ru
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Открыть в Telegram
546
Подписчики
+224 часа
+27 дней
-230 день
Архив постов

• که به ديدنم بيا، دور از اين بهانه‌ها _ @enzevayyy

‌‌... نگاهی به پیاده‌روی اربعین؟ یکی از بهترین راه‌ها و مسیرهایی است‌ که مسافرش را از فقر به فراموشی می‌برد. این راه، تضمینی است. چرا؟ چون سالهاست جواب داده. چگونه؟👇 ▪︎‌‌در کشوری که بیمار، جان می‌دهد چون توان خرید دارو را با دلار آزاد ندارد،  زائر اربعین با ارز دولتی به زیارت می‌رود. ▪︎برق در بیمارستان‌ها قطع است، در بیابان‌های داغ عراق، یخچال موکب مثل بنز کار می‌کند. ▪︎بودجه‌ی ساخت مدرسه برای دانش‌آموزان کپَرمدرسه نداریم اما برای ساخت ایستگاه‌های میان‌راهی پول کافی هست. ▪︎هزینه‌ی غذای گرم ( کباب و مخلفات) برای زائران از جیب فقرای داخل کشور تأمین می‌شود. چرا حکومت چنین خرجی می‌کند؟ بهترین راه برای پنهان کردن زوال عدالت، برگزاری نمایش ایمان است. یکی نوشته بود: «ایرانی پیاده میره کربلا، عراقی با لندکروز میاد چالوس… خیلی مونده بفهمیم دنیا چجوره…» این فقط یک شوخی تلخ نیست. این تصویر، آیینه‌ای‌ست از یک مهندسی عظیم ذهن و جامعه. مردم، با فقر، بیکاری، بی‌آبی، و بی‌امیدی در کشور خود، پیاده به کشوری دیگر می‌روند تا خود را در چیزی بیرون از واقعیت رنج‌آورشان معنا کنند. جمهوری اسلامی با تخصیص بودجه‌های کلان، خدمات مجانی، ارز ترجیحی و پوشش تبلیغاتی، پیاده‌روی اربعین را به یک «کاروان امید» در دل فقر بدل کرده. مردم می‌روند، چون تنها جایی‌ست که نظام به آن‌ها «اجازه حضور داشتن» می‌دهد. اما هدف جمهوری اسلامی چیست؟ پیاده‌روی اربعین برای حکومت، یک ابزار ژئوپولیتیک است: پیوند ایدئولوژیک ایران-عراق تقویت می‌شود تا «عمق راهبردی شیعی» تثبیت گردد. ▪︎یک مانور ایدئولوژیک است: وفاداری مذهبی جای اعتراض اجتماعی را بگیرد. ▪︎یک روش سرکوب خاموش است: فقر و نارضایتی به سکوت و تمکین تبدیل شود. و نتیجه؟ رسیدن به حالت ایده‌آل مسخ توده‌ها. ملتی که می‌توانست اعتراض کند، گریه می‌کند. و حکومتی که باید پاسخ بدهد، برایت ثواب می‌نویسد. ای کاش زائر اربعین بداند او راه نمی‌رود، دارد راه می‌دهد؛ راه می‌دهد که با پول‌ خودش و ما، باورش را علیه‌ اکثریت جامعه مصرف کنند. **دردناک است که جمهوری اسلامی سال‌هاست که خوب می‌داند چطور با «اشک»، دردها را پاک کند، نه از صورت مردم، که از صورت مسئله.** #پیاده_روی_اربعین @simar50 #نقد

Garsha Rezaei - Kabootar Omid.mp33.39 MB

Moein - Ba Man Bemon (Remix).mp39.08 MB

Ali Lohrasbi - Shabe Darya (Remix).mp36.96 MB

‌‌⁨ ⁨ ... سکوت «اگر خدا در برابر شکنجه‌ی مؤمنان خاموش بماند، آیا هنوز شایسته‌ی پرستش است؟» مارتین اسکورسیزی، در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ با رمان «سکوت» اثر شوساکو اندو آشنا شد و چنان تحت تأثیر قرار گرفت که تصمیم گرفت آن را به فیلمی تبدیل کند. اما سال‌ها گذشت و هیچ‌کس حاضر نشد برای فیلمی درباره‌ی «خدای خاموش» سرمایه بگذارد. چرا که جهان، خدای گویا می‌طلبد؛ خدایی که شفا می‌دهد، وعده می‌دهد، پاسخ می‌دهد. اما خدایی که در برابر رنج خاموش است؟ نه، برای او بلیت نمی‌خرند. و با این‌همه، پس از نزدیک به سی سال، Silence ساخته شد. ژاپن، قرن هفدهم. دو کشیش پرتغالی پا به سرزمینی می‌گذارند که در آن، ایمان به مسیح با خون سنجیده می‌شود. آن‌ها آمده‌اند تا خدا را بیابند. اما آنچه می‌بینند، جای خالی اوست؛ صلیب‌هایی که در شن‌ کاشته شده‌اند، تا مؤمنان، آرام آرام در آن فرو روند و خاموش شوند. در این فیلم، خدا سخن نمی‌گوید. شاید هم سخن می‌گوید، اما با زبانی که برای ما غریبه است. و این‌جاست که ایمان می‌لرزد. یکی از دو کشیش، رودریگز، مردی غرق در یقین، رفته‌رفته صدای ترک برداشتن ایمانش را می‌شنود. “اگر خدا خاموش بماند، من به چه وفادار مانده‌ام؟ به او؟ یا به تصویر او؟” فیلم پاسخی نمی‌دهد. بلکه انسان را به درون برهوتی می‌فرستد که پیش از او، تنها ایوب در آن ایستاد: فرزندانش مرده، اموالش برباد رفته، تنش پر از زخم، و بدتر از همه — خدا خاموش. در این جهان، تنها یک واژه بر زبان می‌ماند: عیسیٰ! نه از سر یقین، که از عمق وحشت، از تنهاییِ محض، یا شاید، از سر اعتراض به آسمانِ بی‌پاسخ. اُمید شجاعی بیرانوند 🎬 #Silence_2016 @simar50 #فیلم_سکوت #مارتین_اسکورسیزی #اندرو_گارفیلد #آدام_درایور #لیام_نیسون⁩⁩ #سینما #فلسفه

... خطبه‌های مفید و موثر صدیقی !!! #حمید_آصفی صدیقی پس از ۱۷ سال دعاخوانی، گریه و اشک، خطبه‌های «مفید و مؤثر» را به کلاس‌های اخلاق کوچ کرد. استعفای صدیقی از امامت نماز جمعه تهران، نه آغاز تغییری در ساختار قدرت است و نه پایان یک دوران پرمسئله؛ بیشتر شبیه مراسم بازنشستگی نمادین یکی از خطیبان وفادار به نظم موجود است. از صدیقی تقدیر می‌شود بابت هفده سال «خطبه‌های مفید و مؤثر»، گویی در این سال‌ها نه اعتراضی خاموش شد، نه نسلی از دست رفت، نه اعتمادی فروپاشید. اما این «خطبه‌های مفید» دقیقاً چه بودند؟ دعا برای زلزله نیامدن؟ دعوت به صبر در گرانی؟ وعده ظهور مشروط به حجاب کامل؟ تکرار مکرر توصیه‌های اخلاقی و معنوی آن‌هم در شرایطی که سفره مردم هر هفته کوچک‌تر می‌شد و دیوار بی‌اعتمادی هر جمعه بلندتر؟ صدای لرزان، اشک‌های آماده و گریه‌هایی که گویی بار عاطفی خطبه را بالا می‌برد، اما نه درد مردم را کم می‌کرد و نه رنج زمانه را درک می‌نمود. اما نماز جمعه صدیقی از همه جالب‌تر بود؛ خطبه‌هایی که ترکیبی بود از اندرزهای خنثی، گریه‌های تکراری، و تأیید مطلق وضع موجود؛ یک نوع خطابه‌ی روحانی آرام‌بخش برای نظام، نه جامعه. نهاد نماز جمعه در نظام جمهوری اسلامی نه صرفاً برای اقامه نماز، که برای نمایش انسجام ایدئولوژیک و بازتولید مشروعیت حاکمیت طراحی شد. تریبونی یک‌سویه، بالاتر از مردم و خارج از نقد، که در آن امام‌جمعه نه سخنگوی جامعه، که مأمور ابلاغ سیاست‌های کلان بود. در واقع، نماز جمعه نه فقط یک مراسم عبادی که نوعی «مینیاتور حکومتی»‌ست؛ با یک خطیب منصوب، مردمی که تنها شنونده‌اند، و پیامی که از بالا نازل می‌شود. همین ساختار باعث شده که این تریبون، در بزنگاه‌های تاریخی، بیشتر به کار توجیه وضع موجود بیاید تا اصلاح آن. اما این همه ماجرا نیست؛ پس از افشای پرونده زمین‌خواری در منطقه ازگل، و بازداشت پسر و عروس ایشان، انتظار می‌رفت صدیقی همان روز زیر فشار افکار عمومی و این رسوایی بزرگ استعفا دهد و نشان دهد که حداقل برای حفظ آبروی خود به مردم پاسخگوست. اما جمهوری اسلامی هرگز تحت اینگونه فضاها عقب نمی‌نشیند، چون می‌ترسد اگر یک‌بار کوتاه بیاید، مردم پررو شوند و دیگر نتواند مدیریت بحران‌ها و فسادهای آشکار را به همین راحتی ادامه دهد. اکنون هم استعفا تنها به معنای تغییر یک تریبون است، نه اصلاح مسیر خطبه‌ها. نه کسی از مردم بابت بی‌توجهی به دردهایشان عذر خواست و نه کارنامه‌ای روی میز گذاشته شد. صدیقی می‌رود تا «بر کارهای علمی و تبلیغی تمرکز کند»، اما میراث او  پروژه‌ای علمی نبود، بلکه هفده سال خطابه‌هایی که بیشتر به تسکین قدرت پرداختند تا درمان جامعه. در شرایطی که جامعه با بحران اعتماد، فقر گسترده، شکاف‌های اجتماعی و مطالبات انباشته‌شده روبروست، تریبون نماز جمعه اگر قرار بود مفید باشد، باید به تریبون گفت‌وگو، شجاعت و عدالت تبدیل می‌شد، نه جایگاهی برای توصیه‌های تکراری و وفاداری به وضع موجود. استعفای صدیقی هم از جنس همان مناسبات است: بی‌هزینه، بی‌نقد، و با تشکر رسمی. در غیاب شفافیت و پاسخگویی، تریبون همچنان تریبون می‌ماند و مردم همچنان بی‌صدا. صدیقی می‌رود، اما مسئله‌ای حل نمی‌شود؛ چون اینجا نه سیاست بازنشسته می‌شود، نه مسئولیت. تنها جایگاه‌ها دست‌به‌دست می‌شوند، با خطبه‌هایی جدید اما همان خط مشی کهنه. شاید فقط کمی کمتر اشک بریزند.

photo content

photo content

3imar سیمار - Статистика и аналитика Telegram-канала @simar50