دل
#افسانه_ڪامڪار
پیشنهاااااد💔💔
بامن گوش کن😘👆
#تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر
....بیثمر هر ساله در فڪر بهارانم ولی
چون بهاران میرسدبامن خزانی میڪند
طفل بودم دزدڪی پیروعلیلم ساختند
آنچه ڪَردون میڪندبامانهانی میڪند
میرسدقرنی به پایان وسپهربایڪَان
دفتردوران ما هم بایڪَانی میڪند
شهریارا ڪَودل ازمامهربانان نشڪنید
ورنه قاضی درقضا نامهربانی میڪند
#استادشهریار
....تـا شمیـمِ نفست را ، نفـسی تـازه زدم
عشق را بـا طپـشِ قلبِ تـو، اندازه زدم
نـاگهـان آمـدی از عطـرِ تنـت لـرزیدم
مثـلِ یک زلـزلـه ای لرزه به شیرازه زدم
طرحِ اندامِ تـورا دیدم و همچون پَـرگار
چرخشی را متـوالی بـه همین بازه زدم
تا به آغوشِ تو یک لحظه رسیدم، گویی
پـرچـمِ فتـحِ خـودم را، سـرِ دروازه زدم
دستِ معمارِ اَزل در بدنت مشهود است
شرمسارم که چرادست به این سازه زدم
عشقِ تو معجزه ای بود، که من عشقم را
گِره ای سخت بـه این عشقِ پُرآوازه زدم
چند صباحیست که ازعشقِ تو سرگردانم
عفو کن! حرفِ دلم را بـه تو من تازه زدم
#مسعود_محمدپور
....از زمستان و شبش دوست خبردارم کن
گاه #آرام بیا، رنگ به رخسارم کن
جاده ی عشق پراز حادثه ی دشوارست
قلمم را بستان، شمع ِ شبِ تارم کن
شد خیابانِدلم میکده ی عشق و جنون
جانِمن را برهان از غم و جان دارم کن
بخدا عشق فقط، قصه ی چشمانِ تو است
از غزل های دوچشمت پُر وسرشارم کن
دلِ مجنونِ مرا مست کن از شعر و غزل
با شراب ِ غزلت بیدل و میخوارم کن
عشق را جیره ی لبهای تو میدانم و بس
به لبم بوسه بزن، مستم و هشیارم کن
.....خانه به خانه، دَر بــه دَر، دَر پـی تـو دویده ام
شانه به شانه، سَر به سَـر،بارِ تو را کشیده ام
حیــله به حیله، فَن به فَن، داغ نهاده ای به دل
سـینه به سـینه، دل به دل، مهر تو بَر گُزیده ام
نقـطه بـه نقطه، جا به جا، دام نهاده، دانه ای
لحظه به لحظه،بیش و کم، از بَرِ شـان پَریده ام
چهره به چهـره، رو به رو، حرفِ دلم شـنیده ای
پَرده به پَرده، دَم به دَم، از تو چـه ها شنیده ام!
کاسـه به کاسـه، لب به لب، آبِ حیات دادمت
جرعه به جرعه، خط به خط،زَهرِ بلا چشیده ام
شادی دل...، به دل درآ...،طارق خود رها چـرا؟
خیـز و بیـا و نـاز کـن ...، ناز تو را خــریده ام
#طارق_خراسانی
بـــا تــو تمــــام فــــصل هــــا را در نَــــوَردیــــدم
در چـهـــرهات عطــــر بهـــار و زنـــدگی دیــدم
گلـــبـرگ هــایت، نــرم مثــل بالــش پــر بود
در کــــنج آغـــوشِ لـطیفت نـــرم خوابــــــیدم
گــرمی عشقت خوب میســازد به طبــع من
چون کودکی بر سینــهات با گریـه چسبیدم
خورشـید تابستــان نگاه چپ به تو انداخت
پر هــای داغ پرتـو_اَش را در هـــوا چیـــدم
گویند که ، پاییز فصل رنگ و زیبایی است
شک داشتم ...روی تودیــدم ، رفت تردیدم
این روزها فصل زمســتان برف کمیاب است
خنـــدیــدی و مـن برف را با چـشم خود دیدم
دانی که فصل مشترک بین من و تو چیست ؟
گفتند که... «عشقست» من از هر که پرسیدم
#فرزین_صفری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
ما هم از عشق بسی خاطره داریم هنوز
بر سر خاطره ها ابر بهاریم هنوز
مثل شیرینی خوابیست به هنگام سحر
ما به شیرینی این تلخ دچاریم هنوز
آری آغاز،گره خوردن چشم است به چشم
ما هم آشفته ی چشمان خماریم هنوز
باغ سرسبز نشان داد به ما عشق ولی
روزو شب همنفس بوته ی خاریم هنوز
گله از عشق نداریم،چو آن ساعت شن
ثانیه ثانیه در خویش بباریم هنوز
فصل شادابی ما را تب پاییز ربود
برگ زردیم که بر دوش غباریم هنوز
قلبمان برکه ی آبی ست پراز حسرت ماه
شب به شب در طلبش لحظه شماریم هنوز
زخم ها راوی دردند، گواهند که ما
مرد و مردانه سر قول و قراریم هنوز
#مرتضی_برخورداری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
با عشق نامه ی عملت را سیاه کن
یک شب بیا به خاطر من اشتباه کن
یک شب مرا به معبد تنهایی ات ببر
پیش نگاه تشنه ی بت ها گناه کن
از شرع و عرف و خوب و بدت دل بکن...بیا
در من بهشت ساده تری رو به راه کن !
در برکه ام خیال پلنگ تو خام نیست
دستی به دامنم برسان رو به ماه کن
با تیر های کودک شیطان چشم خود
گنجشک های قلب مرا هم نگاه کن
یا مرد باش و شعر دلت را بخوان... و یا
بانوی شعر های مرا سر به راه کن...
#زهرا_السادات_هاشمی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
از ایــن ضمیـــر خســـتهی مفــرد کـه بگـــــذرم
"من" را به "ما" به صیغه ی جمعش درآورم
پر کــن مـــرا از عشـــق کــه در روبــــروی تــــو
دیگــــر بــــرای حـــــرف زدن کــــم نیـــــاورم ...
تقــــدیر من چــه خــوب رقـم خــورد با غــزل
حــال و هــوای شعــر گــرفته است دفتـــــرم
نه، گوشه چشمــهای تو حتـی خطا نداشت
پـــس شک نکـــن کــه منتظــــر تیـــر آخـــــرم
امـــا بگــــیــــر لحظــــــه ای از مـــن نگـــــــاه را
شایـــد که جـــان ســــالم از اینجـــًا بدر برم!
من شک نمیکــنم به تــــو و دوست دارمت
حـــــالا بمـــاند اینــکه کمــی زود بـــــاورم ...!
#وحیده_گرجی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
دوست دارم بعد از این گریان تماشایت کنم
اشک می ریزم که در بــاران تماشـــایت کنم
چشم هایم را به سمتی بی نهـــایت دوختم
بلکــه در ایــن راه بی پایان تماشـــایت کنم
سرخــی گیـــلاس ها را در لبــانت ریختــند
مست خواهـم شد اگـر یک آن تماشایت کنم
کاش می شــد در نــگاهم باشـی و آیینه وار
رو به رویت باشــم و حــیران تماشـایت کنم
بــودنت را هــم به فـال نیک می گیـــرم ولی
تا به کی باید در این فنــجان تماشایت کنم؟
از معـــاصر بــودنم دل کنـــده ام این روزها
می روم در حلــقه ی رنـدان تماشــایت کنم
#محمد_غفاری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
لای آن روسریت پشته ای از موست همین؟
یا در آن،باغِ پر از پیچک گیسوست همین؟
بوی پیــــراهن گـــلدار تو پیچیـــــده به شــهر
خوشتر از عطرِگلِ نرگس و شب بوست همین؟
مثــــل اشـــــعار کهـن: بر رخ همـچون ماهت
نرگـس مست و کمانخانه ی ابروست همین؟
عســـــل آمیخــــــــته با طعــــم گــــــلاب دهنت
خنده با شهد لبت طعنـه به کندوست همین؟
بــــازی دست تـــــو و گــــــوش مـــن مشتــــاقت
مست آن ساز خوش آهنگ النگوست همین؟
اولیـــن لحظـــــه ی دیـــدار تــو بــی تـــابــم کرد
تا ابد در دلم این شور و هیاهوست ، همین
#سعید_اصلانی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
