SevenHells
Открыть в Telegram
487
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-1030 день
Архив постов
487
کاش منو قبول میکردن میرفتم پای لانچری چیزی، چارتا چیز میزدم خودم هم همون جا پودر میشدم. حداقل مرگم یک معنایی میداشت و از این زندگی راحت میشدم.
دیگه همزبونی با کسایی که اینقدر قحبهن هم برام غیرقابلتحمل شده. وطنفروشای دگوری دوزاری بیسواد احمق. امیدوارم دیگه حتی بوی خاک ایران هم به مشامتون نرسه و آرزوی این خاک رو با خودتون ببرید تو خاک هر زناکدهای که توش آدم هم حسابتون نمیکنن چال کنید. امیدوارم لاشهتون هم ایران رو نبینه. به تمام ریسمانهای الهی، از زرتشتی و مسیحی تا حتی مقدسات بهاییها و وهابیها، چنگ خواهم زد و براتون زجر بیکران و درد بیامان آرزو خواهم کرد. تا آخر عمر. 🙏
487
مثل سگ دارن میزنن. تنک یو ترامپ. تنک یو بیبی. تنک یو دیاسپورای قحبهٔ وطنفروش. تنک یو رضا پهلوی کسکش. تنک یو موساد. تنک یو بمبهای یک تنی.
وای همهتون رو با هم گاییدم. ده بار گاییدم. اگه میتونستم با مردنم شما کسکشا رو هم بکشم همینجا خودم رو منفجر میکردم.
487
زنده و مردهٔ اسرائیل و آمریکا رو گاییدم. ولی زنده و مردهٔ پهلوی و تمام این لاشخورهای وطنفروش کسکش بیعقل رو دو بار گاییدم. امشب بار چهارم بود از اول جنگ که تمام خونهمون از بالا تا پایین لرزید.
تکلیف اسرائیل و آمریکا روشنه و منافعشون هم مشخصه. اون کسکشایی که از خارج ایران کوبیدن رو طبل جنگ رو ولی نمیدونم. دیگه مگه اینکه منفعتشون تو مردن من باشه؛ وگرنه هیچ توجیهی نداره. مرده و زندهتون رو گاییدم. امیدوارم تیکهتیکه بشید. 🙏
487
خیلی مقاومت میکردم جلوی دیدن ویدئوهایی که از فلسطین میآد چون دلش رو ندارم. امروز یکی از دوستام برام یه ویدئو فرستاد و زیرش نوشته بود آیندهٔ ما.
یک بچهٔ فلسطینی بود که داشت کیسهٔ آرد رو به زور میبرد تا خانوادهش غذا بخورن. اینقدر کوچیک بود که کیسهٔ آرد تقریبا همقد خودش بود.
گریهم بند نمیآد و دلم داره میترکه. نمیدونم اگر خدایی هست چطور راضی به زجر این بچههاست. از ته دلم آرزو میکنم روزی برسه که فقط بشینم به هر چهار جهت زمین سجدهٔ شکر بهجا بیارم که این روزها گذشته. قلبم دیگه طاقت این همه درد رو نداره. ای کاش دستم به جایی میرسید. کاش من میمردم ولی هیچ بچهای نمیفهمید گلوله و بمب یعنی چی. کاش هیچکدومشون نمیفهمیدن گرسنگی یعنی چی. کاش میشد من بمیرم برای همهشون. اشکم بند نمیآد. :((((((((((
487
خب هیچی نشده امسال هم تموم شد. اگه یک ماه پیش بود، میگفتم امسال هرچند بد گذشت، ولی از خود پارسالم بهتر شدم. ولی خب دیگه، نمیدونم تقدیر بود، سرنوشت بود، بخت سیاهم بود یا پیشونی قشنگی نداشتم؛ هرچی بود همینه که هست.
امیدوارم سال بعدی بهتر باشه همهچیز. جنگ دیگه باید اوج انحطاط باشه به نظرم. از ته دلم آرزو میکنم این پایینترین نقطهٔ زندگی جمعیمون باشه، و بتونیم یک روزی به این روزا بخندیم.
دیگه جز آرزو، الان خیلی چیز خوشحالکنندهای ندارم که بگم. مرگ و نابودی اینقدر دنیام رو سیاه کردن که بابت چیزهای کمی خوشحالم. ولی بابت خیلی چیزها ممنونم.
من از ۱۴۰۴ ممنونم که بهم نشون داد «زنده خواهی ماند». امسال برای من پر از تراما بود، ولی زنده موندم. بابت همین ترسم از چیزهای بیخود کمتر شده. از ۱۴۰۴ ممنونم که لای همهٔ تراماهام بهم نشون داد از زندگیم چی میخوام. و از ۱۴۰۴ ممنونم که کلی آدم خوب و مهربان رو دودستی به من تقدیم کرد تا با شوق و عشق براشون بنویسم و گاهی به امید دیدن حرفاشون بیدار شم. از ۱۴۰۴ ممنونم که نذاشت من خودکشی کنم. اون موقع به نظرم سیاهترین روزهای زندگی میاومد، ولی الان میفهمم چقدر پر از نور بودم هنوز. هرچند، تاریکی افکار خودکشی چیزیه که گاهی به بمب بالای سر هم میچربه، ولی اون موقع امیدی به چیزی نداشتم که برای ازدسترفتنش ماتم بگیرم. و در آخر، و از همه مهمتر، از ۱۴۰۴ ممنونم که به من اجازه داد لوبیا و مرغ عشقام رو داشته باشم. با اینکه یکی از مرغ عشقهام رو همین امسال به خاک سپردم و با اینکه معصومترین و طفلکیترین و بیچارهترین گربهٔ دنیا رو، سوپ عزیزم رو، همین امسال جلوی چشمم از دست دادم، باز هم اگر لوبیا و مرغ عشقام نبودن، همون پاییز خودم رو به دست سرنوشت میسپردم «تا با تنم آن کند که میخواهد».
از ته قلبم آرزوی بهترینها رو برای همه دارم. حتی کسایی که با تمام وجودم باهاشون مخالفم. امیدوارم گلوله و بمب سهم هیچکس نباشه و امیدوارم دوباره برسه روزی که بچهها نفهمن باروت چه بویی داره. امیدوارم یک روزی برسه که جهان بدون سرمایهداری، امپریالیسم و فاشیسم رو تجربه کنم؛ حتی اگر یک روز مونده باشه به مرگم. و از همه مهمتر، امیدوارم سوپ من رو ببخشه. انقدر از مرگش در عذاب بودم و هستم که کنار هر مرگی که غمگینم میکنه، برای سوپ هم بیتابی میکنم.
سوپ عزیزم، طفل معصومم، کاش من میمردم برای تو و تو بودی و بهار رو میدیدی. کاش من تمام قدرتهای دنیا رو میداشتم و تو رو زنده نگه میداشتم. کاشکی هیچوقت تو رو بیحرکت نمیدیدم. قلبم هنوز هم برات میتپه. سال نوی تو هم مبارک عزیز رنجدیدهٔ من. ❤️
یشاپیش سال نوتون مبارک. این پیام از قبل ست شده. ❤️
487
خب حجمم خیلی کمه دیگه بیشتر از این آنلاین نمیمونم. خیلی بهتون عشق و صفا دادم عکس لوبیا رو فرستادم.
و خواهش میکنم قابلی نداشت. :)
مواظب خودتون باشید و نمیرید. من غصهٔ کسکشای جنگطلب رو هم میخورم. شما که عزیزدلم هستید دیگه. بوس. ❤️
487
خیلی عصبانی و ناراحتم. اصلا توی یک متن و دو متن و چهارتا طعنه و کنایه جا نمیشه. از عمق روحم در عذابم. روان من هنوز از جنگ خرداد گذر نکرده بود. از ترامای پزشکیای که از اردیبهشت درگیرش بودم و هستم گذر نکرده. روان بدبخت من از سوپ گذر نکرده.
جسم و روحم داره متلاشی میشه. توی این سه هفته هرچی گوشت به تنم مونده بود ریخته. از بس عضلههام تحلیل رفتن، حتی با راهرفتن هم بدندرد میگیرم. درد معدهم با قرص هم اصلا آروم نمیشه. صبح تا شب هم گریه میکنم. همین الان هم گریهم گرفت چون یادم اومد اسم یکی از بچههای میناب «فاطمه یزدانپناه» بود و از روزی که شنیدم اسمش رو، هر بار یادش میافتم گریه میکنم. چون فامیلیش یعنی «در پناه خدا».
من با این مقدار ظلم اصلا نمیتونم زندگی کنم. همین که سوپ رو طبیعت از من گرفت، من شکستم. وقتی مرگ آدمهایی رو میبینم که میتونستن زنده باشن، دیگه شکستن که هیچ، از هم میپاشم. همهشون آدمن. همهشون عزیز کسی هستند. چه اونی که دیماه کشته شد و چه این کسی که الان داره کشته میشه، همهشون آدماند. واقعا فارغ از سیاست دلم برای همهشون میسوزه. همهمون آدمیم. حق ما مرگ با گلوله و بمب نیست. نمیتونم برای مرگ هیچکس خوشحال باشم. و نمیتونم از کسی که از مرگ بقیه خوشحاله، عصبانی نباشم. خط انسانیت من اینجاست. خط بقیه نیست. خب ما مثل هم نیستیم و مسیرمون متفاوته.
من این مدل آدمها رو شریک جرم و ظلم میبینم. اینکه هی دستشون رو بشورن که نه، ما کارهای نبودیم، برای من قابلقبول نیست. اگه کارهای نیستند، همون موقع هم گه میخوردند که میگفتند ترامپ بزن. وای از عصبانیت و غم دارم دیوانه میشم.
487
نمیدونم اصلا به زور وصل میشم که چی. خیلی عصبانیتر از اینم که حرف درست و حسابی بزنم و میخوام خرخرهٔ همه رو بجوم. بهجز دو شب، هر شب صدای بمب و پدافند اومده تا اینجا. دو بار نزدیک خونهمون بمب سنگرشکن زدند و تمام خونه و زندگیمون لرزید و با ترس منتظر نشستیم ببینیم ما هم قراره بمیریم یا نه.
هر روز برای این آدمهای بدبخت رنجکشیده گریه میکنم هیچ، برای پرندهها و گربهها و سگها و هر موجود بدبختی که مجبوره این هوای آلوده رو تنفس کنه و بیخودی بمیره هم گریه میکنم. برای اینکه هوا بوی بهار نمیده هم گریه میکنم. برای میناب هم گریه میکنم. برای ناو دنا هم گریه میکنم. برای تاسیسات برق هم گریه میکنم. امروز هم که برای عسلویه گریه کردم. برای لوبیا هم گریه میکنم که خواب و خوراکش به هم ریخته و حتی راحت نمیتونه از لای چسبهای پنجره پرنده تماشا کنه. برای مرغ عشقام گریه میکنم که نمیتونن جلوی پنجره از نور آفتاب لذت ببرن. برای خودم گریه میکنم که وقتی صدای بمب میآد، خشک میشم و حدس میزنم چقدر نزدیکه و بعد مجبورم به کارم ادامه بدم. برای اینکه صدای رعدوبرق و نوید بارون هم من رو به وحشت میندازه، صدای ردشدن ماشین آشغالی از روی سرعتگیر و صدای راهرفتن و در کوبیدن همسایه هم قلبم رو به تپش در میآره گریه میکنم. از این رقصیدن و خوشحالی کسایی که هنوزم نمیدونن صدای بمب چقدر بلنده و چقدر ترسناکه هم بیزارم و از حجم عصبانیتم گریه میکنم. برای لبنان و فلسطین هم عصبانیام و گریه میکنم. حتی گاهی برای خامنهای و لاریجانی هم عصبانی میشم و گریه میکنم.
ایران مال ما بود. گهخوری مسائل داخلی ما به هیچ سگی نیومده بود. با عددسازی پای این لاشخورهای خونخوار وحشی رو به این خاک زخمخورده باز کردن و وقتی گفتن عدد دروغ بوده که دیگه دیر شده بود. برای این شوربختی گریه میکنم. برای همه غصه میخورم. برای کل ایران. با هر مسلک و فکری، حق ما این نبود. حق ما بمب نبود عزیزای دلم. حق ما این نبود که بابت پروژهٔ اتمی و موشکی و میدانهای گازی و نفتیمون بمب بخوریم. حق ما نبود که بابت اینکه یک کشور مستقل هستیم بمب بخوریم.
تمام اینها حق یک کشور مستقله. ج.ا. هرچقدر هم بد، توی این زمینهها نه چیز زیادی خواست و نه کار خصمانهای کرده بود. باید عصبانی باشید جانم. باید عصبانی باشید از کسی که زده زیر مذاکره. باید عصبانی باشید از کسی که از شما میخواد یا بمیرید یا بیدفاع بشید تا یواشیواش شما رو بکشند. من چنین چیزی رو برای ایران نمیخوام. من نمیتونم از اینجا دل بکنم و دلم راضی نمیشه از ایران که هیچ، از خونهم دور بشم. جایی از روحم زخم خورده که هیچجوره آروم نمیشه. نمیدونم چقدر دیگه گریه کنم تا رودخونه بشه و بتونه این غمها رو بشوره ببره. فقط میدونم هیچ کاری از دستم برنمیآد. من فقط میتونم گریه کنم و عصبانی باشم. کاش گریههای من سیل میشد و این دنیا رو میشست و خودم رو خفه میکرد. گریه که هیچی، جونم رو هم میدم تا همهچیز درست بشه و ایران بهتر بشه. کاش با مرگ من چیزی حل میشد و میرفتم خودم رو به موشک میبستم. کاش چیزی بلد بودم تا کمکی میکردم. اگر بویایی خوبی داشتم حتی حاضر بودم برم سگ زندهیاب بشم. ولی بازم فقط میتونم نگاه کنم و بلرزم و گریه کنم.
487
لوبیاشاه هم در محرومیت به پرندهها زل میزنند.
اون ترکها هم از قبل بودند ولی در لرزش پنجرهها عمیقتر شدند. ما هم که طبق معمول فقیریم. 🙏
487
انبار دارو زدن. داروهای اماس من هم همونجا سوخته و اندازهٔ یک ماه بیشتر دارو ندارم. :))))
آره. به مردم کاری ندارن. 🤡
487
دیروز با پفیوزی دو دقیقه وصل بودم. الان هم با پفیوزی وصل شدم فقط که بیام بگم:
😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏😏
487
اینترنت خونه ملی شد. با رایتل اومدم. قبل اینکه وارد قطعی مطلق بشیم، اومدن بگم اگر جنگ تموم شد و برنگشتم بدونید جنازهٔ من مال هیچکس نیست. من قربانی بودم. دوستون دارم. ❤️
487
جنگ شد. ریدم دهن هرکی جنگ دوست داشت و داره. امیدوارم از اینجا بهبعد هر موشکی که میخوره، توی سر خانوادهٔ همین عنترای کسکش بیشرف بخوره و از تخم و ترکهشون جز خاکستر چیزی نمونه. ☺️
اگر جنگ دوست دارید زودتر اعلام کنید که وجود نحستون رو از کانالم پاک کنم.
بقیهتون هم مواظب خودتون باشید. ❤️
487
بنده آنتیفاشیست، آنتیامپریالیست، آنتیکاپیتالیست، فمنیست، ضدجنگ و مخالف نژادپرستی هستم.
تقصیر من نیست که برخی از مواضع آدمهای بالابالاهای این کشور شبیه منه! =))))))) من مواضعم رو با فکر و منطق خودم تنظیم کردم، نه هیچ آدم دیگهای. اینکه کسی گاهی همراستای من فکر میکنه، دلیل نمیشه نماینده و عَلَمدار من باشه. همونطور که دلیل نمیشه اهداف و نظراتم با کسایی که مخالف من هستن، همیشه متضاد باشه.
جنگ رو هم بابت جون انسانهای بیگناه و رنجدیدهٔ این خاک دوست ندارم. دیگه حالا میخواید کسشر بچسبونید و از طرف من تصمیم بگیرید علت این عقیدهم چیه به خودتون مربوطه. با دیوار بحث کنید. 🙏
487
اگر جنگی شد و مردم، بدونید من طرفدار هیچکدوم از این کسکشا نبودم و جنگ هم دوست نداشتم و حیف عمر و جوانیم بود که بمیرم.
شما هم سعی کنید نمیرید. اگر اینترنت هم قطع شد میبوسمتون. مواظب خودتون باشید. ❤️
487
بچهها اگه نمیخونید لیو بدید خب. من منتظر میمونم تا یکم تعداد به حد واقعیش برسه. اینجوری حس میکنم برای دیوار حرف میزنم. :))🙏
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
