547
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+430 день
Архив постов
547
...
برای شروع مرداد...
ما بدهكاریم
به كسانی كه صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت میخواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتیم...
چونكه مرداد
گورِ عشقِ گلِ خونرنگِ دل ما بوده است
#حسین_پناهی
@simar50
#شعر
547
...
جایگزین خوف از خدا!
هماره سکوت نخبگان و عالمان و مروجان شریعت و اخلاق در برابر فساد افسار گسیخته طالبان پست و مقام و مال، که در قالبهای متنوع بروز و ظهور دارد، محل نزاع و تنقیص بوده و هست.
در دیار ما روز و شبی نیست که به نعمت فضای مجازی که به مثابه بسم الله برای اجنه دوستار تاریکی است، خلافهای ریز و درشت و دور از واقع از صاحب منصبان تریبوندار نشنویم.
کارزار انتخابات در هر رتبه آن، یکی از میدانهای مسابقه راستی و ناراستی است. به راحتی در این دوئل دروغ و راست در مصرفند.
از جمله جناب زاکانی که در پاسخ به این پرسش که چرا در مناظره گفتی تا آخر هستم اما انصراف دادی میگوید:" اینکه گفتم میمانم (دروغ گفتم) منطق دینی دارد و انصراف هم منطق دینی دارد."
تا اینجای کار پلشتی دروغگویان امری بدیهی است. اما کار آنجا سختتر میشود که دین دکان چهار نبش برای توجیه تزویر شود. و رنج جانکاهتر جایی است که حاملان اخلاق و دین و معنویت بر سر حراج دین چنان فریاد نمیزنند که بر تار موی سر زنان میزنند!
سنگربانان ساکت به جای ترس از خدا، چه ترس دیگری را جایگزین خوف از خدا کردهاند؟!
"آوردهاند که روزی اخنف بن قیس به نزدیک معاویه درآمد. هر کس در باب امیرالمومنین علی رضی الله عنه سخنی گفت. اخنف خاموش بود و در هیچ سخن شروع نمیکرد. معاویه گفت: چرا سخن نمیگویی؟! گفت: چه گویم؟ اگر راست گویم از تو ترسم و اگر دروغ گویم از خدای بترسم. پس در این مقام سکوت اولیتر و به حزم نزدیکتر"
(جوامع الحکایات و لوامع الروایات؛ سدیدالدین محمد عوفی، ص ۲۹۰)
۳۱ تیر ۱۴۰۳
@simar50
547
+1
...
#تیکه_کتاب
روزی ناصرالدین قاجار و همراهانش به باغ دوشان تپه رفتند، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی آن گل نمود.
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”، همه حضار خندیدند!
بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!
چکیده تاریخ ایران
حسن نراقی
@simar50
#جالب
547
...
زندهمانی محقر ، ارزش زیستن دارد؟!!
یک جای از رمان جنایت و مکافات #داستایوفسکی، راسکلنیکف دارد فکر میکند و راوی به درون ذهنش میرود که: «در کجا، کجا خوانده بودم که محکوم به مرگی، یک ساعت پیش از مرگ، با خود میاندیشد که اگر مجبور میشد در بلندی یا بر فراز صخرهای زندگی کند که آنقدر باریک باشد که فقط دو پایش بهروی آن، جا بگیرد و در اطرافش، پرتگاهها، اقیانوس و تاریکی و تنهایی و توفان ابدی باشد و به این وضع ناگزیر باشد، در آن یک ذره فضا، تمام عمر، هزاران سال، برای ابد بایستد؛ باز هم ترجیح میداد زنده بماند یا اینکه فورا بمیرد؟»
اکنون اویی که در این فیلم پُتک میزند، نه در فضای استعاری ذهنِ #راسکلنیکف، که بر فضای دیواری واقعی؛ کوچکتر و کمتر از اندازههای یک جفت پا ایستاده و پُتک هم میزند! بر همان فضای کوچک مابینِ تنهایی و توفان ابدی، پُتک میزند که بتواند بر روی همان فضا باقی بماند! آن پتکها، در رد و تمّنای آن زندهمانیاند. آن زندهمانی محقری که راسکلنیکف به آن میاندیشید که ارزش زیستن دارد یا خیر، زیستنیاست که این سوژه، برایش پتک میزند!
اگر از آن آینده که نمیدانم چیست و کیست و کجاست، کسی یا چیزی بپرسد که: «هی، فلانی، از آن سالها بگو، چطور سر کردی در آن مملکت؟ چگونه میگذشت آن پاییز و زمستان و بهار، آن تابستان»
برایش به زبان تمثیل، چیزی شبیه این تصویر را باید نشانداد و شهادت داد که ما در آن تاریخ، به حتی آنجایی که رویش ایستاده بودیم، پُتک میزدیم تا اولا زنده بمانیم تا بعد از پتک احتمالی آخر، شاید روزی، چیزی بسازیم، یک خانه، یک زندگی که بیشتر از یک جفت پا، جا دارد، که همانا هرآنچیز که سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود.
آهای آنکه از #آینده میآیی، کمی از رنجهای ما هم بگو، از این #تنهایی و توفان ابدی، از این فضایی که روزی بیشتر از یک جفتپا برایمان، بیشتر جا نداشت. آهای آنکه روزی خواهی آمد، بهیاد آر . همین...
@simar50
#یادآر
#فراموشی #زندگی
#مسعود_ریاحی
547
...
بلاد کفر
#رحیم_قمیشی
بایدن بهخاطر پیری از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری آمریکا انصراف داده.
آنجا بلاد کفر است، در بلاد ما سن که بالاتر میرود تجربه افزایش مییابد!
صلاحیت بیشتر میشود.
یکی از مقامات مهم ما بزودی قرار است تولد صد سالگیاش را جشن بگیرد!
تصور اینکه مقام اول کشور ما بگوید از سال آینده صحنه را برای جوانترها ترک میکنم، به مخیله کسی راه پیدا نمیکند.
ما که بلاد کفر نیستیم!
کاملا هریس معاون فعلی رئیس جمهور آمریکا که خانمی است رنگین پوست، تلاش میکند در دور بعد جانشین بایدن شود. اولین توئیتی که میزند از مردم تقاضا میکند به او کمک مالی کنند هر نفر شاید صد دلار، تا بتواند مقابل ترامپ بایستد!
آنجا بلاد کفر است، با آنکه سالانه دهها میلیارد دلار به کشورهای هم پیمان خود میبخشند، با آنکه یک رئیس شرکت میتواند تمام هزینههای او را پوشش بدهد، صرفا با امید جبرانش در آینده، اما او دستش را به طرف مردم دراز میکند.
در بلاد ما، نمیدانیم داوطلبان ریاست جمهوری که همهشان ادعای تقوا و پاکدستی و اسلام و خدا را دارند از کجا پول میآورند اینهمه تبلیغ میکنند و امروز وامدار چه کسانی هستند.
آنجا بلاد کفر است اینجا بلاد ایمان.
برای من و تمام مردم تهران پیامک آمده بزودی در ورزشگاه آزادی باید حاضر شویم برای تبلیغ حجاب!!
نمیدانیم چه کسی مجوزش را گرفته، چه کسی هزینهاش را داده، چه کسی استفادهاش را میبرد، اینجا بلاد ایمان است، یک توجیه روی آن میگذارند، برای رضای خداست! و هر خلافی مجاز میشود.
آیا دختران ما هم اجازه دارند در میدان آزادی جمع شوند و بگویند؛ شما حجابتان را داشته باشبد و دست از سر ما بردارید!
اجازه دارند بگویند خیلی از آنها، از بسیاری محجبهها با حیاتر هستند و با نجابتتر.
و بسیاری اختلاسگران، هم چفیه داشتهاند، هم ریش و هم حجاب.
اینجا بلاد ایمان است
اگر بلاد کفر بود هر دو گروه محترم بودند.
چرا جوانان ما بلاد کفر را بیشتر دوست نداشته باشند.
من هم بلاد کفر را بیشتر دوست دارم.
آنجا انسانها شخصیت دارند
هر دین و هر مرامی داشتی به خودت مربوط است
کسی وارد زندگی خصوصیات نمیشود
وقتی مقامات پیر شدند، شخص اول کشور هم باشند میپذیرند پیر شدهاند.
برای صد دلار جابجایی پول، باید پاسخگو باشند.
دروغ بدترین جرمها و اتهامهاست
همان، که ما اینجا آن را عادی میپنداریم
و لازمه پیشرفت کارهایمان.
از شهردار تا رئیس کل
از وکیل تا وزیر
از رئیس جمهور تا هر کجا
به دروغ میگوییم بلاد ایمان است
تا فقط دزدیهایمان برای خدا باشد
@simar50
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
