احســاس💕 زیبـــا 🎵
Открыть в Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Больше717
Подписчики
+324 часа
-17 дней
-330 дней
Архив постов
.
اگر فرصتِ چشم من بیشتر بود؛
تو را میتوانستم ای دور،
از دور، یک بار دیگر ببینم..
🍂قیصر امینپور
🫧
.
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم تو را
و آنگه گرفتارت شوم
🍂رهی معیری
🫧
.
🍂شبها
محمدرضا_شجریان
دردت به جان ما شد.......
بزم بی دردان اگر روشن
زِشمع است و چراغ
گوهر شب تاب ما در ظلمت شبها،
دل است ...
صائب تبريزی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان ...
و خدایی که در این نزدیکیست
🍂سهراب سپهری
ای مهربانتر از برگ در بوسههای باران
بیداریِ ستاره در چشم جویباران
آیینهی نگاهت، پیوندِ صبح و ساحل
لبخندِ گاهگاهت، صبحِ ستارهباران
🍂شفیعی_کدکنی 🌹🍂
تصویر برفی از جنگلهای هیرکانی
زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
سَر سودازدگان ریگ بیابانم بود
دستم از تنگی دل وقف گریبان شده است
یاد آن روز که در گردن جانانم بود
یاد باد آنکه به چنگ غم خورشید رُخی
صبح محشر خجل از چاک گریبانم بود
جِن و اِنس و پریم در خط فرمان بودند
داغ عشق تو به از مهر سلیمانم بود
یاد باد آنکه ز غمهای گرانمایه حزین
کوه و صحرا خِجل از ریزش مژگانم بود
🍂حزین_لاهیجی
ديروز قاصدكی به حوالی پنجرهات آمده بود. خبری آورده بود و تو يادت رفته بود كه هر قاصدكی يك پيامبر است.
پنجره بسته بود، تو نشنيدی و او رد شد.
اما اگر باز هم قاصدكی را ديدی،
ديگر نگذار كه بیخبر بگذارد و برود.
از او بپرس چه بود آن خبری كه روزی فرشتهای به او گفت، و او اين همه بیقرار شد.
🍂عرفان_نظر_آهاری
بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
بیا بیا که شفا و دوای هر دردی
برآ برآ هله ای آفتاب چون بیتو
نمیرود ز هوا هیچ تلخی و سردی
🍂مولانا
یک صبح به بام آی و ز رخ
پرده برانداز ...
آوازه به عالم زن و
خورشید برانداز ...
🍂محتشم_کاشانی
هرچه کردم تا نهان گردد زتو احساسِ دل
چشم هایم ناشیانه، مشتِ من را وا نمود
🍂مهناز_نجفی
تخت طاووٖس مرا از دلِ "دهلی زده" برد
چشم او یک تنه صد لشگر "نادرشاه" است
🍂ظهیر_مومنی
••┈••✾~~•ུྃ❰ࣹࣷ🌸🍃~✾••┈•
