ru
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Открыть в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 27 623 подписчиков, занимая 2 292 место в категории Бизнес и 12 263 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 27 623 подписчиков.

Согласно последним данным от 25 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -184, а за последние 24 часа — -6, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 16.61%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 10.09% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 0 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 788 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 26 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Бизнес.

27 623
Подписчики
-624 часа
-317 дней
-18430 день
Архив постов
🔺چرا گذشته چراغِ راه آینده نمیشود...؟! ♈️ بر دوستی روسها اعتمادی نیست، ایران از هیچ کشوری به اندازه روسیه ضربه نخورده، آنها بارها به دوستانشان خیانت کرده اند. در «نشست وزرای خارجه مجمع همکاری...» که در 29 آذر برگزار شد، دیدید که روسیه(نزدیکترین و استراتژیکی ترین دوست ایران) یکبار دیگر، تمامیت ارضی ما را نشانه گرفت اما حتی سفیرش نیز برای اعتراض احضار نشده! و ما به اسناد تاریخی متوسل میگردیم تا به نزدیکترین دوست، ثابت کنیم که آن جزایر مال ماست...! ♈️هنگامیکه میرزاکوچک خان با کمک روسها «جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران» را بوجود آورد هرگز از نیات روسها خبر نداشت، وقتی روسها با کودتای خیانت آمیز احسان الله خان کنارش زدند، او فکر میکرد مقامات بالای روسی از این خیانت بی خبرند، پس، نامه هایِ شکایت به سران شوروی نوشت، اما آنها شکوائیه های میرزا را میخواندند و به سادگی او میخندیدند! پیروزیهای اولیه در انزلی، روسها را مشتبه ساخت كه ایران آماده انقلاب سوسیالیستی و پیوستن به اقمار شوروی است! ارجونیکیدزه، رئیس دفتر قفقاز نوشت«... با کمک کوچکخان و کمونیستهای ایرانی باید قدرت شوروی را اعلام کرده، شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کنیم» و ترویانوسکی نوشت که «برای توفیق انقلاب در شرق،  شوروی باید اولین کشوری را که تسخیر کند ایران است، ایران باید از آن ما باشد» اما اوضاع بر وفق پندار روسها نرفت، پس در1921 پیمان دوستی با ایران بستند و پایان دردناک نهضت جنگل و میرزا و احسان الله خان و تصفیه و اعدامش به همراه تمامی رهبران حزب کمونیست ایران بدست استالین...! ♈️بار دیگر آن خنجرِ مخصوص روسی در جریان فرقه دمکرات آذربایجان و مهاباد! آنزمان که خیانت روسها به دوستانش آشکار شد سیدجعفر پیشه وری آنانرا به میمونهایی تشبیه کرد که در وقت غرق شدن، پا بر روی بچه شان میگذارند و تنها خود را نجات میدهند!. و پایان دردناک پیشه وری و آوارگیهای زنش و تنها پسرش...!     تاریخ پر از درسها و عبرتهاست... ♈️در تحریم نفتی مصدق، روسها در کنار انگلستان قرار گرفتند تا کمر مصدق را بشکنند و شکستند، چون روسها مصدق را بانی سیاست موازنه منفی در مجلس 14 میدانستند که مانع واگذاری نفت شمال به روسها شده... در حساسترین زمان نزدیک به کودتا، خلیل ملکی از روسها انتقاد کرد که چرا بجای اقدام موثر در شکست قطعی محاصره فروش نفت ایران، به تحریم کمک میکنند؟! (نیروی سوم، مورخه 20 مرداد1332) اما ستون پنجم روسها در ایران یعنی حزب توده، خلیل ملکی را «مبتلا به صرع دانست که هذیان میگوید و جاسوس آمریکا نامیدنش»! (شهباز، شماره575، 22مرداد 1332، ص 1) روسها نه تنها نفت ایران را با 50درصد تخفیف نخریدند بلکه نگذاشتند کشورهای پیرو خود نیز بخرند! وقتی ایران با تخفیف، ژاپن را موافق خرید نفتش کرد، ناگهان، شوروی با پیشنهاد تخفیف بیشتر به ژاپن، داد وستد نفتی ایران و ژاپن را برهم زد. (کارنامه مصدق و حزب توده، شاکری...ج دوم، ص 80) ♈️اما پس از انقلاب، بزرگترین ضربه به ارتش ایران را روسها و ستون پنج روسها یعنی حزب توده زد، نانوشته ترین تاریخی که باید نوشته شود! روسها ارتش ایران را آمریکایی میدانستند و چشم دیدنش را نداشتند، پس شگفت انگیز نیست که روزنامه مردم ارگان حزب توده، مشحون از حمله به ارتش و تاکید بر تصفیه آن بوده! ♈️روسها و حزب توده با کودتای ساختگی نوژه، با یک تیر دو نشان زدند: از یک طرف اعدام افسران ارتشی و از طرف دیگر، اثبات مودتشان با جمهوری اسلامی به خاطر رساندن خبر کودتا از سوی نورالدین کیانوری و رفع خطر!وقتی ارتش ایران با این ضربات کوبیده شد آنوقت حمله صدام رسید! ♈️روسها قبل از حمله، کیانوری را فرستادند تا خبر حمله قریب الوقوع صدام را به مقامات ایرانی برساند، البته کیانوری نگفت خبر را رفقای روسی داده بلکه گفت: ♈️«دوستان ما در حزب شیوعی(حزب کمونیست عراق) در اختیار ما گذاشتند...»روسها به صدام هر نوع سلاح فروختند اما از فروش سیم خاردار هم به ایران به عنوان اینکه سلاح جنگی است خودداری کردند...! ♻️شیطنت مخصوص روسی در مورد جزایر سه گانه ایرانی، نه اولین بوده و نه آخرین خواهد بود. آنها میدانند که ایران در میان کشورهای قدرتمند تنهاست پس هر شیطنتی بکنند باز مقامات ایرانی مجبور خواهند شد که به نامادری خود رو آورند... سخن نظامی گنجوی از فراز هزار سال که روسها قدرت امروزی را نداشتند و بصورت قبیله ای میزیستند همچنان گویی تازه است: ز روسى نجويد كسى مردمى       که جز صورتى نيستشان ز آدمى با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺 چند تشکر ویژه ؛ از پلمب شهر‌کتاب تا پوتین و باد! 1️⃣ تقدیر و تشکر از مسئولان مربوطه بابت پلمب «شهر کتاب» بابت بدحجابی. هر جایی که از سوی مسئولان گرانقدر پلمب می‌شود با اقبال و استقبال مردم روبرو می‌شود و به این ترتیب این اقدام می‌تواند در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی باشد! 2️⃣ تشکر صمیمانه از رسانه خیلی میلی صدا و سیما بابت اینکه با برنامه یلدایی خود نشان داد که با همه ید و بیضا و اهن و تلپ و ردیف بودجه میلیاردی‌اش از جیب مردم، دنباله‌رو فضای مجازی و شبکه‌های فیلترشده مثل اینستاگرام است؛ ممنون از اعتراف صریح به اوت بودن و شوت بودن! 3️⃣ تقدیر و تشکر ویژه و سپاس بیکران از برادر گرانقدر ولادیمیر پوتین که با امضای بیانیه‌ی حمایت از ادعای امارات درباره‌ی جزایر ایرانی، به مقامات کشور نشان داد که کمترین ارزشی برای ایران و تمامیت ارضی ایران قائل نیست. شیفتگی بعضی‌ها به روسیه به اندازه‌ای است که ماهیت روسیه و پوتین را درک نمی‌کنند، مگر این‌که با این اقدامات پوتین کمی متوجه واقعیت بشوند! 4️⃣ ... و در پایان ممنون از باد شدید که قرار است بوزد و کمی از آلودگی هوا کم کند؛ مسئولان که عرضه ندارند مگر این‌که باد به داد ما برسد‌. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

وقتی از ریشه های انقلاب سخن گفته میشود بیشتر به پیامدهای سیاسی آن پرداخته میشود اما بسیاری از دگرگونی های اقتصادی پس از آن غافلند. از روزیکه انقلاب شد جریانات چپ مارکسیست از فداییان خلق و مجاهدین و حزب توده گرفته تا برخی جریانات چپ مذهبی ضد خصوصی سازی و سرمایه داری مستقل، شروع به حمله به صاحبان کارخانجات برتر کشور کردند. تصور آنها این بود که بخش عمده مشکلات اقتصادی کشور ناشی از فعالیت آنهاست و اگر فرضا عده ای کارگرند یا بیکار بدلیل آنست که آن کارآفرین های برجسته حق و حقوق آنها را نداده اند! اما چهل وسه سال پس از انقلاب وقتی به کارآفرین های دوران دهه چهل و پنجاه کشور می اندازیم درمی یابیم که چه ستم بزرگی در حق آنها شده است. نگاه به سرنوشت برادران کارآفرین #خیامی و تلاششان در ساخت #پیکان تا خاندان #خسروشاهی که در صنعت غذایی و بخصوص شرکت بزرگ مینو فعالیت داشت یا وقتی نام برند #آزمایش به گوشمان می خورد و به یاد می آوریم که چه یخچالها و کولرها و بخاری های خوبی را تولید میکردند افسوسی بزرگ در درونمان پدید می آید. وقتی زندگینامه #محمدتقی_برخوردار را می خوانیم در می یابیم که چه خانواده هایی تلاش کردند تا ایران بتواند در داخل برندهایی چون #پارس_الکتریک و #باتری_پارس و #لوازم_خانگی_پارس را پس از سالها درخانه داشته باشیم. تفکر چپ مارکسیست تندرو سعی کرد با برچسب هایی چون غربزده و وابستگان به سرمایه داری و #امپریالیسم تمام این کارآفرینان را کنار نهد اما نکته جالب اینست که آنها خود هیچ طرح جایگزین بهتری را نداشتند. بزرگترین الگوی آنها یعنی شوروی سابق کمتر از دوازده سال پس از شکل گیری انقلاب اسلامی ایران از درون فروپاشید و همان دشمنان سرمایه داری ملی نیز دچار بحران معنا شدند. وقتی نام #خلیل_ارجمند بنیانگذار کارخانه #ارج به میان می آید کارخانه ای که در صنایع لوازم خانگی از قابلیت جهانی شدن برخوردار بود و روزگار امروزش را میبینیم هرچه بیشتر دردهای نوع برخورد با این کارآفرینهای کشورمان نمایان میشود. یا وقتی نام #کفش_ملی را میشنویم نامش با روانشاد محمدرحیم متقی #ایروانی گره‌ خورده است کفش ملی ایروانی نه تنها برند برتر کشور بود بلکه در میان کشورهای همسایه نیز جایی باز کرده بود اما با انقلاب ایروانی هم اجبارا از کشور مهاجرت کرد و مجموعه سودده کفش ملی به مجموعه ای زیان ده تبدیل شد. فراموش نمیکنیم نام برادران #لاجوردی،محمود و احمد و قاسم لاجوردی را که حوزه نساجی ،روغن نباتی و موادشوینده را به بالاترین سطح در تولید رساندند. همچنین فراموش نمیکنیم صاحبان برند برتر و‌نامدار #بوتان را که خاندان #خلیلی به بهترین وجهی ایجاد و اداره کردند و هنوز بعنوان نامی مطرح وجود دارد. کم نیستند از این کارآفرین های نامدار ایران که قربانی فضای نفرت چپ مارکسیست و چپ اسلامی شدند ولی ایران امروز بیش از هر زمانی به چنین تفکرات کارآفرینی احتیاج دارد. جامعه ایران به برادران #عمید_حضورها (کفش بلا)و توکلی ها و #رفوگران ها(صاحب خودکار بیک و آوردن خط تولیدش به ایران) و قنبر رحیمی(پدر صنعت سنگ ایران) بدهکار است این بزرگان که تازه اندک افرادیست که نام برده شد کسانی هستند که تجارت و تولید و صنعت ایران را ارتقا بخشیدند اما در روزهای پس از انقلاب یا اموالشان مصادره شد یا وادار به مهاجرت اجباری از کشور شدند. کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران کوشیده است بخشی از ویژگی ها و تلاشها و سرنوشت های این کارآفرینها را توضیح و شرح دهد. ✍️اکبرمختاری با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺 روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد ✍️ کارل گوستاویونگ بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی : توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها. خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد. خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات. خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم. خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن،عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

سفرکارت علی‌بابا ▪️ رفاهیات کارکنان ▪️ هدایای سازمانی ▪️ جوایز باشگاه مشتریان 🔸 با پوشش کامل محصولات سفر پرواز داخلی و خارجی
سفرکارت علی‌بابا ▪️ رفاهیات کارکنان ▪️ هدایای سازمانی ▪️ جوایز باشگاه مشتریان   🔸 با پوشش کامل محصولات سفر پرواز داخلی و خارجی، تور داخلی و خارجی،‌ هتل داخلی و خارجی، بلیط قطار، بلیط اتوبوس، ویلا و اقامتگاه   سفرکارت علی‌بابا یعنی: ▪️ مدیریت هدفمند بودجه رفاهیات کارکنان‌ ▪️ هدیه سازمانی ارزشمند برای تقویت ارتباط با شرکای تجاری‌ ▪️ پیشنهادی خلاقانه و جذاب برای جوایز باشگاه مشتریان   🌐 اطلاعات بیشتر و ثبت درخواست: https://alib.ba/x/zIS8i

#تبلیغات

🔺سوپرمن علمی چند سال قبل ( سال ۱۳۸۶) کتابی ترجمه و منتشر کردیم به‌نام «مدیریت و ادارهٔ تحقیق» که خلاصهٔ آن حدود ۶۰۰ صفحه است. در آن کتاب، معیارهای مدیریت پژوهش تعریف شده و توضیح می‌دهد در عصر حاضر، پژوهش دیگر یک امر شخصی نیست بلکه به سازمانی پیشرو Organizational enterprise تبدیل شده که ادارهٔ آن سازمان، توسط فردی که علم آن را نمی‌داند حیف‌کردن منابع یک کشور است. ما به اشتباه فکر کردیم هر کسی چهار تا مقاله چاپ کرده می‌تواند پژوهش را مدیریت کند. کافی است او شگردهای بازی را بداند و هر سال در هفتهٔ پژوهش با آمار و ارقامِ بی‌پایه، خود را و سازمان تحت مدیریت خود را سرآمد جا بزند. غافل از این‌که همهٔ ارکان مدیریت پژوهشْ از خودِ شخص معاون یا مدیر پژوهشی، رئیس مرکز تحقیقات و مانند اینها تا فرایندها و بروندادهای پژوهش معناها و معیارهایی متفاوت از آنچه ما در کشورمان به‌راه انداخته‌ایم دارد. بارها گفته شده که اگر محصولِ نهایی پژوهشْ سلامت و رفاه مردم، سرآمدیِ واقعی علمی، تولید ثروت، گره‌گشایی از مشکلات جامعه (که متأسفانه در کشور ما این مشکلات کم نیستند)، کمک به تصمیم‌گیریِ درست و کم‌خطا و مانند اینها نباشد، برای لای جرز دیوار خوب است. سال‌هاست با مشکل آلودگی هوا، ریزگردها ، اپیدمی‌هایی چون کووید ۱۹، فقر، شکاف روزافزون درآمدها، مشکلات بازنشستگان، مهاجرت نخبگان، مدیران نالایق، انتخاب اشتباه مدیران، اعتیاد، فحشا، غارت بیت‌المال، سیاست‌های غلط، رانت‌خواری، و بسیاری دیگر مشکلات مواجه هستیم. پژوهش و ساختار پژوهشیِ حاضر، کدام مشکل جدی کشور ما را توانسته حل کند و کدام نسخهٔ کارآمدِ بومی را برای درمان این دردها به کشور ارائه دهد؟ این مقالاتِ بی‌خاصیت که هر از چندگاهی ننگ تقلبی‌بودن آنها هم شنیده می‌شود و آبروی علمی بین‌المللی کشور را نیز به خطر می‌اندازد به چه کاری آمده‌اند؟ بارها گفته‌ایم که اگر تعداد مقاله‌های بی‌خاصیتْ ارزش است، عده‌ای و شرکت‌هایی هستند که برایتان ارزان‌تر و راحت‌تر مقاله تولید می‌کنند. نیازی هم به این‌همه ساختمان عریض‌وطویل، کارمند، مدیر و مخلفات ریاست آنها نیست! این کارکنان را می‌توان به کارهای اساسی‌تر مشغول کرد و منابع و پول‌های اضافی را برای درمان بخشی از زخم‌های مردم هزینه کرد. حدود ۸۰۰ مرکز تحقیقاتی در حوزهٔ علوم پزشکی و صدها پژوهشکده و مراکز عریض‌وطویلِ سازمان‌های دولتی دیگر، کدام گره جدی کشور را باز کرده است؟ بگذریم از این‌که پژوهشگاه یا پژوهشکده فلان سازمان یا وزارتخانهٔ دولتی به بهانه و به اسم پژوهشکده، شهر و شهرک ساخته‌اند و در انجا استخر و جکوزی درست کرده‌اند و در سالن‌هایشان جشن عروسی و ختنه‌سوران برگزار می‌کنند!! ما نه بیل‌گیتس داریم، نه استیو جابز و نه راکفلر که بگوییم بخشی از هزینهٔ پژوهش از بخش خصوصی تأمین می‌شود. فرهنگ خیریه‌ها هم محلی در حوزهٔ پژوهش ندارد و آنچه در این راه هزینه می‌شود عمدتاً به بند ناف بیت‌المال وصل است. امید می‌رود سلحشوری بانفوذ و دلسوز در عرصهٔ پژوهش کشور پیدا شود تا این بنیانِ از اساس غلط را بازسازیِ جدی کند. ولله دنیا تکلیف خود را با پژوهشِ بی‌خاصیت سال‌هاست روشن کرده و پژوهش را در خدمت مردم درآورده است. آنها اجازه نمی‌دهند این مراکز پژوهشی قلمرو تاخت‌وتاز افراد بشوند. سال‌ها قبل که مدیر پژوهشی دانشگاه بودم، هر سالْ تحلیلی از مدیریت مراکز تابعه می‌دادم (که البته علی‌رغم ارسال محرمانه به رؤسای مراکز، به مذاق بسیاری خوش نمی‌آمد). از جمله مواردی که ذکر می‌شد، توزیع منابع پژوهشی مراکز بود. برای مثال، مراکز تحقیقاتی بین‌المللی، حدود یک‌چهارم بودجهٔ خود را برای حقوق و مزایا صرف می‌کردند و این رقم در کل مراکز، بیش‌از ۵۰ درصد و در مواردی حدود ۱۱۰ درصد بود!! که برای جبران کسری بودجه، افرادی از آن مراکز کاسه‌به‌دست از این اتاق و آن اتاق وزارتخانه و سازمان برنامه و مانند اینها رفت‌وآمد می‌کردند. البته حاصل کار، تولید هرچه بیشترِ این مقالات بی‌خاصیت، افزایش اچ ایندکس و قطورشدنُ رزومهٔ عده‌ای با پول مردم و تولید دانشمندان سوپرمن علمی که با وجود دهها پست مدیریتی و کار در بخش خصوصی و چندین مسئولیتِ پنهان و آشکار، هفته‌ای چند مقاله تولید می‌کردند بود! لطفاً با ادامهٔ این مسیر اشتباه، بیش‌از این منابع کشور را هدر ندهید. دیگر به اندازهٔ بیش‌از کافی سوپرمن علمی داریم. پژوهش اگر از آن به‌ درستی استفاده شود و به‌خوبی مدیریت شود ابزاری قدرتمند در هر کشور است. با پژوهشِ کارآمد و مدیریت درست منابعِ مختلفِ انسانی و مالی، به فکر حل مشکلات مردم و کشور باشیم، فکر کنم خداپسندانه‌تر و شرافتمندانه‌تر باشد. حمید سوری با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺 قفل‌ساز و سیاستگذار 🔹 هر روز در گوشه و کنار کشور فساد تازه‌ای رخ می‌دهد که ما یا هرگز متوجه نمی‌شویم یا اگر می‌شویم، فقط بخش کوچکی از آن را برای ما روایت می‌کنند. بخش بزرگی از فسادها را «آدم‌های بد» رقم می‌زنند اما بخش زیادی از فسادها را «آدم‌های خوب» به وجود می‌آورند. مدیرعامل چای دبش در گذشته جانی و قاتل نبوده و احتمالا در پرونده او سابقه ضرب و جرح یا کلاهبرداری وجود ندارد. محمودرضا خاوری هم آدم پلیدی نبود، نمازش را سروقت می‌خواند و بسیار مبادی آداب بود. بابک زنجانی هم در مدرسه کلاهبردارها درس نخواند و شهرام جزایری هم از دانشگاه شیادان فارغ‌التحصیل نشده است. این افراد پیش از وقوع جرایم مالی، لزوما گذشته کثیفی نداشته‌اند اما چه اتفاقی رخ داده که به مجرمان مالی و اقتصادی تبدیل شدند؟ پاسخ را باید در سیاستگذاری‌ غلط جست‌وجو کرد که به عقیده اقتصاددانان منشأ اصلی آلودگی‌ها در اقتصاد ایران است. مجموعه‌ای از سیاستگذاری‌های غلط و اقتضایی در کشور ما وجود دارد که در حالت خوش‌بینانه، با نیات خیرخواهانه و با هدف حمایت از اقشار کم‌درآمد تدوین شده، اما در عمل چیزی جز زیان آنها را به دنبال نداشته و در عین حال به منبع اصلی شکل‌گیری فساد در کشور تبدیل شده‌است. 🔹اما آیا همه سیاست‌ها با نیت‌های خیرخواهانه تدوین شده و می‌شوند؟ امروز با این حجم از فساد در کشور، حتی خوش‌بین‌ترین افراد هم نمی‌پذیرند که وضع موجود حاصل خیرخواهی تصمیم‌گیران است. به این دلیل که نشانه‌های واضحی وجود دارد که گروه‌های فاسد و ذی‌نفعان رانت، به فرآیند سیاستگذاری و تصمیم‌گیری رسوخ کرده‌اند. اقتصاددانان درباره تداوم این نوع وضعیت ابراز نگرانی می‌کنند چون معمولا ارتباط دادن سیاست‌های مربوط به حمایت از اقشار کم درآمد، با نادیده گرفتن راهکارهای اصولی و علمی همراه است و فسادهای گسترده‌ای به دنبال دارد. از جمله سیاست‌های غیر اصولی می‌توان به قمیت‌گذاری، سرکوب بازار، تهدید مالکیت و سرکوب آزادی‌های اقتصادی برای گسترش عدالت و کاهش فقر نام برد که در پنج دهه گذشته نتایج زیان‌باری داشته اما همچنان تداوم پیدا کرده است. 🔹یکی دیگر از همین سیاست‌های اقتضایی و مفسده‌آمیز، دور زدن تحریم‌هاست که در یک دهه گذشته با هدف تأمین نیازهای اساسی جامعه رواج پیدا کرده و روابط میان بازیگران اقتصاد و دستگاه‌های دولتی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و فساد زیادی را به کشور تحمیل کرده است. برای این‌که بدانید سیاست‌های پولی و ارزی مرتبط با دور زدن یا کم‌اثر کردن تحریم‌ها چه عوارض فاجعه‌باری داشته، فقط به مورد چای دبش نگاه نکنید، ده‌ها مورد نظیر آن در دیگر مناطق کشور هم رخ می‌دهد که ممکن است افکار عمومی هرگز از آن خبردار نشود. 🔹همین روزها که همه درگیر پرونده چای دبش هستیم، در یکی از استان‌ها پرونده‌ای قطور درباره کلاه‌برداری و فرار یک صادر کننده قدیمی به جریان افتاده که سازو کار شکل‌گیری آن مشابه همین ماجرای چای دبش است. فردی که کلاهبرداری کرده، با جلب اعتماد مردم و حتی تجار خارجی رقمی سنگین بین 20 تا 50 میلیون دلار را از کشور خارج کرده و ده‌ها شخص حقیقی و حقوقی را درگیر فساد خود کرده است. ریشه این کلاه‌برداری هم به سیاست‌های غلطی برمی‌گردد که به بهانه دور زدن تحریم‌ها تدوین شده و باید بدانیم تا تحریم‌ها وجود داشته باشد و سیاستگذار برای دور زدن تحریم‌ها به استفاده از روش‌های غیر اصولی اصرار بورزد، ، فساد از بین نخواهد رفت. مرحوم پدرم همیشه توصیه می‌کردند، در خانه‌ات را ببند تا همسایه‌ات دزد نشود. بعدها در کتاب «پشت پرده ریاکاری» نقل قولی از یک قفل‌ساز خواندم و متوجه شدم ضرب‌المثلی که پدرم مطرح کردند، چقدر درست و اساسی بود. یکی از دانشجویان پروفسور «دن آریلی» - از متخصصان اقتصاد رفتاری- کلید منزلش را گم می‌کند و به قفل‌ساز زنگ می‌زند. قفل‌ساز در کمتر از یک دقیقه در خانه را باز می‌کند. صاحب‌خانه که متحیر مانده، به قفل‌ساز می‌گوید وقتی قفل‌ها این‌قدر سریع باز می‌شوند، چه فایده که آنها را به در بزنیم؟ قفل‌ساز می‌گوید قفل‌ها برای دزدها ساخته نشده‌اند چون دزدها حتی راه نفوذ به دیوارهای بتنی را هم بلدند. قفل‌ها برای این ساخته شده‌اند تا آدم‌های درستکار، همچنان درستکار بمانند. 🔹اگر می خواهیم ماجرای چای دبش تکرار نشود، لازمه‌اش این است که خانه سیاستگذاری را محکم بسازیم و به درهای تصمیم‌گیری قفل‌ بزنیم. در این صورت، 99 درصد مدیران اقتصادی سمت خلاف نمی‌روند، آن یک درصد هم که می‌روند، خلافکارهای حرفه‌ای هستند که سروکارشان با قانون خواهد بود. محسن جلال پور با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 ایران را مافیا اداره می‌کند ویژگی‌های یک سیستم مافیایی چیست و وقتی مافیا کنترل کشوری را به دست می‌گیرد چه رفتارهایی مشاهده می‌شود: ۱. فساد و رشوه: رژیم‌های تحت کنترل مافیا اغلب با فساد گسترده همراه هستند و مقامات برای تسهیل فعالیت‌های مفسدانه و حفظ قدرت رشوه می‌گیرند. ۲. اقتدارگرایی: مافیا تمایل دارد تا کنترل را از طریق ابزارهای استبدادی، سرکوب مخالفان و استفاده از ترس و ارعاب به عنوان ابزار حکومت، اعمال کند. ۳. استثمار اقتصادی: مافیا از اقتصاد کشور بهره‌برداری کرده و در فعالیت‌هایی مثل سرقت، اخاذی و پولشویی شرکت می‌کند. آنها صنایع و مشاغل کلیدی را به نفع خود کنترل می‌کنند. ۴. نفوذ در نهادها: نفوذ مافیا اغلب به نهادهای کلیدی مثل اجرای قانون، قوه قضاییه و سیاست گسترش می‌یابد. این نفوذ به آنها امکان دستکاری و اجتناب از عواقب قانونی را می‌دهد. ۵. خشونت و ارعاب: استفاده از خشونت یک ویژگی مشترک است، مافیا از تاکتیک‌هایی مثل ترور، آدم‌ربایی و سایر اشکال اجبار برای حفظ کنترل و حذف رقبا استفاده می‌کند. ۶. تضعیف فرآیندهای دموکراتیک: نهادهای تحت کنترل مافیا فرآیندهای دموکراتیک مثل انتخابات را از طریق دستکاری، ارعاب رای‌دهندگان یا تقلب در نتایج تضعیف می‌کنند تا از غلبه کاندیداها یا سیاست‌های مورد نظر خود اطمینان حاصل کنند. ۷. همبستگی و خویشاوند سالاری: موقعیت‌های قدرت و نفوذ اغلب با افراد وفادار به مافیا پر می‌شود که منجر به همبستگی و خویشاوندی گسترده هم می‌شود، جایی که ارتباطات شخصی بیش از صلاحیت‌ها اهمیت دارد. ۸. حاكميت در سايه: گاه مافيا در سايه عمل کرده و بدون داشتن پست‌های رسمی سياسی، كنترل خود را اعمال می‌كند. آنها ممکن است در پشت صحنه کار کنند تا بر تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارند. ۹. کنترل اجتماعی: مافیا به دنبال کنترل افکار عمومی از طریق پروپاگاندا و تبلیغات رسانه‌ای و شکل دادن به روایت‌هایی باشد که به نفع منافع آنها است و مخالفان را سرکوب می‌کند. ۱۰. همدستی نخبگان: حمایت یا همدستی نخبگان با نفوذ، از جمله رهبران تجاری و شخصیت‌های سیاسی، اغلب برای مافیا برای ایجاد و حفظ کنترل بر کشور بسیار مهم است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔻 با اجازه دولت و دبش ⭕️ خاطره ای جالب از نحوه حمایت  مصدق  از صنعت چای ایرانی را بخوانیم ✍️ سحر خوشحال نخستین جایی که چای ایرانی در آن کشت شد، زمینی در محله چاهانه سر لاهیجان بود. این اتفاق در سال 1280 هجری شمسی و به وسیله کاشف السلطنه(پدر چای ایران)به وقوع پیوست. بعد از آن چايكاري توسط مردم و تجار گسترش يافت و اقتصاد منطقه تحت تأثیرآن قرار گرفت. تا اینکه در شهریور سال 1320 با شروع جنگ جهانی دوم هول وهراس در دل مردم به وجود آمد بطوری که انگیزه کشاورزان برای برداشت محصول به حداقل رسید و باغات چای رها شد. تا سال 1330که دکتر محمد مصدق برروی کارآمد، این وضعیت ادامه داشت و سرانجام با روی کار آمدن وی، برخی از کشاورزان چایکار ازا و در این باره کمک و حمایت خواستند. اعتراض چایکاران به مصدق از کسانی بود که با واردات گسترده چای بازار کشور را اشباع کرده بودند و هم چنین از کسانی که با مصادره زمین های کشاورزان برای آنان محدویت و رنج ایجاد کرده بودند. گفتنی است که مصدق بعد از شنیدن گلایه های مردم از تاجران واردکننده چای و برخی دیگر از عوامل دخیل در قدرت که سعی در نابودی این محصول داشتند دعوت کرد تا در مهمانی خانه او شرکت کنند. نخست وزیر وقت ایران، با درایتی که داشت برای پذیرایی ازمهمانان تدارک ویژه ای اندیشده بود. مصدق از محصول چای چایکاران شمالی کشور برای پذیرایی مهمانان استفاده کرد. غلام حسین مصدق[پسر دکتر مصدق] این ابتکار پدر را این طور تعریف می کند: مهدی ارباب و کیل مجلس و بازرگان که از وارد کنندگان چای بود از اینکه دولت نمی گذاشت چای خارجی وارد بشود ناراحت بود و با همه تقلائی که کرده بود وزیر اقتصاد وقت اجازه نداده بود که چای خارجی وارد کنند. روزی به من مراجعه کرد و گفت وقتی از آقا بگیرید که شرفیاب شوم و توضیحاتی بدهم. مطلب را که به پدرم گفتم پرسید چه کار دارد؟ گفتم مثل اینکه می خواهد در باره واردات چای صحبت کند. پدرم پذیرفت و روزی که معین شده بود چند نفر از تجار سرشناس چای همراه ارباب به منزل آمدند. پدرم قبلا به چایخانۀ خود سپرده بود که چای اعلای لاهیجان که همه ساله از علی امینی لنگرودی میخریدیم در نهایت خوبی دم کنند و تجار مذکور پیش از اینکه آنها را بپذیرد با آن چای پذیرائی شوند. همین کار شده بود و پس از آن تجار به اطاق پدرم رفتند. پرسید چه گرفتاری دارید؟ گفتند دولت اجازه ورود چای نمیدهد و مردم علاقه دارند که چای خوب بنوشند. مصدق گفت آیا چای خدمتتان آوردند؟ گفتند بلی. گفت چایش چطور بود؟ همه تعریف کردند. گفت به مردم هم از همین چای بدهید که چای لاهیجان است! عطر، طعم و رنگ ویژه ومطلوب این چای موجب تعریف و تمجید مهمانان از پذیرایی دکتر مصدق شد و همین بهانه کافی بود تا مصدق موضوع اساسی و محوری مهمانی اش را مطرح کند؛ حمایت از چایکاران ایرانی و کاهش واردات چای به کشور. از آن پس مصدق دستور داد که باید از چای ایرانی حمایت شود و به جای اینکه سرمایه را به دست خارجیان بسپارند بیشتر حامی کشاورزان داخلی باشند و به تولید ملی خود بها دهند تاچای در داخل توسعه یابد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺امر به معروف وارونه!؛ ✍️فرشته مزینانی ♈️از پله های مترو میدان ولیعصر که بالا آمدیم، تنها زن نگهبان حجاب بانوان که حالا و پس از اعتراضات گسترده به حضور حجاب بانان در مترو،  بدون هیچ آرم و نشانه ای و لابد برای اینکه شائبه مزدبگیری در کار نباشد و جزو نیروهای مردمی و خودجوش برای اصلاح جامعه به حساب بیایند، جوری که فقط من شنیدم و دختری با شال روی گردن در پشت سرم‌، گفت: شالت را درست کن! همین! بدون کلمه ای کم یا زیاد! ♈️در حالی که دلم برایش می سوخت، باید ساعتها سرپا بایستد و به دهها نفر چند جمله کلیشه ای بگوید بدون هیچ تاثیر و‌ نتیجه ای، برگشتم و گفتم: می دانی به خاطر شماها ما چادریها هم داریم چادرمان را برمی داریم؟ گفت چطور؟ ♈️گفتم چون شما دارید نگاه جامعه را نسبت به امثال ما پر از نفرت  می کنید! چون دارید جوانانمان را از دین و دینداران فراری می دهید! چون فکر می کنید تمام دین خلاصه شده در یک شال یا روسری روی سر زنان! حالا نوبت ما شده تا چادرمان را در آوریم تا همرنگ شما نباشیم! ♈️دخترک درمانده گفت: باید امر به معروف کرد! و من که به تازگی خبر اختلاسهای عظیم را شنیده بودم گفتم: پس چرا نمی روید اختلاسگران را امر به معروف کنید؟ چرا آقازاده ها را نهی از منکر نمی کنید؟ زورتان فقط به این زنان و دختران بیچاره رسیده است؟ ♈️جوابی نداشت اما همچنان مقاومت می کرد. ادامه دادم، نگذارید آلت دست کسانی شوید که خود بازیگری ماهر شده اند در استفاده از متاع دین و شما مهره هایی که چشم بسته در پازل منافعشان بازی می کنید! نگذارید مترسک میدانی باشید که می توانست شاهد دوستی و مهربانی همه مردم با هر پوششی باشد، به جای نفرت و کینه پراکندن! ♈️در حالی که از دخترک دور می شدیم به دوستم که با من همراه بود گفتم، حالا نوبت ما محجبه هاست که اینها را امر به معروف کنیم. ما که حجاب انتخابمان بوده و هست، باید برای حق آزادی انتخاب دیگران تلاش کنیم. این دختر و امثال او باید بدانند، ما محجبه ها راضی به این بازی نیستیم. ما حجاب را وقتی ارزش می دانیم که به اختیار خود انتخابش کرده باشیم. هیچ خدا و پیامبر و‌ دینی دعوتش را به زور به مردم حقنه نکرد. ♈️ آزادی انتخاب حق همه است و مردم ما آنقدر شعور دارند که از آزادیشان سو استفاده نکنند، اگر ببینند رهبرانشان بیش از آنکه نگران چند تار موی زنان باشند، نگران شکمهای گرسنه مردمان، چشمهای نگران کودکان و دستهای خالی مردان جامعه و حافظ منافع ملت هستند، با هر دین و سلیقه و تفکری؛ و بدانند پیش از آنکه بخواهند مردم را به بهشت ببرند، باید‌ خودشان راه بهشت را یاد گرفته باشند؛ و بفهمند بهشت و جهنم را اختیار آدمها می سازد و نه اجبار! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🥇 عملکرد سرو همچون قامتش 🚀 سرمایه شما ۱۳.۵ برابر شد در خرداد ماه سال ۱۳۹۸ بود که بذر #صندوق_سهامی_سرو در بازار سرمایه کاشته
🥇 عملکرد سرو همچون قامتش 🚀 سرمایه شما ۱۳.۵ برابر شد در خرداد ماه سال ۱۳۹۸ بود که بذر #صندوق_سهامی_سرو در بازار سرمایه کاشته شد و اکنون پس از گذشت ۴ سال و ۶ ماه ارتفاع بازدهی این صندوق ۱۳٫۵ برابر شده است. به عبارتی اگر کسی در کاشت بذر صندوق سهامی سرو همراه می‌بود اکنون ارزش سرمایه‌اش ۱۳٫۵ برابر می‌شد. ۵۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری در سال ۱۳۹۸ مساوی با ۶۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ 📌اگر به دنبال یک سرمایه‌گذاری با احتمال کسب بازدهی بالا در بلندمدت هستید به لینک زیر مراجعه کنید تا با صندوق سهامی سرو بیشتر آشنا شوید. 🔗 https://toranj.ir/sab63ed4 👉 @etfsarv

#تبلیغات

یک حقیقت تلخ در مقایسه قیمت‌ها در ایران و سایر کشورها 🔗با توجه به اینکه متوسط حقوق کارکنان و کارگران در ایران، چیزی حدود ۱۰ میلیون تومان و یا حتی کمتر از آن است و میانگین حقوق در اروپا و آمریکا حدود ۳۵۰۰ دلار، پس متوسط حقوق در ایران کمتر تقریبا ۶ درصد حقوق در اروپا و آمریکاست. 🔗بنابراین در شرایط برابر و عادلانه، قیمت‌ها در ایران باید حدود ۶ درصد قیمت‌ها در اروپا و آمریکا باشد. 🔗هر کسی که قیمت کالاها و خدمات را در ایران و سایر کشورها را بدون توجه به حقوق‌ها مقایسه کند، یا مزدور است یا یک احمق به تمام معنا! 🔗نمی‌شود که حقوق ما ۶ درصد حقوق آن‌ها باشد اما موقع بررسی قیمت بنزین، خدمات بهداشتی، برنج و گوشت، قیمت‌ها را با اروپا و آمریکا مقایسه کرد! 🔗مقایسه اول قیمت برنج در آمریکا باتوجه به کیفیت، از ۰.۴۵ تا ۱.۳۶ دلار برای هر کیلوگرم است یعنی هر کیلوگرم برنج در آمریکا از ۲۳ تا ۷۰ هزار تومان است که با توجه به نسبت حقوق‌ها، برای عادلانه بودن قیمت، هر کیلو برنج در ایران باید ۱,۳۸۰ تا ۴,۰۰۰ تومان باشد. 🔗مقایسه دوم میانگین قیمت هر لیتر روغن خوراکی طی نوامبر سال جاری در کشور آلمان ۳.۴۲ دلار یعنی هر لیتر روغن خوراکی در آلمان ۱۷۷ هزار تومان است که با توجه به نسبت حقوق‌ها در این دو کشور، قیمت روغن خوراکی در ایران باید هر لیتر ۱۰,۶۷۰ تومان باشد. 🔗مقایسه سوم قیمت بلیط پروازهای داخلی در سنگاپور، به‌طور میانگین ۵۹ دلار است که می‌شود ۳ میلیون تومان و با توجه به نسبت حقوق‌ها، در ایران قیمت پروازهای داخلی باید حدود ۱۸۵ هزار تومان باشد. 🔗مقایسه چهارم در کانادا، یک وعده غذای فست‌فود حدود ۸.۸ دلار یعنی ۴۵۷ هزار تومان است و در ایران باید ۲۷ هزار تومان باشد تا عدالت در پرداخت حقوق رعایت شده باشد. 🔗مقایسه پنجم قیمت یک لیتر بنزین با اکتان ۹۸(در ایران ۹۰ و کمتر است) حدود ۱.۲۵ دلار (۳۷ لیر ترکیه) است یعنی هر لیتر بنزین با کیفیت در ترکیه ۶۵ هزار تومان است و برای اجرای عدالت در ایران، قیمت بنزین با اکتان ۹۸ باید ۳,۹۰۰ تومان باشد. 🔗مقایسه ششم قیمت گوشت گوسفند در امارات از ۱۰ تا ۴۰ درهم یعنی ۱۴۰ تا ۵۶۰ هزار تومان است که با توجه به مقیاس حقوق‌ها، قیمت گوشت در ایران باید ۸,۴۰۰ تا ۳۳,۶۰۰ تومان باشد. 🔗مقایسه هفتم قیمت تویوتا کرولا مدل ۲۰۲۴ اکنون توسط نمایندگی‌های تویوتا در کویت ۶,۵۰۰ دینار کویت قیمت گذاری شده یعنی یک میلیارد تومان! و اگر قرار بر عادلانه بودین قیمت به نسبت حقوق‌ها باشد، تویوتا کرولا مدل ۲۰۲۴ باید در ایران ۶۰ میلیون تومان قیمت داشته باشد. 🔗مقایسه هشتم اجاره خانه برای شهرهای بزرگ در استرالیا به‌طور میانگین ۵۹۷ دلار یعنی ۳۰ میلیون تومان است و برای تحقق عدالت در پرداخت حقوق و قیمت‌ها، اجاره خانه برای شهرهای بزرگ در ایران باید ۱.۸ میلیون تومان باشد. 🔗متاسفانه عده‌ای ریزه خوار و مواجب بگیر، در هر مرحله برای توجیه افزایش قیمت‌ها، بدون توجه به حقوق تحقیرآمیز در ایران، اقدام به مقایسه قیمت کالا و خدمات در ایران با سایر کشورها می‌کنند. ✍️مزبان حبیبی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺از صادق کرده تا صادق بوقی 1️⃣ ویدئوی رقص و ترانه خوانی یک پیرمرد هفتاد سالەی گیلک بە رخدادی در خور تامل تبدیل شده است. صادق بوقی با خواندن اشعاری فولکلوریک و اجرای رقص محلی ابتدا به چهرەی اینستاگرامی تبدیل شد. با حواشی ایجاد شده، این چهرە از اینستاگرام بیرون آمد و معروفیت و محبوبیت گستردەتری پیدا کرد. درست پنجاه سال قبل یک صادق دیگر به ترندی ملی تبدیل شد: صادق کرده قهرمان فیلمی به همین نام و با بازیگری سعید راد و کارگردانی ناصر تقوایی. صادق کرده یک فیلمفارسی به معنای متعارف آن زمان نبود، چیزی بود میان سینمای عامه پسند ایران و موج نوی که با گاو و قیصر شروع شده بود. صادق کرده صاحب قهوەخانەای در غرب ایران بود که با همسرش آن را اداره می کرد. شبی در غیاب او، یکی از دوستانش که رانندەی کامیون بود، به قهوەخانە می رود و ضمن تجاوز به همسرش، طی درگیری ناخواسته موجب مرگش می شود. از این لحظه طوفان انتقام جویی صادق با قتل سریالی رانندگان کامیون آغاز می گردد. صادق علیرغم اینکه پدر زنش پلیس بود، به جای مراجعه به قانون، شخصا دست به انتقام می زند. این فیلم خوش ساخت که در دهەی پنجاە، گیشەی سینما و اندیشەی مردم را با هم تسخیر کرد، روایت نزاع بی پایان سنت و مدرنیسم در یکی از حساس ترین فرازهای تاریخ اجتماعی ایران است. آتش خشمی که چشم صادق را کور کرد و جوی خونی که از پی آن راه افتاد، نه تنها مخاطبان را نرنجاند، بلکه با مرگ قهرمان داستان در پایان فیلم، موجی از همدردی را با وی برانگیخت. در ایران نیم قرن پیش هنجارهای قانونی و رژیم حقوقی مدرنی که بنا بود جایگزین چارچوب های فکری و اجتماعی یک جامعەی قبلا قبیلەای شود، هنوز به طور کامل جا نیفتاده بود. تکاپوی نهادی برای استقرار نظم قانونی با قسمی بدگمانی عمومی مماس می شد که از نیت دولت برای کنترل جامعه نشات می گرفت. کنترلی که در مواردی از سرکوب سیاسی و تلاش برای یکپارچه سازی حوزەهای سیاست و اجتماع سرچشمه می گرفت. از این رو صادق کرده تنها قهرمان ناموس پرستی نبود، بلکه نمایندەی پادگفتمانی بود کە مشروعیت خویش را از مواجهه با نظم مستقر می گرفت. مضاف بر آن خشونت در ایران دهەی پنجاە ابزاری مشروع و هنجارمند به شمار می رفت. 2️⃣ صادق کرده حتی با معیارهای امروز فیلمی خوش شانس و موفق به شمار می رود. اما اگر امروز در شبکەی نمایش خانگی یا بر پردەی سینما قرار گیرد، نه تنها چنگی به دل نمی زند، بلکه ملال انگیز خواهد شد. در مقابل یک تصویربرداری آماتور از هنر عامه پسند صادق بوقی، آن را به سرعت ترند می نماید و نمایش را به رکوردهای باورنکردنی می رساند. صادق بوقی هفتاد ساله همان صادق کردەی جوان دهەی پنجاە است که گذر ایام وی را از خون و خشونت دور و به سوی " زندگی " به معنای فلسفی و اجتماعی آن برده است. نسل امروز مانند گذشته از تحمیل و اجبار بیزار است، اما برای بیان مخالفت خود کمتر به خشونت می اندیشد و بیشتر در زندگی تامل می کند. سیاست زندگی به عنوان گونەای سیاست ورزی که دارای وجوه ممیزەی فراوان با سیاست رادیکال  و نهادی در معانی متعارف آنهاست، در سال های اخیر تعین بخش رفتارهای گروهی بوده است. سیاست زندگی چه در خیابان و جنبش های اجتماعی اخیر و چه انتخابات هایی که ‌هنوز از حداقل ها تهی نشده بودند، به صورت غریزی، سمت و سوی حرکت عمومی را معین کرده است. چون ناخودآگاهی که در تشخیص اشتباه نمی کند و راه را از چاه تشخیص می دهد. صادق بوقی به سوژەی یک پادگفتمان مقاومت بدل شده که شادی در کانون آن قرار دارد و نشاط را مانند آب و هوا حق مردم می داند. در سیاست زندگی کرامت انسانی که مبنای اصلی سیاست مدرن است، اهمیتی بیشتر از گفتمان های رادیکال دارد. ترند شدن صادق بوقی و فراموش شدن صادق کرده یک تحول گفتمانی سرنوشت ساز است. #صلاح_الدین_خدیو با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

◀️ ارزیابی کشورها بر اساس شادمانی مردم در این نمودار، نمرات کشورها از ۱۰ محاسبه شده، اعداد بالاتر و رنگ روشن‌تر نشانه شادی بی
◀️ ارزیابی کشورها بر اساس شادمانی مردم در این نمودار، نمرات کشورها از ۱۰ محاسبه شده، اعداد بالاتر و رنگ روشن‌تر نشانه شادی بیشتر است. در این میان این که مردم جنگزده و در حال جنگ اوکراین از مردم ایران بیشتر احساس خوشحالی می کنند خود گفته های بسیار دارد ....

🔺۹ شیوه آموختن مهربانی به کودک آیا به دنبال راه‌هایی می‌گردید که بتوانید با کودک خود مهربان‌‌تر باشید؟ آیا دوست دارید کودک شما نیز مهربانی و همدلی کردن را بیاموزد؟ +کودکان را به ابراز احساسات‌شان تشویق کنید پژوهش‌ها نشان داده است، کودکانی که به ابراز احساسات تشویق می‌شوند، بهتر می‌توانند نسبت به دیگران همدلی و مهربانی نشان دهند. برای این که کودک را به ابراز احساسات خود تشویق کنید،‌ می‌توانید به طور مستمر درباره احساسات او سوال کنید و با او وارد گفت‌وگو شوید. _همراه کودک‌ کارهای خیر کوچک انجام دهید تحقیقات نشان داده‌ است کارهای خیر به صورت مُسری، موجب می‌شود دیگران نیز به انجام امور خیریه ترغیب شوند. پس می‌توانیم در برابر دیدگان کودک کارهای خیر انجام دهیم تا او نیز بیاموزد. +کودک را به فرستادن کارت تبریک برای دوستان خود تشویق کنید اگر کودک را به فرستادن یا درست کردن کارت تبریک برای دوستان تشویق کنیم، او می‌آموزد چگونه و از چه‌ راه‌هایی دوستان خود را خوشحال کرده و با آنها مهربان باشد. _وقت‌هایی را به ابراز عشق و علاقه بین اعضای خانواده‌مان اختصاص دهیم می‌توانیم شب‌ها یا آخر هفته‌ها وقت‌هایی را به فعالیت گروهی سرگرم‌کننده اختصاص دهیم. یکدیگر را در آغوش بگیریم،‌ با یکدیگر برقصیم، به موسیقی گوش دهیم و بازی کنیم. +به صورت ناشناس ابراز عشق کنید به عنوان یک فرد ناشناس به دیگران ابراز علاقه کنیم. مثلا با یک ماژیک وایت‌برد روی آینه آسانسور بنویسید : تو زیبا هستی، امروز برای توست. با انجام چنین کارهایی کودک نیز تشویق می‌شود، بدون هیچ انتظاری، عشق‌ورزی کند. _یادگیری زبان دوم و سوم پژوهش‌ها نشان داده است، کودکانی که می‌توانند به غیر از زبان مادری خود، به زبان دیگر هم صحبت کنند، توانایی‌هایی بیشتری برای ابراز علاقه و محبت به دیگران دارند. _به مردم لبخند بزنید و گاهی از آنها بخواهید با شما عکس بیاندازند شاید به نظر شما ساده‌لوحانه برسد، اما کودکان با دیدن این رفتار، نسبت به محبت و ابراز علاقه به دیگران آموزش می‌بینند. +گاهی برای دیگران غذا ببرید این رفتار نیز کودکان را به مهربانی و سخاوتمندی تشویق می‌کند. به خصوص اگر فردی بیمار یا نیازمند باشد، بهتر است به همراه کودک خود، مقداری غذا هدیه دهیم. _کمک و مراقبت از حیوانات کمک به حیوانات و مراقبت از آنها نیز رفتاری بسیار پرقدرت است که موجب افزایش احساس همدلی و علاقه در بین کودکان می‌شود. بهتر است از دوران کودکی به بچه‌ها بیاموزیم که از طبیعت و حیوانات مراقبت کنند و آنها را مانند خود بدانند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺تتلو ، اصولگرايان و شجريان ♈️تتلو می‌تواند فرصتی عالی برای اصولگرایان در فهم خودشان و تحولات نسل جدید جامعه باشد. حتماً تعجب خواهید کرد که چگونه؟ اگر در سال ۵۷ کسی می‌توانست تصور کند که افرادی تحت عنوان انقلاب برای جلب رای یا مخاطب آویزان فردی چون تتلو می‌شوند، قطعاً رفتار دیگری در پیش می‌گرفت که در نقطه مقابل آن رفتار انقلابی‌اش بود و عطای چنین تحولی را به لقای آن می‌بخشید. ♈️برخی افراد هنوز متوجه اهمیت ابعاد متوسل شدن اصولگرایان به تتلو نشده‌اند. ولی جامعه ایران به مبارکی اصولگرایان حاکم از چنان ظرفیت تغییری برخوردار شده است که هنرمند رسمی و مطلوب‌شان تتلو می‌شود، درحالی‌که هم‌زمان چهره‌های خدوم، علمی، هنری و اخلاقی را در انزوا قرار می‌دادند. ♈️ این استقبال از امیرحسین مقصودلو و آن تعاریف عجیب و غریبی که از او می‌کردند در تاریخ سیاسی این کشور باقی می‌ماند، نه به این علت که وی پس از رفتن به ترکیه آن رفتارها را کرد که موجب وهن جامعه ایران بود، بلکه به این علت که در همان زمانی که تتلو را تقدیس می‌کردند، همه می‌دانستند که او همین است که بعداً در ترکیه از خودش رونمایی کرد.   ♈️تتلو فرصتی است برای اصولگرایان که رفتار و عمق بینش خود را بشناسند، چون تجربه مهمی برای آنان بود. اینکه برای رسیدن به قدرت به هر طناب پوسیده یا حتی پاره‌ای هم آویزان شدند و اوج تصور هنری آنان همین آقای تتلو بوده است. اگر یک گروه سیاسی در هر نقطه از جهان چنین رفتاری کند که در تعارض جدی با ارزش‌هایش است؛ نمره شناخت و فهم سیاسی و اجتماعی آنان را به حد صفر تنزل می‌دهند، و قطعاً هزینه سنگینی را باید بپردازند. اکنون می‌توان تصاویری که آقایان مشغول دادن جایزه در مراسم ویژه به تتلو با آن قیافه هستند را دید و بعد بررسی کرد و متوجه شد که این آقایان در حالی برای تتلو بزرگداشت می‌گذاشتند که هم‌زمان شخصی مثل شجریان و در بستر بیماری را در انزوا قرار داده بودند و یا کنسرت شهرام ناظری را غیرمجاز اعلام می‌کردند. ♈️این واقعیت نواصولگرایان، تاکنون نیز تغییری مثبت نکرده است. آنان باید تتلو را فرصتی برای ارزیابی از خویشتن کنند. خداوند آنان را با تتلو آزموده است؛ آزمونی که تاکنون در آن شکست فاجعه‌باری خورده‌اند. ♈️تتلو از یک حیث دیگر هم فرصت است. او نمادی یا مرجعی برای نسلی از جوانان ایران شده بود که نه‌فقط خودشان بلکه پدران و مادران‌شان نیز تحت نظام آموزش و پرورش و رسانه‌ها و مقررات این جامعه بوده‌اند. نسل بزرگتر این نسل نیز در این ساختار تربیت و بزرگ شده‌اند. بنابراین فرصت مغتنمی است که ارزیابی مناسبی از واقعیت این نسل جدید  که به کلی با ارزش‌های رسمی بیگانه‌اند، انجام شود. بخشی از آنان را در اعتراضات سال گذشته دیدید. ♈️آوردن تتلو به ایران و حذف او از جامعه؛ واقعیت این نسل را تغییر نمی‌دهد، فقط شاید در چشم شما کمتر دیده شوند. محاکمه تتلو هیچ مشکلی از شما را حل نمی‌کند، نمی‌دانیم به چه قیمت و هزینه‌ای از ترکیه گرفته شده است، ولی او فرصت مناسبی برای شما فراهم کرد تا بدانید افراد زیادی هستند که حاضرند با هزینه‌های گزاف برای دیدن او یا کنسرت‌های آنچنانی وی به ترکیه بروند. ♈️هیچ‌کس جز تتلو نمی‌توانست چنین واقعیتی را به این عریانی و حتی بدون تتو به شما  نشان دهد. واقعیت این است که تتلو را می‌برید زندان و از جامعه جدا می‌کنید و دسترسی جامعه‌شناسان و روان‌شناسان را به او قطع می‌کنید و آخرش هم یا با حکم شدید و در صورت ممکن با یک مصاحبه او را قهرمان همان نسلی می‌کنید که هیچ راهی برای تفاهم با آنان باقی نگذاشته‌اید. ♈️متاسفانه باید گفت که به احتمال فراوان این فرصت را هم به تهدید تبدیل خواهید کرد. ولی توجه داشته باشید سخنان و تعاریف شما، عکس‌ها و فیلم‌های خودتان با او را نمی‌توانید از تاریخ و حافظه مردم پاک کنید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺 یک فنجان چای دبش با طعم هلاهل! 1️⃣ جرج اورول نویسندەی نامدار انگلیسی کە بە خاطر کتاب های 1984 و قلعەی حیوانات معروفیت جهانی دارد، یک " چای خور " قهار بود. اورول می گفت که چای یکی از پایەهای تمدن جدید است و چای هندی یا سیلان هم بهترین نوع آن است. علاقەی اورول به چای تا حدی بود که یازده قانون طلایی معروفش را برای طبخ بهینەی آن نوشت. اما تصور این که روزی چای در کانون ناکامی های یک ایدئولوژی انقلابی قرار گیرد، فراتر از نبوغ زبانزد این نویسندەی پیشروی قرن بیستم بود. کسی که پیشگویانه به پیشواز آیندەی آرمان شهرهای ایدئولوژیک رفت و سرنوشت محتوم آنها را برملا نمود. 2️⃣ قبل از این، 35 سال پس از اورول در ایران قرن بیستم، چای ناخواسته با یک ایدئولوژی انقلابی پیوند خورد. چریک های فدایی خلق، محمد صادق فاتح یزدی مدیر عامل کارخانەی چای جهان را به اتهام سرکوب کارگران اعدام انقلابی کردند. فاتح یزدی کارآفرینی نابغه بود که دهها شرکت و کارخانەی سوددە تاسیس کرد و به نوعی بنیادگذار شهر کرج فعلی محسوب می شود. از دید فدائیان، تضاد کار و سرمایه و نقش پلید "سرمایەداری وابستە" در تعمیق این تضاد، خون فاتح و امثال وی را حلال می کرد. به قرار اطلاع، یزدی نه رانت خوار بود و نه خیر قلابی و نه از دالان های قدرت به ثروت رسیده بود. اما از دید انقلابیون چپ و مسلمان آن سال ها، ادغام در اقتصاد جهانی و ترقی داد و ستد بازرگانی بین المللی و جلب سرمایەگذاری خارجی که این روزها هدف غایی کشورها جهت توسعه تلقی می شود، گناهی نابخشودنی و نشانەی وابستگی امپریالیستی تلقی می شد. طرفه آنکه تمرکز چای جهان فاتح نه بر واردات چای خارجی، بلکه بر گسترش تولید و توزیع چای ایرانی بود. 3️⃣ فراتر از موارد پیش گفته، خبر هولناک اختلاس سه میلیارد دلاری "چای دبش " به شکلی دراماتیک پیوند چای و ایدئولوژی و اقتدارگرایی را دوباره برقرار کرده است! پیوند آب و اقتدارگرایی و به تعبیری خشکی اقلیم و قدرت غیر پاسخگو، در تبارشناسی استبداد آسیایی زبانزد است. برخی پژوهشگران بر این باورند که الزامات نبودن آب مکفی، جامعه را به سوی نوعی سازماندهی سوق می دهد که تشکیل حکومت مقتدر که نقش نوعی " میرآب " بزرگ را به عهده دارد، از نتایج آنست. در مقایسەهای تطبیقی، استبداد حکومت های رانتیر و نفتی کنونی، تداوم سنت میرآبی حکومت های قدیمی قلمداد می شود. تعابیری چون خون و نفت، خون و آب، میرنفت و میراب، ماحصل این نگاه هاست. دربارەی چای دبش، نوبرترین میوەی باغ اقتدارگرایی چه می توان گفت؟ آیا می توان به سیاق دولت های میرآب و نفتی از دولت " چای ساز " سخن گفت؟ 4️⃣ گفتیم که تخیل اورول هیچ گاە بە کشف پیوند چای و آرمان شهر نرسید! چپ های ایرانی دوران جنگ سرد هم از قتل بنیادگذار مجموعەی چای جهان طرفی نبستند. شرکت ها و املاک مقتول به تصاحب حکومت انقلابی در آمد و در ادامه، جملگی ورشکست و " مفت خور " شدند و چیزی هم به پرولناریا نماسید! حتی مارکس هم که به دقت پویایی های طبقات اجتماعی و نزاع میان آنها را تبیین می کرد، هیج گاه عقلش به پلشتی های سرمایەداری دولتی و ویژه خواری های آن قد نداد. سرزنش دولت های نفتی و کشف رابطەی سلبی دمکراسی و هیدروکربن هم با درخشش شیخ نشین های خلیج فارس در عرصەی توسعە تا حدی بی اعتبار شدە است. 5️⃣ دولت های نفتی حاشیەی جنوبی خلیج فارس چای و قهوه نمی نوشند؟ می نوشند ولی چای ساز نیستتد! تفاوت قضیه به وجود عاملی بنام ایدئولوژی باز می گردد. ایدئولوژی که اورول معاصرانش را از آن بر حذر می داشت، در قرن بیستم جبار و بی مدارا و خون ریز بود. اما نسبت سرقت، کمتر به دامن آن می چسپید. "برادر بزرگ" اورول بی رحم و سرکوب گر بود و برای اقناع حکومت شوندگان، بردوام وعدەی رسیدن به آرمان شهر دروغین را تکرار می کرد. از مردم خواسته می شد که تا رسیدن به بهشت موعود سختی ها را تاب آورده و دم بر نیاورند. در حالی که خودش به فسادهای کوچک نظیر داچا و تفریح گاه و فروشگاه مخصوص سران حزب و کوپن اضافی دسترسی داشت. دگرگونی اصلی پس از نوامبر 1989 و فروپاشی دیوار برلین و خاتمەی "قرن بیست کوچک" رخ داد. این رخداد به منزلەی پایان آرمان شهرگرایی و خالی شدن قلب ایدئولوژی انقلابی بود. آغوش جهان کمونیست سابق با دولت های غیر دمکراتیک به روی خصوصی سازی و نئولیبرالیسم باز شد. کار به جایی رسید که فساد عملا جای ایدئولوژی را گرفت و پویایی های آن تعین بخش سیاست و اقتصاد گردید. واردات چای دبش با سهمی حیرت انگیز از تولید ناخالص ملی در وضعیتی که کمبود دارو و کالاهای اساسی بیداد می کند، دشوارەای قابل تامل است. بی گمان این تصدیق سخن اورول در باب پیوند چای و تمدن جدید نیست. با تئوری دولت رانتیر و تطبیق آن با نقش مرکزی کالاهایی چون نفت و آب هم قابل توضیح نیست. بلکه یک چای سالاری عریان، به عنوان گونەای ناب از میدان داری فساد است. #صلاح_الدین_خدیو