نه به عوام فریبی
Открыть в Telegram
درست فکر کنیم تا دستمایه اغراض سایرین نشویم کانال اختصاصی حوزه ی سلامت و رفاه اجتماعی ارتباط با ادمین @ghalam_esfandiar تبلیغات: صرفا کالاها و خدماتی که سلامت محور و استاندارد بالا داشته باشند.
Больше9 426
Подписчики
-5924 часа
+7207 дней
+4 06630 дней
Архив постов
9 426
سازمانی که کار کردن و کار نکردن هیچ فرقی برای مدیران ارشد آن ندارد .
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
شکاف در اردوگاه جمهوریخواهان؛ جنگ با ایران یا هزینههای سیاسی حمایت از اسرائیل؟
اظهارات مارک لوین، چهره سرشناس جریان راستگرای حامی اسرائیل در آمریکا، خطاب به جیدی ونس، پرده از یک اختلاف مهم در درون اردوگاه جمهوریخواهان برمیدارد؛ اختلافی که محور آن نه صرفاً ایران، بلکه آینده سیاست خارجی آمریکا و هزینههای سیاسی تقابل نظامی با تهران است.
لوین در واکنش به کسانی که شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را به جنگ ایران و حمایت از اسرائیل نسبت میدهند، مدعی شده است که همین افراد پیشتر با مذاکرات صلحِ بهزعم او قلابی و بیحاصل، مانع پیشبرد عملیات نظامی آمریکا علیه ایران شدهاند و اکنون نیز میخواهند ناکامی انتخاباتی حزب را به گردن جنگ و اسرائیل بیندازند.
اما اهمیت این اظهارات فراتر از یک جدال رسانهای است.
در واقع، دو نگاه متفاوت در اردوگاه جمهوریخواهان در حال رویارویی با یکدیگرند:
یک جریان معتقد است آمریکا باید با قدرت و بدون عقبنشینی، اهداف خود در تقابل با ایران را دنبال کند و حمایت از اسرائیل بخشی از راهبرد امنیتی واشنگتن است.
در مقابل، جریان دیگری بر این باور است که ورود به منازعات پرهزینه خارجی، آن هم در شرایطی که جامعه آمریکا با تورم، مشکلات اقتصادی و نارضایتی عمومی دستوپنجه نرم میکند، میتواند سرمایه سیاسی جمهوریخواهان را بهشدت فرسوده کند.
در این میان، موضع ونس اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه او نهتنها معاون رئیسجمهور است، بلکه یکی از چهرههای مطرح برای آینده رهبری جمهوریخواهان و انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز محسوب میشود.
نکته کلیدی :
وقتی یک جریان سیاسی در آمریکا شکست انتخاباتی را به هزینههای جنگ و حمایت از اسرائیل پیوند میزند و جریان مقابل، شکست را ناشی از نیمهتمام ماندن عملیات نظامی میداند، به این معناست که مسئله ایران به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
برای ایران، این شکاف میتواند یگ متغیر مهم در محاسبات راهبردی باشد؛ زیرا ادامه تقابل نظامی فقط به توان نظامی دو کشور وابسته نیست، بلکه به میزان تحمل افکار عمومی آمریکا و هزینهای که سیاستمداران این کشور حاضرند برای آن بپردازند نیز بستگی دارد.
شاید مهمترین پرسش پیش روی واشنگتن دیگر صرفاً این نباشد که چگونه باید با ایران مقابله کرد؛ بلکه این باشد که آیا ادامه این تقابل، از نظر سیاسی و اقتصادی برای آمریکا قابل تحمل است یا خیر؟
✍️ مهدی اسفندیار
کانال نه به عوامفریبی
مسیری برای افزایش آگاهی
تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
🔹 آیا آمریکا برای ایران ضربالاجل تعیین کرده است؟ پشت پرده فشار زمانی امریکا چیست؟
در روزهای اخیر همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک میان ایران و امریکا اخباری درباره تعیین ضربالاجل از سوی دولت دونالد ترامپ برای پاسخ ایران به پیشنهادهای آمریکا منتشر شده است. اما آیا واقعاً آمریکا مهلت مشخصی برای ایران تعیین کرده و پس از پایان آن اقدام نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد؟
برای پاسخ به این پرسش باید چند موضوع را از یکدیگر تفکیک کنیم:
۱_موضع رسمی امریکا چیست؟
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا در ۱۱ آبان ۱۴۰۵ در پاسخ به پرسشی درباره تعیین مهلت برای ایران صراحتاً اعلام کرد که آمریکا هیچ ضربالاجل مشخصی تعیین نکرده است. البته او همزمان تأکید کرد که دونالد ترامپ همچنان گزینههای نظامی و غیرنظامی را در اختیار دارد.
۲_ پس ماجرای مهلت هفتروزه چیست؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، ایران پیشنهاد هفتمرحلهای خود را برای ایجاد زمینه توافق و بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرده بود. این پیشنهاد شامل موضوعاتی مانند رفع محاصره دریایی آمریکا و کاهش تحریمها و توقف درگیریها بود.
در تحولات اخیر، مقامهای ایرانی اعلام کردند که این برنامه را میتوان در صورت پذیرش شروط تهران به دو روز کاهش داد. بنابراین، مهلت هفتروزه یا دوروزه مطرحشده، مربوط به چارچوب پیشنهادی ایران برای اجرای اقدامات توافقی است نه اولتیماتوم آمریکا به ایران.
۳_آیا خطر حمله نظامی همچنان وجود دارد؟
آری، ترامپ بارها از حفظ گزینه نظامی سخن گفته و حتی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا احتمال ازسرگیری حملات را مطرح کرده بود. در مقابل مقامهای ایرانی نیز بر آمادگی نظامی کشور تأکید کردند.
۴_گره اصلی مذاکرات کجاست؟
اختلاف اصلی فقط بر سر اصل توافق نیست؛ بلکه بر سر ترتیب اجرای تعهدات است. واشنگتن خواهان تضمینهای قابل راستیآزمایی درباره برنامه هستهای ایران است و ابن در حالی است که تهران خواستار رفع محاصره و کاهش تحریمها و تضمین توقف حملات پیش از ورود به مراحل بعدی مذاکرات است.
جمعبندی:
آنچه امروز میتوان با اتکا به گزارشهای معتبر می توان برداشت کرد، وجود مذاکرات فشرده، تبادل پیشنهادها و تداوم فشار نظامی و اقتصادی آمریکاست. اما خبر تعیین ضربالاجل رسمی و قطعی برای ایران هنوز تأیید نشده است.
نباید فراموش کرد که نبود ضربالاجل رسمی به معنای نبود خطر نظامی نیست همانطور که وجود تهدید نظامی نیز به معنای قطعی بودن جنگ نیست.
در چنین شرایطی شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا دو طرف حاضر هستند تا برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ پرهزینه از بخشی از خواستههای حداکثری خود عقبنشینی کنند یا خیر.
✍️ مهدی اسفندیار
کانال "نه به عوامفریبی"
لینک کانال ما در تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک کانال ما در بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک کانال ما در اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
👀 داستانک: فهرست نجات
در شهری دور، کارخانهای بود که کارگرانش از بیعدالتی به ستوه آمده بودند.
روزی یکی از مدیران کارخانه که بیش از همه از وفاداری به کارگران سخن میگفت، آنها را به اعتراض تشویق کرد.
میگفت: «نگران نباشید، من پشت شما هستم. باید صدایتان را به گوش صاحبان قدرت برسانیم.»
کارگران به او اعتماد کردند. نام و مشخصاتشان را در اختیارش گذاشتند و به امید حمایت او، صدایشان را بلند کردند.
اما مدیر، شبانه فهرست اسامی را به مقامات امنیتی رساند.
صبح روز بعد به سراغ کارگران رفتند. عدهای را بردند، عدهای را از کار برکنار کردند و عدهای دیگر تا مدتها جرئت حرفزدن نداشتند.
چند روز بعد، همان مدیر با چهرهای اندوهگین به دیدار خانوادهها رفت و گفت:
«من تمام تلاشم را میکنم تا این بیگناهان آزاد شوند. باور کنید از هیچ کوششی دریغ نمیکنم!»
مردم او را ناجی کارگران میدانستند و برای شجاعتش تحسینش میکردند.
در همان روزها، پیرمردی که سالها در کارخانه کار کرده بود، به جوانی گفت:
«پسرم، عجیبترین نوع خیانت آن نیست که کسی به دشمنت کمک کند؛ عجیب آن است که کسی ابتدا تو را به میدان بفرستد، بعد نشانیات را به دشمن بدهد و سرانجام با لباس نجاتدهنده به سراغت بیاید!»
جوان پرسید: «پس چرا هنوز همه او را قهرمان میدانند؟»
پیرمرد آهی کشید و گفت:
«چون بعضیها فقط صحنه نجات را میبینند؛ هیچوقت نمیپرسند چه کسی آدرس قربانیان را داده بود.»
پایان
پ. نوشت: این نوع آدم ها همان هایی هستند که به جای اعوذ بالله من شیطان الرجیم باید بنویسند، قل اعوذ بالله من نفس الرجیم، شیطان شاگرد چنین شیاطینی نمی شود.
داستانک اجتماعی/کانال "به عوام فریبی"
9 426
آیا تامین اجتماعی پولدار است؟؟
🔹بررسی وضعیت حقوق بازنشستگان
🔹بررسی علل ضعف سازمان تامین اجتماعی
🔹داراییهای تامین اجتماعی
🔹نقش دولت در بهبود وضعیت تامین اجتماعی
9 426
پیامبر اسلام (ص) میفرماید:
"آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ"
ترجمه:
نشانه منافق سه چیز است:
۱_وقتی سخن میگوید دروغ میگوید.
۲_وقتی وعده میدهد، خلف وعده میکند.
۳_وقتی امین شمرده میشود، خیانت میکند.
چندی پیش در یک مجموعه ای تحصنی صورت گرفت که موجب برخوردهای شدید شد بماند که اگر مدیریت و گغتمان و.... شنیدن حرف ها بود محال بود که چنین اتفافات ناگواری رخ دهد، برخی دوستان بسیار صادق و محترم و شریف من در رسانه ها به مطلب پرداختند و از کارکنان دفاع کردند و کسی که اخبار آن اتفاقات تلخ را به رسانه ها رسانده بود،کسی بود که من در نیت و درایت و..... تردید جدی داشتم و سکوت کردم. اما امروز میخواهم پرده از سکوت بردارم، محرک کارکنان همان فرد بود و کسی که شب قبل از تحصن، اسامی لیدرها و شماره تلفن انها و سمت انها و بیانیه انها را داده بود، همان فردی بود که اخبار را به رسانه ها داده بود و نقش قهرمان را بازی کرد، به خداوند یکتا سوگند اگر به چشم مستندات را ندیده بودم محال بود این نوشتار را بنویسم.
متاسفانه مملکت با چنین منافقان منفعت طلب دروغگوی ریاکار مواجه است.
مهدی اسفندیار
کانال"نه به عوام فریبی"
@nabeavamfaribi
9 426
👀داستانک | دشمن خبر دار نشود!
در شهری، اتش سوزی گسترده راه افتاد که خانه های مردم در اتش می سوخت. دود از پنجرهها بیرون میزد، مردم در میان شعلهها گرفتار بودند و آتشنشانها برای مهار آتش تلاش میکردند.
یکی از مسئولان شهر فریاد زد:
لطفاً درباره آتشسوزی چیزی نگویید! دشمن پشت دیوارها ایستاده و ممکن است از شنیدن این خبر خوشحال شود!
مردی از میان جمعیت پرسید:
«یعنی دشمن دود را نمیبیند؟
مسئول گفت: چرا، اما نباید اطلاعات بیشتری به او بدهیم!
مرد دوباره پرسید:
یعنی اگر ما درباره آتش حرف نزنیم، شعلهها خاموش میشوند؟
مسئول سکوت کرد.
پیرمردی که تمام داراییاش در آتش میسوخت، جلو آمد و گفت:
"عزیز من! دشمن شاید از شنیدن خبر آتشسوزی خوشحال شود، اما ما داریم در همین آتش میسوزیم. تو نگران خوشحالی دشمنی یا نجات مردمی که خانهشان در حال سوختن است؟ "
پایان
✍️ سایهنشین
داستانک/کانال نه به عوام فریبی
کانال"نه به عوام فریبی"
لینک ما در تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک ما در بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک ما در اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
👀کوتاه اما.....
"مرد وارد فروشگاه شد.
گوشت را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
پنیر را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
میوه را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
فروشنده پرسید: «چیزی لازم ندارید؟
مرد گفت:
" نه، فقط آمده بودم ببینم امروز چقدر بیشتر از دیروز فقیر شدهام"
✍️ سایه نشین
داستانکهای اجتماعی/نه به عوامفریبی
کانال"نه به عوام فریبی"
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
👀کوتاه اما.....
"مرد وارد فروشگاه شد.
گوشت را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
پنیر را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
میوه را برداشت، قیمت را دید و گذاشت.
فروشنده پرسید: «چیزی لازم ندارید؟
مرد گفت:
" نه، فقط آمده بودم ببینم امروز چقدر بیشتر از دیروز فقیر شدهام"
✍️ سایه نشین
داستانکهای اجتماعی/نه به عوامفریبی
کانال"نه به عوام فریبی"
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
سقوط اقتصاد خانوارها آغاز شده است؛ چه چیزی از زندگی مردم باقی مانده؟
دیگر مسئله این نیست که آیا اقتصاد خانوارهای ایرانی سقوط خواهد کرد یا نه؛ مسئله این است که این سقوط از مدتها قبل آغاز شده و اکنون به مرحله خطرناکتری رسیده است.
وقتی میلیونها نفر برای تأمین هزینههای معمول زندگی با مشکل مواجهاند، وقتی حقوق ماهانه پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود، وقتی خرید کوشت، لبنیات، میوه و حتی برخی اقلام ضروری به تصمیمی حسابشده و گاه دشوار تبدیل شده و دیگر نمیتوان از یک فشار اقتصادی معمولی صحبت کرد.
ما با فرسایش جدی معیشت خانوارها مواجهیم؛ بحرانی که آثار آن در سفره مردم، وضعیت مسکن، سلامت، آموزش و آینده فرزندان آشکار شده است.
اما آنچه این بحران را خطرناکتر میکند، فقط فقر امروز نیست؛ از بین رفتن توان اقتصادی خانوادهها برای فرداست.
☄️خانوادهها در حال مصرف آینده خود هستند.
بسیاری از خانوارها برای جبران کسری درآمد، پساندازشان را خرج میکنند، داراییهایشان را میفروشند یا به بدهی پناه میبرند. این یعنی بخشی از سرمایهای که باید پشتوانه روزهای سخت آینده باشد، صرف تأمین هزینههای همین امروز میشود.
خانوادهای که پساندازش را تمام کرده، دیگر در برابر بیکاری، بیماری، افزایش اجاره یا یک شوک اقتصادی کوچک هم امنیت ندارد.
☄️ سقوط طبقه متوسط دیگر یک هشدار دوردست نیست.
بخشهایی از طبقه متوسط عملاً بسیاری از مؤلفههای زندگی متوسط را از دست دادهاند. داشتن شغل لزوماً به معنای داشتن زندگی باثبات نیست. ممکن است فردی همچنان کارمند، متخصص یا صاحب کسبوکار باشد، اما دیگر توان تأمین مسکن مناسب، درمان باکیفیت، آموزش مطلوب و پسانداز را نداشته باشد.
این یعنی سقوط اقتصادی، حتی اگر در ظاهر شغل و موقعیت اجتماعی افراد تغییر نکرده باشد.
☄️فقر دارد از سفره به آینده نسل بعد منتقل میشود.
وقتی خانواده برای مدیریت هزینهها از کیفیت تغذیه، درمان و آموزش فرزندانش میزند، آسیب فقط متعلق به امروز نیست. سلامت، مهارت و فرصتهای نسل بعد نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
این بخش از بحران بهسادگی جبران نمیشود؛ حتی اگر شرایط اقتصادی در آینده بهتر شود.
☄️ اقتصاد در معرض یک چرخه خطرناک رکود قرار گرفته است.
مردم کمتر میخرند، فروش کسبوکارها کاهش مییابد، تولیدکنندگان با افت تقاضا مواجه میشوند، مشاغل کوچک آسیب میبینند و درآمد بیشتری از خانوارها از بین میرود.
به این ترتیب، بحران معیشت به بحران اشتغال و سپس به کاهش بیشتر قدرت خرید تبدیل میشود.
☄️ شکاف اقتصادی جامعه عمیقتر میشود.
در شرایط تورمی، صاحبان دارایی معمولاً ابزارهای بیشتری برای حفظ ارزش ثروت خود دارند؛ اما حقوقبگیران، کارگران و بازنشستگان که عمدتاً به درآمد ماهانه وابستهاند، با کاهش مستمر قدرت خرید مواجه میشوند.
نتیجه میتواند جامعهای باشد که در آن فاصله میان برخورداران از دارایی و اکثریت متکی به دستمزد، هر روز بیشتر میشود.
🔹اما سؤال اصلی اینجاست: نقطه پایان کجاست؟
اگر تورم بالا، رکود، نااطمینانی و کاهش درآمد واقعی خانوارها ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی به گروههای بیشتری سرایت خواهد کرد.
در این شرایط، دیگر افزایش اسمی حقوق یا پرداخت کمکهای مقطعی پاسخگوی عمق بحران نیست. اقتصاد خانوار به ثبات، اشتغال مولد، مهار تورم و بازسازی قدرت خرید نیاز دارد.
🔹هشدار جدی این است:
ما فقط با مردمی مواجه نیستیم که قدرت خریدشان کاهش یافته؛ با خانوادههایی روبهرو هستیم که بخشی از پسانداز، امنیت، کیفیت زندگی و امید به آینده خود را از دست دادهاند.
اگر این روند متوقف نشود، مرحله بعدی بحران میتواند بسیار پرهزینهتر باشد: گسترش فقر به لایههای بیشتری از جامعه، کاهش سرمایه انسانی، افزایش آسیبهای اجتماعی و دشوارترشدن بازسازی اقتصادی.
سقوط اقتصاد خانوار یک اتفاق مربوط به آینده نیست؛ اتفاقی است که آثار آن همین امروز در زندگی مردم دیده میشود.
کشوری که خانوادههایش دیگر توان پسانداز، برنامهریزی و ساختن آینده را ندارند، با بحرانی فراتر از تورم و گرانی روبهروست؛ با بحران از دست رفتن توان زندگی مواجه است.
✍مهدی اسفندیار
کانال "نه به عوامفریبی"
لینک ما در تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک ما در بله
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک ما در اینستاگرام
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
در قانون الزام خرید محصولات داخلی و تولیدات داخلی چه مشکلاتی وجود دارد.
✅با مهدی اسفندیار در کانال نه به عوام فریبی ❌
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
آقای محمدی، اولویت امروز نظام درمان تأمین اجتماعی چیست؟
اصلاح نظام پرداخت ضرورت دارد؛ اما آیا در شرایط فعلی، اجرای نظام پرداخت مبتنی بر گروههای تشخیصی DRG مهمترین اولویت سازمان تأمین اجتماعی است؟
نظام درمان ما با چالشهای عمیقی مواجه است؛ از تضعیف اقتدار سازمانهای بیمهگر و گسترش پرداختهای غیررسمی گرفته تا تعارض منافع، خودارجاعی، ضعف اجرای راهنماهای بالینی، تقاضای القایی، ناکارآمدی سازوکارهای توزیع درآمد و نارسایی سامانههای اطلاعات سلامت.
در چنین شرایطی، تغییر روش پرداخت بهتنهایی تضمینکننده کاهش هزینهها یا ارتقای کیفیت درمان نیست. حتی در صورت فقدان نظارت کافی، ممکن است زمینه افزایش غیرواقعی شدت تشخیص، ترخیص زودهنگام بیماران و انتقال هزینهها به خارج از بسته پرداخت را فراهم کند.
اما مسئله مهمتر، اولویتبندی اصلاحات در شرایط بحران اقتصادی سازمان است.
وقتی منابع سازمان محدود و هزینههای درمان فزاینده است، آیا اولویت باید اجرای یک نظام پرداخت پیچیده باشد یا ابتدا باید ابزارهای کنترل و اثربخشی منابع را فراهم کرد؟
به اعتقاد من، در شرایط فعلی سه اقدام باید در کانون توجه سازمان قرار گیرد:
۱_ تدوین معیارهای سیاستگذاری خرید خدمت برای تعیین ضرورت، اثربخشی و تناسب هزینه خدمات درمانی.
۲_استقرار و پیگیری اجرای واقعی راهنماهای بالینی برای کنترل تجویزها و مداخلات غیرضروری و تقاضای القایی
۳_ بهسازی و یکپارچهسازی سامانههای اطلاعات سلامت و ایجاد دادههای دقیق و قابل اتکا برای تصمیمگیری و نظارت
این اقدامات میتوانند حتی پیش از تغییر نظام پرداخت، به کنترل هزینهها و افزایش اثربخشی منابع کمک کنند.
البته اجرای آزمایشی DRG فینفسه قابل دفاع است؛ مشروط بر اینکه پیشنیازهای اطلاعاتی، نظارتی و محاسباتی آن فراهم باشد و نتایج آن با شاخصهای مشخص کیفیت، هزینه و پیامد درمانی ارزیابی شود.
جناب آقای محمدی
مسئله نظام درمان فقط این نیست که برای هر خدمت چقدر پرداخت کنیم،مسئله این است که چه خدمتی، با چه ضرورتی، با چه کیفیتی و با چه هزینهای ارائه میشود.
میتواند بخشی از راهحل drg باشد، اما جایگزین سیاستگذاری خرید خدمت، راهنماهای بالینی و نظام اطلاعات سلامت نیست.
در شرایط کمبود منابع، پیش از اصلاح شیوه پرداخت پول، باید سازوکار اطمینان از درست هزینهشدن پول را اصلاح کرد.
مهدی اسفندیار
کانال"نه به عوامفریبی "
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
چقدر ای مطلب به دلم نشست
مطالبه گری فقط اعتراض نیست؛ راهکار و مسئولیت هم میخواهد
✅ یک ضربالمثل قدیمی حرف روشنی برای گفتن دارد: "با حلواحلوا گفتن، دهان شیرین نمیشود." با شعار دادن، تکرار انتقادها و پررنگ کردن نقش خود در فضای مجازی، مشکلات بازنشستگان حل نخواهد شد.
👇👇👇
asrkhabar.com/?p=811390
من در سه رشته تحصیل کردم و هم در اجرا و هم در نطارت و هم در رسانه فعالیت داشتم ، متاسفانه خیلی اوقات چشم بر واقعیات بسته می شود و هتک حرمت برای جذب چند نفر فالوور بر حقیقت چیره می شود، مسائل شخصی سازی می شود و هیچ راهکاری برای برون رفت از مشکل ارایه نمی شود ، فرعیات بر مهمات ترجیح داده می شوند و چنان نوک می بینی را می بینیم که اصل ماجرا را فراموش می کنیم ، چند روز پیش مدارک مربوط به یکی از مدیران کل بیمه ای برایم ارسال شد، اگر مطلب را کار می کردم شاید هراران نفر به مخاطبان من اضافه می شدند، اما هرچه فکر کردم با وجود تخلف محرز اداری و مستندات آن وجهی از ماجرا زندگی خصوصی یک انسان بود ، موضوع را به مدیرعامل منعکس کردم و به بازرسی اطلاع دادم و در حال پیگیری هستم ، بعضی اوقات باید با خدا معامله کرد .
کاتال"نه به عوام فریبی:
9 426
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
پاسخی به همکار کانال پژواک
اولا عرض ادب و احترام و خدا قوت و خسته نباشید.
در کانال خودتان در مورد پستی که ریپلای شده فرمودید که از هوش مصنوعی استفاده شده و.... عزیزان ، قطعا هوش مصنوعی تحت هیچ شرایطی جای مسئولیت نویسنده را در قبال نوشته ها نمی گیرد . اما....پاسخی به یک پرسش مهم : فرمودید که چرا از بین هفتاد نظرسنجی فقط به دو نظر سنجی واکنش نشان دادم؟! نه مطلب هرگز واکنش به شما نبود بلکه درسی بود که خودم از روزگار گرفتم و خیلی محترمانه این درس را نوشتم. اما پاسخ به سوالی که مطرح کردید :
پاسخ: تاریخ پیوستن بنده به کانال خودتان رو بررسی کنید متوجه خواهید شد که دقیقا تاریخ پیوستن بنده بعد از مطلبی بود که در مورد یک فرد نوشته بودید ، متاسفانه باید بگویم هنوز که هنوز است ، عده ای زیاد فکر می کنند که این کانال شما متعلق به بنده است، این یکی از تبعات غیر اخلاقی پنهان کاری شما است که برای بنده کلی دشمن محبت کردید و جمع کردید. با بنده تماس گرفته شد و اعلام شد که من نویسنده متن و پشت پرده کانالم؟!؟! و همین باعث شد که من از طریق لینک به کانال شما حدود دو سه ماه پیش بپیوندم و طبیعتا از هفتاد نظرسنجی قبلی شما مطلع نبودم. بعد این تاریخ بنده اد شدم تا ببینم که کانال شما و مدیر کانال چه کسی است که خوب حاضر به معرفی نشدید . در مورد آن فرد به شما گفتم که بنده هم از معترضان به ایشان بودم اما یک نهاد نظارتی طی تماسی به بنده گفت که صفر تا صد موضوع قانونی بوده ولی بخاطر محرمانگی برخی امور من نمی توانم مطلب را باز کنم.
۲_در مورد اقای جواهری مطلب گذاشتید ، بله ناراحت شدم، شما می توانید از اقای سالاری بپرسید که چرا ایشان را به معاونت پارلمانی برگرداند، می توانید بپرسید که در طی دوره معاونت ایشان چقدر پول از بدهی دولت به تأمین اجتماعی در بودجه سنواتی گنجانده شده ، این عدد برای سال ۱۴۰۰ گمان می کنم حدود ۱۲۰ همت بود که معادل چهار میلیارد دلار آن موقع بود و بپرسید چگونه بانک رفاه با رایزنی چه کسی با شورای نگهبان با وجود الزام به خصوصی سازی زیر مجموعه تامین اجتماعي ۲ سال ماند و چگونه رفت و..چگونه برگشت و ...
برادران گرامی دوستان عزیز من در گفتگوی دوستانه که شما تحت عنوان مدیر کانال داشتم نکته ای را به گفتم که اگر تصمیم گرفتید تا بی نام و نشان کار کنید این مدل محاسنی دارد و معایبی ، محاسن آن این است که دیگر لازم نیست راه دادگاه و پاسگاه و .... را بروید و سال ها درگیر باشید اما کف معایب آن این است که سیستم به عده ای مظنون می شود که هیچ نقشی در اداره کانال شما ندارند چگونه از عهده مسئولیت اخلاقی همین یک کار بر می آیید و پاسخگوی ظلمی می شوید که به افراد دیگر می شود. اما در این خلال عرض کردم که مطمئن باشید که بالاخره و در نهایت یک روزی این راز محرمانگی فاش می شود و متوجه می شوند که مثلا فلان بیمه ای و فلان ادم حوزه رسانه و فرهنگ پشت داستان هستند پس حقوقی بنویسید و مستدل و خود را در برابر قاضی ببینید. اگر فرضا که اصلا ماجرایی لو نرود ، خوب حالا بحث اینجاست که بالاخره اگر صرفا خدا باور هم باشیم ، ما باید در پیشگاه خداوند پاسخگو باشیم.
۲_این بی نام و نشان بودن تا یک جایی خوب است اما اگر این به یک فرهنگ تبدیل شود و از فردا هر کسی کانالی راه بندازد و آبروی مردم را تاراج کند ... چه بر سر فرهنگ و اعتبار رسانه در مملکت خواهد آمد؟! من نمی گویم شما نامستند می نویسید بلکه می گویم این ناشناس کار کردن را مراقب باشید به یک فرهنگ تبدیل نکنیم که سنگ روی سنگ بند نمی شود و بهتر است اتفاقا شما عزیزان بسیار محتاط تر و پرهیزگار تر از امثال بنده که ادمین مشخص و آشکار هستیم قلم بزنید .
۳_بنده در یادداشتم دلیل حذف نظرسنجی تلگرامی را عرض کردم چه بوده، چرا این مساله را به خودتان گرفتید؟!
هنوز باور دارم که در این مملکت با این تورم بالا و این بلبشوی اقتصاد و آوار اخبار بد و نگران کننده، هر دستگاه و ادمی را به نظرسنجی بگذارید نتیجه بسیار بد است. اما در مورد یک معاونت کاملا تخصصی که بحث حقوقی و قوانین و .... مطرح است چگونه می توان عامه مردم را مشارکت داد، خودتان دیدید و حتی اقای شهابی هم دیدند همین بخشنامه ای که در مورد تعامل با نمایندگان بوده متعلق به پانزده سال پیش بود ... که به نام آقای جواهری تمام شد که البته اقای شهابی اصلاح کردند.
اما دوست عزیز عزیز عزیز عزیز من ، کاملا عزیز من ، پیشنهاد مشخص بود عرض کردم به جای یک نظرسنجی از یک مدیر بیایید، قانونی را که بد وضع شده یا گزارش های بداخلاقی و.... را درج کنید. در مورد عملکرد معاونت در محدوده وظایف و اختیارات بپرسبد ، اما بگذارید یک پرسش از شما عزیز بپرسم ، فکر کنم خرداد ۹۲ بود که از مصیبت روزگار بخت یار من شد که در این ملک مشغول تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی شوم، به انبوهی از نامه های نمایندگان مجلس بر خوردم که در ان خطاب به مدیرعامل نوشته بودند، بدینوسیله اسامی سهمیه پنج نفره استخدامی بنده به حضور معرفی می شود ، به من بگویید که این کار در زمان کدام مدیرعامل صورت گرفت ، یک تقلب برسانم که مرتضوی نبود. تا اگر دوست داشتید این گفتمان و دلیل این پرسش را ادامه بدهیم .
ارادتمند وجود عزیزتان هستم.
مهدی اسفندیار
کانال"نه به عوام فریبی"
@nabeavamfaribi
9 426
🔹اصول علمی نظرسنجی؛ از رأیگیری ساده تا سنجش معتبر افکار عمومی
یکی از خطاهای رایج در فضای رسانهای، اشتباه گرفتن «رأیگیری» با «نظرسنجی علمی» است. هر رأیی الزاماً یک نظر آگاهانه نیست و هر نظرسنجیای نیز الزاماً بازتابدهنده افکار عمومی جامعه نیست.
برای مثال، تصور کنید یک رسانه تلویزیونی دوربین به دست وارد خیابان میشود و از یک راننده تاکسی میپرسد: «نظر شما درباره انرژی هستهای چیست؟»
آیا صرفاً به این دلیل که این فرد به سؤال پاسخ داده، میتوان نظر او را بیانگر افکار عمومی جامعه دانست؟
آن راننده محترم ممکن است هیچ شناخت تخصصی از فناوری هستهای، اقتصاد انرژی، چرخه سوخت، پیامدهای تحریم یا ملاحظات امنیتی نداشته باشد. البته حق دارد نظر شخصی خود را بیان کند؛ اما نمیتوان بدون هیچ ملاحظهای پاسخ او را به کل جامعه تعمیم داد.
این مسئله فقط مختص نظرسنجیهای خیابانی نیست؛ در بسیاری از نظرسنجیهای فضای مجازی نیز همین خطا تکرار میشود.
مهمترین اصول علمی نظرسنجی
۱_ جامعه آماری (Population): باید مشخص باشد نظر چه گروهی قرار است سنجیده شود؛ کارکنان، بازنشستگان، بیمهشدگان یا عموم مردم؟
۲_ روش نمونهگیری (Sampling): شرکتکنندگان باید به شیوهای انتخاب شوند که نماینده جامعه هدف باشند. مشارکت داوطلبانه بهتنهایی چنین تضمینی ایجاد نمیکند.
۳_ حجم نمونه (Sample Size): تعداد پاسخدهندگان باید متناسب با جامعه آماری و دقت مورد انتظار باشد. البته افزایش تعداد افراد، بهتنهایی سوگیری نمونهگیری را برطرف نمیکند.
۴_ روایی (Validity): آیا سؤال واقعاً همان موضوعی را اندازهگیری میکند که ادعا میکنیم؟
۵_ پایایی (Reliability): آیا ابزار سنجش در شرایط مشابه نتایج باثباتی تولید میکند؟
۶_ بیطرفی سؤال (Neutrality): سؤال نباید بهگونهای طراحی شود که پاسخدهنده را به سمت گزینه خاصی هدایت کند.
۷_ کنترل سوگیری (Bias Control): باید اثر تبلیغات، فضای رسانهای، تکرار رأی، انتخاب گزینشی شرکتکنندگان و سایر عوامل تأثیرگذار کنترل شود.
۸_ گزینه عدم آگاهی: باید امکان اعلام «اطلاعات کافی ندارم» یا «نمیتوانم قضاوت کنم» وجود داشته باشد. اجبار افراد به انتخاب یک گزینه، حتی در موضوعاتی که شناختی از آن ندارند، نتایج را مخدوش میکند.
۹_ شفافیت (Transparency): زمان اجرا، جامعه هدف، روش نمونهگیری، تعداد پاسخدهندگان و محدودیتهای نظرسنجی باید اعلام شود.
۱۰_ تحلیل آماری: نتایج باید با توجه به روش نمونهگیری، خطای احتمالی و محدودیتهای تعمیمپذیری تحلیل شوند.
آیا نظرسنجیهای فضای مجازی بیاعتبارند؟
خیر! نظرسنجیهای تلگرامی، اینستاگرامی و سایر شبکههای اجتماعی میتوانند ابزارهای مفیدی برای شناخت دیدگاه مخاطبان، ایجاد تعامل و شناسایی دغدغههای عمومی باشند.
اما باید میان «سنجش نظر شرکتکنندگان» و «سنجش افکار عمومی جامعه» تفاوت قائل شد.
برای مثال، اگر در یک نظرسنجی تلگرامی ۱۰ هزار نفر شرکت کنند و ۸۰ درصد گزینهای را انتخاب کنند، میتوان گفت ۸۰ درصد شرکتکنندگان در آن رأیگیری چنین نظری داشتهاند؛ اما نمیتوان نتیجه گرفت ۸۰ درصد جامعه، کارکنان یک سازمان یا بیمهشدگان تأمین اجتماعی نیز همین نظر را دارند.
زیرا در نمونهگیری داوطلبانه، افراد خودشان تصمیم میگیرند در نظرسنجی شرکت کنند و ممکن است موافقان یا مخالفان یک موضوع انگیزه بیشتری برای مشارکت داشته باشند.
تجربه شخصی من
من حدود سه سال پیش، دقیقاً با توجه به همین ملاحظات و اشکالات روششناختی، نظرسنجیهای کانالم را متوقف کردم.
به این نتیجه رسیدم که انتشار چند عدد و درصد، بدون اطمینان از اعتبار علمی روش سنجش، ممکن است بهجای آگاهیبخشی، تصویری نادرست از افکار عمومی ایجاد کند.
به اعتقاد من، اگر قرار است عملکرد یک مدیر ارزیابی شود، باید شاخصهای مشخصی مانند بهرهوری، رضایت ذینفعان، کیفیت خدمات، شفافیت مالی، تحقق اهداف و مدیریت منابع مورد بررسی قرار گیرند؛ نه اینکه صرفاً بر اساس آرای افرادی که ممکن است شناخت کافی از عملکرد او نداشته باشند، درباره وی قضاوت کنیم.
یک اصل مهم را نباید فراموش کرد: تعداد رأیدهندگان نشان میدهد چند نفر رأی دادهاند؛ اما لزوماً نشان نمیدهد جامعه چه فکری میکند.
رسانه مسئول، صرفاً تولیدکننده عدد و درصد نیست؛ رسانه مسئول باید به مخاطب بگوید این اعداد دقیقاً چه چیزی را اندازه گرفتهاند و چه چیزی را اندازه نگرفتهاند.
✍️ مهدی اسفندیار
کانال "نه به عوامفریبی"
تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
کاش برخی اقایان هم آقا زاده های خودشان را اینگونه تربیت می کردند که مال مردم را نخورند.
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
بازنشستگی اختیاری پس از ۲۵ سال خدمت
آیا منصفانه است کارمندی که ۲۵ سال از عمر خود را صرف خدمت در یک سازمان کرده، صرفاً به دلیل نرسیدن به سن قانونی بازنشستگی، مجبور باشد سالها به فعالیت ادامه دهد؛ درحالیکه دیگر هیچ انگیزه، اشتیاق یا تمایلی برای ادامه کار ندارد؟
به باور من، نظام اداری و استخدامی کشور باید به این واقعیت توجه کند که پایان انگیزه شغلی نیز میتواند دلیلی منطقی برای پایان دوره خدمت باشد.
پیشنهاد من، طراحی سازوکاری برای بازنشستگی اختیاری کارکنان با حداقل ۲۵ سال سابقه خدمت است؛ به این معنا که فرد بتواند با انتخاب شخصی خود و دریافت مستمری متناسب با ۲۵ روز حقوق، از چرخه اشتغال خارج شود.
این سیاست چند دستاورد مهم دارد:
۱_ احترام به حق انتخاب کارکنانی که پس از سالها خدمت، تمایلی به ادامه فعالیت ندارند.
۲_ کاهش فرسودگی شغلی و جلوگیری از حضور اجباری نیروهای فاقد انگیزه در محیط کار.
۳_ فراهم کردن فرصت اشتغال، رشد و ارتقای نیروهای جوانتر.
۴_ افزایش پویایی سازمان و کمک به نوسازی سرمایه انسانی.
۵_ فراهم کردن امکان آغاز فصل تازهای از زندگی برای افرادی که سالهای طولانی در خدمت سازمان بودهاند.
البته این سیاست باید کاملاً اختیاری باشد، حقوق مکتسبه افراد را حفظ کند و آثار مالی آن بر صندوقهای بازنشستگی با محاسبات کارشناسی بررسی شود.
اکنون بخش بزرگی از کارکنان انگیزه ادامه کار را از دست داده اند و در حال تجربه فرسودگی شغلی هستند، درآمد ها به حدی در برابر تورم کاهش پیدا کرده که بسیاری از کارکنان در حال فروش دارایی های گذشته هستند، خصوصا این مهم در مورد کارکنان متاهل و دارای فرزند بیشتر شنیده می شود اگر خدای ناکرده بیمار صعب العلاج داشته باشند که عملا کارشان تمام هست.
سازمانها به نیروی انسانی باانگیزه نیاز دارند و انسانها نیز حق دارند درباره ادامه یا پایان دوران اشتغال خود تصمیم بگیرند.
بازنشستگی نباید فقط پاداش رسیدن به سن مشخص باشد؛ بلکه باید امکان انتخاب محترمانه پایان یک دوره طولانی خدمت نیز به رسمیت شناخته شود.
✍️ مهدی اسفندیار
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
گویی سازمان های ما برای بقای خود می جنگند نه برای خدمت رسانی به مردم .
مالیات پله کانی و پرداخت پله کانی باعث شده که جراحان بعد از محدوده ای .. یا دست از کار بکشند یا بیمار را به بخش خصوصی ارجاع دهند یا زیر میزی بگیرند...
اما ظاهرا ماموریت وزارت اقتصاد و رکورد زدن مالیات است نه تامین سلامت مردم ، هر کسی کار خودش را می کند و این میان مردم قربانی بی چون و چرای تصمیمات نادرست و بخشی نگری مسئولان سازمان ها هستند.
به ما بپیوندید برای تابیدن نور به زوایای تاریک و پنهان در کانال
"نه به عوام فریبی "
لینک تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
لینک بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
لینک اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
9 426
ایران؛ با سرمایههای انسانیاش چه کردیم؟
پنجاه سال پیش، ایران کشوری بود که جوانانش رؤیای ساختن آینده داشتند؛ معلمی هنوز شأن اجتماعی داشت، دانشگاه محل پرورش نخبگان بود و ازدواج برای بسیاری از جوانان آغاز یک زندگی محسوب میشد، نه ورود به یک بحران اقتصادی.
امروز چه میبینیم؟
جوانانی که از ازدواج میترسند، خانوادههایی که زیر فشار معیشت کوچکتر میشوند، بازنشستگانی که نگران تأمین ابتداییترین نیازهایشان هستند، معلمانی که دغدغه معیشت دارند و نخبگانی که آینده خود را بیرون از مرزها جستوجو میکنند.
البته ایران در پزشکی، فناوری، آموزش عالی و ورزش دستاوردهای ارزشمندی داشته است؛ اما سؤال این است: چرا این ظرفیت عظیم انسانی نتوانسته به رفاه و توسعه متناسب با استعدادهای جامعه تبدیل شود؟
چند عدد برای تأمل:
۱_درآمد سرانه اسمی در سال ۲۰۲۵: ایران حدود ۳۹۲۴ دلار، ترکیه ۱۸۶۰۰ دلار و عربستان حدود ۳۴۵۳۷ دلار.
۲_ تورم سال ۲۰۲۵: ایران ۴۲.۲ درصد، ترکیه ۳۴.۹ درصد و عربستان ۲ درصد.
۳_شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵: ایران رتبه ۷۰، ترکیه ۴۳، عربستان ۴۶ و امارات ۳۰ جهان را کسب کردهاند.
این اعداد، بهویژه در بخش درآمد سرانه، باید با توجه به تفاوت نرخ ارز و قدرت خرید تفسیر شوند؛ اما فاصلهها را نمیتوان نادیده گرفت.
مسئله فقط اقتصاد نیست. وقتی ازدواج از یک انتخاب طبیعی به تصمیمی پرهزینه و اضطرابآور تبدیل میشود، وقتی معلم از آینده شغلی خود نگران است و وقتی نخبه برای ساختن آینده به مهاجرت فکر میکند، باید درباره کیفیت حکمرانی و سیاستگذاری سؤال کرد.
ایران نه از نظر منابع طبیعی فقیر است، نه از نظر استعداد انسانی. پس چرا فاصله میان ظرفیتهای کشور و کیفیت زندگی مردم اینقدر زیاد شده است؟
کشورها را با شعارهایشان نمیسنجند؛ با سرنوشت شهروندانشان میسنجند.
سرنوشت ایران را نه در آمارهای تبلیغاتی، بلکه در امید جوانان، امنیت روانی خانوادهها، منزلت معلمان، رفاه بازنشستگان و امکان زندگی شرافتمندانه مردم باید جستوجو کرد.
ما حق نداریم سرمایه انسانی یک ملت را قربانی خطاهای سیاستگذاری، تصمیمات غیرکارشناسی و فرصتسوزیهای تاریخی کنیم.
ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما زمان، بیرحمانه در حال گذشتن است.
✍️ مهدی اسفندیار
کانال "نه به عوامفریبی"
تلگرام:
https://t.me/nabeavamfaribi
بله:
https://ble.ir/nabeavamfaribi
اینستاگرام:
http://instagram.com/nabeavamfaribi
