ru
Feedback
Out of my system

Out of my system

Открыть в Telegram
485
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-1130 дней
Архив постов
گاهی هم خاطره‌ی بوسه‌ها تو حافظه‌ی شما نمی‌مونن، تو همین انار خشکیده ثبت می‌شن تا هر وقت دیدینش یادتون بیفته. کاش همه‌ی خاطره‌ها رو می‌شد تو یه شی نگه داشت و فقط گاهی برای خاطره‌بازی رفت سراغشون، نه اینکه وسط حافظه‌تون باشه و با دیدن هر چیزی یادآوری بشه.

می‌بوسمش و مرگ پر هیبِ آن پرنده‌ی عاشقست لرزان بر آبگیر امّا همین که چشم بچرخاند بر شاخه نیست. × او رفته است آن خوابگرد با بو
می‌بوسمش و مرگ پر هیبِ آن پرنده‌ی عاشقست لرزان بر آبگیر امّا همین که چشم بچرخاند بر شاخه نیست. × او رفته است آن خوابگرد با بوسه‌هایش سرد. × تنها ردِ صدایش برجای مانده‌است آن دانه‌های سرخِ انار بر برف.

شعر به ما اجازه می‌دهد اشیا را همان‌طور که هستند ببینیم. شعر به ما اجازه می‌دهد تکینه‌ها را در تکثرشان ببینیم.

نت‌ها به جاهای عجیبی داره می‌ره
نت‌ها به جاهای عجیبی داره می‌ره

نشر چرخ کاش سرپرستی منو به عهده بگیره جدیدا کتابای خوبشون زیاد شده 😁

photo content

. بین بازوان تو بین بازوان من بین ملحفه‌های نرم بین شب ما نوازشگریم تنهاییم درنده‌ایم بین سایه‌ها بین ساعت‌ها بین یک قبل و یک بعد ایدئا ویلارینیو ترجمه: محمدرضا فرزاد

کسی صدایش را نشنید، صدای مرد مرده را که همچنان مویه می‌کرد: دورتر از تصورتان بودم برایتان دست تکان‌ نمی‌دادم بلکه داشتم غرق می‌شدم بینوا، همیشه عاشق شوخی‌کردن بود اما حالا جدی‌جدی مرده می‌گفتند لابد انقدر سرد بوده که وا داده. آه، نه، نه، نه، همیشه‌ی خدا انقدر سرد بود (مرده همچنان مویه می‌کرد) تمام عمر همین‌قدر دور بودم برایتان دست تکان‌ نمی‌دادم بلکه داشتم غرق می‌شدم استیوی اسمیت ترجمه: محمدرضا فرزاد

من دشت های دور را گشتم اما غم آنجا هم بود من سرزمین پاک، از تاریکی را گشتم اما غم آنجا هم بود باغ را گشتم، عشق را کاشتم اما غم رویید من کوچه را گشتم، آسمان را دیدم اما غم آنجا هم بود می گویند از آنجا که نرگس می روید خاکش پرشور و گرم است من خاک را یافتم و دور گوش پیچیدم اما غم آنجا هم بود می گویند از پسِ هر زمستانی سخت و سرد بهاری می آید آن بغض را چشیدم و بر بهار رسیدم اما غم آنجا هم بود من خانه ای داشتم دورتر از دریا آنجا لبخندی بود آخرین روزم به سویش دویدم دیدم غم آنجا هم بود من خانه های کور را گشتم اما غم آنجا هم بود من در طوفانی سخت نفس هایم را داشتم اما غم آنجا هم بود دویدم دویدم تا نقطه ای باشم در روزگار یارانم آنجا تک و بی یار بر موجی رقصیدم دیدم غم آنجا هم بود

When your reading buddy is a FAST reader and you’re a slow one😭 and vice versa وضعیت هرکی با من کتاب می‌خونه

می‌دونید تاریک‌ترین نقطه‌ی این کتاب اینه که ذره‌ای همدلی نسبت به مرد قصه ندارید و این حجم از فقدان احساسات نسبت به یه انسان شرور برای من عمیقا ترسناک بود.

Repost from N/a
دارم ساری سبز رو میخونم و تا حالا این حجم از میل به انتقام رو در خودم ندیده بودم.

photo content

نمایش‌نامه‌ی توئستس
نمایش‌نامه‌ی توئستس

We drive in silence for a while, and then Filippa turns the stereo on. She’s listening to an audiobook—Iris Murdoch, The Sea, the Sea. I read it in my cell a few years ago. اینجای کتاب که اولیور تو زندان یه کتابی رو خونده بود که فلیپا تازه داشت گوش می‌داد خیلی خوب بود. تازه اینکه کتاب ایریس مرداک بود جالب‌تر هم بود.

photo content

فیل فیدیبو از هزارتا دوست‌دختر بدتره یه پیامش رو ایگنور می‌کنی اینجوری واکنش نشون می‌ده 😂
فیل فیدیبو از هزارتا دوست‌دختر بدتره یه پیامش رو ایگنور می‌کنی اینجوری واکنش نشون می‌ده 😂

من داشتم به اینکه آیدا خودش بچه‌دار بشه هم فکر می‌کردم که دیدم زامو جون بالاخره تصمیم گرفت بچه‌دار شه. مامان همه‌ی گل‌وگیاه‌ه
من داشتم به اینکه آیدا خودش بچه‌دار بشه هم فکر می‌کردم که دیدم زامو جون بالاخره تصمیم گرفت بچه‌دار شه. مامان همه‌ی گل‌وگیاه‌های ما آیداست 🫠

کارمیلا
کارمیلا