ru
Feedback
Rahimnavaz Artworks

Rahimnavaz Artworks

Открыть в Telegram

📈 Аналитический обзор Telegram-канала Rahimnavaz Artworks

Канал Rahimnavaz Artworks (@rahimnavaz) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 10 109 подписчиков, занимая 2 993 место в категории Искусство и дизайн и 30 391 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 10 109 подписчиков.

Согласно последним данным от 08 декабря, 2024, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -98, а за последние 24 часа — 0, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 0%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает N/A% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 0 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 0 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
ارسال پیام : @mohammad_rahimnavaz اینستاگرام: www.instagram.com/rahimnavaz گروه: @sher_honar

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 09 декабря, 2024) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Искусство и дизайн.

10 109
Подписчики
Нет данных24 часа
-247 дней
-9830 дней
Архив постов
. یه‌جایی، شاید نزدیکای بیست‌سالگی‌، سی‌سالگی‌، چهل، پنجاه،... نمی‌دونم، دیر یا زود بالاخره راهت به خودت می‌خوره! بالاخره یه‌جایی باید دست بندازی دورِ گردنِ خودت و منّت‌شو بکشی، نازشو بخری... باید حواست پرتِ خودت بشه! دلت برای خودت بره؛ ...دلت برای خودت بسوزه؛ ...دلت برای خودت تنگ بشه! . از یه جایی به بعد دیگه روت نمیشه از کنارِ خودت رد بشی؛ سفت و سخت می‌شینی کنارِ خودت، دست می‌ندازی دورِ گردنش و عاشقونه‌ترین حرف‌ها و شعرهاتو برای خودت می‌خونی. بالاخره یه‌جایی، یه‌جوری، از دلِ خودت در میاری! #محمد_رحیم_نواز ✒️| @Rahimnavaz |

زِ ناله‌ام، دلِ کوه آن‌چنان به درد آمد که من خموش شدم، او هنوز می‌نالید... #خضری_لاری 🎨 | @Rahimnavaz |
زِ ناله‌ام، دلِ کوه آن‌چنان به درد آمد که من خموش شدم، او هنوز می‌نالید... #خضری_لاری 🎨 | @Rahimnavaz |

این شکایت‌نامه‌ی نامهربانی‌های توست؛ آن‌چه دیدم از جدایی‌ها، جدا خواهم‌نوشت...! #میرزا_جلال_اسیر #استوری_سریالی 💌| @rahimnav
+2
این شکایت‌نامه‌ی نامهربانی‌های توست؛ آن‌چه دیدم از جدایی‌ها، جدا خواهم‌نوشت...! #میرزا_جلال_اسیر #استوری_سریالی 💌| @rahimnavaz |

بعدها با افزایش آگاهی‌مان ممکن است ثابت شود آنچه فکر می‌کنیم می‌دانیم، اشتباه بوده است. هیچ مفهوم یا اندیشه یا نظریه‌ای، تقدّ
بعدها با افزایش آگاهی‌مان ممکن است ثابت شود آنچه فکر می‌کنیم می‌دانیم، اشتباه بوده است. هیچ مفهوم یا اندیشه یا نظریه‌ای، تقدّس ندارد و بَری از چالش نیست. از #کتاب انسان خردمند نوشته‌ی #یووال_نوح_هراری 📚 | @Rahimnavaz |

راستی و صداقت موهبتِ نادری است؛ منصفانه نیست که انسان آن را از همه طلب کند. رومن رولان ✅ | @Rahimnavaz |
راستی و صداقت موهبتِ نادری است؛ منصفانه نیست که انسان آن را از همه طلب کند. رومن رولان ✅ | @Rahimnavaz |

اگر نمی‌تپدم دل، زِ آرمیدن نیست؛ که تنگنای جهان، جای دل تپیدن نیست... #صائب_تبریزی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |
اگر نمی‌تپدم دل، زِ آرمیدن نیست؛ که تنگنای جهان، جای دل تپیدن نیست... #صائب_تبریزی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |

هر شبم وعده دهی کآیم و من در سَر راهت تا سحر چشم به رَه مانم و ...دانم که نیایی! #هاتف_اصفهانی #شبانه 🌠 | @Rahimnavaz |
هر شبم وعده دهی کآیم و من در سَر راهت تا سحر چشم به رَه مانم و ...دانم که نیایی! #هاتف_اصفهانی #شبانه 🌠 | @Rahimnavaz |

وقتی ساعت‌ها و سال‌ها در قالب شخصیتی فرو می‌روی که خودت نیستی، خُب بالاخره یک بلایی سرت می‌آید. به این فکر کنید که دارید سخت
وقتی ساعت‌ها و سال‌ها در قالب شخصیتی فرو می‌روی که خودت نیستی، خُب بالاخره یک بلایی سرت می‌آید. به این فکر کنید که دارید سخت تلاش می‌کنید کسی بشوید که خودتان نیستید؛ و بعد یک نفر دیگر که باز هم خود شمـا نیست و بعد یک کسِ دیگر... اول شاید هیجان‌انگیز باشد ولی بعد از مدتی، بعد از فرو رفتن در شخصیت ده‌ها نفر، دیگر سخت است یادتان بیاید خودتان کیسـت‌اید! از #کتاب هالیوود نوشته‌ی #چارلز_بوکفسکی 📚 | @Rahimnavaz |

کارگاه شناخت مسیرهای گردشگری شهر تهران به روایتِ مرتضی رحیم نوااز شناخت تهران از ساحت‌های مختلف، شناختی متفاوت و دیگرگون است.
کارگاه شناخت مسیرهای گردشگری شهر تهران به روایتِ مرتضی رحیم نوااز شناخت تهران از ساحت‌های مختلف، شناختی متفاوت و دیگرگون است. تهران به عنوان مقصد گردشگری خوانشی متفاوت دارد و از منظرگاهی دیگر بایستی به آن توجه نمود. انجمن تهراشناسی با همکاری موزه تصاویر معاصر بنا دارد تا در بازطراحی مسیرهای گردشگری شهر تهران به خوانشی متفاوت و جامع از این حیث دست پیدا کند. خوانش تهران، با رویکرد گردشگری در کارگاه نخست به خیابان ناصر خسرو اختصاص پیدا کرده است. این کارگاه برای عموم علاقمندان مفید خواهد بود. اما هدف اصلی انجام آن مخاطب قرار دادن گروهی از راهنمایان گردشگری است که خود را متعهد به روزآمدکردن اطلاعات موجود نموده و برای روش‌مند کردن رفتارهای گردشگری اهمیت ویژه‌ای قائل هستند. کارگاه مشتمل بر تاریخچه خیابان، شناخت عناصر شاخص تاریخی و معماری، شناخت مشاهیر، نقاط مکث و روایت و ضدروایت در خیابان ناصریه است. ▪️هزینه شرکت: ۳۰۰ هزار تومان ▪️ثبت نام از طریق سایت تیوال 👇 🌐 https://www.tiwall.com/p/tehran.workshop ▪️اطلاعات تکمیلی در شبکه اجتماعی تلگرام: ۰۹۱۹۵۶۸۹۶۱۱ ... ▪️کانال | تارنما | ثبت نام ▫️

وای باران! باران! شیشه‌ی پنجره را باران شست؛ از دلِ من اما... #استوری_سریالی 💌| @rahimnavaz |
+7
وای باران! باران! شیشه‌ی پنجره را باران شست؛ از دلِ من اما... #استوری_سریالی 💌| @rahimnavaz |

تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی؛ زمانه‌ای‌ست که هر کس به خود گرفتار است... آصفی هروی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی؛ زمانه‌ای‌ست که هر کس به خود گرفتار است... آصفی هروی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |

تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی؛ زمانه‌ای‌ست که هر کس به خود گرفتار است... اهلی شیرازی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی؛ زمانه‌ای‌ست که هر کس به خود گرفتار است... اهلی شیرازی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |

این نیز بگذرد... عراقی #استوری_سریالی 💌| @rahimnavaz |
+6
این نیز بگذرد... عراقی #استوری_سریالی 💌| @rahimnavaz |

. یهویی به خودت می‌آیی و می‌بینی خط‌خطی شده همه‌ی وجودت. بغلتو باز می‌کنی و می‌بینی شدی عینِ تنه‌ی درختی که هرکسی از راه رسیده، روش یه یادگاری تراشیده و رفته! عین تنه‌ی درختی که زخمِ یادگاری‌هاش، پابه‌پای خودش هر لحظه کهنه‌تر و بزرگ‌‌تر میشه؛ ...مگه پاک میشن این‌همه خاطره‌های تلخ و شیرین؟ ...مگه از بین میرن این‌همه یادگاری‌های زشت و قشنگ؟ ...حالا هرچه‌قدر هم که بخوای زور بزنی، مگه پوشیده میشه رد پای این آدمای اومده و نمونده؟ یهویی به خودت می‌آیی و می‌بینی دستاتو محکم دورِ خط‌خطی‌های زندگی‌ت پیچوندی و تو آغوش‌شون، شدی عینِ یه زخمِ یادگاری... یه زخمِ تازه‌ی عمیق... #محمد_رحیم_نواز . ✒️ | @rahimnavaz |

با صد هزار مردم، تنهایی بی صدهزار مردم، تنهایی رودکی 🎨 | @Rahimnavaz |
+1
با صد هزار مردم، تنهایی بی صدهزار مردم، تنهایی رودکی 🎨 | @Rahimnavaz |

بر دیگران نوشت بسی نامه‌ی وفا بر حاشیه، سلام هم از من دریغ داشت... امیرخسرو دهلوی 💌 | @Rahimnavaz |
بر دیگران نوشت بسی نامه‌ی وفا بر حاشیه، سلام هم از من دریغ داشت... امیرخسرو دهلوی 💌 | @Rahimnavaz |

عشق را باید با تمام گستردگی‌‌اش پذیرفت؛ تنها در جسم نمی‌توان پیداش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا، در آینه، در خواب. در نفس‌کشی
عشق را باید با تمام گستردگی‌‌اش پذیرفت؛ تنها در جسم نمی‌توان پیداش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا، در آینه، در خواب. در نفس‌کشیدن‌ها انگار به ریه می‌رود و آدم مدام احساس می‌کند که دارد بزرگ می‌شود. عباس معروفی #کتاب سمفونی مردگان 📚 | @Rahimnavaz |

جهان به مجلسِ مستانِ بی‌خرد مانَد که در شکنجه بُوَد هرکسی که هُشیار است صائب تبریزی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |
جهان به مجلسِ مستانِ بی‌خرد مانَد که در شکنجه بُوَد هرکسی که هُشیار است صائب تبریزی #شعرنامه 🗞 |@Rahimnavaz |

«در و دیوار زندگی‌تون رو به کسی بسپارید که عاشقِ ساختن باشه، نه خراب کردن!» انگاری تنها نصیحتی که می‌دونست، همین بود! همیشه ما بچه‌هارو که می‌دید، می‌اومد پیش‌مون و هی تکرارش می‌کرد؛ ...ما هم هیچی نمی‌فهمیدیم! ... "مش‌موسی" تهِ کوچه‌مون زندگی می‌کرد، ...معمار بود! از اون معمارای خوش‌دل و خوش‌ذوق که جونشو واسه کارش می‌داد. دستش به ابزار بنایی که می‌رفت، چشاش برق می‌زد و دلش گرم می‌شد! همیشه خونه‌های محکم و دل‌قرصی می‌ساخت. عاشق کارش بود و یه‌جوری با مصیبت‌ها و مکافات معماری، عشق و حال می‌کرد که انگاری اون‌همه زحمت و سختی به نگاهش هیچ میاد! دست‌هاش زُمخت شده بود از زخم و پینه‌ها اما دلش نازکِ نازک مونده بود. اینو می‌شد وقتی فهمید که با کلی التماس و خواهش، بهش یه خونه‌ی قدیمی می‌دادن تا خراب کنه و از نو بسازه. دیگه اون‌وقت نه دستش به کار می‌رفت، نه دلش! ...فقط بغض می‌کرد! می‌گفت این دیوارها و سقف‌هارو یکی دیگه با کلی عشق و دل‌خوشی ساخته، ...سخته خراب کردنش! می‌گفت همین که توی چند لحظه میشه با یه پُتک، اون‌همه زحمت و عشق و انرژی رو بریزی پایین ...دردآوره، دل‌گیره، ترسناکه! ما نمی‌فهمیدیم ولی راست می‌گفت؛ ترسناک بود! ...آدم وقتی این‌چیزارو می‌فهمه که دست و دلش به «ساختن» رفته باشه. وقتی می‌فهمه که با هزار مکافات و زحمت، تیکه‌تیکه از عمر خودش کوتاه کرده باشه تا ذره‌ذره قدِ دل‌خوش‌ها و آرزوهاشو...، قدِ‌ امیدها و دوست‌‌داشتن‌هاشو بلند کنه. راست می‌گفت! دیدنِ اینکه یهو، یکی پیداش میشه تا توی چند لحظه همه‌ی اون زحمت و عشق رو خراب کنه، ترسناکه، ...دل‌گیره ...دردآوره! کاش می‌شد آدم درودیوارِ زندگیش رو به کسی بسپاره که عاشقِ ساختن باشه، نه خراب کردن! #محمد_رحیم_نواز ✒️| @Rahimnavaz |

من کی‌اَم؟ مُرغی که بهر نغمه در بندش کنند؛ از پریدن نا اُمید...، از سر بُریدن بی‌نصیب... فیاض لاهیجی 🎨 | @Rahimnavaz |
من کی‌اَم؟ مُرغی که بهر نغمه در بندش کنند؛ از پریدن نا اُمید...، از سر بُریدن بی‌نصیب... فیاض لاهیجی 🎨 | @Rahimnavaz |