احســاس💕 زیبـــا 🎵
Открыть в Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Больше714
Подписчики
+124 часа
Нет данных7 дней
-230 дней
Архив постов
.
خورشید و ستاره، ماهِ دلبند سلام
کارون و تِجن، اَترک و اَروند سلام
ای مظهر آیات خداوند بزرگ
کَهنو، سبلان، دِنا، دماوند سلام
ن🍂وروز_رمضانی
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم
🍂نیما یوشیج
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم
نیما یوشیج
من فراموش کرده بودم
همه روزای خوبو
اومدی افتابی کردی
تن سرد غروبو
عشقت به من داد
عمر دوباره
معجزه با تو
فرقی نداره
بر شاه خوبرویان، واجب وفا نباشد ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن 🍂مولانا
در دور دست
آمدن روز ،
شعر بلند
و روشن بیداری
با واژههای سیر و سارش
همواره در ترنم ،
با صخرههای قافیهای
استوار ، آفاق میسراید
در ذهن آب و آبی
مشرق صبح آمده ست
و هستی بیدار میشود . . .!
🍂شفیعی_کدکنی
نشو محبوب آن یاری که خود یار کسی باشد
نرو بالای دیواری که دیوار کسی باشد
نکن کاری که با خواری بیفتی در گرفتاری
گرفتاری اگر او هم گرفتار کسی باشد
بسوز ای دل ... بساز ای دل ... مریض آن کسی بودی
که فکرش را نمی کردی پرستار کسی باشد
اگر این عشق آزار است عاشق نیستم دیگر
که بیزارم از آن کاری که آزار کسی باشد ..
🍂یاسر قنبر لو
.
نشو محبوب آن یاری که خود یار کسی باشد نرو بالای آن دیوار که دیوار کسی باشد...
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
🍂مولانا
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور 🍂حافظ
همچو خورشید
به ذرات جهان قسمت کن
گر نصیب تو ز گردون همه یک نان باشد
🍂صائب_تبریزی
بوي بهشت مي گذرد
يا نسيم دوست
يا کاروان صبح
که گيتي منورست
گفتيم عشق را
به صبوري دوا کنيم
هر روز عشق بيشتر
و صبر کمترست
🍂شیخ اجل سعدی
