547
Подписчики
+124 часа
+17 дней
+130 день
Архив постов
547
...
اثر نتیجهی معکوس
چرا تلاش برای تغییر عقاید دیگران ممکن است نتیجه عکس داشته باشد؟
اگر انسان موجودی کاملاً منطقی بود، با روبهرو شدن با شواهد جدید و معتبر، به راحتی باور خود را تغییر میداد. اما واقعیت این است که اغلب افراد، حتی با وجود ارائه شواهد قوی و قانعکننده، بر باورهای قبلی خود اصرار میورزند.
حتماً تاکنون با افرادی برخورد کردهاید که در بحثها، با وجود ارائه حقایق و دادههای علمی، همچنان بر دیدگاه و باورهای اشتباه خود پافشاری میکنند. این پدیده، که به "اثر نتیجه معکوس" معروف است، نشان میدهد که گاهی تلاش برای تغییر عقیدهی دیگران، ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد.
اثر نتیجۀ معکوس باعث میشود هرچه بیشتر تلاش میکنید تا با ارائۀ حقایق و اطلاعات معتبر و منطقی، شخص مقابل را متقاعد کنید که اشتباه میکند، او بیشتر متقاعد شود که باور قبلیاش درست است و بر آن پافشاری کند.
در واقع اثر نتیجۀ معکوس نوعی سوگیری شناختی است که باعث میشود افراد شواهدی که باورهایشان را به چالش میکشد، نادیده بگیرند و به جای آن، به دنبال توجیهاتی برای تقویت باورهای قبلی خود باشند.
اصطلاح «اثر نتیجۀ معکوس» را اولینبار دو دانشمند حوزۀ علوم سیاسی به نامهای برندان نیهان و جیسون ریفلر برای تشریح اینکه افراد هنگام مواجهه با شواهد و اطلاعات متعارض با باورهای خود تا چه اندازه موضع اولیۀ خود را، حتی با قوت بیشتری حفظ میکنند، به کار بردند. آنها در یک مطالعه با بررسی تصورات غلط پیرامون موضوعات بحث برانگیز سیاسی _ازجمله سلاحهای کشتار جمعی و جنگ عراق_ دریافتند که ارائۀ اطلاعات دقیق و صحیح دربارۀ این مباحث به افراد اغلب باعث میشود در مواردی که اطلاعات جدید با باورها و عقاید قبلی آنها مغایر است، افراد اعتقاد راسختری به باورهای پیشین خود بیابند.
#حسین_حسینیپناه
@simar50
#ذهن_فریبکار_من
#مدرسه_علوم_انسانی
547
...
«جامعهی شمشادی»
«جامعهی شمشادی» یعنی جامعهای که از قدبلندها خوشش نمیآید و تنوع را دوست ندارد؛ و متاسفانه جامعهی ما یک جامعهی شمشادی است!
«جامعهی شمشادی» همان جامعهای است که هر روز باغبانانی قیچی به دست آمادهاند تا گیاهان قد بلندتر را کوتاه کنند؛ یعنی ردیفی از گیاهان مشابه هم، گیاهانی بدون هیچ تنوعی! همه یکرنگ و یکدست.
این همان پیشفرضی است که مفهوم «وحدت» را در ذهن برخی از افراد شکل داده است. در ذهن آنان وحدت یعنی یکدست کردن و یکشکل کردن ردیفی از گیاهان در یک قامت و در یک شکل، به فرمان قیچی!
ویژگیهای جامعهی شمشادی
۱- "جامعهی کلنگی": کاتوزیان از تمثیل ساختمانها استفاده میکند؛ ساختمانهای ایرانی نوسازی و بازسازی نمیشوند؛ بلکه به اتهام کلنگی بودن ویران میشوند تا خانهای نو بر آنها بنا شود. عمر کوتاه ساختمانها در ایران باعث شده او از این تمثیل استفاده کند و ایران را "جامعهی کلنگی" بنامد؛ یعنی جامعهای که بسیاری از جنبههای آن همواره در این خطر است که هوی و هوس کوتاهمدت جامعه با کلنگ به جانش بیافتد". به این ترتیب است که هیچگاه انباشت سرمایه اتفاق نمیافتد. شمشاد برخلاف درخت گردویی که سالها باید منتظر محصولش ماند، کوتاهمدت است.
۲- "شوق ویرانگری": نراقی در کتاب "پینکتههایی بر جامعهشناسی خودمانی" میگوید: "این یک واقعیت است که تخریب برای خودش یک شوق، یک جاذبه و یک شیفتگی مخصوص ایجاد میکند که فقط با خویشتنداری و تامل در عواقب آن میشود از خیرش گذشت .
میبینیم، مدیریت تازه به دوران رسیده و جدید دوست دارد خودش همهی کارها را از نو آغاز کند که ضمن لذت بردن از تخریب و منهدم کردن فرد یا گروه قبلی، به خیال خود طرحی نو درافکند»! شمشمادها همیشه منتظر طرح نویی هستند که از فردا هم قابلیت اجرا داشته باشد.
۳- یکدست کردن جامعه: شمشادها یکرنگ و یکدست هستند. زیبایی شمشمادی از یکدست بودن میآید؛ اما زیبایی باغچهی متنوع از گلهای مختلف، از تنوع میآید. چشماندازِ "قیچی شمشاد" آن است که هر روز اندازه را تعیین کند و باغبان با اندکی صبر بتواند طرح مورد نظرش را آنگونه که میپسندد اجرا نماید.
پیامدهای «جامعهی شمشادی»
در «جامعهی شمشادی» تنها به شرط همرنگ و هماندازهی دیگران بودن است که بقا امکانپذیر میشود. وقتی شرکتهای قدبلند باید حذف شوند، وقتی حتی افراد نباید بیش از حد مشخصی شناختهشده یا محبوب شوند، یعنی ما با "جامعهی شمشادی" روبهرو هستیم؛ یعنی در این جامعه انباشت سرمایه اتفاق نمیافتد و این یعنی اندازهی ملی ما کوتاه میماند!
در جامعهی شمشادی نوآوری هم سخت است. وقتی رنگت یکدست با ردیف شمشادها نباشد، یا برگات همشکل با آن ردیف سبز و یکدست، محکوم به کنده شدن هستی. نوآوری یعنی تفاوت و تمایز با شیوهی پیشین و مدافعان وضع موجود همواره در برابر هر تنوعی هراس مییابند.
هر یک از ما جزیی از جامعهی شمشادی هست. هر یک از مایی که از تنوع بیزار است، هر یک از مایی که دوست ندارد نظر مخالف بشنود، استادی که شاگرد توانمندتر از خود را تحمل نمیکند، مدیری که از ترس جانشینی، زیردست حرفهایاش را با قیچی میبرد، پدر و مادری که محبت را از فرزندی که متفاوت از آنها فکر میکند، دریغ میکنند؛ همهی اینها نمونههایی از «جامعهی شمشادی» است.
#امیر_ناظمی
547
...
آیا اسرائیل بسیار قوی شده!؟
#رحیم_قمیشی
بدون مقدمه بگویم ترورها و اقدامات اخیر اسرائیل باعث حقارت بسیاری از کشورها و مردم منطقه خاورمیانه شده، ایران شاید بیشتر از بقیه.
اسرائیل بسیار قوی شده، یا ما بسیار ضعیف؟
شاید برخی بگویند هر دو!
ولی من معتقدم اسرائیل رشدش متوازن بوده، ما بسیار عقب ماندهایم.
وقتی هنیه در تهران ترور شد، بسیاری گفتند؛ هزار دلار که رقم بسیار اندکی است نزد سازمانهای نظامی و جاسوسی، در کشور ما میشود ۶۰ میلیون تومان، برویم در زندانها و ببینیم چند هزار نفر بخاطر رقمهایی بسیار کمتر، آنجا ماههاست زندانند؟
چرا کسی که زندگیاش با دو سه هزار دلار متحول میشود با سازمانهای جاسوسی مرتبط نشود، شاید نه به عنوان یک جاسوس واقعی، به عنوان یک کارگزار، مخبری ساده، برای اهدافی بزرگ!
اینهمه سرقت اسناد از کشورمان، این همه ترور دانشمندان، ترور هنیه، دسترسی اسرائیل به جزئیات اطلاعات ایران، در حالی که امکان ندارد یک اسرائیلی بتواند وارد کشور شود، ولو غیرقانونی. تعجبآور نیست؟
چه کسی محل جلسه حسن نصرالله را گزارش کرده؟ چرا سردار ایرانی باید آنجا باشد؟ چرا دستگاه ارتباطی باید در صورت سفیر ما منفجر شود؟
اسرائیل ناگهان بسیار قوی شده؟
خیر!
ما به طرز حیرتآوری همه فقیر شده ایم.
در شهر قدم بزنید، دندانپزشکی با اقساط ۲۴ ماهه، فرش قسطی، موبایل قسطی، شلوغی خرید از میوههای پسسورت، بازار کساد، عصبانیت مردم با منشأ بی پولی، زندگیهای از هم پاشیده بواسطه فقر، چرا اسرائیل از این فرصت بهره نگیرد؟
چرا امارات ادعای سرزمین ما را نکند؟
چرا روسیه ما را دنبال خود ندواند؟
دوستانم که میگفتند اقتصاد، زیربنای همهچیز است، زیر بنای اعتقاد و اخلاق هم هست، دعوایشان میکردم، باور نمیکردم، وقتی میگفتند کشور فقیر امنیت هم ندارد، توسعه سیاسی هم پیدا نمیکند، دین هم ندارد، صداقت هم در آنجا رنگ میبازد، باور نمیکردم.
امروز سواد ما و تکنولوژی ما هم با فقرمان عقب ماند. سلامتی ما هم، زندگی ما هم.
آنها که فکر میکنند فقر یعنی شکم گرسنه، و میگویند فقیر در ایران زیاد نیست، چقدر در اشتباهند، فقر یعنی عقب افتادن از هر سطح زندگی، متناسب زمان.
نه خانه مناسب، نه خودرو خوب، نه امکانات مناسب تحصیل، نه تغذیه اصولی، نه تفریح، نه سلامت، نه امید به آینده، نه امکان همدردی، فقر یعنی آلودن تار و پود جامعه به هر زشتی. از دروغ گرفته تا بدعهدی تا بیاخلاقی تا بیهویتی.
آیا امروز اسرائیل آدرس تک تک مقامات ما را ندارد؟
آیا محل انبار تمام مواد رادیو اکتیو ما را نمیداند؟
آیا از میزان خشم مردم نسبت به حاکمان نالایق بی خبر است؟
شک ندارم دقیقتر از ما اطلاعات دارد.
و برنامههایی دقیق برای آینده.
نه آنکه او خیلی با هوش است
ما بسیار عقب مانده شدهایم
و عوارض عقب رفتنهای ما و فقر ما، به مرور در همۀ زمینهها هویدا خواهد شد.
شاید وقتی که خیلی دیر شده باشد.
اگر امروز نجنبیم!
نظامی که نتواند حداقلهای زندگی اتباعش را فراهم کند.
تمام دنیا میشوند دشمنش!!
همه پیشرفت میکنند و سرمایههای کشور را به یغما میبرند.
مثل امروز!
اگر نظام نتواند فقر هفتاد درصدی جامعه ایران را برطرف کند، اسرائیل سهل است، کشورهای کوچکتر نیز فردا برای ما شاخ و شانه خواهند کشید.
اسرائیل قوی نشده
ما گرفتار مغزهایی پوسیده شدهایم!
که از تامین زندگی معمولی ایرانیان هم
ناتوانند.
و هزاران خطر، در مسیر ما مینهند.
@simar50
547
...
چشمی بههم زدیم و دنیا گذشت
دنبال هم امروز و فردا گذشت
بذار بزرگ شی؛ بعد...
بذار دَرست تموم شه؛ بعد...
بذار کفن پدرت خشک شه؛ بعد...
بذار استخدام بشی؛ بعد...
بذار ازدواج کنی؛ بعد...
بذار تخصص بگیری؛ بعد...
بذار دلار بیاد پایین؛ بعد...
بذار بچهدار بشی؛ بعد...
بذار من سرَم رو بذارم زمین؛ بعد...
بذار مهر طلاقت خشک شه؛ بعد...
بذار خونه بخری؛ بعد...
بذار جنگ تموم بشه؛ بعد...
بذار بچههات بزرگ بشن؛ بعد...
بذار حُکمت بیاد؛ بعد...
بذار ارزون بشه؛ بعد...
بذار بازنشست بشی؛ بعد...
بذار قانونی بشه؛ بعد...
ما فقط یکبار زندگی میکنیم و آن یکبار هم مدام مبتلا به تعویقیم. ما را مدام بازداشتهاند تا بگذاریم چیزی بشود، بیاید، برسد، بگذرد... ما چشم به در داریم تا آن روز بیاید که نخواهیم برای گذر چیزی یا رسیدن چیزی دیگر صبر کنیم.
ما فقط یکبار زندگی میکنیم و آن یکبار هم به دفعالوقت گذشت.
نمیآید. آن روزی که همهچیزش جورِ جورِ جورِ باشد، نمیآید. چهکار میخواهی بکنی که پیش از انجامش دستخوش درنگ و وقفهای؟
همین الان وقتش است! چون این که بگذرد سدّ بعدی سربرمیآورد، پشت این گُدار، گدار دیگریست.
ما یکبار زندگی میکنیم و اگر ایستادهای اولِ خط، تا جادهی زندگی تماموکمال آسفالت شود، من بهت میگویم، نمیشود. باید راه بیفتی.
از آن دَری که در دوردستها میبینی، میان دود و مِه؛ نه کسی میآید و نه لتههایش به روی تو باز میشود؛ چون اصلا دَری نیست، پوستر است، مقواست روی سینهی دیوار، واقعیت مجازیست!
نفرین به عمری که به درنگ و سکون و سکته و تعطیل پشت تعطیل گذشت.
ما فقط یکبار زندگی میکنیم...
#سودابه_فرضی_پور
@simar50
547
...
در گذشته، هنگامه جنگ و در خط مقدم، معمولا افراد حماسی خوان، با خواندن اشعار حماسی از شاهنامه و شرح قهرمانی ها، با تهییج سپاهیان و روحیه آن ها، سعی می کردند سربازان را برای نبرد با دشمن آماده و ترغیب کنند!
همین وضعیت در جنگ ۸ ساله ایران با عراق نیز حاکم بود که افرادی چون کویتی پور، آهنگران و... در خط مقدم جنگ و سنگرها، با روضه و مداحی و شرح شجاعت و مظلومیت خاندان امام حسین ع سعی می کردند روحیه سربازان و شجاعت آن ها را افزون کنند که بسیاری از این مداحان که خاصه ریالی هم بابت آن مدح و شور نمی گرفتند، خود شهید و جانباز شدند!
حال اما، امروز که صحنه جنگ غزه به لبنان کشیده شده و مداحان حکومتی و دیگرانی که سال ها آرزوی گشوده شدن میدانی برای جهاد و رسیدن به مرتبه شهادت بودند، به جای صحنه لبنان و حضور در خط مقدم و روحیه دادن که برخلاف غزه، زمینی و هوایی امکان حضور در آنجا مهیاست، ترجیح می دهند یا سکوت اختیار کرده و دم نزنند، یا از طریق فضای مجازی برای پیروزی نیروهای ها حزب الله دعا کنند و یا نهایت اگر ماموریتی هم بود، آن را در سرزمینی آرام و به دور از تنش، چون تایلند و پاتایا انجام دهند!
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
