547
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+130 день
Архив постов
547
...
خر و بارش
سالهاست وقتی خیلی بیکار و تنهام با تبلتم شطرنج می زنم. برنامه اش 12 لول داره که از روز اول تا امروز فقط تونستم تا 7 پیش برم. در بازی با هر level بالاتر، بدون تقلب کردن، کیش-مات میشم.
ولی یه وقتهایی که از باخت های پیاپی لجم می گیره و دیگه نمیتونم به مبارزه با 8 و 9 ادامه بدم، به سرم میزنه که خب حالا که از 8 شکست می خوری، بیا و 12 رو هم بیازما؛ خدا رو چه دیدی، شاید الابختکی یهویی با بالایی هم تونسی هماورد بشی. تازه وقتی می بازی، از 12 باختی، نه 8.
ولی هر بار آزمودم، 12 بی کم و کاست شکستم داد. تا این که بچه هام برام کلی کتاب و نرم افزار آموزشی خریدند. شامل استراتژی و تاکتیک و ادبیات شطرنجی. ولی هیچ افاقه نکرد که نکرد.
امروز که یه بار دیگه با وجود چندین بار برگشت دادن حرکت و کمک گرفتن از نرم افزار، باز هم از 12 شکست خوردم، یاد صدام و ارتشش افتادم.
او که تا بن دندان مسلح شده و خود را سرمست از پیروزی در برابر ایران میدید و میپنداشت ژنرال جیاپ امت عرب است، رفت سراغ کویت و هشت ساعته هم کارش را تمام کرد. البته کویت به تنهایی لول 2 بود.
ولی به محض آغاز درگیری با آمریکا و ناتو، فهمید که این پیکار از گونه دیگری است. چند روزی سماجت کرد. میان مردم بغداد آمد و هزلهها کرد، ولی بازهم افاقه نکرد و 12 سرانجام او را به دخمه کشاند و در پایان هم حقیرانه معدومشد.
به قول آن ضرب المثل قشنگ کردی:
باری که ریک چه ک بیت گورگ ئه یخوات
(اگر همهی بار خر هم اسلحه باشد، باز هم گرگ او را میخورد).
#یدالله_کریمی_پور
@simaer50
547
...
روزی داستایوفسکی نویسنده شهیر روسی از خیابان میگذشت و در میان ازدحام جمعیت ناخواسته پای مردی را لگد کرد. مرد فوری شروع به دشنامگفتن کرد و هرآنچه که نمیباید به او گفت.
داستایوفسکی حرفی نزد. چند قدم که دور شد برگشت، کلاهش را از سر برداشت، اندکی خم شد و خیلی مودبانه گفت: من داستایوفسکی هستم، آقا!
مرد از اینکه به نویسنده معتبری چون او توهین کرده بود سخت شرمنده شد و شروع به عذرخواهی کرد. داستایوفسکی با همان خونسردی گفت: نیازی به عذرخواهی نیست آقا، شما خودتان را معرفی کردید، من هم خودم را معرفی کردم!
این داستان را آوردم تا به خودم هم یادآوری کنم که هر واژهای که بهزبان میآوریم ریشه در نوع نگاه، میزان شعور و خاستگاه خانوادگی و اجتماعیمان دارد. هتاکی و توهین باید تاوان داشته باشد. فروتنی بیجا فقط باعث گستاخی هتاکان میشود.
#احسان_محمدی
547
...
نکتههای سفر نیویورک
خاتمی با ۱۲ نفر رفت نیویورک، احمدینژاد برای ۱۶۰ نفر درخواست ویزا کرد، ۸۰ نفرشان همراهیاش کردند، روحانی سال ۹۲ با کمتر از ۷۰ نفر و سال ۹۶ با ۴۳ نفر رفت نیویورک، پزشکیان هم حدود ۶۰ نفر همراه دارد
جالب این که ما هنوز نمیدانیم رییسی چند نفر را برد نیویورک و چند نفر را برگرداند
@simar50
547
...
یکسره طالبانی شوید!
هر زمان جامعه می رود تا به درد خود بسازد و بسوزد و به تعادل برسد فیل آقایان یاد هندوستان می کند و می روند سراغ حجاب! انگار این مساله شده شاه کلید همه مسائل و معضلات جامعه. مردم تازه داشتند بعد از آمدن دولت جدید و باز شدن برخی روزنه ها برای تنفسی که به شدت به تنگی افتاده بود نیم نفسی می کشیدند که خبر آمد لایحه کذایی حجاب پس از چند رفت و برگشت به تصویب رسید. پوست خربزه ای که تندروهای سیاسی زیر پای دولت و روزنه گشایان جدید انداخته اند! و حالا دادستان کل کشور که تمام گره های کور اقتصادی و اجتماعی را گشوده است به فکر این گره قدیمی افتاده و می خواهد آن را گشوده و بیماری بی حجابی را درمان کند و جامعه را به سمت فلاح و رستگاری ببرد! غافل از اینکه گره ای را که یک حاکمیت خود عامل آن است، جز با تغییر کامل رویه یا تغییر کل آن حاکمیت، گشودنی نیست.
پس از اینکه طالبان در افغانستان بر روی کار آمد از اولین قوانینی که وضع کرد و شدیدا به دنبال اجرای آن بود ایجاد محدودیت برای زنان بود. ممنوعیت تحصیل، ممنوعیت اشتغال، ممنوعیت تفریح و ورزش و محدودیتهای فراوان دیگری که با شدت و حدت درباره نیمی از جامعه افغان اعمال می کنند.
زنان افغانستانی حالا می دانند با چه موجوداتی طرف هستند. موجوداتی که در سیرت و صورت، خود را نماینده کامل اسلام به جهان می نمایانند! و زنان بی پناه افغان حتی مورد حمایت مردانشان نیستند تا علیه این ظلم اقدامی کنند و مستاصل و ناامید روزگار می گذرانند!
و اما در اینجا، ایران، ۴۵ سال است حاکمیتی به نام دین روی کار آمده.
همان دینی که طالبان ادعای آن را دارد، از ابتدا شعارش آزادی بود و عدم اجبار، اما پس از استقرار، اولین چیزی که اجبار کرد حجاب زنان بود. گویا حل المسائل مشکلات جامعه حجابی است که بر سر زنان باید باشد.
با این وجود حضور اجتماعی زنان، حق تحصیل آنان، اشتغال هر چند محدودشان پذیرفته شد. اما در تمام این سالیان رویه واحدی در مساله حجاب دنبال نشد. به عبارتی حجاب و برخورد با حجاب زنان بیش از هر چیز دیگر دچار نوسان بوده است. در این سالها و با تغییرات فرهنگی عمیقی که در جامعه اتفاق افتاد و بالا رفتن سواد و آگاهی زنان، شکل و شمایل آنان نیز دچار تحولات اساسی شد و حجاب مقبول سالهای اول به پوششی محدود کاهش پیدا کرد تا جایی که باحجاب امروزی همان بدحجاب دیروزی است. از طرف دیگر نگاه جامعه متدین به این امر نیز از حامیان حداکثری به دخالت دولت، به حداقل کاهش پیدا کرد و امروزه اکثریت مردم تکثر پوشش را پذیرفته اند. پس از اتفاقات ۱۴۰۱ نگاه مردان جامعه نیز به زنان که با شجاعت پرچمدار تغییر شده بودند دگرگون شد.
و حالا که پس از مدتی دوباره حاکمیت به پله اول برگشته و قصد دارد قدرت خود را دوباره با زنان بیازماید با جامعه ای طرف است که حامیان اجبار حجاب در آن به حداقل رسیده است و اکثریت نه خواهان بی بند و باری و بی عفتی، که خواهان حق انتخاب چگونه زیستن زنان و البته در چارچوب عرفی معقول است. و زنان و دختران زیادی که محصول تربیت خود این حاکمیتند، از تمام اصولی که در آموزش رسمی به آنها آموخته اند عبور کرده اند.
به نظر می رسد وقتش رسیده تا حاکمیت تکلیفش را با دین و مردم روشن کند. اگر خواهان دین طالبانی است همچون طالبان چهره واقعی خود را بنمایاند! وگرنه این همه با روان مردم بازی نکرده و بیزاری از دینی که هیچ گاه به دنبال اجبار حتی در اصل پذیرش دین نبوده را بیش از این نکند.
#فرشته_مزینانی
547
...
در راه ديروز به فردا
زير درختی فرود میآيم
در سايهاش
برای لحظهای کوتاه از زندگيم
انديشهکنان به راه خويش
انديشهکنان به مقصد خويش
انديشهکنان به راهی که پس پشت نهادهام
انديشهکنان به تمامی آنچه در حاشيه راه رسته است:
آنچه شايستهی تحسين است
نه بايستهی تاراج شدن
آنچه شايستهی عشق ورزيدن است
نه بايستهی کجانديشی
آنچه شايستهی به جای ماندن در خاطره است
نه بايستهی به سرقت بردن
در راه ديروز به فردا
زير درخت زندگيم فرود میآيم
در سايهاش
برای لحظهای از فرصتم...
#مارگوت_بیگل
547
...
پیامبر مهربانی و پیروانی خشک مغز!
این روزها ایام تولد پیامبر اسلام است. می گویند در طول تاریخ انسان در قواره کنونی ۱۲۴ هزار پیامبر از طرف خدا برای هدایتش آمدند و آخرینش محمد ص است. باز هم در تاریخ آمده است که محمد امین بود، مهربان بود، صادق بود، به عهدش وفا می کرد حتی اگر طرفش دشمنش بود! می گویند در قراردادش با مشرکین آمده بود اگر کسی از سمت آنان به مسلمانان پیوست باید برگردانده شود. یکی از مشرکین مسلمان شد و به مسلمین پیوست. پیامبر طبق قرارش او را به آنان برگرداند تا پیمان شکنی نکرده باشد!
اما چطور شد پیامبر امین و صادق و مهربان ما شده مظهر خشونت، مظهر زن ستیزی، مظهر تعصب و خشک مغزی! پیامبری که دل مهربانش اجازه نمی داد گربه ای را از روی عبایش براند، پیامبری که می گفت شکستن شاخه یک درخت تازه مثل شکستن بال ملائک است، پیامبری که روی سرش زباله می ریختند و به عیادتشان می رفت و برایشان دعا می کرد، پیامبری که سرش می رفت عهدش نمی رفت، چرا توسط پیروانش اینقدر خشن و بی منطق معرفی شده! آخر چه نسبتی بین پیامبر مهربانی و داعش و سر بریدن به نام دین وجود دارد؟ چه نسبتی بین محمد امین و غارت و دزدی بیت المال به نام پیرو دینش؟ چه نسبتی بین پیامبری که جلوی پای دخترش فاطمه تمام قد می ایستاد، و رفتار ظالمانه طالبانی با زنان؟ چه نسبتی بین پیامبر دلسوز طبیعت و اسطوره نظافت و پیروانی بی مبالات در این امور؟ به قول شیرازیهای باذوق چطور شد که اینطور شد؟!
آنچه امروز و توسط مسلمانان از دین رسول خدا پیامبر خاتم نمایانده می شود، تصویری است که در طول قرنها توسط خلفایی که به نام او حکومت کردند و عالمانی که مروج سیره او بودند و پیروانی که اعمالشان آیینه تمام نمای مسلمانی بوده، نمایانده شده، و وااسفا بر دینی که بین مرام پیامبر و رهروانش این همه فاصله است.
دینی که فلسفه وجودی پیامبرش رحمه للعالمین بود و حالا شده دینی مروج خشونت و جنگ و کشتار! دینی که هر تکه و فرقه اش خود را بر حق می داند و دیگری را ناحق! دینی که زن را از جاهلیت اولی که هیچ حقی نداشت بالا کشید و در همان سالیان ابتدایی زنانی مجتهده و عالمه تربیت کرد که مرجع پرسش مردان بودند و اکنون پس از قرنها فرقه ای از همین دین اجازه تحصیل به زنان نمی دهد و حتی صدایشان را عورت می داند که نباید به گوش مردان برسد! دینی که در آن راستگویی برترین ارزش است و دروغ سکه رایج برخی دینداران! دینی که شعارش "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" بود اما با "لا اکراه فی الدین " اختیار کامل در انتخاب توحید و نبوت را به انسان داد، و اما همیشه گروهی از پیروان این دین به دنبال به اجبار بردن مردم به بهشت خیالی خود بوده اند. دینی که بیشترین توصیه اش کمک به مردم و رعایت حق الناس بود و آنچه در مسلمانان کمتر می بینیم رعایت حقوق انسان است. دینی که پیامبرش اسوه و الگوی انسانیت بود، اما عالمانش در تعریف معنای انسان با یکدیگر جدال دارند! یکی انسان را حیوان ناطق مطیع و سرسپرده احکام دین می داند و دیگری موجودی صاحب بالفعل تمام کمالات و مختار تام در انتخاب انسانیت یا انانیت!
اگر شما جای جوان طالب اندیشه و اسوه برای طی مسیر انسانیت بودید و در جایی زیست می کردید که پیروان پیامبرش کمترین شباهتی با او نداشتند اما اسلام خود را ناب می دانستند و تکلیفشان را اجرای کامل دین، در حالی که عملکردشان بیشترین لطمه را به دین اصیل و دنیای مردم زده است، آیا پیرو آن دین و اسوه عالمین می شدید یا عطایش را به لقایش می بخشیدید؟
#فرشته_مزینانی
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
