Papooole(په پووله)
Закрытый канал
کانال کیفیت بخشی و توانمندسازی به نیروی انسانی در دوره پیش دبستانی. ارتباط با اددمین در رابطه با سوالات احتمالی @shahramkoord لینک گروه https://t.me/+QHSkSj8pQXeVJcYj
Больше1 235
Подписчики
-124 часа
-37 дней
-730 дней
Архив постов
1 234
سه پروانه به رنگهای قرمز،سفیدوزرد باهم پروازمیکردندویکصدا سرود دوستی میخواندند(ومن امروزیه سرودکردی خوندم باهمراهی بچه ها به مناسبت روزجهانی کودک ئه مرو روژی مناله چی مناله خوشحاله و..)
ابرهاروی آسمان آبی راگرفته بودند.چن قطره باران روی بال پروانه هاچکیدسه پروانه باهم به طرف گلستان پروازکردندرفتندورفتندتابه گل سرخی رسیدن(به هرکدوم ازگلهایک شخصیت دادم )پروانه قرمزجلورفت وگفت ای سوسن زیبا باران داردشروع میکندمارازیربرگهایت پناه میدهی؟
گل سرخ نگاهی به آنها انداخت کمی فکرکردوگفت تهاپروانه ای که همرنگ من است میتواندزیربرگهای من پنهان شودپروانه قرمزشاخکهایش راتکان دادوگفت من برای نجات خودم حاضرنیستم دوستانم رارهاکنم
سه پروانه دوباره باهم به پروازدرآمدندتابه گل زردی رسیدندپروانه زردجلورفت وگفت ای آفتابگردان زیبا باران کم کم شروع شده است ممکن است مارازیربرگهایت پناه دهی گل زردنگاهی به آنهاانداخت وگفت تنهاپروانه ای که همرنگ من است میتواندزیربرگهای من پنهان شود پروانه زردشاخکهایش راتکان داد وگفت من برای نجات جان خودم حاضرنیستم دوستانم را تنها بگذارم
پروانه هادوباره باهم پروازکردندبالهای کمی خیس شده بودوبه سختی پروازمیکردند پروانه قرمزکمی عقب مانده بوددوستانش به کمک اورفتندمدتی گذشت تابه گل سفیدی رسیدن پروانه سفیدجلورفت وگفت ای گل نرگس زیباممکن است مارا زیربرگهایت پناه دهی؟گل سفیدنگاهی به آنهاانداخت کمی فکرکردوگفت تنهاپروانه همرنگ من میتواندزیربرگهای من پنهان شودپروانه سفیدشاخکهایش راتکان دادوگفت من برای نجات خودم حاضرنیستم دوستانم رارهاکنم قطره های باران به سروروی پروانه هامی خورد دودوست باکمک هم زیربال پروانه قرمز راگرفته بودندکه صدایی شنیده شد این صدای گل شیپوری بودکه آنهارابامهربانی به طرف خودش میخواندسه پروانه درحالی که بالهایشان رابه یکدیگرنزدیک میکردند باخوشحالی پرزدندوزیربرگهای گل زیبای شیپوری پناه گرفتند بعدازمدتی باران بندآمددیگرابری درآسمان نبودهواروشنترشده بودوخورشیدمیخواست بانورش بهاردوستی پروانه هاراگرمتروروشنتر سازد
1 234
هفته قبل سوره توحید و با بازی ادم اهنی خوندم بچه ها هم مثل من انجام میدادن بچه ها هم هر چی میدونستن میگفتن بار دوم که انجام دادم هر کلمه ای که تو ذهنشون بود و اونو میخوندن ..این هفته هم تو این جلسه معنی کلی سوره توحید را گفتم قرآن و اوردم کلاس سوره و آیه ها رو نشونشون دادم و باهم تعداد آیه ها رو شمردیم. بعد من سوره توحید و خوندم و به بچه ها گفتم که کلمه اخر هر آیه رو بگن و میگفتم بچه ها چی از سوره توحید به یادتون مونده مثلا یکی میگفت صمد یکی میگفت صلوات و...هر کدام یک کلمه ای از این سوره رو میگفتن....اخر سر هم بعضی از بچه ها خودشون حفظشون بود اومدن پای تخته و برای دوستاشون خوندن.
1 234
امروزم با خمیر بازی خیلی کارا انجام دادیم... بچه ها رو گروه بندی کردیم بعد به هر گروه یک قوطی خمیر بازی دادیم و گفتیم هر کی یک رنگ بردارد...بعد از اون گفتم بچه ها چکار کنیم با این خمیر شکل درست کنیم چکار کنیم نرم شه؟ گفتم این فشار دادن خمیر باعث قوی شدن انگشتاتون میشه که بعدا وقتی مداد رنگی بگیری دستت زود خسته نمیشه دستت...بعد از نرم کردن خمیر با شعر اسیاب بچرخ خمیر و گرد کردیم سوال کردم از بچه ها که این شکل چیه چه چیزای هست دور و برمون شکلشون مثل این گردیه؟ خیلی جالب بود بچه ها گردی و تو وسایل و عکس پیدا میکردن که اصلا به ذهن من نمیومد.
بعد گفتم این گردی و چند تکه کنید و هر تکه رو شکل گردی در بیارید...اکثر بچه ها با تکه های خمیر گردی زیاد درست کرده بودن گفتم بچه ها پنج تا از گردی ها رو جدا کنید جلو دستتون باشه مابقی رو بزارید کنار...بعد گفتیم تو این پنج گردی کدوم از همه بزرگه؟ کنار بزارید. کدوم از همه کوچکتره بزارید کنار گردی بزرگ.
تو شمارش و بعضی از کارا به بچه ها گفتیم میتونید با هم همکاری کنید. با همکاری هم خمیر های همرنگ و جمع کردن و قوطی خمیر بازی و مرتب کردن گذاشتن سرجاش.
اخر سر هم گفتیم که خمیر بازی دستامونو کثیف میکنه باید چکار کنیم همه رفتن دستاشونو شستن.
محمدی و عنایتی مربیان پیش دبستانی نوروز مریوان
