ru
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Открыть в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 27 605 подписчиков, занимая 2 284 место в категории Бизнес и 12 218 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 27 605 подписчиков.

Согласно последним данным от 27 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -175, а за последние 24 часа — -6, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 22.51%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 8.97% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 6 214 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 477 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 28 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Бизнес.

27 605
Подписчики
-624 часа
-337 дней
-17530 день
Архив постов
#تبلیغات

فیلمی تاریخی وارزشمند از سخنان مهندس بازرگان ، ۹ ماه بعد از نخست وزیری ، ودر آبان ۱۳۵۸... وقتی دولت او در پی اشغال سفارت آمریکا کناره‌گیری کرد. 🔰 بازرگان در این زمان سراسر گلایه است و شرح می‌دهد چرا دست از کار کشیده... 🔰 کاش در همان زمان به دغدغه ها و نگرانی های مرحوم بازرگان توجه میشد. 🔰 یادش امروز گرامی🌹

🔴 جامعهٔ نخبه‌کش ✍️ فرهاد قنبری نقل است که اسکندر مقدونی پس از فتح ایران به ارسطو نامه نوشت و از او خواست که به ایران آمده و به او بپیوندد، اما ارسطو این خواسته را نپذیرفته و در پاسخ می‌گوید ایرانیان مردمان عجیبی هستند، آنها به بزرگان و عالمان خود رشک و حسد ورزیده و آنها را آزار داده یا به قتل می‌رسانند و من ترسم از این است که اگر به آن سرزمین بیایم با من نیز چنین کنند. از این سخن تأمل‌برانگیز فیلسوف بزرگ یونان باستان بیش از دو هزاروسیصد سال می‌گذرد، ولی جامعهٔ ایران هنوز همان جامعه است. جامعه‌ای که در آن فردوسی، خردمند بزرگ تاریخ ایران در فقر و عزلت از دنیا می‌رود. منصور حلاج، عین‌القضات و شهاب‌الدین سهرودی به قتل می‌رسند، ملاصدرا، ابوعلی سینا، زکریای رازی و بایزید از شهر و خانه بیرون رانده و آواره و تبعید می‌شوند و این نخبه‌کشی تا قرون معاصر به همان قدرت ادامه می‌یابد و سرنوشت قائم مقام فراهانی و امیرکبیر و محمد مصدق و بسیاری دیگر دوباره درستی سخن ارسطو را مقابل دیدگان‌مان قرار می‌دهد. اما باید به‌خاطر داشت که در طول تاریخ هیچ ملتی مشاهده نشده‌است که با بی‌حرمتی و توهین به بزرگان خود به بزرگی و عزت رسیده باشد. جامعه‌ای که در آن به گفتهٔ فردوسی «هنر خوار شد»، جامعه‌ای نیست که در مسیر نیکی و سعادت قدم گذاشته باشد. جامعه‌ای که در آن بزرگان، نیک‌اندیشان و ادیبان مورد هجمه، بی‌احترامی و توهین قرار بگیرند جامعه‌ای در مسیر تباهی است. در زبان ترکی یک ضرب‌المثل با این مضمون که «هیچکس نمی‌تواند بر سر مرغ خاکستر بریزد، جز خودش که در میان خاکسترها به پشت می‌افتد و با بالهایش خاکستر به سر و رویش می‌پاشد» وجود دارد. این ضرب‌المثل در مورد ملت‌ها هم صادق است. هیچ ملتی نمی‌تواند جامعه‌ای را به خاک سیاه بنشاند مگر آنکه عدهٔ کثیری از مردم خود آن جامعه چنین چیزی را طلب نمایند. نیچه در فلسفه در عصر تراژیک می‌نویسد: "این سخن راست است که سیمای یک قوم را بیش از آنکه مردان بزرگ آن ترسیم نمایند، شکل و شیوهٔ شناسایی و بزرگداشت این مردان بزرگ تصویر می‌کند." شکستن و حمله به آثار باستانی، توهین به فردوسی و مولوی و دیگر بزرگان در برخی منابر و سخنرانی‌ها، شکستن سنگ قبر بسیاری از شاعران، اندیشمندان، سیاست‌مداران و بسیاری از چهره‌های سرشناس دیگر خود نشانگر وضعیت حاکمی است که مورد اشاره فیلسوفان بزرگی مانند ارسطو تا نیچه است و دوباره تأکید بر این واقعیت تاسف‌بار که این جامعه قهرمان‌کش است و بزرگان و ادیبان و هنرمندان واقعی خود را نفی کرده و سالوسان و مزدوران و کوتولگان را بر جایگاه رفیع می‌نشاند.. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺تور نوروز ویتنام و کامبوج تجربه‌‌ای منحصر بفرد در ‌جنوب شرق آسیا ☘️در این سفر، از تماشای افسانه‌های تاریخی‌ در دل سنگ‌‌ تا لمس طبیعتِ جادویی سیر می‌کنیم تا در فرصتی استثنایی #تجربه‌_های_ناب و معنادار رقم بزنیم! 📆از ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ویژه‌‌ی نوروز ۱۴۰۲ #تجربه‌‌_ناب در بهاری دیگر🕊️ 📢جزییات و‌ روزشمار این سفر را از اینجا ببینید. تماس با مشاوران فروش: ☎️ 021-66902680 📲 09108666902 ارسال پیام در تلگرام: @spiletadmin 🌎سفر با اسپیلت‌البرز، تجربه یک سبکِ زندگی ناب است. @spiletalborz

#تبلیغات

🔴 هزینه سفر نخست وزیر : صفر ریال ! ✅ این مطلب بعد از افشای حقوق 30 میلیونی دختر 20 سال عضو شورای شهر تهران خواندن دارد و البته گریستن طاهر احمدزاده بزرگ مردی است که تکرار شدنی نیست. خاطرم هست پس از درگذشت مهندس بازرگان آگهی چند کلمه ای در گوشه ای از روزنامه خراسان به چاپ رساند و مجلس ترحیمی در حسینیه نصرت از طرف طاهر احمدزاده برگزار شد. صحن مسجد مملو از جمعیت شد و گروهی از مردم در خیابان ایستاده بودند. طاهر احمد زاده پشت تریبون رفت و به بیان خاطره اولین سفر مهندس بازرگان به مشهدپرداخت. او می گفت مهندس بازرگان دستور دادند هیچ کس از لحظه ورودشان به فرودگاه مشهد مطلع نشوند و نیاز به هیچگونه تشریفاتی نیست. او می گفت من و تنی چند از کارمندان استانداری با یک مینی بوس به فرودگاه رفتیم. مهندس بازرگان از هواپیما پیاده و به سمت ما آمدند با همه ما صمیمانه احوالپرسی کردند. یک ماشین بنز برای ایشان پیش بینی کرده بودیم . بازرگان بشدت ناراحت شد و سوار  همان مینی بوسی که با آن آمده بودیم شدند. در طول مسیر گروهی به استقبال آمدند . بازرگان نگاه تندی به من کرد گفتم ما اطلاع رسانی نکردیم اینان خانواده های کارکنان استانداری هستند. شب برای استراحت یکی از اطاقهای استانداری را برایشان آماده کردیم. هنگام ترک مشهد به من گفتند صد تومان از پول استانداری برای سفر من بر نمیداری هرقدر هزینه کردی میگویی برایت بفرستم. پول بلیط برگشت و غذا و پذیرایی را خودم شخصا پرداخت کردم و در صورتحساب مالی سفر اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی به مشهد نوشتم صفر ریال. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‼️تخفیف ۱۵ میلیون‌تومانی ویژه متقاضیان تحصیل در کانادا 👈سازمان مهاجرتی اِستادی ۲۰۲۰ (Study2020) با مجوز رسمی مهاجرت؛ ۱۷ سال
‼️تخفیف ۱۵ میلیون‌تومانی ویژه متقاضیان تحصیل در کانادا 👈سازمان مهاجرتی اِستادی ۲۰۲۰ (Study2020) با مجوز رسمی مهاجرت؛ ۱۷ سال سابقه فعالیت، بیش از ۱۰ هزار ویزای موفق ؛ دارای۴شعبه در کانادا و دفاتری در امریکا، مالزی، گرجستان، ترکیه و عراق 🔻 با هر شرایط سنی و در رشته دلخواه 🔻مشاوره اولیه #رایگان 👈و برای اولین بار در ایران #بیمه_پرونده_مهاجرتی ⭕️ فقط تا ۳۰ دی ماه 🔻 ارتباط در تلگرام: @Study2020Consulting 🔻 ارتباط در واتساپ: +12363352020 🔻 مشاهده ویدئوی رضایت مشتریان: https://instagram.com/study2020.official 🔻کانال تلگرام: 🆔 @Study2020canada

#تبلیغات

🔴 بلوچ ✍️ یدالله کریمی پور پاسی از نیمه شب گذشته از داد و فریاد و های های گریه بیرون پریدم؛ به سختی یکه خورده بودم؛ چه شده؟!! سال های میانی دهه هفتاد بود و من همراه حدود ۳۰ دانشجوی جغرافیای دانشگاه تربیت معلم تهران(خوارزمی کنونی) طی گردشی علمی به چاه بهار رسیده بودیم. در این گردش از تهران به دامغان و از آن جا پس از گذر از کویر حاج علیقلی از مسیر معلمان به طبس، دیگ رستم، بم، ریگان، بزمان، ایرانشهر و سرباز، به بندر پا نهادیم .دانشجویان در بخشی از مهمانسرای فرمانداری چابهار اتراق کرده بودند و ما (دو راننده، آشپز و من) در بخش دیگری از مهمانسرا بیتوته کرده بودیم. کمتر از یک ساعت از رسیدنمان می گذشت که جار و جنجال، همراه گریه یکی از دانشجویان دختر مرا که مشوش شده بودم به لابی کشاند. ۱۱ تن از دانشجویان به همراه دختر خانم دانشجوی بیرجندی آشفته حال سر قصه را باز کردند، که بله کیف خانم ... با مقدار زیادی پول و همه مدارکش گم شده است. خانم دانشجو که هم اکنون دبیر رو به بازنشستگی است، به همراه خود وجه زیادی چک پول آورده بود که با استفاده از شناسنامه دانشجویان و البته هماهنگی قبلی با رانندگان، از چابهار جهیزیه خریده و هنگام بازگشت در بیرجند به خانواده اش تحویل دهد. پس از آن که دانشجوی نامبرده و دوستان راننده را شماتت کردم که چرا قصد داشته اند پنهانی از امکانات دولتی سود برند، تا ۳/۵ بامداد به کندوکاو چگونگی گم شدن کیف پرداختیم. بالاخره آشکار شد که خانم هنگام ادای نماز در دهستان (شاید بخش) سرباز(امروز شهرستان) کیفش را جا گذاشته است. چند ساعت تا سرباز راه بود. گفتم شاید در بازگشت دوباره سری به آن جا زدیم. راننده ها و دانشجویان با لبخند و برخی با قهقهه سخنم را به تمسخر گرفتند. مقصر هم نبودند. آنان سرباز را دیده و نسبت به اوضاع و احوال دردناک نداری و محرومیت مردمان بلوچ سرباز آگاه شده بودند. در آن سال ها، سرباز در فقر و محرومیت غرق بود. دریغ از یک مهمانسرا و خوراکخانه. با این که در این ناحیه، بیشتر فاکتورهای طبیعی برای پیشرفت و توسعه مهیا بود و با اینکه مردم سختکوش و مملو از سرمایه جوان و تشنه و جویای کار در آن جا موج میزد، ولی دریغ از ذره ای مدیریت. انگار به آنگولا و موزامبیک آمده باشیم. کمبود تغذیه ای و پروتئینی را می شد در بیشتر بلوچ های سرباز دید.با چنین چشم اندازی برای دانشجویان، باور این که کیف پیدا شود، جزو محالات پنداشته می شد. دو روز چابهار ماندیم؛ در برگشت پچ پچ همراه لبخند تمسخر آمیز آغاز شد؛ آقا بیژن و جناب تشکری، دوستان راننده، بنیانگذار این شوخی ها و درگوشی سخن گفتن ها و بالاخره مسابقه ای شگفت بودند. من باورمند بودم چنان‌چه کیف پر از پول در سرباز گم شده باشد، بی کم و کاست پیدا خواهد شد؛ و بقیه بی استثناء مخالف. قرار شد برنده و یا برندگان، سه و یا یک وعده خوراک مهمان باشند. اگر من برنده می شدم سه بار و اگر دوستان و دانشجویان برنده می شدند، یکبار در بهترین رستوران تهران مهمانم می شدند. اتوبوس پس از چند ساعت به دره بی پل رودخانه سرباز رسید(امروز پل زده اند). هنگام گذر از ریگ های میانه رودخانه که با بوکسباد خودرو همراه بود، ناگهان بیژن خان (راننده) گفت: دکتر دو تن موتور سوار دارند بوق زنان و با چراغ روشن اتوبوس را تعقیب می کنند. گفتم لطفا بایست و خاموش کن. موتور سواران به ما رسیدند؛ هر دو را شناختم. رکاب نشین سرهنگ بازنشسته بلوچ و ریش سفید سرباز بود. به احترامش پیاده شده و پس از چاق سلامتی که میان بلوچ ها چندان رسم نیست، بی درنگ شروع به پوزش خواهی کرد: "ببخشید خانم، ما برای پی بردن به نشانی و تلفن شما، کیف را جستجو کرده و عکس شما را روی کارت دانشجویی دیدیم؛ ما را ببخشید. چون شماره ای ندیدیم با فرمانداری بیرجند(محل تولد) تماس گرفتیم. قرار شد پیگیری کرده و شما را پیدا کنند." با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوش
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است. انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود. https://canadairan.ca/books/ ~ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca

#تبلیغات

🔴 ژن بیماری ایرانیان ✍️درویشی اسکندر را مسخره کردیم، کل ایران را فتح کرد و تخت جمشید را به آتش کشید! اعراب را مسخره کردیم، ایران را فتح کردند، دین و آئین خود را به ما تحمیل کرده، کشور را غارت کردند و زنهای ما را به کنیزی و پسران ما را غلامی بردند و چند سده بر ایران حکمرانی کردند! مغولان را اسب سوار و چادر نشین و ناچیز دانستیم، از جمجمه سر ایرانیان مناره ساختند و کشور را به خاک و خون کشیدند! ترکان را مسخره کردیم، از زمان غزنویان تا پایان قاجار ( حدود ۹۰۰ سال ) حکومت در دست آنها می چرخید! افغانها را ناچیز شمردیم، شاه را در قصر خود اسیر کردند و کشور را در زیر سم اسبهای خود فتح کردند! بی جهت با عثمانی ها جنگ مذهبی راه انداختیم، کل کشور عراق و بسیاری از بخش های غربی ایران را متصرف شدند! روسها را مسیحیانی نازک نارنجی دانستیم که با یک فتوای جهاد مجتهدی وارداتی قادر به شکست آنها خواهیم بود، کل منطفه قفقاز شمالی و جنوبی را در طی دو قرارداد ننگین ( ترکمان چای و گلستان ) از مام میهن جدا کردند! با بریتانیا از در تدبیر و مصلحت وارد نشدیم! هرات، بخش های بزرگی از افغانستان کنونی، بلوچستان شرقی و تعدادی از جزایر جنوبی ما را اشغال و نهایتاً از سرزمین مادری جدا کردند! تحلیل مناسبی از شرایط قدرتها در جنگ جهانی دوم نداشتیم، بر روی اسب بازنده شرط بستیم ( آلمان )، ایران از جنوب و شمال اشغال، پادشاه از سلطنت خلع و به تبعید فرستاده شد! دوران چشم آبی ها و چشم سبزها را پایان یافته دانستیم، خود را شاه شاهان نامیدیم، خدایگان بودیم و متصور بودیم پنجمین ارتش دنیا را داریم، با کوچکترین بادی دودمان سلطنت نابود شد! عراق را رقمی نمی دانستیم، ۸ سال جنگ بی ثمر انجام شد و حدود یک میلیون کشته و زخمی دادیم و هزار میلیارد دلار خسارت به ما وارد شد، نهایتاً جام زهر را نوشیدیم و قرارداد ترک مخاصمه امضا شد و ۳ دهه در حالت نه جنگ، نه صلح هستیم غرامتی پرداخت نشد و قرار داد صلحی هم امضا نشد! بعد از شاه، نوبت آمریکا بود! سفارت آنها را اشغال کردیم و حدود ۴ دهه خصومتی را با تنها ابر قدرت جهان براه انداختیم که هیج نتیجه ای به دنبال نداشت جز ویرانی تدریجی اقتصاد و عزت این آب و خاک! انرژی هسته ای حق مسلم ما بود! قطار هسته ای ما ترمزی نداشت و نهایتاً حدود ۷۰۰ میلیارد دلار ( برابر کل فروش نفت از زمان کشف نفت ۱۹۰۸ تا ۲۰۰۵ ) توسط احمدی نژاد دود شد و مشخص نشد که آن پولها کجاست! حاکمیت را یک دست کردیم از مردم فاصله گرفتیم امور داخلی و خارجی کشور را بر اساس توهم بنا نهادیم و امروز سر در گریبان دنبال تهیه آب و گاز و برق هستیم و محروم از تعاملات جهانی ؛ هشدار زمستانی سخت به اروپا دادیم. خود در چاه سرما گرفتار آمدیم . موارد فوق، تنها مختصری از تاریخ غمناک این آب و خاک است! تاریخ هرگز اشتباه نمی کند و درس تاریخ بزرگترین عبرت برای هر سیاست مداری است! مسیر فعلی، مسیر یک جنگ تمام عیار، اشغال، نابودی و تجزیه ایران است! ای کاش تعبیر ما از روند تاریخ اشتباه باشد و سیاست و تدبیر جایگزین توهم اقتدار، کوچک شمردن دیگران و رویارویی با مردم و رجزخوانی برای کل دنیا شود! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوش
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است. انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود. https://canadairan.ca/books/ ~ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca

#تبلیغات

🔴 ژن بیماری ایرانیان ✍️درویشی اسکندر را مسخره کردیم، کل ایران را فتح کرد و تخت جمشید را به آتش کشید! اعراب را مسخره کردیم، ایران را فتح کردند، دین و آئین خود را به ما تحمیل کرده، کشور را غارت کردند و زنهای ما را به کنیزی و پسران ما را غلامی بردند و چند سده بر ایران حکمرانی کردند! مغولان را اسب سوار و چادر نشین و ناچیز دانستیم، از جمجمه سر ایرانیان مناره ساختند و کشور را به خاک و خون کشیدند! ترکان را مسخره کردیم، از زمان غزنویان تا پایان قاجار ( حدود ۹۰۰ سال ) حکومت در دست آنها می چرخید! افغانها را ناچیز شمردیم، شاه را در قصر خود اسیر کردند و کشور را در زیر سم اسبهای خود فتح کردند! بی جهت با عثمانی ها جنگ مذهبی راه انداختیم، کل کشور عراق و بسیاری از بخش های غربی ایران را متصرف شدند! روسها را مسیحیانی نازک نارنجی دانستیم که با یک فتوای جهاد مجتهدی وارداتی قادر به شکست آنها خواهیم بود، کل منطفه قفقاز شمالی و جنوبی را در طی دو قرارداد ننگین ( ترکمان چای و گلستان ) از مام میهن جدا کردند! با بریتانیا از در تدبیر و مصلحت وارد نشدیم! هرات، بخش های بزرگی از افغانستان کنونی، بلوچستان شرقی و تعدادی از جزایر جنوبی ما را اشغال و نهایتاً از سرزمین مادری جدا کردند! تحلیل مناسبی از شرایط قدرتها در جنگ جهانی دوم نداشتیم، بر روی اسب بازنده شرط بستیم ( آلمان )، ایران از جنوب و شمال اشغال، پادشاه از سلطنت خلع و به تبعید فرستاده شد! دوران چشم آبی ها و چشم سبزها را پایان یافته دانستیم، خود را شاه شاهان نامیدیم، خدایگان بودیم و متصور بودیم پنجمین ارتش دنیا را داریم، با کوچکترین بادی دودمان سلطنت نابود شد! عراق را رقمی نمی دانستیم، ۸ سال جنگ بی ثمر انجام شد و حدود یک میلیون کشته و زخمی دادیم و هزار میلیارد دلار خسارت به ما وارد شد، نهایتاً جام زهر را نوشیدیم و قرارداد ترک مخاصمه امضا شد و ۳ دهه در حالت نه جنگ، نه صلح هستیم غرامتی پرداخت نشد و قرار داد صلحی هم امضا نشد! بعد از شاه، نوبت آمریکا بود! سفارت آنها را اشغال کردیم و حدود ۴ دهه خصومتی را با تنها ابر قدرت جهان براه انداختیم که هیج نتیجه ای به دنبال نداشت جز ویرانی تدریجی اقتصاد و عزت این آب و خاک! انرژی هسته ای حق مسلم ما بود! قطار هسته ای ما ترمزی نداشت و نهایتاً حدود ۷۰۰ میلیارد دلار ( برابر کل فروش نفت از زمان کشف نفت ۱۹۰۸ تا ۲۰۰۵ ) توسط احمدی نژاد دود شد و مشخص نشد که آن پولها کجاست! حاکمیت را یک دست کردیم از مردم فاصله گرفتیم امور داخلی و خارجی کشور را بر اساس توهم بنا نهادیم و امروز سر در گریبان دنبال تهیه آب و گاز و برق هستیم و محروم از تعاملات جهانی ؛ هشدار زمستانی سخت به اروپا دادیم. خود در چاه سرما گرفتار آمدیم . موارد فوق، تنها مختصری از تاریخ غمناک این آب و خاک است! تاریخ هرگز اشتباه نمی کند و درس تاریخ بزرگترین عبرت برای هر سیاست مداری است! مسیر فعلی، مسیر یک جنگ تمام عیار، اشغال، نابودی و تجزیه ایران است! ای کاش تعبیر ما از روند تاریخ اشتباه باشد و سیاست و تدبیر جایگزین توهم اقتدار، کوچک شمردن دیگران و رویارویی با مردم و رجزخوانی برای کل دنیا شود! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴زباله: طلای ناشناخته ✍️خسرو سلجوقی ♈️پسماند، پساب، آب و سایر پول‌سازهای طبیعی: دو دو تا چهارتا، نه، بیشتر از هفت هزار میلیارد تومان ارزش دارند ♈️کشور ما حدود هشتاد میلیون جمعیت دارد و به‌طور میانگین سرانه زباله روزانه هشت‌صد گرم از انواع زباله خانگی، باغی، اداری و غیره تولید می‌شود. یعنی روزی ۶۴ میلیون کیلوگرم یا ۶۴۰۰۰ تن هفتاد درصد این زباله تر است یعنی ۴۴۰۰۰ تن در روز و بهترین خوراک کرم پروتئینی آیزینیا فوتیدا که می‌تواند خوراک دام، طیور و آبزیان کشور را تأمین کند. ♈️از این ۴۴۰۰۰ تن علاوه بر تولید کرم پروتئینی روزانه حداقل بیست درصد ورمی‌کمپوست حاصل می‌شود که مصرف دو گانه دارد اول به‌عنوان خوراک دام، طیور و آبزیان و دوم به‌عنوان کود آلی و غنی و ارگانیک برای اراضی و باغات کشور که جایگزین مناسب کودهای شیمیایی هست، علاوه بر این بیست درصد مصرف آب کشاورزی کشور را کاهش می‌دهد. ♈️روزانه ۹۰۰۰ تن پروتئین را دفن نکنیم و شیرابه تولید نکنیم فقط کافی است در مبدأ تفکیک و به فرآوری آن مبادرت کنیم؛ و با حداقل کیلویی دو هزار تومان معادل سالی هفت هزار میلیارد تومان طلا را دفن و به شیرابه تبدیل نکنیم! ♈️ در روستاهای کشور اصلاً نیازی به سرمایه‌گذاری نیست و هر روستایی در کنار باغ و گوشه‌ای از زمین تعدادی کرم را در زباله خود رها کند والسلام با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔆 مسیر ورود شرکت‌ها به فضای دیجیتال وبینار رایگان طراحی برنامه بازاریابی دیجیتال برای مدیران 👤 مدرس: مهندس علی سعیدی (مدیر
🔆 مسیر ورود شرکت‌ها به فضای دیجیتال وبینار رایگان طراحی برنامه بازاریابی دیجیتال برای مدیران 👤 مدرس: مهندس علی سعیدی (مدیر بازاریابی سابق فناپ پلاس) 📌 برخی از سرفصل‌ها: • تدوین برنامه بازاریابی دیجیتال • معرفی و بررسی کانال‌های بازاریابی دیجیتال • راهکارهای بازاریابی دیجیتال در جهت فروش بیشتر ✅برای ثبت نام رایگان کلیک کنید: 📎 zaya.io/k8hyw 📎 zaya.io/k8hyw 📎 zaya.io/k8hyw

#تبلیغات

ناخودآگاه جمعی یک ملت ✍️محمدرضا سرگلزایی از زمستان ۱۲۹۹ هجری شمسی که رضا خان قدرت را به دست گرفت تا تابستان ۱۳۳۰ که طرفداران دکتر محمد مصدق را به گلوله بستند، کمتر کسی به عدم مشروعیت حکومت پهلوی فکر می‌کرد. در مقابل اکثریتی از توده و حتی نخبگان که در برابر استبداد خاضع و مطیع بودند، اقلیتی همچون فرخی‌یزدی، میرزاده‌ی عشقی و دکتر تقی ارانی به «نقد» حکومت می‌پرداختند که امنیه‌ی رضاشاه آنها را هم بی‌رحمانه سربه‌نیست می‌کرد. نه مذهبی ها، همچون آیت الله بروجردی و نه ملّی‌گراها همچون دکتر مصدق، تا آن زمان مشروعیت حکومت پهلوی را زیر سوال نبرده بودند. در فاصله‌ی ۳۰ تیر ۱۳۳۰ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود که مشروعیت پهلوی‌ها زیر سوال رفت. شروع ماجرا با کشتار تظاهر کنندگانی بود که به نفع دکتر مصدق به خیابان‌ها آمده بودند و پایان ماجرا با کودتایی بود که منجر به ساقط شدن دولت مصدق و بازگشت شاه به قدرت شد. به ظاهر همه چیز پایان یافت: دکتر مصدق تا پایان عمر در زندان تبعید و حصر خانگی به سر برد، دکتر فاطمی و مرتضی کیوان اعدام شدند و فضای نظامی–امنیتی منجر به سکوتی گسترده و سنگین شد. حکومتی‌ها درک نکردند که ماجرای «عدم مشروعیت»، ماجرایی نیست که با سرکوب و کشتار قابل حل و فصل باشد. بذر عدم مشروعیت حکومت پهلوی در تابستان ۱۳۳۰ کاشته شد و میوه‌ی آن در زمستان ۱۳۵۷ چیده شد. خاطرات احسان نراقی که در دو سال آخر حکومت پهلوی با محمدرضا شاه ملاقات‌هایی منظم داشت و خواهان اصلاحات بود نشان میدهد که شاه تا سال ۱۳۵۵ چنان به فضای امنیتی و سکوت ظاهری جامعه دل خوش کرده بود که هیچ نیازی به اصلاحات نمی‌دید بنابراین در سال ۱۳۵۷ شگفت زده شده بود که چه اتفاقی رخ داده است! شاه حوادث کشور را به خارجی‌ها نسبت می داد و بارها گفته بود این رسانه‌های خارجی هستند که مسائل جزئی ایران را اغراق آمیز منتشر می کنند. او از شرکای غربی خود گله داشت که چرا جلو ی رفتار تحریک آمیز روزنامه‌نگاران شان را نمی گیرند! پیشنهاد میکنم کتاب‌های «از کاخ شاه تا زندان اوین» نوشته‌ی احسان نراقی و "فرماندهی و نافرمانی" خاطرات سپهبد شاپور آذربرزین را بخوانید، این دو نفر، نه چپ بودند، نه مذهبی و در تشکیلات پر زرق و برق شاهنشاهی هم خدمت می‌کردند. با خواندن این کتاب‌ها تعجب می‌کنید که تاریخ چقدر استعدادِ تکرار دارد! محمدرضا شاه تصور کرده بود اگر اکثریت جامعه خاموش و بی تفاوت به نظر می‌رسند و بسیاری از نخبگان هم حقوق‌بگیر دستگاه حکومت شده‌اند اوضاع کاملاً رو به راه است. او به فریاد های «جاوید شاه» مردمی که برای استقبال او «طاق نصرت» می بستند وخیابان ها را با قالی مفروش می‌کردند اعتماد کرده بود وکرنش تیمسارهایی که تعظیم میکردند و دست او را می بوسیدند به او اعتماد به نفس غریبی داده بود! شاه قصه‌هایی را که زمانی برای کسب مشروعیت از عوام ساخته و پرداخته بود خودش هم باور کرده بود، آنچنان که در کتاب "ماموریت برای وطنم" او و مصاحبه‌‌اش با اوریانا فالاچی گفته‌است خودش را «نظر کرده» میدانست و باور داشت که علی و ابوالفضل به خواب او آمده‌اند و او را از بیماری و مرگ نجات داده‌اند تا ماموریتی بزرگ را انجام دهد. شاه جوخه‌های اعدام، شکنجه‌گاه‌های ساواک، فساد دربار و باج‌هایی را که به قدرت‌های خارجی می‌داد فراموش کرده بود اما جایی از جهان، بایگانی عجیب و غریبی وجود دارد که هیچ چیز در آن گم نمی شود، نام آن بایگانی شاید ناخودآگاه جمعی یک ملت باشد. هر کس کتاب «آخرین سفر شاه» از ویلیام شوکراس را بخواند وخفّتی را که شاه پس از یک عمر شاهزاده و سپس شاهنشاه بودن در اواخر عمرش تحمل کرد مرور کند ناگزیر به این نتیجه خواهد رسید که «تاریخ» گرچه«صبور» است اما «فراموشکار» نیست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوش
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است. انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود. https://canadairan.ca/books/ ~ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca