341
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-830 день
Архив постов
341
🌅
امیدوارم، اگرچه که جان رسیده به لب
به صبح میرسد این روزگارِ دائمشب!
آقا #سیدتقی_سیدی
@yek_habbeh_sher
341
#خیام همچنان در زندگی ما جاریست...
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت جناب #خیام_نیشابوری خجستهباد!
@yek_habbeh_sher
341
🩵
مرگ بعضیوقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام... یعقوب یادمدادهاست:
دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است
نامههایم چشمهایت را اذیتمیکند
درددلکردن برای تو حضوری بهتر است
چای دمکن... خستهام از تلخی نسکافهها
چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است
من سرم بر شانهات؟ یا تو سرت بر شانهام؟
فکرکن خانم! اگر باشم چهجوری بهتر است؟
جناب #حامد_عسگری
@yek_habbeh_sher
341
👁
نگهبانان ابرو
تا نگهبانان ابرو دستشان بر خنجر است
فتح چشمان قشنگت مثل فتح خیبر است
رنگ چشمت بهترین برهان اثبات خداست
«قل هو الله احد» گوید هرآنکس کافر است
انحنای ناب مژگانت «صراط المستقیم»
از نگاهت دلبریدن هم جهاد اکبر است
خندههایت چون عسل، حتی از آن شیرینتراند
هر لبت تمثیل زیبایی ز حوض کوثر است
بوسههایت طعم حوا میدهد با عطر سیب
بوسههایت یادگاری از جهان دیگر است*
لب به خنده واکنی، آرامشم پَرمیکشد
غنچه میگردد لبت، فریاد من بالاتر است
یکدو تار از کاکُلت دل را اسارت بردهاست
الامان از روسری، زیرش هزاران لشکر است
مهربان هستی، دلم در بند موهایت خوش است**
مهربانی با اسیران، شیوه پیغمبر است
آیة الکرسی کجا همقدّ موهایت شود؟
گفتن از اعجاز مویت، کار چندین منبر است
جدّ من قابیل و گندمزار مویت پرثمر
بهر من هر خوشهاش از هردو دنیا سرتر است
یک گره بر بخت من زد، یک گره بر روسری
هرکدامش وا شود، من روزگارم محشر است
خواهشی دارم... جسارت میشود... اما اگر
موی تو آشفته باشد دور گردن، بهتر است
آقای #مهدی_ذوالقدر
* احمد عزیزی:
بوسه سهم آدم از عصیانگریست
بوسه تنها ارث حوا از پریست
** حافظ:
عقل اگر داند که دل در بند زلفت چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
@yek_habbeh_sher
341
😔
هرزمان فالی گرفتم، «غم مخور» آمد ولی
این امید واهیِ حافظ مرا بیچاره کرد!
#محمد_شیخی نازنین
@yek_habbeh_sher
341
🤒
با شکایتها که دارم از زمستان فراق
گر بهاری باز باشد، لیس بعد الورد برد
هر که را دردی چو سعدی میگدازد، گو منال
چون دلارامش طبیبی میکند، داروست درد
#سعدی جان
@yek_habbeh_sher
341
🫂
محدوده قلمرو من، چین زلف توست
از عرش تابه فرش، رسیدهست این به من
جغرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگتر شود این سرزمین به من!
جناب #علیرضا_بدیع
@yek_habbeh_sher
341
😞
رمضان رسیدهاست
راستی...
حسرت تو را خوردن
روزه را باطلنمیکند؟
آقای #علی_قاضی_نظام
@yek_habbeh_sher
341
💋
گفتی که مسلمانم و ماهِ رمضان است
بوسه بده افطارکنم، وقتِ اذان است
ای حادثه در حادثه! ای زلزله! ای عشق!
هرجا خبری هست، تو پایت به میان است!
آقای #سجاد_شهیدی
@yek_habbeh_sher
341
💗
گفتم که ز من نهانمکن چهره خویش
تا بردارم ز حُسن تو بهره خویش
گفتا که بترس بر دل و زَهره خویش
کین فتنه عشق بَرکشد دَهره خویش
حضرت #مولانا
@yek_habbeh_sher
341
👄
روزه دارم من و افطارم از آن لعلِ لب است
آری افطارِ رُطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزۀ خود را به خیالی که شب است
زیر «لب» وقت نوشتن همهکس نقطه نهد
گو چرا نقطۀ خال تو به بالای لب است؟!
شادروان #شاطرعباس_صبوحی
@yek_habbeh_sher
341
👆 👆 👆
"مثنوی افشاری"، آوازی است با صدای استاد #محمدرضا_شجریان، در آواز افشاری، که به درخواست صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، برای ماه مبارک رمضان ساخته شد.
ترانههای این اثر، از میان ترانههای دفترهای اول، سوم و پنجم مثنوی مولانا انتخاب شدهاند.
نغمه مثنوی، به سبکی خاص در افشاری نواخته میشود که «مثنوی پیچ» هم نامیده میشود و علت آن چرخشهای تحریری است که در ۴ نوبت در درآمد و فرود آواز صورت میگیرد.
🔅 جملهٔ اول مثنوی افشاری- درآمد
این دهان بستی دهانی باز شد
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندهٔ لقمههای راز شد
🔅 جملهٔ دوم مثنوی افشاری-جامهدران
لب فروبند از طعام و از شراب
لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
🔅 جملهٔ سوم مثنوی افشاری- عراق
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
🔅 جملهٔ چهارم مثنوی افشاری-اوج عراق
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
🔅 جملهٔ پنجم مثنوی افشاری-درآمد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
🔅 جملهٔ ششم مثنوی افشاری- جامهدران + فرود
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
@yek_habbeh_sher
341
🌙 مثنوی افشاری
🗣 استاد #محمدرضا_شجریان
📿 این دهان بستی، دهانی باز شد...
شبکه پیام تندرستی 👇
@tandorostan
341
❣
رمضان آمد و دلخوش که به اجبار صیام
خوندل خوردنمان تا دم افطار، حرام
آقای #آرش_شریعتی
@yek_habbeh_sher
341
👄
اعوذ من لب بالا که تحتها الانهار
تبارک اللب پایینیات وقود النار
به قند طعنهزدی قیمت شکر افتاد
دوباره روزه هدر رفت ربنا استغفار
آقای #محمد_میلانی
@yek_habbeh_sher
341
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است...
شعر: #مارگوت_بیکل
با صدای زندهیاد #احمد_شاملو
#گاهی_بشنویم
@yek_habbeh_sher
341
😢
هر که جز من بود، از دیدارمان مأیوس بود
همّتم را رود اگر میداشت، اقیانوس بود
ردشدی از بین ما دیوانگان و مدّتیست
بحثمان این است: آهو بود یا طاووس بود؟
خوابدیدم دستهایم خالی از گیسوی توست
خوب شد با عطر مویت پا شدم، کابوس بود!
عطر گیسوی رهایی آمد و آزاد کرد
پادشاهی را که در زندان خود محبوس بود
هر زمان از عشق پرسیدند، گفتم آه، عشق...
خاطرات بیشماری پشت این افسوس بود
آقای #سجاد_سامانی
@yek_habbeh_sher
341
🌙
ماه رمضان آمد، آن بندِ دهان آمد
زد بر دهن بسته، تا لذت لب بیند
آمد قدح روزه، بشکست قدحها را
تا منکر این عشرت، بیباده طرب بیند
حضرت #مولانا
دیوان شمس
#رمضان_مبارک
@yek_habbeh_sher
