ru
Feedback
معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

Открыть в Telegram

🍃 به مرحمت حقّ تعالی؛ نیّت تأسیس این کانال،ارائۀ دروسی برای «مبناسازی» معارف الهی است. و پیش از هر قدمی، معترف و مقرّ آنیم که؛آنچه نگاشته میشود اظهارنامۀ عجز ماست. و عاجزانه؛مستدعی نظر،و مستسقی رحمتِ حضرات آل‌الله علیهم السلام هستیم. ادمین: @ehsannil

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
692
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1130 дней
Архив постов
. 🔶 سؤال دوم: 🔸آیا ما برای خداوند دو ذات در نظر می‌گیریم که یکی از آنها مخلوق است و بر ذات اصلی دلالت می‌کند؟ 🔷 پاسخ : 🔹خیر اینطور نیست. لحاظ دو ذات، شرک است. نه اینکه بگوئیم منظورمان از دو ذات، یکی خدا و یکی آل الله (ع) است! بلکه تصوّر دو ذات، به طور کلی شرک است. یعنی اینکه بگوئیم ذات الهی و ذات فلان شیء، هم شرک است. 🔹ان شاء الله در مباحث توحید شرح این مطلب را بطور مفصل تر خواهیم خواند. 🔷 عموماً خیلی از مطالب (و نه معارف!) را دربَست قبول کردیم! شاید هم این از روی عبودیّت بوده است. اما تمام «معارف» برهان دارد و برهانش بر طبق آیات و روایات است. 🔹نباید قالبهای ساختگی، مانع از دریافت معارف الهی شود. نکات خاصّ معرفتی، همّت والا می‌طلبد که بزرگترین آن این است: 🔹بدانیم که همۀ علم، آن چیزی نیست که ما می‌دانیم!🔹 🔷 که مولی علی (علیه السلآم) می‌فرمایند: 💠 قوْلُ «لَا أَعْلَمُ» نِصْفُ الْعِلْم 🔹گفتن «نمیدانم» نصف علم است. (📚 غررالحکم) 🔹و یقینا عالَم، اسراری دارد که مشتاق تشنگی و طلب ماست تا رخ عیان کند🔹 🔹در این صورت است که راه برای یادگیری باز می‌شود. ولی متأسفانه انکار معارف، راه را الی الأبد مسدود می‌کند. 🍃 الغرض؛ 🔹از معارف خاصّ، همین موضوع ذات است که بابت بیانش برای بعضی از دوستان، بایستی مقدماتی فهم شود که در واقع: 🔹مقدمه و ذی المقدمۀ این مباحث، #معرفة_بالنورانیة حضرات آل الله (علیهم السلام) است🔹 🔷 باید این سفارش حضرات آل الله (علیهم السلآم) را بسیار دقیق شویم که حضرتشان (ع) را بایستی بالنورانیّة بشناسیم که آنگاه که ایشان را بالنورانیّة شناختیم، خدا را شناختیم. 🔹مولی علی (علیه السلآم) در حدیثی معروف به حدیث معرفت بنورانیّت می‌فرمایند: 💠إنَّهُ لَا يَسْتَكْمِلُ أَحَدٌ الْإِيمَانَ حَتَّى يَعْرِفَنِي كُنْهَ «مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ» 💠 فإِذَا عَرَفَنِي بِهَذِهِ الْمَعْرِفَةِ فَقَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ صَارَ عَارِفاً مُسْتَبْصِراً 💠 و مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ فَهُوَ شَاكٌّ وَ مُرْتَابٌ 🔹هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی‌رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. 🔹سپس آنگاه که مرا به این معرفت شناخت، هر آینه خداوند قلب او را با ایمان آزموده، سینه‌اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن‌بین گردیده است. 🔹و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسید، شک‌کننده و تردیدگر است. 🔷 و در ادامه می‌فرمایند: 💠معْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ وَ هُوَ الدِّينُ الْخَالِص الَّذِي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: 💎 و ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَة (سورۀ بَیِّنه، آیۀ ۵) 🔹معرفت من بنورانیّت، معرفت خداوند عز و جل است و معرفت خداوند عز و جل معرفت من بنورانیّت است و آن همان دین خالصی است که خداوند دربارهء آن فرمودند: 🔹و امر نشدند به چیزی مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل و دین پرستش و از بندگی غیر از او روی بر گرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوار. (📚بحار الأنوار، ج ۲۶، حدیث ۱) 🔷 مقدمه، شناخت نور مطلق یعنی نور خداوند در عالم بی‌حدّی است (و نه عالم حدود که انوار در آن از جنس ماده است و محدود). ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 بعضی از سوالاتی که در پی بیان یازدهم مطرح شد: 🔸سؤال اول: سنجش اعمال با حضرات آل الله (ع) به معنای سنجش مستقیم یا غیرمستقیم ارادت و محبت به ایشان در آن عمل است (به عبارتی نزدیکی انگیزه با ایشان) یا سنخیت آن عمل، با آنچه از ایشان در آن شرایط می‌توانست صادر شود؟ 🔷 پاسخ : 🔹در مورد اعمال، حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: 💠 #الاعمال_بالنیات اعمال به نیّات فرد است. 🔹و از طرفی فرمودند: 💠 #علی_میزان_الاعمال 🔷 با جمع این دو حدیث؛ خود حضرت مولی (ع) وزن کنندۀ نیّات افراد در اعمالی که انجام می‌دهند، هستند. 🔹هر چه نیـّت فرد خالص‌تر، وزن عملش، بیشتر. 🔷 سنخیت عمل، یک مطلب است که باید عمل از سنخ اعمال خَیری که حضرات (ع) معرفی کردند، باشد. ولی مطلب مهمتر "سنخیّت نیّت" و "خودِ عمل کننده" است. 🔹اولاً باید نیّت برای خدا باشد. 🔹ثانیاً شخص عمل کننده باید از قبول کنندگان ولایت حضرات آل الله (ع) باشد. 🔵 و این دو مورد، دو مطلب نیست بلکه یک حقیقت بسیطه است. 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 إنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرين 🔹به راستى كسانى كه كافر شدند و در حال كفر مُردند، حتى اگر زمين را پر از طلا كنند و آن را فديه دهند، هرگز از هيچ يك از ايشان پذيرفته نمى‌شود. آنان عذابى دردناک در پيش دارند و هيچ ياورى برايشان نخواهد بود. (سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۹۱) 🔷 مطلب مهم در سخن فوق این است که ما دارای معیار هستیم و به اصطلاح ذوالمعیاریم. 🔸معیار ما کیست؟ 🔹خود حضرات معصومین (علیهم السلآم). 🔹و ما موظفیم که اعمالمان را با این بزرگواران «تطبیق» دهیم. ولی اعمال حضرات آل الله (ع) با هیچ معیاری سنجیده نمی‌شود چرا که آل الله (ع) خودشان معیارند و به هیچ عنوان در تطبیق با هیچ معیاری نیستند و بیرون از ایشان، حق و حقیقتی وجود ندارد. 🔸شاید سؤال کنید حضرات آل الله (ع) در تطبیق با خدا هم نیستند؟! 🔸اوّلاً حجت خدا بیرون از خدا نیست و خداوند بیرون از حجت خود نیست(این مطلب بعدها به تفصیل بیان میشود) 🔸ثانیاً از شما سؤال می‌کنم با چه چیزِ خداوند در تطبیق باشند؟ با ذات خدا؟ با صفات خدا؟ با افعال خدا؟ با اسماء خدا؟ با ولایت خدا؟ با چه چیز خدا؟ 🔹اگر بفرمایی با ذات خدا در تطبیقند، طرح این حرف خودش اشکال دارد. که ذات الهی در صوَر اعمال قرار نمی‌گیرد و ذات، شأنی فراتر از صفات و اعمال است. (و معرفت در مورد ذات خداوند و ذات ولیّ او بیش از حدّ است پاسخ است و در مباحث توحید به آن باید پرداخت. و ان شاء الله به تفصیل بیان میشود) 🔹اگر بفرمایی با ولایت خدا در تطبیقند، عرض می‌کنم ولایت آل الله (ع) همان ولایت خداست که حضرت مولی (ع) فرمودند: 💠 #ولایتی_ولایة_الله 💠 (در #ﺑﯿﺎﻥ_نهم_حقیقة_الولایة این مطلب به لطف خدا باز شد. 👈 https://t.me/ehsannil1/94 ) 🔹اگر بفرمایی با صفات خدا و اسماء در تطبیقند، عرض می‌کنم حضرات معصومین (ع) خودشان صفات الله العلیاء و اسماء الحسنی خدایند. 🔹و اگر بفرمایی با افعال خدا چه؟ پر واضح است افعال الهی، همان اسماء الهی هستند و آن، شخصِ ِحضرات معصومین (ع) هستند. 🔷 پس حضرات آل الله (ع) معیار و میزان‌اند برای تمام کائنات و عوالم. بلکه فراتر! 🔹معیار رضایت خدا و غضب خدا هم آل الله (ع) است که در حدیث آمده: 💠 إنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا 💠 🔹همانا خدا به غضب فاطمه (سلآم الله علیها) است که غضبناک می‌شود و به رضای فاطمه (سلآم الله علیها) است که راضی می شود. (📚امالی صدوق ص: ۳۸۴) ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_یازدهم_حقیقة_الولایة : حضرات آل الله (علیهم السلام)؛ معیارند نه ذو المعیار (قسمت اول) 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 همه چیز را با کـِیل وزن می‌کنند، اما کـِیل را با چیزی وزن نمی‌کنند. خود کِیل، «معیار» اندازه‌گیری وزن است. طول همه چیز را با متر اندازه می‌گیرند، اما متر را دیگر با چیزی اندازه نمی‌گیرند. خودِ متر، « #معیار » اندازه‌گیری طول است. 🔷 در زیارت مولی الموحدین امیرالمومنین علی (علیه السلآم) خطاب به حضرتشان می‌خوانیم: 💠 السَّلَامُ عَلَى «مِيزَانِ الْأَعْمَال» 💠 🔹" #میزان_الاعمال "، حضرت مولی علی ابن ابیطالب (ع) هستند و خوبی و بدی اعمال با ایشان ‌سنجیده می‌شود. 🔹دقت بفرمائید نه اینکه اعمال افراد با «عمل» مولی علی (ع) سنجیده شود، بلکه خودِ مولی (ع) "میزان الاعمال" هستند🔹 ☑️ مطلب مهم این است که اعمال حضرات آل الله (ع) با چیزی سنجیده نمی‌شود. حضرات آل الله (ع) خودشان معیار و ملاک هستند. هر چه از آنها صادر شود، خَیْر و خوبی است که قرآن فرمود: 💎 بـيَدِكَ الْخَيْر 🔹خیر به دست توست. (سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۲۶) 🔹که بر طبق روایات، ید الله، حضرات آل الله (علیهم السلآم) هستند. 🔷 یا در سورهٔ حشر فرمود : 💎ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا 🔹[مطلقاً] هر آنچه پيامبر اکرم(ص) به شما دهد، آن را بپذيريد و آنچه شما را از آن باز دارد، از آن دست برداريد. (سورهٔ حشر، آیهٔ ۷) 🔷 خود حضرت رسول اکرم (ص) معیار هستند و هر آنچه از ایشان صادر شود، خَیر و خوبی است. مثلا در روایاتی که مرحوم شیخ صدوق در علل الشرائع برای اسرارِ استحبابِ گفتنِ هفت مرتبه "الله اکبر" گفتن ابتدای نماز متذکّر میشود، روایاتی است که بیان میدارد پیامبر اکرم (ص) به حسب ظاهر به امام حسین (ع) در سنّ کودکی نماز یاد می‌دادند. و چون حضرت امام حسین علیه السلام تا هفت مرتبه "الله اکبر" را فرمودند، #هفت_مرتبه_الله_اکبر آغازکنندۀ نماز مستحب شد. (📚علل الشرائع، ج‏2، ص: 331) 💠 آنچه از آل الله (علیهم السلام) صادر شود، خَیر است و خَیر فقط و فقط از ناحیهٔ ایشان انشاء و ایجاد شده و معنا پیدا می‌کند. 🔷 یا خواندن دو سورۀ مثل هم در دو رکعت اول نماز مکروه بود. در یکی از جنگها دیدند حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سورۀ توحید را در هر دو رکعت نماز خواندند. خبیثان، نزد حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شماتت مولی (ع) را کردند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: 🔹به خاطر این عملکرد علی (ع)، از امروز خواندن سورۀ توحید در دو رکعت نماز «مستحب» شد. 🔷 هر چیزی از حضرات آل الله (ع) صادر شود، آن خیر و خوبی است. آن را دیگر با چیزی نمی‌شود سنجید که در زیارت آل یاسین می‌خوانیم: 💠 الْمَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِه، وَ الْمُنْكَرُ ما نَهَيْتُمْ عَنْهُ 🔹 [مطلقاً] معروف ، آن چیزی است که شما به آن امر می‌کنید. و منکر، آن چیزی است که شما از آن نهی می‌کنید. 🔷 یعنی خود شما [آل الله علیهم السلام] معیار معروف و منکر هستید و بلکه فراتر خودِ حضراتتان (ع) « #المعروف » هستید که فرمود: 💠 الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ الْمَعْرُوفُ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) (📚 بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۲۰۸) 🔷 حلال بودن یا حرام بودن چیزی در قبضۀ امام است. خود امام حلال می‌نماید و حرام می‌کند؛ که امام رئوف حضرت رضا (علیه السلآم) می‌فرمایند: 💠 الْإِمَامُ يُحِلُّ حَلَالَ اللَّهِ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَ اللَّه 🔹امام حلال خدا را حلال می‌کند و حرام خدا را حرام می‌کند. (📚 امالی صدوق، ص: ۶۷۶) 🔷 و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطبۀ غدیریه فرمودند: 💠 لا حَلالَ اِلاَّ ما اَحَلَّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَ هُمْ، و َلا حَرامٍ اِلاَّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْکُمْ و َرَسُولُهُ وَ هُمْ 🔹حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان (امامان) بر شما حرام کرده باشند. 🔔 یادآوری کنم که این سه فعل حلال کردن (یا حرام کردن) نیست که خداوند متعال حلال کند و پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) حلال کنند و امامان (علیهم السلام) حلال کنند. بلکه به همان ولایت حضرات آل الله (علیهم السلام) که ولایت الله است (و در بیان های قبلی، فهمش را خداوند روزی کرد)، این حلال کردن و حرام کردن یکی ست. 🔷 پس تا اینجا : 🔹اعمال همه با آل الله (ع) سنجیده می‌شود. و معیار، آل الله (ع) هستند و خودشان طبق هیچ معیار دیگری قرار نمی‌گیرند🔹 🔷 بدْو و ختم را در آل الله (علیهم السلام) باید جستجو کرد که فرمود: 💠 بِکُم فَتَح‌ الله و بِکُم یختم 💠 (جامعۀ کبیره) ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_یازدهم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده 🆔 @ehsannil ✍️ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_دهم_حقیقة_الولایة : الله، به ولیّ الله(ع)، مدبّر است 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 در بیان پیش، خداوند مرحمت فرمود و معلوم شد که حضرات آل الله (علیهم السلام)، چون اسماء الحسنای الهی هستند، خالق و رازق و رحمان و رحیم و ... می‌باشند. 🔹و این مطلب به این معنا نیست که این امور به حضرات معصومین (ع) تفویض شده باشد؛ بلکه خودِ خالقیت و رازقیت و رحمانیت و رحیمیتِ خداوندست که در شخص ولیّ ظاهر شده است. 🔹که اگر تفویض لحاظ کنی، اهل بیت (علیهم السلآم) را نعوذ بالله در نقص یافتی که چنین کمالاتی نداشتند و بعداً به آنها داده شده است(!) مانند ظرفی که خالی از هر خیری است و بعد در او چیزی ریخته شود. 🔷 از طرفی تفکر فوق با مبانی اعتقادات و احادیثی مانند حدیث ذیل، منافات دارد که می‌فرمایند: 💠 نحْنُ أَصْلُ كُلِ خَيْر 🔹ما اصل تمام خیرها و نیکیها هستیم. (📚الكافي، ج ۸، ص: ۲۴۳) یا در جامعۀ کبیره می‌خوانیم : 💠إنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه 🔹اگر یادی از خير ( نيكويى ) شود، شما اوّل آن و اصل آن و فرع آن و معدن آن و محلّ آن و منتهاى آن هستید. 🔹و از دیگر سوی، اگر اینگونه بیندیشی، خدا را "يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ" دانستی که نعوذ بالله خدا تفویض کرد و خود، بیکار شد. 🔷و باز مراقب باش در این معنا نباشی که حضرات آل الله (علیهم السلآم) را مظهــَر اسماء الحسنی یعنی مثلا مظهر خالق و رازق و ... بدانی و خودِ اسماء الحسنی ندانی! 🔹چراکه فرمودند: 💠 نحن و الله الاسماء الحسنی 🔹ما خودِ اسماء الحسنی هستیم. (📚الكافي، ج ۱، ص: ۱۴۴) 🔷 و مطلب دیگر اینکه خداوند عز و جل در هیچ مرتبه‌ای از مراتب و شئونات، شریک ندارد، چه این موارد خالقیت باشد، چه ربوبیّت و چه هر اسمی دیگری که لحاظ کنی. 🔹اینکه مثلا ً خالق، حضرات معصومین (علیهم السلآم) هستند، این خالقیـّت، همان خالقیّت خداوندست؛ چرا که ولایت حضرات (علیهم السلآم)، همان ولایت خداوندست و مثلا "خالقیت"، ظهور ولایت است در اسم "خالق". (رجوع شود به #ﺑﯿﺎﻥ_نهم_حقیقة_الولایة https://t.me/ehsannil1/94 ) 🔷 در ادعیه، حضرات آل الله (علیهم السلآم) فرمودند: 💠 هوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلهاً واحِداً أَحَداً فَرْداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً... (📚 مهج الدعوات، ص: ۷۴) [ ان شاء الله خوانندگان عزیز دقت می‌کنند که قید «وَلِيٌّ» را، «مِنَ الذُّلِ» آوردند که جای تأمل دارد. ﺧﺪﺍوند ﺍﺯ ﺫﻟّﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﻓﻘﺪﺍﻥ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻭﻟﯽّ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﻋﺰّﺕ ﻭ ﻣَﻠَﺌﯿّﺖ ‏(ﭘُﺮﯼ) ست که ﻭﻟﯽّ ﺩﺍﺭﺩ. ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺁﻝ ﺍﻟﻠﻪ ‏(ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻶم‏) ﺑﻪ ﺻﻤﺪﯾّﺖ ﺧﺪﺍ، ﻭﻟﯽّ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﯾﻌﻨﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺻﻤﺪﯾّﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﻭﻟﯽّ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﮑﺮ ﺷﻮﯼ.] 🔷 پس درست است که صفت با موصوف فرق دارد و یا اسم غیر از مسمّا است، که فرمودند: 💠 الِاسْمُ غَيْرُ الْمُسَمَّى ( 📚الكافي، ج ۱، ص: ۸۷) 🔹ولی حضرات آل الله (علیهم السلام) اسماء «الحسنی» و صفات الله «العلیا» هستند که حساب دوئیت و اثنینیت برداشته شده است. 🔹فرق، قائل شدن اغلب افراد از این جهت است که هنوز با توحید حضرات (علیهم السلآم) آشنا نشدند و هنوز موضوع ولایت مطلقۀ کلیۀ الهیۀ حضرات معصومین (ع) که کلید تمام این قفلهاست، برایشان در پردۀ ابهام قرار دارد. 🔷 با این مقدمه به سراغ یکی دیگر از اسامی خداوند می‌رویم... 🔹اسم "مدبـّـر" 🔷 در ادعیه می‌خوانیم: 💠 أشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ خَالِقُ الْخَلْقِ، وَ بَاسِطُ الرِّزْقِ، وَ «مُدَبِّرُ الْأُمُور» 🔷 و از طرفی مثلاً حضرت امام جعفر صادق (علیه السلآم) می‌فرمایند: 💠 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ صَفِيِّكَ وَ خَلِيلِكَ وَ نَجِيِّكَ «الْمُــدَبِّرِ لِأَمْــرِك» 🔹پروردگارا! درود فرست بر محمّد (ص) برگزيده و دوست و هم رازت كه تدبيركنندهء امر تو است. (📚 الكافي، ط - الإسلامية، ج ۱، ص: ۴۵۱) 🔶 حالا خداوند مدبّر است یا حضرات معصومین (علیهم السلآم)؟! 🔷 باز هم که در فرقِ حدّی و ظلمتی رفتید! 🔹اینجا، مقامِ یگانگی و توحید است. 🔵 خداوند به محمّد و آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین)، مدبّر تمام امور است و مدبّر بودن حضرات آل الله (ع)، همان مدبّر بودن خداوند است و مدبــّر بودن خداوند به ظهور نمی‌آید الا در وجود حضرات آل الله (علیهم السلآم) 🔵 ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_دهم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 در پی بیان نهم، ممکن است این سوال یا شبهه به ذهن خطور کند: 🔸آیا حضرات آل الله علیهم السلام با الله تعالی اتحاد دارند ؟ و یا آیا خداوند در ایشان حلول کرده است؟ 🔷پاسخ : 💠 بدانیم که این سوال، سوال بسیاری از افرادی است که ابتدائاً وارد بر این مباحث میشوند. و حتّی محدّثین بزرگی به مثابۀ ایراد، این مطلب را بیان کردند. 🍂 #اتحاد_و_حلول هر دو فرعِ بر دوئیت است. یعنی اوّل بایستی دو شیء را لحاظ کرد و بعد، این دو را با هم "متحّد" دانسته یا یکی در دیگری به نحو "حلول" داخل کنیم تا بشود کلمۀ "اتحاد" و یا کلمۀ "حلول" را مطرح کنیم. 🔅 اما حرف و سخن موحّدین عالَم، اتحاد و حلول نیست. ایشان حرف از "وحدت" میزنند. یعنی از ابتدای کار این سوال را مطرح می‌نمایند؛ چه شد که بین الله تعالی و حضرات ولیّ الله (علیهم السلام) دوئیت و جدائی قائل شُدید که بعد، در تلاش برای اثباتِ قرابتِ آل الله (ع) با الله هستید؟! 🍂 از ابتداء، خشتِ کجِ دوئیت بی جهت گذاشته شده است. 👈 حرفِ موحّدین عالَم، " #وحدت " است و نه اتحاد، و نه حلول. 🔆 "وحدت" یعنی یکی بودن. نه یکی شدنِ دو چیز. ✅ امّا کمک میکنم و عرض میشود علّت اینکه محدّثین و کسانی که وحدتِ حضرت حقّ تعالی و حضرات آل الله (ع) را منکرند این است که اشاراتی از روایات و دقایقِ رفتارهای حضرات آل الله (ع) برای این افراد واضح و روشن نشده است. مثلاً میگویند اگر حضرات آل الله (ع) در وحدتِ با الله تعالی هستند، چرا ایشان را "عبد الله" خطاب میکنیم؟ یا میگویند عبادت کردن و خضوع و خشوع در مقابل حقّ تعالی -در صورتِ وحدت- چطور بیان و توجیح میشود ؟ یا میگویند حضرات آل الله (ع) که طبقِ آیاتِ الهی بشر معرفی شدند، چگونه می‌توانند در وحدت با الله باشند؟ یا روایاتِ غلو و یا روایاتی چون سوزاندن و یا خفه کردن با دود توسط مولی امیرالمومنین (ع) برای این افراد معلوم نشده است و صِرفِ صورتِ ظاهری روایات، ایشان را بر آن داشته که قبول وحدت نکنند. این سوالاتی است که چون برای آنها پاسخی نیافتند، انکار معارف اعلی را کردند. 🔹 امّا به لطف خداوند تمام این سوالات و شبهات و مغلقات روایی، پاسخ دارد و به مرحمتِ حقّ تعالی پاسخِ آنها را خواهید خواند. منتها چون بایستی قدم به قدم پیش برویم تا بنایِ معرفت، خشتْ خشتْ بالا روَد، عجله در پاسخ به سوالات نمی‌کنم امّا قطعِ به یقین بدانید که بحمد الله پاسخ این مطالب بارها داده شده و مقالاتش نیز ارائه گشته و ان شا الله بعد از طیّ مبانی و استحکام آن، خواهید خواند. پس إن شاء الله به قوّت همراهی بفرمائید ... ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_نهم_حقیقة_الولایة : ولایت ، بیان کلیدی 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 به لطف خدا، بر سر خوانِ کـرم حضرات معصومین (علیهم السلآم) نشسته‌ایم و بیان‌هایی برای به غلیان آوردن افکار خوانندگان روزی شد. ۸ بیان با عناوین ذیل، برای نـِیل به موضوع ولایت آل الله (علیهم السلآم): 🔹۱- خداوند که به اشاره نمی‌آید، در ولیّ الله مطلق، مشارٌ الیه واقع می‌شود. ( https://t.me/ehsannil1/60 ) 🔹۲- معرفت خدا و معرفت حضرات آل الله (ع) یک معرفت است و معرفت خدا، جز به معرفت حضرات معصومین (ع) نیست. ( https://t.me/ehsannil1/66 ) 🔹۳- تحقــّق معبودیت خداوند، به وجود ولیّ اللهِ مطلق است. ( https://t.me/ehsannil1/69 ) 🔹۴- یگانگی خواست خدا و خواست حضرات آل الله (ع). ( https://t.me/ehsannil1/73 ) 🔹۵- معیت خدا با تمام اشیاء، معیت ولیّ خداست با اشیاء. ( https://t.me/ehsannil1/75 ) 🔹۶- ظهور خالقیت خداوند در وجود حضرات آل الله (ع). ( https://t.me/ehsannil1/78 ) 🔹۷- خواندن خدا به هر شکل، به حضرات اسماء الحسنی (ع) است. ( https://t.me/ehsannil1/89 ) 🔹۸- بیان تحقّق و تحقیق توحید خدا به حضرات آل الله (ع) و در ایشان. ( https://t.me/ehsannil1/92 ) 💠 این مطالب، مثالهایی از ظهور ولایت مطلقۀ الهیۀ حضرات معصومین (علیهم السلام) است و همۀ بیانات قبلی، جهت تشنه شدن قلوب و طالب شدن نفوسِ محبّین آل الله (ع) برای یافتن مطلب کلیدی، به نام ولایت بود. پس چند کلمۀ دیگر با هم باشیم: 💎 إنَّما «وَلِيُّكُمُ» اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ 🔹ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و كسانى كه ايمان آورده‌اند. همانها كه نماز را برپا مى‌دارند و در حال ركوع، زكات مى‌دهند. (سورۀ مائده، آیۀ ۵۵) 🔸"و الذین آمنوا" در این آیه چه کسانی هستند؟ 🔹در حدیث زیر این آیه، حضرات معصومین (علیهم السّلآم) می‌فرمایند: 💠 يعني علياً و أولاده الأئمة (عليهم السلآم). 🔹و اَحدی در این ولایت شریک نیست ("اِنَّما" از ادات حَصر است). 🔹ولایت، سلطه و حضور تامّۀ ولیّ است. ولایت خدا، سلطه و حضور خداست. 🔸و اما ولایت آل الله (ع) را چگونه دیدیم؟! 🔹اگر در این تصوّریم که ولایت آل الله (علیهم السلآم)، ولایتی شبیه و مانند ولایت خداست، در اشتباهیم. 🔸یا آیا در این باوریم که حضرات آل الله (علیهم السّلآم) ولایتی دارند و خدا هم ولایتی، و ولایت آل الله (ع) دقیقاً شبیه و مانند ولایت خداست؟! 🔹اینطور هم نیست. 🔸یا در این تصوّریم که ولایت آل الله (ع) در طول ولایت خداست؟! 🔹سخت در اشتباهیم. 🔷 حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلآم) می‌فرمایند: 💠 ولايتي ولاية اللَّه 🔹ولایت من، ولایت خداست. (📚 الأمالي للصدوق، ص: ۶۰۶) 🔵 ولایت حضرات آل الله (علیهم السلآم)، دقیقاً و عیناً همان ولایت خداست. و از این رو در آیۀ مذکور، «ولیـّـکم» به صورت مفرد آمد و نفرمود «اولیائکم». 🔵 اگر ولایت حضرات آل الله (علیهم السلآم) را شبیه ولایت خدا دانستی و در این تصوّر، حتی اقرار کردی که «کاملا ً شبیهِ» ولایت خداست، بدان که گرفتار شرک شدی. 🔵 اگر ولایت حضرات آل الله (علیهم السلآم) را در طول ولایت خدا دانستی و به تبــَع ولایت خدا، ولایتی دیگر برای حضرات (ع) قائل شدی، عزیز من، در شرک هستی. 🔵 ولایت حضرات آل الله (ع) نه شبیه ولایت خداست و نه در طول ولایت خدا، بلکه همان ولایت خداست. 🔅ولایت مطلقۀ کلیۀ الهیۀ🔅 🔸حالا این مطلب که اینقدر بر آن تأکید شده، چه اهمیّتی دارد؟ 🔹چیزی از اهمیت آن چنین است که تمام آنچه در مورد خداوند متصوّریم، زیر مجموعۀ ولایت خداست و دقیقتر این است که ظهور ولایت خداست. 🔸مثلا؛ در اثباث خالق بودن حضرات معصومین (علیهم السلآم) هستی؟ 🔹هر چند اثبات این مطالب با آیات و روایات حضرات معصومین (ع) آسان است، ولی عزیز من! ولایت حضرات (ع) را نشناختیم و هنوز با اسماء الهی آشنا نیستیم که در پذیرش این مطالب در تردید هستیم! 🍀خالقیت، ظهور ولایت خداوندست در اسم "خالق" 🍀رازقیّت، ظهور ولایت خداوندست در اسم "رزّاق" 🍀رحیمیّت، ظهور ولایت خداوندست در اسم "رحیم" و إلی آخر... 🔷 ان شاءالله حالا که به لطف حضرات معصومین (علیهم السلآم) با ولایت بیشتر آشنا شدیم، در راه معارف حضرات آل الله (ع) لنگ لنگان راه نرویم و خدای نکرده در انکار فضائلشان نباشیم. 🔹و ان شاءالله خدا روزی کند، در چند بیان دیگر، مهمان معارف حضرات معصومین (علیهم السلآم) باشیم و فهمِ ظهور این ولایت را در چند مورد دیگر نوش جان کنیم. ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_نهم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_هشتم_حقیقة_الولایة : توحیدِ الله، به ولیّ الله(ع) است 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 حضرت باقر العلوم (علیه السلآم) می‌فرمایند: 💠 بــِنَا وُحّــِدَ اللَّه 🔹ترجمۀ سطحی: [خلایق] به ما موحــّدِ خدا شدند. (📚 الكافی، ج ۱، ص: ۱۴۵) 🔵 هرچند بحث توحید، از حساس‌ترین بحثهای معرفتی است و نیاز به توضیح مفصّل دارد (ان شا الله در آینده مبحث توحید را دقیقتر بررسی می‌کنیم) ، اما در اینجا به ایجاز اکتفاء می‌شود تا مطلب مورد نظر در مورد ولایت آل الله (ع) بیان گردد. 🔷 می‌فرمایند: 💠 بــِنَا وُحّــِدَ اللَّه 🔶 آیا مطلب این است که حضرات آل الله (علیهم السلآم)، تنها «بیان کنندۀ» یگانگی خدایند؟ 🔸یا حضرات آل الله (علیهم السلآم) «نشان دهندۀ» راه موحــّد شدن هستند؟ 🔸یا حضرات آل الله (علیهم السلآم) خودشان «راهِ» موحــّد شدن هستند؟ 🔸یا حضرات آل الله (علیهم السلآم) چون موحّد هستند، «الگوی» موحّد شدن هستند و از این رو راه توحیدِ خلایق‌اند؟ 🔷 همۀ این مطالب، مراتب فهم توحید است، نه خود توحید! در سخنی که در حدّ این بیان باشد عرض می‌شود: 🔵 توحید، یگانه دانستن حضرات آل الله (علیهم السلآم) است با خدا 🔵 🔹آن یگانگی که از اوّل، لحاظِ دوئیت در آن نباشد. 🔷 حضرات آل الله (علیهم السلآم) اصلِ توحید هستند. توحید از فروعات ایشان است و بایستی در آل الله (ع) جستجو شود. 🔹از این رو می‌فرمایند: 💠 نحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْر وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بــِرٍّ وَ مِنَ الْبــِرِّ «التَّـــوْحِيــــدُ»... 🔹ما اصل هر خوبى هستيم و هر نیکی از فروع ماست و «توحید» یکی از آن نيكى‌هاست... (📚 بحار الأنوار، ج ۲۴، ص: ۳۰۳) 🔵 اغلب بر این باورند که مطلبی فراتر از توحیدِ عُرفی، در معارف نیست. غافل از اینکه ولایت، سرچشمۀ توحید است و در واقع، توحید، ظهور ولایت حضرات آل الله (علیهم السلآم) است. 🔷 از این رو ما "لا اله الا الله" می‌گوییم ولی متوجۀ نیستیم که "لا اله الا الله" تنها به شرطِ آن که حضرات آل الله (ع) است، "لا اله الا الله" است. 🔹"لا اله الا الله" را در وجود آل الله (علیهم السلآم) باید بیابی. از این جهت حضرت ابا الحسن علی ابن موسی الرضا (علیه السلآم) می‌فرمایند که خداوند در حدیث قدسی فرموده است: 💠 لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي. 🔹«لا اله الا الله» حِصن من است، هرکس داخل حِصن من شود از عذاب من در امان است. 🔷 بعد حضرت (ع) توضیح می‌دهند (نه اینکه مطلبی، اضافه بکنند. دقت کنید!): 💠 بشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا. 🔹به شروط آن و من از شروط آن هستم. 🔵 یعنی به آل الله (علیهم السلآم)، "لا اله الا الله"، "لا اله الا الله" است 🔵 🔷 حالا دقت بفرمائید؛ اگر شرط "لا اله الا الله" را خارج از "لا اله الا الله" گرفتی: 🔹اوّلاً "لا اله الا الله" را محدود کردی و ناقص دانستی. 🔹ثانیاً خدا را از غنی بودن خارج کردی که به یک شرط خارج از خودش محتاج است و این کفر است. و صمد ندانستن خداست. 🔷 شروط "لا اله الا الله " به نحو بساطت( و نه ترکیب) در "لا اله الا الله" است. برای همین در زیارت جوادیه (علیه السلآم) اینگونه به ائمهٔ معصومین (ع) سلام می‌دهیم: 💠 السَّلَامُ عَلَى «حُرُوفِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه» 🔹سلام بر شما آل الله (ع) که حروف "لا اله الا الله" هستید. (📚 بحار الأنوار، ج ۹۹، ص: ۵۴) 🔹که البته لطیفه‌ای هم هست که تعداد حروف "لا اله الا الله"، بدون تشدید ۱۲ حرف است و با احتساب تشدید، ۱۴ حرف. 🔶 و اما الله عزّ و جلّ، چگونه "لا اله الا هو"یی است؟ 🔷 خداوند در آیهٔ هشتم سورهٔ طه پاسخ می‌دهد: 💎 اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى 🔹اینگونه خدائی که "له الاسماء الحسنی". 🔵 پس هرکس دم از توحید می‌زند، توحیدش وقتی توحید است، که توحید را در محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) یافته باشد. من از مفصّلِ این نکتـه مجملی گفتـم تو صد حدیث مفصّل بخوان از این مجمل ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_هشتم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 در پی بیان هفتم، این اشاره بایستی نوش شود: 🔹در جامعۀ کبیره می‌خوانیم: 💠 منْ قَصَدَهُ‏ تَوَجَّهَ‏ بِكُم‏ 🔹یعنی هر کس قصد خدا را بکند، متوجه شما حضرات آل الله (ع) شده است. 🔷 دقت میخواهد که نفرمودند: "من قصده فــــلــــیتوجّه بکم" 🔹که معنایش این است که هر کس خدا را قصد نمود باید اول به شما روی آورد! 🔷 خیر! 🔹دو مرحله و دو مطلب نیست. بلکه "مَنْ قَصَدَهُ‏ تَوَجَّهَ‏ بِكُم‏"، بیان حقیقت است؛ یعنی هرکس خدا را قصد نمود، خواسته یا ناخواسته توجه به سوی شما پیدا کرد. و «قصد کردن» کوچکترین واحد توجه است و بلکه پیش از توجه می‌باشد و ارادهٔ شخص را نیز میگیرد. 🔹بنابراین طبق نصّ صریح زیارت جامعه کبیره، توجه به حضرت حق بدون توجه به حضرات آل الله (علیهم السلآم)، اصلا میسر نیست. من ار به قبله رو کنم به عشق روی او کنم اقــــامــۀ صـــــــلاة را بــه گـفـتـــگــوی او کنم ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_هفتم_حقیقة_الولایة : خواندن الله، به ولیّ الله(ع) است 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 خدا را چگونه بخوانیم؟ 💎 و لا تَدْعُ «مَعَ» اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ 🔹و با خداوند معبود ديگرى مخوان. خدايى جز او نيست. جز ذات او همه چيز فانى است. فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شويد. (سورۀ قصص، آیۀ ۸۸) 🔵 که بر طبق احادیث، وجه الله، حضرات آل الله (علیهم السلام) هستند. 💎 و لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها 🔹و زيباترين نامها به خداوند تعلـق دارد، پس او را بدانها بخوانید. (سورۀ اعراف، آیۀ ۱۸۰) 🔵 که بر طبق احادیث، اسماء الحسنی، حضرات آل الله (علیهم السلآم) هستند. 🔹نه اینکه مظهر اسماء الحسنی باشند، بلکه خودِ اسماء الحسنی هستند که فرمودند: 💠 نحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی 🔹به خدا قسم، مائیم قسم اسماء الحُسنی. (📚تفسیر روائی برهان، ج ۲، ص ۶۱۷) 🔶 سؤال: 🔸پس خواندن خدا با اسماء الحسنی (یعنی حضرات اهل بیت علیهم السلام) چگونه است که طبق آیۀ "و َلا تَدْعُ «مَعَ» اللَّهِ إِلهاً آخَرَ"، «معیّت» با خدا مطرح نباشد؟! 🔷 پاسخ: 🔹به نفس ِ همان "وَ لا تَدْعُ «مَعَ» اللَّهِ إِلهاً آخَرَ"، برای خدا "الاسماء الحسنی" وجود دارد و معیّتی دو شخص در کار نیست. 🔹یعنی معیّتی که تصوّر اثنینیّت (دوگانگی) مفروض باشد، ملحوظ نیست. 🔹خداوند همان "هوَ"یی است که قبلا در #ﺑﯿﺎﻥ_اول_حقیقة_الولایة عرض شد، به اشاره هم نمی‌آید. پس هر زمان، هرکس، با هر مذهب و کیشی در خواندنِ خدا باشد، با «اسماء حسنیٰ» در خواندنِ خداست. 🔹منتها عده‌ای آگاهانه به این مهم راه یافتند و بر دل و زبان خدا را با آل الله (علیهم السلام) می‌خوانند و عده‌ای در غفلت به سر می‌برند. 🔷 از این رو قرآن می‌فرماید: 💎 قل ادْعُوا «اللَّهَ» أَوِ ادْعُوا «الرَّحْمنَ» أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ «الْأَسْماءُ الْحُسْنى» 🔹بگو: "اللّه" را بخوانيد يا "رحمان" را بخوانيد، هر كدام را خوانديد، اسماء الحسنی براى اوست. (سورۀ اسراء، آیۀ ۱۱۰) 🔷 چه عالَمیان فریاد بزنند: "خدا"، چه بگویند: "رحمان" (یا دیگر اسماء الهی)، هر چه صدا بزنند، چه در دل، چه بر زبان، چه بخواهند، چه نخواهند، چه بدانند و چه ندانند، در اسماء الحسنی هستند و خدا تنها با اسماء الحسنی قابل خواندن است که قرآن شریف در سورهٔ اعراف فرمود: 💎 و لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_هفتم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 8- با وجود اینکه ما اعتقاد قوی به مشیّت الله و حضرات آل الله (ع) داریم؛ پس چگونه افرادی از قبیل ساحران و ... اینگونه قادرند گاهی اعمالی انجام دهند که مشیّت الهی را تغییر دهند؟! یا اینکه خود تغییرات آنها و یا انجام کارهای غیر طبیعی و غیر معمول که انجام میدهند خود مشیت الهی است؟ 🔷پاسخ : 🍃 حضرات آل الله (ع) که مشیّت الله هستند، یک شیء جامد نیستند! پس مشیّت الهی یک شیء جامد نیست. بلکه حیات محض است و حقیقتی ساری و جاری است. در مثالی این مطلب را بیان میکنم تا بهتر روشن شود: 🍀 در روایات فرمودند که قضای الهی نوشته شد و 🔻"جَفَّ القلم"🔺 یعنی قلم خشک شد ("سَبَقَ الْعِلْمُ وَ جَفَّ الْقَلَمُ وَ تَمَّ الْقَضَاءُ " / 📚التوحيد للصدوق، ص: 340) . یعنی تمام شد. پس این تداعی میشود که دنبال چه هستی؟! امّا از طرفی می‌فرمایند دعا کنید که 🔻" إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاء "🔺 یعنی دعا قضا را برمیگرداند (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج‏2، ص: 469). ⁉️ خب! این دو، چطور با هم جمع میشود؟! اگر قضا نوشته شده و تمام شد، دعا کردن برای چیست؟ این چه دعایی است. و از طرفی، اگر دعا کاری میکند، این چه "جف القلم"ی است؟! ✅ مطلب این است که ما محدود به زمان و مکانیم و این دو بُعد کلّی، مانع از درکِ حقائق میشود. پاسخ این است؛ همانجا که دعا می‌کنیم، "قلم" مینوسد. و همانجا که مینویسد، دعا می‌کنیم. و حدّی دونِ حدّ دیگری نیست و اصلاً "دعا کردنِ ما" و "قلم"، دو شیءِ جدای از هم نیستند. عالم حدود، عالمِ ابعاد است. "ابعاد" جمعِ "بُعد" است. "بُعد" یعنی دوری. عالم حدود که در آن زندگی میکنیم، نفسِ دوری است. و نمیگذارد که حقیقت را به درستی درک کنیم. برای همین سفارش فرمودند که دل از دنیا بکَنید. یعنی پیش از فوت، طلبِ موت کنید. موت، همان دل کندن است. حالا برویم سراغ سوال که چگونه مشیّت الهی تغییر میکند؟ مشیّت الهی یک جایی در عالم غیب و مربوط به زمان قبل نیست. اصلاً مافوق مکان و زمان است. مشیّت الهی جانِ تمام امور است. هرکاری که «بخواهیم» بکنیم، این «خواستن»ِ ما، که "شاءَ" است، جلواتِ همان مشیّت است. این حدیث را دقت بفرمائید: 💠 " يَا ابْنَ آدَمَ ! بِمَشِيَّتِي كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي تَشَاءُ لِنَفْسِكَ مَا تَشَاء" اى فرزند آدم! به مشیّت من چنين شدى كه مي‌خواهى از براى خود آنچه را كه مي‌خواهى . (📚التوحيد (للصدوق)، ص: 338) "بِمَشِيَّتِي" را دقت فرمودید؟ همۀ امور، تحتِ مشیّت الهی است و در عین حال جبر هم نیست. ان شا الله بعد از بیان مقالۀ مخصوصِ "اطلاق"، درک این حقیقت راحتتر خواهد بود. پس إن شاء الله به دلْ، این بیان‌ها را همراه باشید. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶7- قرآن می‌فرماید : 💠إنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ (٤٩ قمر) البته ما هر چیز را به اندازه آفریدیم. 👈آيا "ــنا"در اين آيۀ شريفۀ فوق،حضرات معصومين علیهم السلام هستند؟ اندازه كه در اين آيه اشاره شده است،شامل حضرات معصومين علیهم السلام هم میشود؟ از اين جهت كه ايشان مظهر تامّ خداوند می‌باشند و حدّی ندارند ولی اين آيه شريفه مي‌فرماید كه هر مخلوقی حدّ و اندازه دارد! اصلاً آيا مخلوقی هست كه اندازه و حدود نداشته باشد؟ 🔷پاسخ : پاسخ به این سوال مستلزم مقدماتی در مبانی است که ان شا الله در بیان سلسلۀ بیانات تبیین خواهد شد. برای همین در حال حاضر، پاسخی مختصر و به اشاره مطرح میگردد: 🌸در مورد #مقام_جمع_الجمع یا #مطلق_علی_الاطلاق بودنِ حضرات آل الله (علیهم السلام) به لطف خدا مقاله‌ای خواهیم خواند. عجالتاً مختصراً برای پاسخ، اشاره میکنم: ☀️ مقام جمع الجمع = مقام جمع (خلوَت یا وحدت) + مقام فرق (جَلوَت یا کثرت) برای تحلیل عرض میشود که مقام جمع الجمع ، جامعِ (یعنی جمع کنندهٔ) دو مقامِ جمع نوری و فرقِ نوری است. 🔸« #مقام_جمع » همان مقام خلوَت و لااشاره بودن حضرات آل الله (علیهم السلام) است که به عبارتی لاهوتی بودنشان می‌باشد. 🔹« #مقام_فرق » همان مقام جَلوَت و به اشاره بودن ایشان است که به عبارتی بشری بودن و در نهایت بَشَره (پوست) آمدن حضرات (ع) است. به این ترتیب : حضرات معصومین (علیهم السلام) وجودی مطلق دارند. «مطلق» به زبان ساده یعنی بدون قید. پس حتّی لاهوتی بودن حضرات (ع)، برای ایشان قید محسوب نمی‌شود و در نتیجه با لاهوتی بودن، در نهایت قید و اندازه و بشری بودنْ آمده، و باز به اطلاق خود و لاهوتی بودنِ خود باقی‌اند. بنابراین از لاحدّ بودن، در نهایت حدّ و اندازه می‌آیند. و در آیهٔ مذکور از اینکه «نا»ی «انّــا» هستند در «کلّ شیء» می‌آیند. یعنی از اطلاق، در قیدِ «بقدر» آمده و بنابراین خدشه‌ای به اطلاقشان وارد نمی‌گردد. و باز در عینِ «قدر» و اندازه داشتن و بشر بودن و در نهایت بَشَره و اندازه ظاهر شدن، لاحدّ و بی‌اندازه هستند. برای همین به دو آیه با هم دقت بفرمایید: 💠 انَّا كُل شَيْءٍ خَلقْنَاهُ بِقَدَرٍ(49 قمر) 🔴ومَا أَمْرُنَا اِلا واحِدَةٌ كَلمْحٍ بِالبَصَر🔴(50) در عین اینکه حضرات آل الله علیهم السلام «امر الله» بوده ("َ نَحْنُ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏"/ 📚بحار الانوار ج 52 ص 46) و « واحِدَةٌ » هستند، در قید و اندازهٔ «كُل شَيْءٍ» حاضرند. و در این حالت، آلوده به هیچ قیدی نخواهند بود. چون از اشراف و لا قیدی که چیزی از طهارتشان است، در قید و اشاره و اندازه آمدند. بعدها ان شا الله بطور کامل به این لطیفهٔ نورانی در جای جای معارف اشاره میشود و مقام نورانیت آل الله(علیهم السلام) بیشتر بیان میگردد. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. دقت فرمودید؟ می‌فرمایند؛ «قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ» حضرتِ زهرا (سلام الله علیها) امتحان شده بودند (امتحان را در جای خودش باید صحبت کنیم و مورد بحث الان ما نیست). امتحانِ «قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ» نشان میدهد که حضرات آل الله (ع) پیش از خلق شدنشان هم، بودند. و خلقِ ایشان، مرتبه‌ای از ظهورِ وجودشان است و نه اصلِ وجودشان. پس، «بودنِ» و کِینونَتِ حضرات آل الله (ع) مترتّبِ خلق شدنشان نیست. اینجاست که بیان می‌کنیم ولیّ خدا (ع) پیشتر از سماوات و ارض یعنی پیشتر از عالمین باید دیده شود. در نتیجه مقهور و تحتِ عبارتِ "حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ‏" در دعای مذکور نیست. 💠پاسخ چهارم - دقت در "فاطر" پی از "فـَـطَرَ": "فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ" نشان‌دهندۀ "فاطر" بودنِ خداوند است. "فاطر" از اسماء الهی است (در جوشن کبیر اشاره شده است ). "فَطَرَ" فعل و ظهورِ حضرتِ "فاطر" عزّوجلّ است. یعنی فاطر وقتی ظهور میکند به "فَـطـَـرَ" ظهور میکند. بنابراین "فاطر" را پیشتر از فعلِ "فطر" ببنید. حالا دقت بفرمائید که حضرات آل الله (ع) میفرمایند ما اسماء الحسنایِ حقّ تعالی هستیم: 🔹"نحن و اللهِ الاسماء الحسنی" 🔹 ما، به خدا قسم، اسماء الحسنی هستیم. (📚البرهان في تفسير القرآن، ج2، ص: 617) "فاطر" نیز اسمی از اسماء خداست. بنابراین حضرات آل الله (ع) پیشتر از اینکه در "فـَـطَرَ" دیده شوند و پیشتر از اینکه در "بکم فتح الله" بخواهیم وارد شویم، در "فاطر" بودن باید دیده شوند. 💠پاسخ پنجم - دقت در اراده و مشیّت خدا: بیان شد که حضرات آل الله (ع) مشیّة الله هستند. "مشیّت" همان خواستن است. هر امری برای انجام شدنش باید خواسته شود. گریزی از اراده و مشیّت نیست. خداوند اراده میکند که بیافریند. در تحلیل عرض میکنم که مشیّت و اراده را بایستی پیش از «آفریدنِ» خدا ببینیم. حضرات آل الله (ع) خودِ "مشیة الله" هستند. بنابراین پیشتر از اینکه وارد بر عبارتِ "حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ‏"شویم، یعنی پیش از آفرینش عالم و پیش از "فاطر" بودنِ آل الله (ع)، حضرات آل الله (ع) را به مشیة الله بودن باید بشناسیم و ایمان بیاوریم. پس معرفت پیدا کنیم که حضرات آل الله (ع) علاوه بر اینکه آغاگر هر امری از امور الهی هستند ("بکم فتح الله" / جامعۀ کبیره)، و علاوه بر اینکه خودِ "فاطر" هستند، مشیّت خدا می‌باشند. 💠پاسخ ششم - دقت در "الله" بودنِ الله تعالی: در "الله" بودنِ الله، حضرات ولیّ الله علیهم باید دیده شوند. ان شا الله به لطف خدا این مهمّ را بعدها با آیات و روایات و ادعیه مفصلاً صحبت میکنیم. عجالتاً فقط به آن اشاره کردم. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 6- اگرخالق آسمانها و زمین حضرات آل الله علیهم السلام هستند، پس چرا در دعای روز دوشنبه می‌خوانیم: ☀️الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِدْ أَحَداً حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ‏ وَ لاَ اتَّخَذَ مُعِيناً حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ‏ لَمْ يُشَارَكْ فِي الْإِلَهِيَّةِ وَ لَمْ يُظَاهَرْ فِي الْوَحْدَانِيَّةِ ☀️ ترجمه : ستايش مخصوص خدايى است كه هنگام خلقت آسمانها و زمين هيچكس را به حضور نخواست . و هنگام آفريدن جنبندگان عالم معين و يارى نگرفت . در الهيت بى‏شريک و انباز و در عين يكتايى (براى آفرينش عالم) از معاون بى‏نياز بود . 💠پاسخ اوّل - دقت در "احداً" : "احداً" نکره است و بیانِ نکره آمدن آن عمومیّت آحاد را میرساند. پس "احداً" یعنی احدی غیر از خدا. یعنی ماسوای خدا. امّا حضرات آل الله (ع) احدی ماسوایِ الله نیستند و در "الله" بودنِ الله باید دیده شوند. که عرض شد که در مقالۀ مربوط به "مِن دون الله" نبودنِ حضرات آل الله (ع) این مطلب بسیار مهمّ به لطف خدا اثبات میشود. و به دنبالِ اینکه دانستیم که آل الله (علیهم السلام) "مِن دون الله" نیستند، خالق بودنِ ایشان، به معنایِ مُعین و یاری برای خلق کردنِ خدا نیست که خدشه‌ای به عبارتِ 🔻"وَ لاَ اتَّخَذَ مُعِيناً حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ‏"🔺 وارد شود. و همچنین در خودِ "وحدانیة" حضرتِ حقّ تعالی، آل الله (ع) را خواهیم شناخت و در نتیجه هیچ شریکی برای خدا نیستند. بلکه دو وجود، ملحوظ نیست پس عبارتِ 🔻"لَمْ يُشَارَكْ فِي الْإِلَهِيَّةِ وَ لَمْ يُظَاهَرْ فِي الْوَحْدَانِيَّةِ"🔺 طعنی بر معارف بیان شده وارد نمیکند. 💠پاسخ دوّم - دقت در "السماوات و الارض": حضرتِ رسول اکرم (ص) طبق فرمایش قرآن کریم، "رحمةً للعالمین" هستند ("وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ «رَحْمَةً لِلْعالَمين»‏" / انبیاء 107). اوّلاً بدانیم ؛ که "عالَم" اسمِ جمع است. و "عالمین" جمع الجمع است. "عالمین" تمام عوالمِ اشاره و لااشاره را میگیرد. پس صد البته که "السماوات و الارض" را نیز شامل میشود. بعد تحلیلاً بدانیم ؛ اگر "رحمت" را تحتِ "عالمین" فرض کنیم، "رحمةً للعالمین" معنا ندارد که خودِ رحمت، جزء و تحتِ عالمین باشد و در عین حال، برای عالمین ارسال شود. بلکه رحمت بایستی از مافوقِ "عالمین" بر "عالمین" ارسال گردد. در نتیجه ؛ حضرات آل الله (ع) پیشتر، و مافوقِ "السماوات و الارض" (که در دعا آمده) باید نظر شوند. یعنی کجا؟ پاسخها را دنبال بفرمائید تا معلوم شود ... 💠پاسخ سوّم - دقت در "فــَـطـــَـرَ" : توضیح : در جامعۀ کبیره می‌خوانیم 🔅"بکم فتح الله و بکم یختم"🔅 یعنی خداوند [مطلقاً] به شما آغاز کرد و [مطلقاً] به شما ختم کرد. متکلّم در مقامِ بیان بوده و میتوانسته قید بیاورد که مثلاً فلان امر را با شما آل الله (ع) آغاز کرده و یا فلان امر را به شما ختم نموده. امّا هیچ قیدی نیاورده است (این مطلب در اصول فقه بیان میشود. که بر اساس مقدماتِ حکمت در اصول فقه این نتیجه میشود که اطلاق دارد). بنابراین "بکم فتح الله و بکم یختم" همۀ امور را میگیرد. تا جائی که احادیث به نقط‌ه‌ای اشاره مینماید که حضرات آل الله (ع)، خودشان، خودشان را خلق کرده‌اند. حضرت امام جعفر صادق (ع) می‌فرمایند: 👈"خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ." 👈خداوند مشیّت را به خودِ مشیّت خلق کرد ، سپس اشیاء را به مشیّت خلق کرد. (📚 توحيد صدوق، ص: 148) که حضرات آل الله (ع) مشـــیــّت خدایند. حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حدیث طارق بن شهاب می‌فرمایند که امام 🌸" قُدْرَةُ الرَّبِّ وَ «مَشِيَّتُهُ»"🌸 است (📚 بحار الأنوار ، ط - بيروت، ج‏25، ص: 174). میفرمایند مشیّت، "بنفسها" خلق شده است. در عالم حدود تصوّر این مطلب مشکل است. چرا که خلق کردن را مترتّب بر "بودن" میدانیم. یعنی «خالق»، اوّلاً باید باشد و بعد باید چیزی را خلق کند. برای عالم حدود این مطلب درست است امّا سخن از عالم نور میزنیم و وجه عالم نور را بعداً که آلبوم معرفة بالنورانیة را ارسال کردم، بیان میکنم. امّا پاسخ ساده‌تر این است که "خلقت"، فقط مرتبه‌ای از ظهور حضرات آل الله (ع) است و به معنای نبودنشان پیش از خلق نیست. مثلاً زیارت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را در مفاتیح دقت بفرمائید: 🔻"السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ «قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ» فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صَابِرَة" 🔺 سلام بر تو باد اى امتحان شده که قبل از اینکه تو را خلق کند، امتحان کرد پس برای آنچه تو را به آن امتحان کرد صابر بودی. (📚كتاب المزار- مناسك المزار(للمفيد)، ص: 178) .

. 🔶5- در رابطه با خالقیت حضرات آل الله (علیهم السلام) 🔸آیا حضرات آل الله (علیهم السلام ) را خالق می‌دانید؟ 🔷 پاسخ مختصر : 🔹عرض می‌کنم فراتر برو تا جواب همۀ سخن‌ها یکباره زده شود! یعنی بفرما: 🔹خالق، فاطر، رزاق، غفار، رحیم، ودود، قادر، محیی ، مُمیت، ستار، جبار، قهار، کریم، رحمان و ... 🔷 خدا مرحمت کند احادیث اسم و مسمّی را درست ببینیم، آن وقت متوجه می شویم که تمام آنچه از خداوند متصوّریم -که تصوّر اعمّ از نام بردن است و چیزی است که هنوز به زبان جاری نکردیم- اینها اسماء الحسنای خداوندست نه ذات خدا. 🔷 و حضرات آل الله (علیهم السلآم) فرمودند: 💠 نحن -و الله- الأسماء الحسنى و الله مائیم اسماء الحسنی. (📚تفسیر روایی برهان، ج ۲، ص: ۶۱۷) 🔷 ذات الهی "لا اسم له و لا رسم له" است. 🔹نه به این معنا که بگویی پس خدا اسم ندارد، یعنی آل الله (ع) ندارد! 🔷 خیر! 🔹مقام اسم، مقام اشاره است. ذات الهی به اشاره نمی‌آید (رجوع به #ﺑﯿﺎﻥ_ﺍول_حقیقة_الولایة https://t.me/ehsannil1/60 ). 🔹اگر می‌خواهی به ذات الهی اشاره کنی، باید به چهارده معصوم (ع) اشاره کنی که در اذن دخول دوم مشاهد مشرفه در همین مفاتیحی که در دست همه هست، فرمودند: 💠 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِحُكَّامٍ يَقُومُونَ مَقَامَهُ لَوْ كَانَ حَاضِرا فِي الْمَكَان 🔹شکر خدایی را که بر ما منّت گذاشت به حــُکامی (یعنی حضرات آل الله علیهم السلآم) که مقام خودش (خودِ خدا) را برایشان اقامه فرمود، هر چند در این مکان (یعنی حرم مطهر حضرات علیهم السلام) بودند. 🔹يقُومُونَ مَقَامَهُ لَوْ كَانَ حَاضِرا فِي الْمَكَان»» یعنی حضور خدا در مکان، حضور حضرات آل الله (ع) است در مکان. 🔹لوْ »» یعنی همین الآن که هستند، به جای خدایند. هرچند که او جا و مکان ندارد. 🔹و این مقام جمع الجمعی حضرات معصومین (علیهم السلآم) است که اگر "اطلاق" را نفهمیده باشیم، حتما ًمنکر اذن دخول هم می شویم!! 👈 ان شا الله در این کانال به لطف خدا مبحثی را برای بیانِ حقیقتِ "اطلاق" خواهیم خواند. 🔷 اما می‌پرسید پس آخر آل الله (علیهم السلام) خالقند یا مخلوق؟! 🔹عرض می‌کنم هم خالق هستند و هم مخلوق و هم «خلق» . 🔹مورد آخر (خلق) را بگذارید به وقتش (بیان چهارم در معارف توحیدی). چون معارفی دارد که این پاسخ را سنگین‌تر از چیزی که هست می‌نماید و چون در گامهای نخست هستیم، رعایت سلسله مراتبِ تبیین، ضروری است. 🔷 حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: 💠 خلَقَ اللَّهُ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّة 🔹خداوند مشیت را به خودش خلق نمود، سپس اشیاء را به مشیت خلق کرد. 🔷 و حضرات معصومین (علیهم السلآم) در احادیثی فرموده اند: 💠 مائیم آن مشیت و مائیم ظرف مشیت الهی (رجوع شود به بیان دوم حقیقة الولایه) 🔷 "ــها " در "بِنَفْسِهَـــا" ضمیر است و به نزدیکترین مرجع برمی‌گردد و آن "المشیّة" است. 🔸یعنی چه؟ 🔹یعنی خداوند مشیّت (یعنی حضرات آل الله علیهم السلام) را به خودشان خلق کرد. 🔷 طبیعی است که این مطلب سنگین باشد زیرا مربوط به مقام نورانیّت و بی حدّی آل الله (علیهم السلآم) می‌باشد. برای این خصوص نیز به لطف خدا، مجموعه مقالاتی تحریر شده است و ان شا الله در ترتیب مرسَلات، در این کانال قرار خواهد گرفت و مقالاتی در مورد " #معرفة_بالنورانیة " خواهید خواند. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶4 - خداوند در آیات قرآن، عتابی به حضرت رسول اکرم (ص) فرموده است. 🔸با توجه به این فرمایشات، علت عتابهای خداوند در این میان چه می‌شود؟! 🔷 پاسخ مختصر : 🔹آیات عتاب که بیش از هشتاد مورد از آیات قرآن را تشکیل می‌دهد، خبر از مقام بسیار بالای حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله) دارد و آن غوغای حبّ عاشق و معشوق است. 🔹به لطف خدا برای این آیات، حرفهای دقیق و معارفی عالی هست ولی به علتی که خود مطلب فوق برای بعضی مشکل و سنگین است، مبحث جدیدی در این جواب باز نمی‌کنم. تنها یک جواب ساده و در حدّ عموم بیان می‌شود: 🔷 داستان شکستن ظرف مجنون، توسط لیلی را شنیده‌اید؟! اگــــر بــا من نبودش هیچ میلی چرا ظـــرف مرا بشکست لیلـــی؟! 🔹یک نمونه از احادیثی که در این بیان می‌آید، این حدیث قدسی است: 💠 "من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته" 🔹آن کس که مرا طلب کند، من را می‌یابد و آن کس که مرا یافت، من را می‌شناسد و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می‌دارد و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می‌ورزد و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می‌ورزم و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می‌کشم و آن کس را که من بکشم، خون بهای او بر من واجب است و آن کس که خون‌بهایش بر من واجب شد، پس خود من خون بهای او می باشم. (📚الكلمات المكنونة - ملّا محسن فیض کاشانی، چاپ قديم، ص: ۸۰) 🔷 که فقط نمی‌فرماید عتابت می‌کنم و نمی‌فرماید چنین و چنانت می‌کنم! بلکه فراتر! 🔹می‌فرماید تو را می‌کُشم. می‌کُشم و خودم دیۀ تو می‌شوم. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .