ru
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Открыть в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 27 630 подписчиков, занимая 2 294 место в категории Бизнес и 12 299 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 27 630 подписчиков.

Согласно последним данным от 22 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -175, а за последние 24 часа — -3, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 16.25%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 10.70% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 0 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 958 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 23 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Бизнес.

27 630
Подписчики
-324 часа
-357 дней
-17530 день
Архив постов
🔺تهران تشنه و پژمرده در برابر دو ضرب الاجل! صلاح الدین خدیو تهران هم به عنوان پایتخت سیاسی و هم طبیعت و زیستگاه انسانی با دو ضرب الاجل سرنوشت ساز آنهم با فاصلەی یک ماە روبروست. ضرب الاجل موسوم به مکانیسم ماشه با پایان اوت -روز نهم شهریور- سر می رسد. غم انگیز اینجاست که عقربەی ساعت قهر طبیعت هم به موازات آن و با سرعتی بیشتر در حال چرخش است. خبرگزاری cnn می گوید تهران فقط چند هفته با روز صفر بی آبی و در واقع خشکیدن شیرهای آب خانه ها فاصله دارد. کاوه مدنی دانشمند شهیر ایرانی که ناچار به ترک وطن شد، آرزو می کند که تهران تا پایان سپتامبر -  نهم مهر - تاب بیاورد. اگر شهر تا نهم مهر به ورشکستگی مطلق آبی نرسد، می تواند امیدوار به بارش های پاییزی، دستکم مدتی دیگر از مرگ آبی قسر در رود! احتمالا در تاریخ تهران هیچ گاه خشم طبیعت و قهر سیاست و بحران اقتصادی اینگونه با هم مصادف نشدەاند. در داغ ترین روزهای سال و در اوج بی برقی و بی آبی دمای سیاست هم به نقطەی جوش رسیده و تازه یک جنگ کوتاه، اما بزرگ مقیاس پست مدرن را با پروندەای باز و خونین پشت سر گذاشته است. گویی همه چیز در تعلیق است. از آب و هوا گرفته تا اقتصاد و روابط خارجی. درست صد سال قبل تهران که شهری خواب آلود و در گذشته مانده و زخمی از شلاق بی کفایتی و استبداد بود، به روایت داستان خود از رهگذر یک ژانر ادبی مدرن بنام رمان پرداخت. مرتضی مشفق کاظمی در داستان تهران مخوف - احتمالا نخستین رمان مدرن فارسی - به شرح رنج و اندوه و اضطراب و نگرانی شهر در دوران هرج و مرج پس از  مشروطه پرداخت. فساد زایدالوصف مقامات قاجاری و اداره جات دولتی، زوال اشرافیت حاکم و برآمدن گروه های اجتماعی تازه، مبارزات مستبدان و آزادیخواهان که علیرغم پیروزی بشارت دهندەی دستەی اخیر، تغییری در ساختارهای جان سخت سیاسی و اجتماعی پدید نیاورد، جانمایەی این کتاب است. پس از آن بارها تهران در کانون رمان ایرانی قرار گرفت و تضادهای سیاست و زیست شهری و کشمکش سنت و مدرنیته در آن برملا گردید. اما تقریبا در هیچ کدام تهران تشنه نبود، از خاموشی رنج نمی برد و شعلەی از امید همچنان در دلش فروزان می ماند. در تقارنی غریب دیروز چهاردهم مرداد سالگرد انقلاب مشروطیت است. 120 سال قبل در یک فصل گرم دیگر، ایرانیان نخستین ملت منطقه بودند که قانون اساسی نوشتند. نمادی پرغرور و افتخار آمیز از ورود به عصر مدرن و پیشگامی در دمکراسی سازی. سوگمندانه اخگر قانون اساسی که قرار بود فانوس آزادیخواهی در ایران و منطقه باشد، زود به خاموشی گرایید. 120 سال زمان کافی برای نهادسازی، نوسازی و بازسازی یک کشور است. اما گویی این زمان طولانی، عملا و عمدا هدر رفته است. عدالتخانه و نهاد دادگری مستقل هنوز خوابی آشفته است. پارلمان نه تنها عصارەی فضائل ملت و مظهر ارادەی ملی نیست، بلکه با یک غربال گری افراطی هرچه بیشتر به مجلس کوتاه قامتان سیاست و فرهنگ بدل شده است. "مرداد پرحادثە" با سالگرد مشروطیت تمام نمی شود. دو پادشاه پهلوی؛ پدر و پسر به ترتیب در چهار و پنج مرداد در غربت و خارج از خاک وطن در گذشتند. با این مرگ های تلخکام، سنت مرگ پادشاهان ایرانی در دیار غربت، استحکام و مداومتی ستبر یافت. چه دو پادشاه آخر قاجار نیز دور از ایران مردند و تهران پیکر هیچ کدام را در سینەی خود قرار نداد. آخرین باری که شاهی در ایران درگذشت، همان سال مشروطه بود و مظفرالدین شاه بود که قبالەی انقلابی مردمی را در جیب خود داشت. طرفه آنکه در همین مرداد گرم و نفسگیر جاری، پادشاهی خواهان ایرانی در مونیخ گرد هم آمده و برای نشستن روی تخت طاووس تهران تشنه و پژمرده نقشه می کشیدند! تهران مخوف را از مخافت این روزها دوباره باید خواند. همچنان که حاجی آقای صادق هدایت هم در هشتاد سالگی آن هنوز سخت خواندنی است. تیپی اجتماعی که نویسنده پلشتی های آن را در تهران زمان جنگ دوم جهانی به تصویر می کشد، در ایران امروز از رهگذر کارخانەی یکدست ساز قدرت ایدئولوژیک به تولید انبوه رسیده است! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

جعفر مقصر نیست رادیو ماشین روشن است. راننده دارد با دقت به سخنان مجلس گوش می‌دهد. جوری حواسش را به نطق نمایندگان داده که من هم مشتاق می‌شوم ببینم چه می‌گویند. احتمالاً چیزی را که می‌گویم، باور نمی‌کنید. کور شوم اگر دروغ بگویم اما شما می‌توانید یکی از همین روزها برای اطمینان به رادیو مجلس گوش کنید تا ببینید چیزی جز حقیقت نگفته‌ام. در مسیر ۱۵-۲۰ دقیقه‌ای که همراه راننده بودم، حتی یک کلمه از مشکلات مملکت از زبان نمایندگان مجلس بیان نشد. هرکدام از آن‌ها البته که سه دقیقه وقت داشتند تا حرف‌هایشان را بزنند. سه دقیقه برای کسی که حرفی برای گفتن داشته باشد، کلی وقت است. من گاهی برای نوشتن همین ستونی که ملاحظه می‌فرمایید و خواندنش بیش از دو تا سه دقیقه وقت نمی‌برد، کلی به زحمت می‌افتم چراکه فکر می‌کنم در همان چند خط اول یعنی 30 ثانیه تا یک‌دقیقه اول، جان مطلب را گفته‌ام و مابقی‌اش توضیح اضافات است. اما هیچ‌کدام از نمایندگانی که من توفیق شنیدن صدایشان را در آن هوای گرم و ماشین بی‌کولر داشتم، حتی نتوانستند یک کلمه- بی‌اغراق حتی یک کلمه- از حرف‌هایی که قرار بود بگویند، بر زبان بیاورند. چرا؟ چون وقت‌شان کم بود. چون کل وقتی را که در اختیار داشتند به سلام و صلوات، خواندن آیه و حدیث، روایت و تبریک به‌مناسبت فلان اتفاق و محکوم کردن بهمان حادثه اختصاص می‌دادند و فرصت حرف زدن پیدا نمی‌کردند. رئیس مجلس هم کاری نداشت جز آن‌که نقش تایمر را ایفا کند و درنهایت بگوید وقت‌تان تمام شد و بلندگوی طرف را قطع کند. ای‌کاش رئیس مجلس هم می‌توانست مثل پزشکیان بگوید: جعفر ول کن؛ حرفت رو بزن! اما او خود نیز محصول همین فضاست. فضایی که به‌جای تنبیه جعفرها به آن‌ها جایزه می‌دهد. چندسال پیش با یکی از همین مجریان تلویزیونی که البته هنوز در ابتدای راه بود و نام و نانی به‌هم نزده بود، مدت کوتاهی همکار بودم. به مناسبت جشنواره‌ای که قرار بود راه بیاندازیم یک نشست خبری ترتیب داده بودیم. او قبل از نشست خبری سراسیمه به‌دنبال تقویم می‌گشت. علت‌اش را نفهمیدم اما وقتی جلسه شروع شد، دیدم که او بعد از دو، سه دقیقه تعارف تیکه پاره کردن‌های معمول و آیه و حدیث خواندن گفت، پیشاپیش فلان مناسبت را تبریک می‌گویم. کنجکاو شدم که ببینم آن مناسبت در چه تاریخی است. دیدم دست‌کم یک‌ماهی با آن مناسبت فاصله داریم. بعد از جلسه به آن بنده‌خدا گفتم، ما که یک‌ماه با آن‌روز فاصله داریم. چرا تبریک گفتی؟ صریح گفت: یکی از شروط پیشرفت در این مملکت، رعایت همین جوانب است؛ به‌ویژه تبریک و تسلیت گفتن که شرط اصلی کار است. حق با او بود. آن دوست در مدت‌کوتاهی با همین حواس‌جمعی‌ها رسید به آن‌جایی که می‌خواست برسد. ما در فضایی زیست می‌کنیم که کسی به عملکرد جعفرها کاری ندارد بلکه بزرگترها، تاییدکنندگان و ردکنندگان صلاحیت‌ها همه حواس‌شان را جمع می‌کنند تا ببینند شما از مناسبت‌های رسمی غافل هستید یا نه. فرقی نمی‌کند شما وزیر نیرو باشید یا وزیر اقتصاد. وظیفه شما محکوم‌کردن با صدای بلند است و شعار دادن در هر شرایطی. باور کنید در همان صبح کمیکی که خدمت‌تان عرض کردم، یکی از نمایندگان چنان با شدت و حدت تجاوز اسرائیل به خاک میهن‌مان را محکوم کرد که من فکر کردم دوباره جنگ شروع شده است. نگو که منظور آن نماینده انقلابی، حملات چندهفته پیش بود. یعنی شما نه‌تنها باید حواس‌تان به حوادث پیش رو باشد، بلکه از حوادث پشت سر گذاشته شده نیز نباید غفلت کنید. من در کتاب «در معیت پرزیدنت» اشاره کرده‌ام که یکی از ویژگی‌های ستودنی کابینه آقای روحانی این بود که وزرا موقع ارائه گزارش عملکردشان در سفرهای استانی، صرفاً با گفتن به نام خدا می‌رفتند سر اصل مطلب. خود حسن روحانی هم به‌اقتضای موقعیت سراغ آیه و حدیث می‌رفت.  منتهی ظاهراً من فقط این نکته را جزو ویژگی‌های خوب دولت آقای روحانی می‌دانستم و آن‌هایی که حواس‌شان جمع‌تر بود، از فقدان جعفرها در کابینه ایشان ناراضی بودند. درحقیقت مشکل از جعفر بنده‌خدا نیست. جعفر ندیم پادشاه است، نه ندیم بادمجان. جعفر شاید در ابتدا آدم حق‌گویی بوده اما هیچ‌کس خریدار متاعش نبوده. هرجایی سخن گفته، از او توقع سخن بیخود و مهمل داشته‌اند. هیچ‌کس او را تشویق به سخن صریح، بی‌پرده و بی‌تعارف نکرده. همه از او خواسته‌اند همه‌چیز را به تعارف و حرف‌های تکراری برگزار کند و خیال فرادستان را راحت کند که جای هیچ نگرانی‌ای نیست؛ آسوده بخوابید که شهر در امن و امان است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅خطبه های مفید و موثر صدیقی دقیقا چه بود؟ ✍️حمیدآصفی 🔗صدیقی پس از ۱۷ سال دعاخوانی، گریه و اشک، خطبه‌های «مفید و مؤثر» را به کلاس‌های اخلاق کوچ کرد. استعفای صدیقی از امامت نماز جمعه تهران، نه آغاز تغییری در ساختار قدرت است و نه پایان یک دوران پرمسئله؛ بیشتر شبیه مراسم بازنشستگی نمادین یکی از خطیبان وفادار به نظم موجود است. از صدیقی تقدیر می‌شود بابت هفده سال «خطبه‌های مفید و مؤثر»، گویی در این سال‌ها نه اعتراضی خاموش شد، نه نسلی از دست رفت، نه اعتمادی فروپاشید. 🔗اما این «خطبه‌های مفید» دقیقاً چه بودند؟ دعا برای زلزله نیامدن؟ دعوت به صبر در گرانی؟ وعده ظهور مشروط به حجاب کامل؟ تکرار مکرر توصیه‌های اخلاقی و معنوی آن‌هم در شرایطی که سفره مردم هر هفته کوچک‌تر می‌شد و دیوار بی‌اعتمادی هر جمعه بلندتر؟ 🔗صدای لرزان، اشک‌های آماده و گریه‌هایی که گویی بار عاطفی خطبه را بالا می‌برد، اما نه درد مردم را کم می‌کرد و نه رنج زمانه را درک می‌نمود. اما نماز جمعه صدیقی از همه جالب‌تر بود؛ خطبه‌هایی که ترکیبی بود از اندرزهای خنثی، گریه‌های تکراری، و تأیید مطلق وضع موجود؛ یک نوع خطابه‌ی روحانی آرام‌بخش برای نظام، نه جامعه. 🔗نهاد نماز جمعه در نظام جمهوری اسلامی نه صرفاً برای اقامه نماز، که برای نمایش انسجام ایدئولوژیک و بازتولید مشروعیت حاکمیت طراحی شد. تریبونی یک‌سویه، بالاتر از مردم و خارج از نقد، که در آن امام‌جمعه نه سخنگوی جامعه، که مأمور ابلاغ سیاست‌های کلان بود. در واقع، نماز جمعه نه فقط یک مراسم عبادی که نوعی «مینیاتور حکومتی»‌ست؛ با یک خطیب منصوب، مردمی که تنها شنونده‌اند، و پیامی که از بالا نازل می‌شود. همین ساختار باعث شده که این تریبون، در بزنگاه‌های تاریخی، بیشتر به کار توجیه وضع موجود بیاید تا اصلاح آن. 🔗اما این همه ماجرا نیست؛ پس از افشای پرونده زمین‌خواری در منطقه ازگل، و بازداشت پسر و عروس ایشان، انتظار می‌رفت صدیقی همان روز زیر فشار افکار عمومی و این رسوایی بزرگ استعفا دهد و نشان دهد که حداقل برای حفظ آبروی خود به مردم پاسخگوست. اما جمهوری اسلامی هرگز تحت اینگونه فضاها عقب نمی‌نشیند، چون می‌ترسد اگر یک‌بار کوتاه بیاید، مردم پررو شوند و دیگر نتواند مدیریت بحران‌ها و فسادهای آشکار را به همین راحتی ادامه دهد. 🔗اکنون هم استعفا تنها به معنای تغییر یک تریبون است، نه اصلاح مسیر خطبه‌ها. نه کسی از مردم بابت بی‌توجهی به دردهایشان عذر خواست و نه کارنامه‌ای روی میز گذاشته شد. صدیقی می‌رود تا «بر کارهای علمی و تبلیغی تمرکز کند»، اما میراث او  پروژه‌ای علمی نبود، بلکه هفده سال خطابه‌هایی که بیشتر به تسکین قدرت پرداختند تا درمان جامعه. 🔗در شرایطی که جامعه با بحران اعتماد، فقر گسترده، شکاف‌های اجتماعی و مطالبات انباشته‌شده روبروست، تریبون نماز جمعه اگر قرار بود مفید باشد، باید به تریبون گفت‌وگو، شجاعت و عدالت تبدیل می‌شد، نه جایگاهی برای توصیه‌های تکراری و وفاداری به وضع موجود. استعفای صدیقی هم از جنس همان مناسبات است: بی‌هزینه، بی‌نقد، و با تشکر رسمی. 🔗در غیاب شفافیت و پاسخگویی، تریبون همچنان تریبون می‌ماند و مردم همچنان بی‌صدا. صدیقی می‌رود، اما مسئله‌ای حل نمی‌شود؛ چون اینجا نه سیاست بازنشسته می‌شود، نه مسئولیت. تنها جایگاه‌ها دست‌به‌دست می‌شوند، با خطبه‌هایی جدید اما همان خط مشی کهنه. شاید فقط کمی کمتر اشک بریزند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📝چین بدون درگیری تلویزیون‌های خود را از خانه‌های ایرانیان بیرون کشید!! ♈️«قطعا در رقابتهای آینده دانش و اطلاعات اولین مولفه تعیین کننده هژمونی کشورهاست، چه بسا کشور یا کشورهایی تنها با قطع دسترسی آنها به اطلاعات و ارتباطات روز زمین‌گیر و ناچار از تسلیم شدن شوند» ♈️عقب ماندگی ایران ما با دانش روز نرم‌افزاری و برنامه‌های دیجیتال به حدی است که چین هم می‌تواند ما و ابزار روز ما را قفل کند، حالا همین چین بدون پردازنده های آمریکایی فورا متوقف میشود و از این زاویه میتوان واماندگی ما از دانش و اطلاعات که مهمترین عامل قدرت است چقدر نگران کننده است. ♈️شاید چینی‌ها نیز روی کشور ایران و تسلطی که بر اقتصاد ایران یافته‌اند نوعی مانور را اجرا کردند و از طریق قفل کردن تلویزیون‌های چینی، اسنوا و دوو(مونتاژ شده در ایران) خواستند توانایی خود را ارزیابی کنند. ♈️چینی‌ها که خوب میدانند در ایران چیزی ساخته نمیشود بلکه مونتاژ میشود و تنها منبع انحصاری تامین قطعات و نرم‌افزارها خود چین است، بنابراین ایران را بهترین گزینه برای تمرین قفل دیجیتال رقبای خارجی یافته‌اند. این برنامه چینی به خوبی خطر وابستگی نرم‌افزاری هر کشوری به اراده خارجی را نشان داد. ♈️استفاده اسراییلی‌ها از چنین تسلطی در جنگ علیه دشمنان خود و حالا برنامه چینی‌ها به نوعی جنگ ملایم‌تر دوران گذاری را در رقابت میدانی نشان میدهد. ♈️کشورهایی که در دانش روز دیجیتال و اطلاعات کاری نکرده‌اند بازنده میدان‌های آینده خواهند بود! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

شبیری زنجانی: افراط در عزاداری، بالاخره مردم را از دین زده می‌کند ✍️ابوالفضل طریقه‌دار تا سی چهل سال پیش، عزاداری‌های ما این‌گونه، طولانی نبود، بلکه تا غروب عاشورا تمام می‌شد و کار و زندگی مردم به حال عادی برمی گشت. اما چند سالی است که تحت تاثیر نوعی خاص از دینداری و سیاست‌ورزی از آن مسیر دور افتاده‌ایم و با برادرانی روبروییم که یک‌سره بر طبل احساس‌می‌کوبند؛ به‌طوری‌که حدود سه ماه حالت عزا داریم و شادی های مشروع نیز کمرنگ می‌شود، کسی از متدینین هم جرئت ندارد مجلس خیر و شادی برگزار کند، چون متهم به لاقیدی می‌شود. چند سالی هم هست که گرامی‌داشت اربعین حضرت امام حسین و یارانش را با پیاده‌روی همراه کرده و به صورت نیمه‌دولتی درآورده‌اند و امکانات فراوانی را از بیت المال و غیره به میدان می‌آورند و از طریق صدا و سیما، شبانه روز مردم را به حضور در عراق، تشویق می‌کنند. در ادامه آن هم بلافاصله، راه پیمایی به طرف مشهد و حرم امام رضا (ع) را آغاز می‌کنند و مردم را به سمت شرق کشور می کشانند و بعضی چندین روز پیاده به طرف خراسان می‌روند. جالب این که عنوانی هم با نام «جاماندگان» ابداع کرده‌اند و برای کسانی که نتوانسته‌انددر اربعین عراق حضور یابند از تهران تا شاه عبدالعظیم یا از حرم حضرت معصومه تا جمکران و در برخی شهرهای دیگر تا امام‌زاده محل‌شان، برنامه راه‌پیمایی ترتیب داده‌اند. ما عاشق امامان خود هستیم و به این عشق افتخار می‌کنیم و از کودکی در تکیه و حسینیه بودیم، اربعین را هم ارج می‌نهیم، اما سوال این است که آیا این عزاداری های طولانی، مردم را دیندارتر می‌کند؟ آیا تشویق کردن مردم و جوانان به بیکاری های طولانی و تعطیلی مدارس ودانشگاه‌ها و کاروکسب‌ها، کشور ما را از نظر مادی و معنوی، رونق می‌دهد؟ آیا اساسا این کارها با آموزه‌های دینی ما که مردم را از افراط پرهیز داده همخوانی دارد؟ دو سال پیش بود که مرجع بزرگ شیعه آیت الله شبیری زنجانی گفت: «افراط در عزاداری، بالاخره مردم را از دین زده می‌کند». سید بن طاووس، عالم بزرگی که همه روحانیان و مداحان، از روی کتاب مَقْتَل او مصیبت می‌خوانند هفتصد سال پیش در کتاب «الاقبال بالاعمال»، ج ۱، ص۴۶۷ می نویسد: ما تا عصر عاشورا عزاداری می‌کنیم، از آن به بعد شادیم، چون مطابق آیه «فرحین بما آتاهم الله من فضله.... »آل عمران/۱۷۱ شهدا شادمانند، ما هم باید از حالت عزا بیرون بیاییم. به شخصیت سید بن طاووس و کتاب «لُهُوف» او که در دست هر مداح و روحانی هست، دقت کنید‌ و سپس در این جمله او تامل نماییدکه فرمود:« ما تا عصر عاشورا عزاداریم»، آن‌گاه به حال و روز امروز ما هم بنگرید که سه ماه از سال را باید تحت تاثیر کسانی باشیم که به هر مناسبتی تنور شور و احساس را داغ می‌کنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

باران روزی بهرام گور با گروهی از یاران عازم شکار گور شد . در تعقیب گوری از یاران جدا شد آفتاب غروب کرد و در بیابان راه را گم کرد ، از آنجا که به حس ششم اسب ایمان داشت زمام اسب را رها کرد تا به قدرت حس، او را به آبادی رساند . اسب و سوار بعد مدتی طی طریق به چادری در دل بیابان رسیدند ، بهرام شاه بانگ زد که ای اهل منزل آیا میهمان راه گم کرده را می‌پذیرید ؟ صدای نحیف پیرزنی از درون چادر آمد که قدم میهمان بر چشم ماست ، داخل شو و  بهرام داخل شد . پیرزن نابینا بود و با پسر و دختر و چند بز در بیابان زندگی می‌کرد به دخترش گفت : قدری شیر بدوش برای مهمان و پسر را گفت که جای خوابی نیز برایش بگستر ... بهرام در لباس شکار بود و کسی ندانست که او پادشاه است ، بهرام شیر بخورد در جای خواب رفت ، همانگونه که در رختخواب دراز کشیده بود به آسمان نگاه می‌کرد ، در دل اندیشید که این عشایر از منابع طبیعی بهره می‌برند اما مالیات نمی‌دهند ، فردا که به قصر رسیدم برای عشایر نیز مالیات وضع خواهم کرد ! صبح شد همه از خواب برخاستند ، پیرزن به دختر گفت برو شیر بدوش تا میهمان چاشت بخورد ، دختر بادیه برداشت و به پستان هر گوسفند دست برد با تعجب دید شیرش خشکیده ، برگشت و گفت : مادر در عجبم که هر شب و صبح پستان همه گوسفندان پر از شیر بود اما اکنون همه خشکیده‌اند ! پیرزن گفت : دخترم تعجب ندارد قطعاً پادشاه مملکت برایمان خواب بدی دیده . بهرام که این سخن شنید متعجب شد و با خود گفت : من در لباس مبدل و این زال نیز نابینا ! و نیت مالیات نیز در دل من هست و هنوز به زبان نیاورده‌ام این زال چه می‌گوید ؟ پرسید مادر مگر تو پادشاه را دیده‌ای یا می‌شناسی چگونه این حرف را می‌زنی ؟ ! پیر زن گفت : ای غریبه من تا کنون هیچ پادشاهی را از نزدیک ندیده‌ام اما به تجربه می‌دانم که *هرگاه پادشاهان بر رعیت ظلم روا دارند ، آسمان ، زمین ، حیوان ، گیاه نیز بخیل می‌شوند ، زنان نمی‌زایند و مردان کار نخواهند کرد ، خشکسالی و بیماری سراسر ملک را فرا می‌گیرد ...* با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چرا از چین و روسیه یاد نگرفته‌ایم؟ 🔸چین و روسیه بهترین معلمان و بهترین نمونه‌های آموزشی پیش چشم ما بودند و ما نکته اصلی را از آن‌ها یاد نگرفتیم یا نخواستیم یاد بگیریم.تعارف را کنار بگذاریم و اذعان کنیم اگر این درس اصلی را از آن‌ها یاد نگرفتیم به خودمان ربط دارد نه آن‌ ها.گناهش را نباید پای آن‌ها بنویسیم. چین و روسیه می‌توانند بهترین آموزگاران ما باشند. اما به جای اینکه از امروزشان نکته اصلی را یاد بگیریم شاگرد گذشته‌های دورشان شده‌ایم. گذشته‌ای که آن‌ها به آن پشت کرده‌اند. عینی تر حرف بزنیم.آیا غیر از این است که بزرگترین رقابت اقتصادی جهان بین آمریکا و چین جریان دارد؟ و آیا غیر از این است که بخش دومِ این رقابت نیز در عین حال بین اروپا و چین در جریان است؟ 🔹علاوه بر بحث اقتصادی آیا غیر از این است که بزرگ‌ترین تهدید بین‌المللی برای آمریکا و اروپا در مرحله اول چین است؟ بر کسی پوشیده نیست که ظرفیت‌ های تهدیدزای چین از روسیه بیشتر است.آیا غیر از این است که روسیه بزرگترین تهدید جهانی از بعد نظامی و امنیتی برای آمریکا و بیش از آن برای اروپاست؟ اعداد و ارقام اقتصادی به خوبی نشان می‌دهد روسیه هیچگاه از جهت اقتصادی به رقیبی جدی برای اروپا و آمریکا تبدیل نخواهد شد. اما روسیه از جهت امنیتی، نظامی، هژمونیک و منابع انرژی،تهدیدی بسیار جدی برای غرب است و رقابت تندی میان آن‌ها وجود دارد. روسیه دو قرن سال است که غرب را تهدید می‌کند.غرب‌ستیزی از ماندگارترین سنت‌های فرهنگی و سیاسی روسیه است.فرقی هم نمی‌کند تزار، استالین یا پوتین صاحبخانه کرملین باشد. 🔸در سال ۱۹۷۹ تبادلات تجاری چین با آمریکا روی هم چهار میلیارد دلار بود. پس از برقراری روابط دیپلماتیک و عقد معاهدات تجاری دوجانبه با رشدی شتابان امروز به بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار رسیده است و حتماً می‌دانید طرف صادرات چین به آمریکا بسیار می‌چربد.تحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری روسیه است.روسیه ۲۶ درصد نفت و ۴۰ درصد گاز اتحادیۀ  اروپا را تأمین می‌کرد. این تجارت بالا در مورد آمریکا نیز وجود دارد.صادرات روسیه به آمریکا سه برابر صادرات آمریکا به روسیه است.بیائید اعداد و ارقام را باور کنیم. اعداد هیچگاه دروغ نمی‌گویند. اگر یک سینی با ده سیب روی میز باشد هیچ معلم و شعبده‌بازی نمی‌تواند شما را مجاب کند تعداد سیب‌ها ده تا نیست و هفت‌ تاست. اعداد را همه باور داریم. 🔹این همان درس اصلی است که ما باید از چین و روسیه می‌آموختیم و نیاموختیم و اگر نیاموختیم گناهش را گردن چین و روسیه نباید بیندازیم. البته اگر چین و روسیه روزی به این جمع‌بندی رسیدند که تجارت را از سیطره سیاست مستثنی کنند چیزی نبود که یک‌ شبه آموخته باشند.روسیه هفت دهه لجوجانه کاپیتالیسم‌ ستیزی پیشه کرد تا سرانجام روزی سرش به سنگ خورد. چین نیز پس از سه دهه تجربه کمونیستی مطلق فهمید باید راهش را عوض کند و البته هر دو کشور نیز پاداش این تغییر سیاست را گرفتند. کیست که منکر این باشد که چین بلای جان آمریکا،اروپا و حتی جهان شده است و روسیه نیز دیگر آن لاشه گندیده ۱۹۹۰ نیست.چین و روسیه با یک قرن تجربه پیش چشم ما فریاد می‌زنند: اقتصاد را فدای سیاست نکنید! ما نمی‌شنویم! گناه آن‌ها چیست؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟩 ‏خورشید در پکن طلوع می‌کند، در جهان برق می‌افتد 🔴‏ چین در ۱۲ ماه منتهی به ژوئن ۲۰۲۵، برابر ۴۶۴ گیگاوات ظرفیت خورشیدی نصب کرده است؛ یعنی بیشتر از کل ظرفیت خورشیدی اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۲۴ (۳۳۸ گیگاوات) و تقریباً دو برابر کل ظرفیت خورشیدی ایالات متحده (۲۲۹ گیگاوات) ‏بله، درست خواندید: در فقط یک سال! ✅‏ حتی اتحادیه اروپا، با آن‌همه تعهدات اقلیمی، مشوق‌های سبز و اجلاس‌های پر زرق‌وبرق، هنوز نتوانسته به گرد پای خورشیدبازی چینی‌ها برسد. آمریکایی‌ها هم، فعلاً در نیمه راه جا مانده‌اند. ✅ ‏چینی‌ها دیگر انرژی خورشیدی را «تجربه» نمی‌کنند؛ آن را می‌بلعند. خورشید برایشان منبع استراتژیک است، نه فقط یک ژست زیست‌ محیطی. ✅ خط تولید پنل‌های خورشیدی در چین دیگر مثل تولید کفش ورزشی شده: پرسرعت، انبوه، ارزان و البته صادراتی. ✅ ‏این عدد – ۴۶۴ گیگاوات – فقط یک رکورد نیست. یک پیام است. پیامی برای جهانی که هنوز بر سر عبور از سوخت‌های فسیلی دود می‌کند. ‏پیامی که می‌گوید آینده انرژی نه در نفت است، نه در گاز، بلکه در آسمانی‌ست که هر روز بی‌ منت می‌تابد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔵فرصتی تکرار نشدنی برای خرید ملک در دبی 🔹پیش فروش واحد های ۱ و ۲ و ۳ خوابه در بهترین منطقه دبی با بهترین شرایط پرداخت و ۱۵
🔵فرصتی تکرار نشدنی برای خرید ملک در دبی 🔹پیش فروش واحد های ۱ و ۲ و ۳ خوابه در بهترین منطقه دبی با بهترین شرایط پرداخت و ۱۵ درصد تخفیف برای خریدارن بصورت محدود. 🔹با پرداخت ۲۰ درصد و اقساط ماهیانه ۱ درصد صاحب اپارتمان لوکس خود در دبی شوید. 🔹با کلیه امکانات رفاهی ✅اخذ اقامت فوری  امارات از طریق ثبت شرکت تجاری جهت اطلاعات بیشتر با این شماره با ما بصورت مستقیم یا واتس آپ در ارتباط باشید : 00971582292042 K 1 Real Estate ادرس : اتوبان شیخ زاید - سعید تاور

#تبلیغات

. 🟥چرا آذربایجان سرِ ایران‌ست؟ هر ایرانی میهن‌پرستی که تاریخ ایران را از نظر گذرانده باشد، متوجه جایگاه آذربایجان در جهان ایرانی بوده و هست. اما مسیری که من طی کرده‌ام، بر عکس بوده است. یعنی هر چه در تاریخ آذربایجان و زادگاهم تبریز جستم، جز ایران و ایران‌پرستی، هیچ نیافتم. به عبارتی سایرین، عموماً از ایران‌پرستی به آذربایجان رسیده‌اند، من از شناختن آذربایجان به ایران‌پرستی رسیده‌ام! این که می‌گویم تبریز و آذربایجان را باید کانون "ناسیونالیسم ایرانی" دانست، تنها شعار نیست. بر این باور دارم. شادروان استاد رسام ارژنگی تبریزی، مهر تأیید بر این گزاره است. او از جمله رجالی است که در طول عمر پر بار خود، هر چه ساخت و هر چه گفت، جز برای ایران نبود. انگار که او خود ایران بود. سوم امُرداد، سالروز درگذشت شادروان استاد رسام ارژنگی است. او در سال ۱۲۷۱ [خورشیدی] در تبریز و در خانواده‌ای هنرمند، سرشناس و اصیل به دنیا آمد. نسب او به میرحیدر می‌رسد. هنرمندی که پس از اشغال تبریز به دست تیمور، اسیر شد و اجباراً با تیمور به سمرقند رفت. اما پس از مرگ تیمور از اسارت آزاد شد و به تبریز بازگشت. برادرش شادروان استاد میرمصور ارژنگی اولین کسی بود که اقدام به طراحی و ساخت قالی صورت‌دار کرد. قالی معروف چهارفصل که در کارگاه ایجادی تبریز بافته شد و منقش به تصویر داریوش هخامنشی است، از شاهکارهای میرمصور ارژنگی است. استاد رسام ارژنگی که مانند پدر و برادرش تحصیلکردهٔ تفلیس و مسکو بود هم اولین هنرمندی است که مجسمه فردوسی را ساخت. او نقاشی چیره‌دست و صاحب سبک بود که هنرش را وقف ایران کرد. او مؤسس اولین نگارخانهٔ خصوصی تهران و اولین هنرستان تبریز است. در جریان ملی‌شدن صنعت نفت هم شادروان رسام ارژنگی در خاطرات خود به نکات جالبی اشاره کرده است: «مصدق با وجود اینکه پیر بود و می‌گفت دکتر هستم، از سیاست اطلاع نداشت و همه کارهای مهم را به خویشاوندان خود می‌داد. ... فرمانفرماییان را وزیر بهداری کرد و افشارطوس را که دختر پسرخاله او را گرفته بود، آورد رییس شهربانی نمود، در حالی که او مرد جانی بود. وقتی پسرم بهزاد در مازندران غرق شد، رفتم مزار او را بسازم. آن موقع آجر و سیمان در مازندران نبود. بنّای محلی گفت یک بنّا هست در ساختمان‌های دولتی کار می‌کند، او هم آجر دارد، هم سیمان. رفتیم که او را ببینیم و بخریم، زنی با سه بچه ریز آمده بود آنجا. افشارطوس هم آنجا بود. آمد جلو گفت زنیکه چه می‌گویی؟ او پاسخ داد دو روز است شوهر مرا آوردید بیگاری. او را مرخص کنید بیاید کار کند، بچه‌هایش گرسنه هستند. [افشارطوس] گفت نان می‌خواهید؟ دست به تپانچه کرد، یک تیر زد به سینه زن بدبخت و کشت. این آدم را مصدق آزادی‌خواه می خواست رییس کل شهربانی کند! ... به واسطه اینکه من با سیاست مصدق مخالف بودم، تحت تعقیب قرار گرفته بودم، ناچار چند روزی به سمنان که دخترم در آنجا طبابت می‌کرد رفتم.» شادروان استاد رسام ارژنگی تا زمان فوتش در سوم امرداد ۱۳۵۴ مشغول خلق آثار هنری و تدریس به هنرجویان و هنردوستان ایرانی بود. کتاب خاطرات استاد رسام ارژنگی که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر نامک چاپ شده است، حاوی نکات جالبی از جهان‌بینی وطن‌پرستانه و زندگی و خدمت صادقانه اوست. جدا از حدود ۲۰۰۰ تابلو نقاشی و چندین سردیس و نیم‌تنه، از استاد رسام ارژنگی یک دیوان نیز به جا مانده که حاوی اشعار وطن‌پرستانه اوست و تا جایی که نگارنده اطلاع دارد، تنها یکبار در سال ۱۳۳۳ چاپ شده است. آثار استاد ارژنگی نشانگر علاقه و مهر بی‌اندازه او به ایران است. تابلوهای «مام میهن» که به مناسبت آزادی آذربایجان از اشغال فرقه دموکرات در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ ترسیم شده است و «حمله نادر به هندوستان» که کشیدن آن چندین سال زمان برد، از معروف‌ترین آثار شادروان استاد رسام ارژنگی به شمار می‌روندبا مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🥇دمـاتجهیــز ، اولیـن مرجع تخصصـی انتخـاب و قیمـت تجهیـزات تهویـه و تاسیسـات ( از سـال 1383) 🏪 برنـدها و ظرفيتهاي بیشتـر كولـر ، داكت اسپليـت ، پكيـج و… https://B2n.ir/dp8508 🚛 ارسـال به سراسر کشـور ☎️ تماس ویـژه: 88822550-021 💰هـزاران محصـول برای هـزاران پـروژه (از سال 1383 ) Join🆔@dama_Tajhiz 🌎https//damatajhiz.com

#تبلیغات

چهره ها، شخصیت ها و مسئولانی که سنگ افغانی ها را به سینه می زنند یا ساده لوح هستند، یا بی اطلاع، یا نفوذی و یا منافع دارند.من ۲ دقیقه با خانم بهاره رهنما صحبت کردم به فکر فرورفت. همین خوبه. امثال رضا شفیعی جم، جواد عزتی و نماینده مجلس هم همین هستند. 🔹تصور نکنید نماینده مجلس مطلع است. من در جریان آگاه سازی لایحه سازمان ملی مهاجرت هر روز مجلس بودم. برخی درک داشتند مثل حاجی دلیگانی و نقدعلی و سمیه رفیعی برخی اصلا در باغ نبودند. وظیفه رسانه آن است که به جامعه بگوید حضور هشت میلیون افغانی بی سواد، فقیر، با هویت مشکوک، سابقه دار و اشغالگر اصلا به نفع کشور نیست. باید عدد و آمار درست  ارائه شود تا افراد  مطلع شوند. 🔹آنها تصور می کنند چون افغانی پول نان و دارو و بنزین می دهد پس موردی ندارد و اطلاعی و درکی در مورد یارانه پنهان ندارند. در مورد سهم انرژی بی اطلاع هستند. بعد تصور می کنند که نگهداشتن آنها انسان دوستی و مهربانی است. انگار در مورد نگهداشتن بچه گربه صحبت می کنیم. تک تک ایرانی ها باید ۲۱ میلیارد دلار یارانه ای که سالانه افغان ها می بلعند را با تمام وجود درک کنند. افغانی تهدید است. این ربطی به نژاد پرستی ندارد.‌ ما داریم از منابع و منافع ملی دفاع می کنیم. حضور افغانی ها ۶ میلیون فرصت شغلی را از جوانان ایرانی دریغ کرده و قطعا خروج آنها موجب جهش ۱۵ درصدی اشتغال می شود. 🔹حالا بحث جاسوسی و قتل، تجاوز و غیره را وارد نمی شویم که آن هم ماجرایی دارد. افغانی ذاتا دوست و رفیق ایرانی نیست و آنها سراسر کینه هستند که از فرصتی برای اشغالگری و چپاول استفاده می کنند. این امر نژاد پرستی نیست خصلت آنهاست. تعارف نداریم. نخبگانشان هم این را قبول دارند. رشوه دادن در جمعیت افغان عادت شده و سودجویان ایرانی آنها را می دوشند اما باز برای افغان منفعت دارد. امروز میلیون ها دلار ارز و طلای ایران از کشور خارج شده و مشتری اکثر طلافروشی ها در تهران افغان ها هستند. و ثبت غیرقانونی ۸ هزار شرکت افغانی در ایران قاچاق را تقویت کرده است.  🔹حالا با قانون مهاجرت مافیای قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان سود خود را تثبیت خواهند کرد. ورود این پول کثیف انتخابات ها را هم آلوده می کند. در کنار آن برنامه تغییر نسل ایران و تجزیه ایران در دست موساد و مجاهدین است که در حال وقوع است. افغان ها الان هم در پاستور کرسی دارند. در شوراهای شهر و روستا هم هستند. و قصد ورود به مجلس ایران را دارند. حرف های من برای مسئولان جمهوری اسلامی ارزش ندارد. بعدا پشیمان می شوند. هرچه گفتم درست بود و محقق شد. 🔹حالا افغان ها منسجم تر و قانون مند تر سیاست های اشغالگری را دنبال خواهند کرد. نیروی انتظامی هم توان اخراج ندارد و کار خاصی رخ نداده است. همه باز می گردند با پاسپورت و ویزا و می مانند. من فاتحه را خواندم. مردم باید آتش به اختیار مبارزه کنند. افغان ها نسل ایرانی را خشک خواهند کرد. آنها خطر ناکند. حتی از اسرائیل خطرناک ترند. دشمنان نامرعی و همزبان دقیقا مثل مجاهدین رخنه می کنند. این نتیجه ۴ سال مطالعه و تحقیق است. 🔹هنوز قوه قضائیه مشت خود را باز نکرده که در دادسرای امنیت چقدر افغان را دستگیر کردند. من حرف برای گفتن دارم اما ارتش قدرتمند و سایبری افغان ها فضای رسانه من را محدود کردند. تهدید به مرگ شدم اما هیچ نهاد امنیتی حمایت نکرد و همه سکوت کردند. خودتان قضاوت کنید. امروز افغانی ها سهم زیادی در بازار تهران دارند. بدون نظارت و بدون هیچ اذیتی هزاران میلیارد تومان در ماه درآمد دارند. ازهمین زباله تهران بگویم که ۱۴ هزار افغان مسئول سرقت آن هستند که در آمدش بیشتر صرف گروهک داعش می شود که مستنداتش در مجلس است. 🔹تسخیر زمین های کشاورزی آب بر در جنوب تهران از سوی افغان ها یک شیوه برای هدررفت آب است. کشاورز افغان در همین فشافویه آب زیادی به زمین خالی خود می داد که وقتی اعتراض کردند اقدامی نشد. اینها فاجعه است. 🔹من حرف برای گفتن دارم اما رسانه ملی ما برای افغان ها کار می کند. نمی دانم چه منافعی دارد؟ چه کسی توصیه کرده؟ یا همین خبرگزاری های حکومتی و دولتی به طرز مشکوکی اخبار اشغالگری افغانی ها را سانسور میکنند. من از این همه خیانت و نفوذ در عجب هستم. من در عجیب هستم. من در عجب هستم. ✍️سید هادی کسایی زاده با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ رئیس جمهور مکتبی من! ✍️حامد پاک طینت هیچ پیشینه ای در سیاست نداشت اصلا سیاستمدار نبود چه کارش با سیاست؟ آمده بود تا مملکت را از باتلاق اقتصادی بیرون بکشد، شعارهایش هم غیر از این نبود گفت اقتصاد را سروسامان میدهم، فساد را ریشه کن می کنم، دولت را کوچک می کنم و اوضاع را عادی می کنم و کرد! او برای آزاد سازی اقتصاد با کسی تعارف نداشت، در همان سه ماه اول که دید با مجلسی بی بخار، فاسد و ناکارآمد مواجه است از اختیاراتش برای صدور فرمانهای مقتدرانه استفاده کرد، ارز را تک نرخی کرد، میدانست که ارز ریشه فساد و ناترازی هاست وزارتخانه های بی مصرف را تعطیل کرد؛ وزارت کار می خواست چه کند؟وزارت فرهنگ و ارشاد به چه درد می خورد؟در همه را تخته کرد، وزارت راه و مسکن؟این همه آدم آنجا چه میکردند؟امور مسکن را به نهادهای عمرانی و راه را به وزارت اقتصاد واگذار کرد، وزارت آموزش و پرورش را با وزارت علوم ادغام کرد تا جان مردم را راحت کند، وزارت ورزش، وزارت گردشگری، سازمان امور جوانان؛ این همه بی مصرف و نهادهای مفت خور همگی را منحل کرد و بالاخره دولت نفس کشید! او تعرفه واردات را کاهش داد؛ اجازه داد رقابت تعیین کننده بازار باشد، منع وارداتها تمام شد،حتی برای خودروی لعنتی!جای آن،مالیاتها را کاهش داد تا شرکتها نفس بکشند و بعد رفت سراغ معضل اصلی؛ یارانه ها را که بار سهمگینی بر دوش دولت بود قطع کرد، معلوم بود صدای خیلی ها در خواهد آمد. ذینفعان پرقدرت،نمایندگان انقلابی و الیگارش های پرنفوذی که همه جا بودند به جانش افتادند. مگر می شود میلیارد ها دلاری که هر ساله به جیب آنها میرفت یک شبه دود شود و به هوا برود؟اما او یک مدیر مقتدر بود؛با مذاکرات مستقیم، گاهی با چماق گاهی با هویج اوضاع را کنترل کرد و بخش خصوصی را از منافعی که در انتظارشان بود آگاه کرد. در عین حال کسی نبود که دایره اطرافش پر از وفاداران باشد، کابینه او شایسته سالار به تمام معنا بود معلوم بود که با حذف یارانه ها صدای جامعه در می آید، اعتراضات عمومی بخصوص قشر متوسط و کارگری مملکت را درنوردید، تنها ۴۵ روز پس از آغاز ریاست جمهوری یک اعتصاب سراسری برگزار شد؛ ۱.۵ میلیون نفر به خیابانها ریختند، مجلس انقلابی و الیگارشها هم تا توانستند بنزین بر این آتش ریختند،نهادها هم کم نگذاشتند اما او بیدی نبود که با این بادها بلرزد؛ با تمام تشکلهای مردمی و انجمنها مذاکره کرد و با اصلاح تدریجی و حمایتهای اجتماعی آنها را راضی کرد گرفتاریها یکی و دوتا نبود، مجلس انقلابی در برابر اصلاحات او قد علم کرد، چوبها بود که هر روز در چرخها فرو می رفت، اما او مجلس را هم حریف بود، شکل دادن ائتلافها را یاد گرفته بود، رایزنی ها را آموخته بود و تکنیک دور زدن قوانین را بی پروا بکار می گرفت؛ نوبت قوه قضائیه شد که به جانش بیافتد، بررسی حقوقی دستورات! وزرا در دادگاه باید حاضر می شدند تا پاسخگوی این بی پروایی باشند اما از جا زدن خبری نبود، او با قضات هم تعامل کرد، از درگیری علنی برای حفظ ثبات پرهیز کرد، رسانه ها را اما آزاد گذاشت تا موافق و مخالف هر چه خواستند بگویند. از همین تضاد افکار و سلیقه ها انبوهی ایده و فرمان اجرایی استخراج کرد؛ آزادی افکار را نهادینه کرد شاهکار اصلی اما اینجا بود، او تصمیم گرفت با شجاعت روابط متفاوتی با آمریکا برقرار کند،آنهم در این کشور غرب ستیز! کمتر کسی است که نداند آمریکا جنایتکار است اما او گفت به ما چه؟ تجارت آزاد را با آمریکا شروع کرد، هندوانه هایی بزرگ و متعدد زیر بغل ترامپ گذاشت، ترامپ را هم که می شناسید عاشقش شد! سعی کرد وابستگی مالی به چین را به حداقل برساند اما نه اینکه به صفر برسد، در عوض مسیر تامین مالی از غرب را کلید زد؛ این پیام برای غرب روشن بود این کشور خواهان بازگشت به بلوک اقتصاد آزاد جهانی بود، روابط با صندوق بین المللی پول و نهادهای بین المللی به بهترین وضعیت تاریخی رسید؛ شفافیت قانونی و حذف بروکراسی درجه ریسک کشور را کاهش و جذابیت سرمایه گذاری را به شدت افزایش داد،صدور مجوزها یک روزه و الکترونیکی شده بود،زیرمیزی ها حذف شده بود و بالاخره برای اولین بار کشور به مازاد تجاری رسید؛چه کسی باور می کرد تولید نفت و گاز ۲۸% آنهم با همکاری خارجی ها رشد کند و درآمد دلاری به کشور سرازیر شود، قراردادهای بین المللی پشت سر هم بسته شد، سرمایه گذار خارجی از مالیات، گمرک و موانع ارزی معاف بود، کجا از اینجا بهتر؟! خاویر میلی رئیس جمهور آرژانتین همه این کارها را در ۱۶ ماه انجام داد.تورم سالیانه را از ۲۱۲% به ۳۲% ، رشد اقتصادی را از منفی ۱.۸% به مثبت ۸%، کسری تجاری ۷ میلیارد دلاری را به مازاد تجاری ۱۹ میلیارد دلار و ذخایر ارزی را از ۲۳ میلیارد دلار به ۲۹ میلیارد دلار رساند؛ فقط در ۱۶ ماه! زنده باد خاویر! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

🔺تهران میان دو فرمان تخلیه! صلاح الدین خدیو تهران احتمالا تنها پایتخت جهان است که در  یک آن با فجایعی مختلف مواجه شد. از بمباران توسط بمب های هوشمند گرفته تا تشنگی بر اثر خشکسالی و بحران های ناشی از کمبود برق. در همەی این موارد پایداری و تاب آوری آن به بوتەی آزمون گذاشته شد. طرفه آنجاست که یک ماه پس از هشدار غیر مترقبه و نامتعارف دونالد ترامپ مبنی بر تخلیەی تهران، اکنون دولت پزشکیان به نحوی دیگر آن را تکرار کرده است. هشدار ترامپ جنگی بود و بخشی از پروپاگاندای تجاوز سبعانە به پایتخت.. فراخوان های تعطیلی و تخلیەی دولت اما از سر استیصال است. ناتوانی از حل بحران های مزمن کمبود انرژی و تنش آبی و آلودگی کشندەی هوا. جنگ هایی خاموش که به یقین بیش از هر نبرد نظامی از ساکنان تهران تلفات می گیرند. به جرات می توان گفت که در ده پانزده سال گذشته، نام تهران بیش از هر پایتختی با واژەهای ترک، تخلیه و تعطیلی عجین بوده است. ام القری انقلاب و شهر نمونەی اسلامی با مجموعەای از بحران های ساختاری در هم تنیده روبروست که تاب آوری و پایداری آن را به جد زیر سوال برده اند.     بمباران های اسرائیل از رهگذر آسمان باز و بی دفاع آن، پایداری عاطفی و انسانی آن را بیش از هر زمان به محک آزمون گذاشت. نه سامانەی اعلام خطری وجود داشت و نه پناهگاهی برای جمعیت هراسیده و در معرض آسیب. سهمگین تر از تسلیحات آمریکایی دشمن اسرائیلی اما، سم مهلک بی آبی است که حیات شهری را بیش از هر زمان در تاریخ دویست سالەی تهران تهدید می کند. تهران هیچگاه اینقدر بی پناه نبوده است. حتی زلزلەی موعود آخرالزمانی منقوش بر پیشانی آن هم نمی تواند اینقدر پایداری آن را در معرض تردید قرار دهد. هر دو منبع آبی آن در شمال شرق و شمال غرب که سخاوتمندانه خون زندگی را در رگ های پایتخت جاری می کردند، خشکیدەاند. ناترازی برق نیز در جهنم سوزان تابستان داغ تر از حد نرمال به این سیاهەی سیاە افزوده شده. قاتلی خاموش بنام آلودگی هوا هم که دوازده ماه سال چون بختک بر سینەی اهالی آن نشسته و نفسشان را سنگین می کند. امروز پزشکیان نومیدانه از غیر قابل سکونت شدن شهر گفت و تقصیر را بر گردن پیشینیان خود انداخت. این اعتراف تلخ و گزنده به منزلەی کیفرخواستی صریح علیه آرمان ها و ابزارهایی است که تهران را به مرز جنون رساندند. قبلەی مظلومان عالم و ستاد زحمتکشان جهان که روزگاری با تفاخر مشعل سرخ انقلاب را از دست های پشیمان و وادادەی مسکو و پکن گرفت، اینک در بحران های متعدد ساختاری گرفتار آمده است. شهر انقلابی که قرار بود بدیلی برای مدرنیتەی سرمایه داری شود، در نهایت به یک متروپل جهان سومی نظیر داکا و کراچی و قاهره تبدیل شد. با انبوهی از مشکلات لاینحل و مانند کلاف سردرگم، که رهایی از آنها آسان به نظر نمی رسد. در زیر پوستەی اسلامی آن، موتور زمین خواری و بورس بازی املاک و مستغلات روشن است و نیروی محرکەی گسترش کالبدی آن است. روی زمین شهرداری در حکم حاکم واقعی پایتخت در حال شهرفروشی است و بخشی از درآمد آن را صرف سفره های چند کیلومتری غدیر و بنای مساجد باشکوه در گوشه و اکناف شهر می کند. غافل از اینجا که پایداری شهرها مفهومی چند بعدی و فراگیر است. شهرها باداوام ترین سازەهای مصنوع بشر هستند و استقامتی عجیب در برابر رخدادهای تژوماتیک دارند. تهران هم از این قاعده مستثتی نیست. علیرغم کاهش تاب آوری آن در حوزه های گوناگون، هنوز زندگی در آن جریان دارد. شبکه های اجتماعی مستحکم است و احتمالا بیش از هر پایتخت خاورمیانه جامعەی مدنی در آن نفس می کشد. آیا تهران از این بحران های مزمن ادواری جان سالم بدر می برد؟ بدون ترکیبی از خرد مدیریتی، فن آوری های پیشرفتەی تولید انرژی و فراوری آب و به رسمیت شناختن حق شهروندان بر شهر، شانس چندانی وجود ندارد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📌پیش‌بینی‌های اقتصادی از روان‌تحلیلی تا آسترولوژی سرمایه‌گذاری در پساجنگ؟ 📅حمله‌ی بعدی اسرائیل؟ 📏کارت جدید مذاکرات؟ 📎تواف
📌پیش‌بینی‌های اقتصادی از روان‌تحلیلی تا آسترولوژی سرمایه‌گذاری در پساجنگ؟ 📅حمله‌ی بعدی اسرائیل؟ 📏کارت جدید مذاکرات؟ 📎توافق در حمله بعدی؟ ⬆️املاک طهران یا همدان؟ ⛔️ریزش املاک گیلان؟ 🔻سکته‌مالی ترکیه یا قبرس؟ ✅️۲۰سهم برتر بورس ایران؟ ⚠️ریزش اوت بیت‌کوین؟ 📍 https://t.me/Cherk_Dast

#تبلیغات

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

#آمارسدها تعجب نکنید این لیست آمار سدهای دنیا نیست فقط در حوزه دریاچه اورمیه این همه سد احداث شده: فهرست سدهای بهره برداری شده حوضه اصلی اورمیه 1- سد پارام استان: آذربایجان شرقی 2- سد چوغان (جوقان) استان: آذربایجان شرقی 3- سد آمند تبریز استان: آذربایجان شرقی 4- سد اردلان استان: آذربایجان شرقی 5- سد تاجیار استان: آذربایجان شرقی 6- سد تیل استان: آذربایجان شرقی 7- سد حسنلو استان: آذربایجان غربی 8- سد ده گرچی اشنوشه استان: آذربایجان غربی 9- سد زولا استان: آذربایجان غربی 10- سد ساروق (گوگردچی) استان: آذربایجان غربی 11- سد شهرچائی استان: آذربایجان غربی 12- سد علویان استان: آذربایجان غربی 13- سد شهید کاظمی بوکان استان: آذربایجان غربی 14- سد قاضی کن استان: آذربایجان شرقی 15- سد قلعه چای عجبشیر استان: آذربایجان شرقی 16- سد قوریچای قوشاچای (میان دوآب) استان: آذربایجان غربی 17- سد قیصرق استان: آذربایجان شرقی 18- سد کردکندی استان: آذربایجان شرقی 19- سد مقصود استان: آذربایجان شرقی 20- سد ملا یعقوب استان: آذربایجان شرقی 21- سد ملک کیان استان: آذربایجان شرقی 22- سد مهاباد استان: آذربایجان غربی 23- سد نهند استان: آذربایجان شرقی 24- سد هاچه سو استان: آذربایجان غربی 25- سد هفت چشمه آذرشهر استان: آذربایجان شرقی 26- سد ینگجو آذرشهر استان: آذربایجان شرقی 27- سد فاضل گلی استان: آذربایجان شرقی 28- سد وانق علیا استان: آذربایجان شرقی 29- سد سنجاق استان: آذربایجان غربی 30- سد سفیدان عتیق (داش اسپران) استان: آذربایجان شرقی 31- سد کانسپی استان: آذربایجان غربی 32- قوشخانه استان: آذربایجان غربی 33- سد اوغان استان: آذربایجان شرقی 34- سد عبدول آباد استان: آذربایجان شرقی 35- سد مینق خاکی استان: آذربایجان شرقی 36- سد حسنجانکوه استان: آذربایجان شرقی 37- سد ورگیل استان: آذربایجان غربی 38- سد احمد استان: آذربایجان غربی 39- افزایش ارتفاع سد کاظمی بوکان استان: آذربایجان غربی 40- سد آمند 1 استان: آذربایجان شرقی 41- سد آمند 2 استان: آذربایجان شرقی 42- سد باروق هریس استان: آذربایجان شرقی 43- سد پیره یوسفان استان: آذربایجان شرقی 44- سد خرمالو استان: آذربایجان شرقی 45- سد خونیق استان: آذربایجان شرقی 46- سد گاودوش آباد استان: آذربایجان شرقی 47- سد ینگجه 1 هریس استان: آذربایجان شرقی 48- سد مینق سنگی استان: آذربایجان شرقی 49- سد هریس استان: آذربایجان شرقی 50- سد چناغ بلاغ استان: آذربایجان شرقی 51- سد سرای استان: آذربایجان شرقی 52- سد گل تپه مراغه استان: آذربایجان شرقی فهرست سدهای در دست ساخت حوضه اصلی اورمیه 53- سد اشنویه (چپر آباد) استان: آذربایجان غربی 54- سد چراغ ویس استان: کردستان 55- سد امام چای استان: آذربایجان شرقی 56- سد باراندوز استان: آذربایجان غربی 57- سد سیمینه رود استان: آذربایجان غربی 58- سد شهید مدنی (ونیار) استان: آذربایجان شرقی 59- سد لیلان چای استان: آذربایجان شرقی 60- سد نازل استان: آذربایجان غربی 61- سد خراسانه بوکان استان: آذربایجان غربی 62- سد دیرعلی استان: آذربایجان غربی فهرست سدهای در دست مطالعه حوضه اصلی اورمیه 63- سد چهرگان – مرحله اول استان: آذربایجان شرقی 64- سد آتمیان – در مرحله شناسائی استان: آذربایجان شرقی 65- سد آجرلو – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 66- سد آلقو – در مرحله شناسائی استان: آذربایجان شرقی 67- سد ابرغان – در مرحله اول استان: آذربایجان شرقی 68- سد باروق (قطار) استان: آذربایجان غربی 69- سد ترپ – مرحله دوم استان: آذربایجان شرقی 70- سد تسوج – در مرحله اول استان: آذربایجان شرقی 71- سد توپچی – در مرحله اول استان: آذربایجان شرقی 72- سد خانم گلی – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 73- سد خراجوچای – در مرحله دوم استان: آذربایجان شرقی 74- سد دوش – در مرحله دوم استان: آذربایجان شرقی 75- سد ساینجق – در مرحله اول استان:آذربایجان شرقی 76- سد سردار آباد – در مرحله اول 87- سد کردکند (قپلانتو) استان:آذربایجان شرقی 88- سد زره شوران – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 89- سد قینرجه – در مرحله اول استان:آذربایجان غربی 90- سد خلیفان – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 91- سد زید کندی – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 92- سد مامالو – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 93- سد بردوک – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 94- سد فلکان – در مرحله اول استان:آذربایجان غربی 95- سد رشکان – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 96- سد خانقاه سرخ – در مرحله دوم استان:آذربایجان غربی 97- سد گل تپه مهاباد – در مرحله اول استان:آذربایجان غربی 98- سد شیرمرد – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی 99- سد قیزقاپان – در مرحله اول استان: آذربایجان غربی