544
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
-530 день
Архив постов
544
🎙 معین
🎵 میکس خاطرهانگیزترین ترانهها
◍⃟❤️࿐ུ
جادوی شعر
شعر ، ترانه و موسیقی
به ما بپیوندید 👇
@jadoyeesher
544
...
شبنشینی_خرچنگها
فکرش را بکنید؛ #ناصر_تقوایی با آن همه مهارت و توانایی در عزلت و انزوا دق کرد و مرد. در تمام این مدت اما، میدان در اختیار میانمایگان تهی و تباهی بود که با بودجههای سازمانی فربه شدهاند و حتی نفسشان هم بوی رانت و ریا میدهد. تقوایی تا دم آخر به عهد شرافتمندانهای که با خودش بست وفادار بود: «تا روزی که قرار باشد از کسی اجازه بگیرم، فیلم نمیسازم.» نجیبی چون او در خانه نشست و تاختوتاز ناکسانِ مردمستیزی از جنس #ابوالقاسم_طالبی را دید؛ صاحب پروژهی ننگین «قلادههای طلا» که روی آنتن زنده وقیحانه به سمت زنان این سرزمین جفتک میاندازد و با خندههای متعفن افخمی تایید میگیرد.
عجب کراهت بیپایانی!
هلهلهی کلاغها و سپهسالاری قورباغهها، البته که در این سرزمین اتفاق تازهای نیست. اینجا #رسول_خادم پشت درهای بسته زورخانه میماند تا #علیرضا_دبیر در میتینگهای یومیه سیاسیاش مرزهای تملق را تغییر بدهد و جا ماندنهایش از #قالیباف در کوهنوردی را برای رییس مجلس فاکتور کند!
در سرزمین طاعونزدگان، شوخیهای شیرین و دلبرانهی جواهری مثل #منوچهر_نوذری جای خودش را به خندههای چندشآورِ پلشتی چون #شهبازی میدهد و جای #جلال_مقامی جنتلمن را مجریان وابسته و بیهنر حکومتی میگیرند؛ آنها که تنها ترفندشان برای جذب مخاطب، لگدپرانی و تو دماغی زدن روی آنتن زنده است و اگر پا بدهد، شلوارشان را هم جلوی دوربین پایین خواهند کشید.
جامعترین تعریف از سقوط؟ ؟
اینکه چهلوچند سال پیش #امیرعباس_هویدا در دادگاه به حساب پاکش مباهات میکرد: «همه جا را بگردید و ببینید. دست من به پول آلوده نیست»، امروز اما #اکبر_طبری با گردنکلفتی میگوید: «رفقایی دارم که اگر بخواهم، کل لواسان را به نامم میزنند. به من چه شما از این دوستها ندارید؟» .
#محمدصادق_فاتح_یزدی که چرخهای صنعت این مملکت را گرداند و هزاران خانواده را نان داد در خون خودش غلتید تا امروز #بابک_زنجانی بعد از چپاول میلیارد دلاری اموال مردم، عینک بزند، ایونت بگذارد و با لبخندهای فاتحانه به وزیر اقتصاد راهکار بدهدالحق که با شعار اخلاق و آدمیت، عجب مملکت قشنگی ساختید!د!**
بخشهایی از این «آلبوم حسرت» را تماشا کنید...
@simar50
#رسول_بهروش
544
شبنشینی خرچنگها
فکرش را بکنید؛ ناصر تقوایی با آن همه مهارت و توانایی در عزلت و انزوا دق کرد و مرد. در تمام این مدت اما، میدان در اختیار میانمایگان تهی و تباهی بود که با بودجههای سازمانی فربه شدهاند و حتی نفسشان هم بوی رانت و ریا میدهد. تقوایی تا دم آخر به عهد شرافتمندانهای که با خودش بست وفادار بود: «تا روزی که قرار باشد از کسی اجازه بگیرم، فیلم نمیسازم.» نجیبی چون او در خانه نشست و تاختوتاز ناکسان مردم ستیزی از جنس ابوالقاسم طالبی را دید؛ صاحب پروژه ننگین «قلادههای طلا» که روی آنتن زنده وقیحانه به سمت زنان این سرزمین جفتک میاندازد و با خندههای متعفن افخمی تایید میگیرد. عجب کراهت بیپایانی!
هلهله کلاغها و سپهسالاری قورباغهها، البته که در این سرزمین اتفاق تازهای نیست. اینجا رسول خادم پشت درهای بسته زورخانه میماند تا علیرضا دبیر در میتینگهای یومیه سیاسیاش مرزهای تملق را تغییر بدهد و جا ماندنهایش از قالیباف در کوهنوردی را برای رییس مجلس فاکتور کند! در سرزمین طاعونزدگان، شوخیهای شیرین و دلبرانه جواهری مثل منوچهر نوذری جای خودش را به خندههای چندشآور پلشتی چون شهبازی میدهد و جای جلال مقامی جنتلمن را مجریان وابسته و بیهنر حکومتی میگیرند؛ آنها که تنها ترفندشان برای جذب مخاطب، لگدپرانی و تو دماغی زدن روی آنتن زنده است و اگر پا بدهد، شلوارشان را هم جلوی دوربین پایین خواهند کشید.
جامعترین تعریف از سقوط؟ این که چهلوچند سال پیش امیر عباس هویدا در دادگاه به حساب پاکش مباهات میکرد: «همه جا را بگردید و ببینید. دست من به پول آلوده نیست»، امروز اما اکبر طبری با تبختر و گردنکلفتی میگوید: «رفقایی دارم که اگر بخواهم، کل لواسان را به نامم میزنند. به من چه شما از این دوستها ندارید؟» محمد صادق فاتح یزدی که چرخهای صنعت این مملکت را گرداند و هزاران خانواده را نان داد در خون خودش غلتید تا امروز بابک زنجانی بعد از چپاول میلیارد دلاری اموال مردم، عینک بزند، ایونت بگذارد و با لبخندهای فاتحانه به وزیر اقتصاد راهکار بدهد. الحق که با شعار اخلاق و آدمیت، عجب مملکت قشنگی ساختید!
ورق بزنید و بخشهایی از این «آلبوم حسرت» را تماشا کنید...
@simar50
544
...
#رضا_بژکول
جنگجوی دانا از جنگ اجتناب می کند
این جمله از کتاب هنر جنگ اثر سان تزو مربوط به دو هزار سال پیش است .
هیچکس با اطمینان از هویت حقیقی او سخن نمی گوید .اما بعضی پژوهشگران چینی که گرد آورنده سخنان حکیمانه او هستند وی را یکی از ژنرال ها و مشاورین نظامی به نام "سان وو" در دوره بهار و پاییز در تاریخ چین می شناسند که مریدانی هم دارد .
کتاب فوق برای چینی ها در زمینه های استراتژی، دیپلماسی و هنرجنگ، در بطن تفکر نظامی عصر مدرن به چشم می خورد .
یکی از کسانی که از این روش بهره گرفته مائو تسه دانگ است که از پیروان سان تزو بوده.
و یکی از نکات اعجاب انگیز این است که در غرب اندیشه های او را در قالبی نو، و به عنوان خرد ناب در "مدیریت کسب و کار" به بازار عرضه کردند.
با خواندن آن می شود فهمید که که چینی ها استراتژی خود را به نگاه های دو هزار سال پیش سان تزو گروه زده اند اما با ترفندهای جدید و با ابزارهای پیشرفته روز دنیا برای مقابله با غرب یکپارچه.
در جایی از کتاب سان تزو می گوید:
" انگاه که نیرومند هستید
وانمود به ناتوانی کنید"
وقتی که سرگرم لشکرکشی هستید
تظاهر کنید که نیستید
نزدیک که هستید ، دور بنمایید
دور که هستید ، نزدیک بنمایید
از نگاه او پیروزی که بصورت غیرمستقیم و از راه فریبکاری به دست بیاد، به مراتب انسانی تر ( و به طور حتم اقتصادی تر ) از غلبه از طریق نظامی برتر است .
سان تزو به فرماندهان جنگی توصیه می کند که دشمن را وادار کنید که اهداف آنها را دنبال کند انجا که می گویید:
حاکم ،
هرگز نباید، مردانش را،
از روی خشم به حرکت در آورد؛
ژنرال،
هرگز نباید،
از روی بغض و کینه توزی،
به میدان نبرد برود.
خشم،
می تواند به لذت مبدل شود،
و بغض به خوشی.
اما ملتی که منهدم شد،
دیگر نمی توان باز ساخت؛
به یک مرده،
نمی توان حیات نو بخشید.
پس، حاکم روشن اندیش ،
محتاط است؛
و ژنرال ورزیده،
هشیار؛
و این راه صلح برای یک ملت،
و راه مصونیت سپاه از آسیب است .
بر اساس همین نگاه است که چینی ها هرگز در جنگ ها و تقابل های نظامی حضور فیزیکی و عملی ندارند.
اما در همه حوزه ها بخصوص اقتصادی پیشرو در قرارداد های کوتاه و بلند مدت جهت تثبیت اهداف خود در فرایند زمان هستند.
سیاست چینی ها نه به جنگ اما صلح است، و هدف آنها در اکثر کشورها بدهکار کردن دولت ها برای پیشبرد پروژه ها از طریق وام های بلند مدت مالی و البته تجارت با دشمنان با عنوان دوستان است که تزو در گذشته توصیه کرده بود :
"دوست داشتن دوست آسان است، اما گاهی اوقات سخت ترین درسی که می توان آموخت، دوست داشتن دشمن است"
اینگونه بود که چینی ها با استفاده از دوست داشتن دشمن با رفتارهای دیپلماسی، چین را تبدیل به یکی از قدرت های بزرگ اقتصادی در جهان کردند، با دوست و دشمن تجارت می کنند اما فقط منافع ملت اشان را مدنظر قرار می دهند.
@simar50
پژوهشگر سیاسی
544
...
شرم الشیخ ما ...
راه انداختن اجلاس شرم الشیخ در وطن خودمان اصلا کاری ندارد فقط کافی ست که مدعوین آن اجلاس از شیخهای آشنایی باشند که همگیمان میشناسیمشان برای نمونه یکی از مدعوین میتواند شیخ کاظم صدیقی باشد که با زمینی دین را زمین زد و یا یکی از مدعوین میتواند شیخ احمد علم الهدی باشد که ادعای گذران زندگی با حقوق تامین اجتماعی داشت و ناگهان معلوم شد وارث خوشبخت بانو گوهرشاد است و یا یکی از مدعوین میتواند شیخ علیرضا پناهیان باشد که در تلخ و شیرین کردن گوشت بزرگان دین تخصص خاصی دارد و صدها امام جمعه میتوانند مدعوین به ان اجلاس باشند که مطلع کلام همگیشان اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم بود اما چیزی که رفت تقوا بود و چیزی که آمد فساد و تباهی بود . خلاصه که اگر ما هم روزی تصمیم بگیریم در اجلاسی شیخهایمان را سر جمع کنیم و بین عملکردها و شعارهایشان تناسبی برقرار کنیم در ان صورت خواهیم دید که حجم وسیعی از شرم از پیشانی این شیوخ شره خواهد کرد و نام چنین اجلاسی چه میتواتد باشد جز اجلاس شرم الشیخ ...
#علی_قاینی
@simar50
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
