روانشناسی-احساس خوب
Открыть в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Больше656
Подписчики
-3524 часа
+2397 дней
+22830 дней
Архив постов
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
❌ مشاوره تغییر جنسیت
✳️افسردگی
✅✳️وسواس فکری
آدرس جدید
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
🔶راهکارهای آرام کردن مردان حین عصبانیت!
- پیش از آرام کردن پارتنرتان، اول آرامش خودتان را حفظ کنید.
- از دید او به موضوع نگاه کنید.
سعی کنید علت عصبانیت او را بفهمید. اینکه آیا روز بدی داشته یا خسته است؟ در مورد موضوع خاصی نگران است؟
- سرزنش نکنید.
کلامی که برای آرام کردن او انتخاب میکنید بسیار مهم است.
- در احترام گذاشتن پافشاری کنید.
حتی اگر پارتنرتان در عصبانیت و دعوه پافشاری کرد، خود را از آن موقعیت خارج کرده و از او بخواهید پس از آرام شدن به صحبت ادامه دهید.
- تصمیم گیری ها را به زمانی دیگر موکول کنید.
- به موقع بحث ها را تمام کنید.
نشانه های ابتدایی خشم را بشناسید. مثلا وقتی صدای طرفین در بحث بالا میرود، فرد مقابل هم طبیعتا با صدای بلند و هیجان صحبت میکند.
- زندگی را به جنگ قدرت تبدیل نکنید.
به دنبال به کرسی نشاندن حرف خود و یا گارد گیری مقابل او نباشید در این شرایط شما دائما از یگدیگر عصبانی هستید.
- ذهن خوانی نکنید.
از جانب پارتنرتان حرف نزنید و قضاوت نکنید. در عوض در مورد احساسات او از او سوال کنید.
- عذرخواهی را معادل ضعف ندانید.
- در شرایط بحرانی از دیگران کمک بگیرید.
- بعد از کنترل اوضاع وی را برای مراجعه به مشاور روانشناس تشویق نمایید.
ظرفیت مغز شما نامحدود است !
یکی از پیچیده ترین و شگفت انگیز ترین آفریده های خدا در وجود ما انسان ها ، که وجه تمایز ما با دیگر مخلوقات خداست، حافظه بی نهایت ماست. حافظه ای که در وجود همه ما به یک شکل و اندازه قرار گرفته است اما به اشتباه فکر می کنیم حافظه بعضی از ما قوی تر است و بعضی ضعیف تر .
من در این مقاله میخواهم بصورت مختصر در مورد حافظه اطلاعاتی را به شما بدهم که فکر می کنم برای استفاده بهتر از آن به این اطلاعات نیاز داریم.
چرا بعضی از اطلاعات که شاید زیاد به آنها نیاز نداشته باشیم ، سریع در مغز ما جای می گیرند و تا مدت زیادی فراموششان نمی کنیم اما بعضی اطلاعات مهم را سریعا به فراموشی می سپاریم ؟
چرا مطالبی را با یک بار مطالعه و یادگیری حفظ می کنیم و مطالب دیگر را با چند بار مطالعه نمی توانیم به حافظه بسپاریم ؟
چرا هر زمان به اطلاعات خاصی نیازمندیم از دسترس ما خارج می شوند ؟
چرا بطور مثال در حفظ اشعار و مطالب خاص حافظه قوی و سرشاری داریم ، اما در موارد دیگر نمی توانیم به خوبی مطالب را به حافظه بسپاریم ؟
اسامی سخت و دشوار فوتبالیست ها یا بازیگرا رو که هیچوقت ننشستیم حفظ کنیم رو به همراه گلهاشون و فیلمهاشون در حافظمون نگهداری می کنیم و هیچ وقت فراموش نمی کنیم ، اما فرمول های کتاب درسی رو که ساعتها براشون وقت میزاریم انگار هیچ وقت نشنیدیم !
صد درصد همه مسائلی که گفتم و مسائل مشابه اون برای شما اتفاق افتاده و این باور در شما شکل گرفته که حافظه ناقصی دارید و یا حافظه شما فقط در موارد خاص قوی عمل می کنه !
مهمترین و طلایی ترین نکته در مورد تقویت حافظه : « کمرنگ ترین جوهر ها از قوی ترین حافظه ها ماندگار تر هستند.» پس همیشه در خاطر داشته باشید یادداشت برداری و مرور بیشترین تاثیر را در حفظ و نگهداری مطالب دارند. بدون رعایت این دو مورد هیچ حافظه ای قدرت حفظ مطالب را در طولانی مدت نخواهد داشت .
نکته دوم : مرور باید بصورت اصولی انجام شود یکی از بهترین روشها برای مرور مطالب ، مرور طبق نمودار فراموشی ابینگهاوس است که می توانید در این مورد در گوگل جستجو کنید و روش مرور اصولی رو یاد بگیرید .
و نکته طلایی سوم اینکه به حافظه خودتون اعتماد کنید و توانایی مغز تون رو دست کم نگیرید. اگر با این باور شروع به یادگیری مطالب کنید که از حافظه فوق العاده ای برخوردارید و مطالب رو در زمانهای طولانی در خاطرتون نگهداری می کنید مطمئن باشید توانایی حافظه شما چندین برابر خواهد شد . تکرار جملات تاکیدی مثل : من حافظه قوی دارم ، حافظه من در همه شرایط عالی عمل می کند و ....
نکته طلایی آخر : یادگیری عمیق و درست رابطه مستقیمی با تمرکز دارد . شما اگر میخواهید مطالبی را در حافظه خود در طولانی مدت جای دهید باید هنگام مطالعه و یادگیری تمرکز بالایی داشته باشید .
🔻رازنگهداشتن دشوار است. رازها احساس خاصی ایجاد میکنند، چراکه وقتی ما از رازی مطلع میشویم چیزی میدانیم که دیگران نمیدانند و همزمان رازها فشاری درونی برای افشاشدن ایجاد میکنند، انگار دلمان میخواهد ببینیم واکنش دیگران به آنها چیست. اصل رازداری بر مبنای رازنگهداشتن در رابطهٔ حرفهای است. اگر شما اساساً فردی هستید که رازنگهداشتن برایتان سخت است، در معرض خطر بالایی برای تخطی از اصل رازداری هستید. من همیشه دانشجویان را در زمینهٔ اصل رازداری، به سختگیری با خودشان ترغیب میکنم به این امید که به اهمیت این اصل و به دشواری مراعات آن آگاهتر شوند. اولین واکنش دانشجویان به استانداردهای سختگیرانهٔ من، چانهزنی است. سؤالهایشان معمولاً با این عبارت شروع میشود «اشکالی دارد وقتی دارم با ..... صحبت میکنم، به بیمارم اشاره کنم؟» جای خالی میتواند با کلمات مختلفی پُر شود، «همسرم، خانوادهام، کسانی که مراجع مرا نمیشناسند، افرادی که از یک شهر دیگرند و مواردی از این قبیل».
سؤالهای دیگری که بارها شنیدهام از این قبیلاند، مثلاً: «اگر در حال گذراندن تعطیلاتمان در ایتالیا باشیم و آنجا چیزی دربارهٔ مراجعمان بگوییم که در کشور خودمان است، این چطور ممکن است به مراجع ما برگردد؟» اگرچه من هم موافقم که بعید است چنین چیزی خطری ایجاد کند، اما همیشه احتمال وقوع اتفاقهای عجیب هست. بسیاری اوقات از این شگفتزده شدهام که کسانی که در سفر ملاقاتشان میکنم دیگرانی را میشناسند که من در کشورم میشناسمشان.
تخطی نکردن از رازداری از هر چیز دیگری در فرآیند درمان مهمتر است. رازداری فقط یکی از اصول حرفهای یا یکی از ملزومات اخلاقی نیست، بلکه جزئی جدانشدنی از آموزش بالینی شماست. باید آگاه باشید که برای درمیان گذاشتن چهچیزهایی احساس فشار تجربه میکنید و پشت این احساس فشار ممکن است چهچیز دیگری باشد. برخی درمانگران به واسطهٔ مراجعداشتن زندگی میکنند و بخش اعظمی از تعاملات اجتماعیشان بر مبنای حرف زدن از مراجعینشان است. اگرچه ممکن است این افراد هویت مراجعینشان را هم پنهان کنند، اما واضح است که مراجعینشان سازندگان جهان اجتماعی آنها هستند و یا بهنحوی به کمبودهایی در آنها مرتبطاند.
برخی درمانگران با حرفزدن از مراجعینشان خودشان را بزرگ میکنند. فرض کنید یک ستارهٔ سینما یا یک ورزشکار شناختهشده، مراجع شما باشد. اینکه شما از این احساس اتصال حس مهمبودن تجربه کنید، اشکالی ندارد حتی اینکه احساس فشار تجربه کنید برای اینکه بخواهید با گفتن چنین چیزی دوستانتان را تحت تاثیر قرار دهید هم اشکالی ندارد، اشکال از جایی شروع میشود که شما تحت فشار این تجربههای بشری، اصل رازداری را زیر پا بگذارید. بهتر است برای کمکردن این فشار با سوپروایزر یا همکاری حرف بزنید که میتوانید از او Peer-supervision بگیرید. رفتهرفته درمییابید که حفظ رازداری به شما احساس بهتری درمورد میزان پختگی و حرفهای بودنتان میدهد و همزمان احساس یکپارچگی شما را عمق میبخشد.
🔰برشي کوتاه از کتاب
«the making of a therapist»
نوشتهٔ لوییس کوزولینو
مترجم: دکتر انسیه انجدانی
موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن:
آنهایی که منتظر شکست تو هستند،
تا به تو بخندند.
آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند،
تا با تو بخندند.
http://telegram.me/ehsasekhooob
✍ تراپیست میگفت :
❤️آدما اونقدر که تو فکر میکنی شکننده نیستن
و ظرفیتشون به مو بند نیست !
نیازی نیست همیشه چتر نجات آدما باشی
تمرکزتو بذار رو خودت و حال خودت
🔹هیچ کس بدون تو نمرده و هیچ کسی هم
بدون تو نمی میره پس بذار هرکس درد ، تجربه بد ، شکست ، اون ناکامی
مخصوص زندگی خودشو خودش تجربه کنه
و بزرگ شه و یه آدم کامل بشه
📌 کاش اینارو برای همیشه یادمون بمونه
http://telegram.me/ehsasekhooob
⭕️ نیاز به لذت بردن از زندگی
✍مصطفی ملکیان
🔹تعدادی از نیازهای معنوی ما در ارتباط با دیگران شکل میگیرد؛ مانند نیاز به مصون بودن از فریبکاری و خشونت دیگران نسبت به ما. هر فرد در ارتباط با دیگران نیاز دارد که از فریبکاری آنها در ساحت نظر و خشونت آنها در ساحت عمل در امان باشد و گمان به فریبکاری و خشونت از جانب دیگران کیفیت زندگی ما را پایین میآورد و زندگی را برای ما تلخ میکند؛ بنابراین ما نیاز داریم تا در این زمینه از دیگران مصونیت داشته باشیم.
🔹نیاز معنوی دیگری که در ارتباط با دیگران مطرح میشود نیاز به آزادی اجتماعی است. ما نیاز داریم تا هنگامی که به آزادی دیگران خدشهای وارد نمیکنیم، از جانب آنها لطمهای را متوجه خود نبینیم و اضطراب لطمه خوردن از دیگران و تعدی به حریم آزادی اجتماعی از جانب دیگران، زندگی را تلخ میکند.
🔹دستهای دیگر از نیازها مربوط به ارتباط ما با طبیعت میشود، یکی از نیازهایی که ما داریم این است که با درد و رنج کمتر و لذت و نزدیکی بیشتر با طبیعت ارتباط برقرار کنیم؛ درواقع ما نیاز داریم که زندگی خود را تا حدی که امکان دارد با رنج کمتر در محیط طبیعت بگذرانیم و از این ارتباط لذت بیشتری ببریم. نیاز مهمی که ما باید بدان توجه کنیم این است که باید استعداد لذت بردن را در خود شکوفا کنیم. لذت بردن امری است که نیاز به آموزش و تمرین دارد و نباید گمان کرد که در زندگی هر چه تعداد اشیاء لذتبخش بیشتر شود زندگی ما نیز عموماً خوشتر خواهد شد. باید توجه کنیم بجای اینکه بر تعداد چیزهای لذتبخش در زندگی بیافزاییم باید راه لذت بردن از چیزها را بیاموزیم.
🔹 مثلاً ممکن است ما در مقابل زیباترین تابلوی نقاشی عالم بایستیم، اما به دلیل این که چشمان ما آموزش هنری و زیباییشناختی ندیده است از تماشای تابلو لذت نبریم، این امر در باب سایر مصادیق لذت بردن نیز صادق است. ما نیاز داریم که استعداد لذت بردن از چیزها را در خود به فعلیت برسانیم و باید یاد بگیریم چگونه میشود همه هستی را زیبا دید و چگونه میشود از همه هستی لذت برد و درنتیجه ما نیاز داریم که زندگی را بیمعنا نبینیم.
🔹برای اینکه زندگی را پوچ و بیمعنا نبینیم باید یاد بگیریم چگونه به زندگی نگاه کنیم تا بیمعنا به نظر نرسد. هر چه استعداد لذت بردن در ما بیشتر شکوفا شود، لذتهای ما افزون میشود. نیاز به یادگیری لذت بردن، نیاز معنویای است که برآورده نشدن آن دو عارضه دارد. یک عارضه این است که زندگی کمکم به پوچی و بیمعنایی میرسد و دوم اینکه ملال در زندگی حاصل میشود. ملال یعنی استعداد لذت بردن از داراییهای زندگی به صفر برسد.
🔹وقتی انسان دچار ملال میشود دارایی هایی دارد که میتواند از آنها لذت برد اما دیگر از آنها لذت نمیبرد و فرد توانایی لذت بردن از داراییهای خود را از دست داده است. باید توجه کرد که نیازهای معنوی اگر برآورد نشوند کیفیت زندگی را پایین میآورند و سبب میشوند که یک متفکر و یا روان شناس بزرگی به این تلقی برسد که زندگی، یک بیماری لاعلاج است که از طریق ارتباط زن و مرد انتقال مییابد و همه کسانی که به این بیماری مبتلا شوند، میمیرند. درواقع این متفکر، استعداد لذت بردن از زندگی را از دست داده است و نه تنها زندگی را زیبا نمیبیند؛ بلکه آن را یک بیماری تلقی میکند
🔅سخنرانی استاد مصطفی ملکیان در دانشگاه کردستان تحت عنوان "عقلانیت و معنویت"
http://telegram.me/ehsasekhooob
Repost from روانشناسیوزندگی(دکترحلاج)
🔥🌈هر ۷ سال چه تکاملی در شخصیت انسان رخ میدهد...
اولین دوره تکامل: از تولد تا هفت سالگی است.
انگیزه و رفتارهای کودک در این سنین را غرایزی مثل گرسنگی، درد و نیاز به محبت و حمایت شکل میدهد.
بر این اساس، بسیاری از واکنشها و رفتارهای ناخودآگاه فرد در این دوره و تحت تاثیر محیطی که در آن رشد میکند شکل میگیرد.
7 تا 14سالگی احساسات را میشناسیم:
در این سنین ما شروع به ربط دادن مسائل مختلف به احساساتمان میکنیم...
ضمن این که در همین سن، دندانهای شیری میافتد و تغییرات جسمی مربوط به بلوغ آغاز میشود.کودک یاد میگیرد که دنیای درونش را سرو سامان بدهد.
14 تا 21 سالگی جنس مخالف را کشف میکنیم:
در این مرحله، ما به شکل تازهای درباره خودمان کنجکاو میشویم...
آشنایی با علم و هنر شامل موسیقی، نقاشی، ادبیات و ایجاد روابط با دیگران را «کشف» میکنیم...
و به این درک میرسیم که جنس مخالف برای مان تمایلات و انگیزههای خاصی با خود به همراه دارد...
همراه با حس استقلالی که در 21 سالگی ایجاد میشود،
در پایان این دوره انتظار میرود فرد مسیر زندگی خود را پیدا کرده یا دست کم این پرسش برایش مطرح شده باشد که هدفم در اینده چیست؟
21 تا 28سالگی خودمان را پیدا میکنیم...
در این مرحله ما برای ورود به مرحله بزرگسالی آماده میشویم...
حالا زیرساختهای شخصیت اجتماعی ما شامل مدرک تحصیلی، جایگاه شغلی، میزان درآمد و... ساخته شده و روابط جدیدی وارد زندگی مان شده...
همچنین در این مرحله مشکلاتی که در دوران کودکی داشته ایم آثار خود را بروز میدهند و ما گاهی حتی بدون این که متوجه شویم، با مشکلات و چالشهایی دست و پنجه نرم میکنیم که سالها با آنها همراه بوده ایم....
28 تا 35 سالگی خلاقیتمان شکوفا میشود...
بیشتر افراد در این مرحله خلاقیت بیشتری نسبت به مراحل قبلی زندگی از خود بروز میدهند و محققان و مخترعان معمولا در این سنین به اوج خلاقیت و اکتشافات خود میرسند.
محققان میگویند:
مغز ما حول و حوش 35 سالگی به اوج فعالیت خود میرسد...
همچنین در این دوره است که بر اساس آن چه که خانواده، دوستان و جامعه به عنوان باورهای درست به ما آموختهاند، شروع به تفکیک آن چه که برایمان مناسب است و آن چه که ممکن است نامناسب و ناخوشایند باشد، میکنیم...
35 تا 42 سالگی تجربه بحران و بیقراری:
بسته به شرایط زندگی تا این سن، بیشتر آدمها در این دوره یکجور احساس بیقراری را تجربه میکنند...
معمولا در این سنین، یک تمایل ناگهانی برای به اشتراک گذاشتن دانستهها و تجربیات زندگی با دیگران در افراد به وجود میآید و فرد احساس میکند که باید اثری از خود در جهان به جا بگذارد..
42 تا 49 سالگی رسیدن به درکِ تازهای از عشق...
فقط در این مرحله است که مغز و روح همه تجربیاتی را که تاکنون به دست آمده هضم میکند...
در این مرحله، بسیاری از مردم احساس میکنند که به انتهای راه رسیدهاند و بر همین مبنا عمل میکنند و اگر احیانا بر مبنای این احساس عمل نکنند،
این احساس ازبین نمیرود و مدتی بعد با شدت بیشتری بازخواهد گشت...
همچنین در این مرحله درک ما از مفهوم «عشق» به بلوغ میرسد و ما میآموزیم که چگونه بدون هیچ گونه چشم داشتی عشق بورزیم...
ادامه دارد👇👇
@ravanshenasy_va_zendegy
Repost from دانشگاه مجازی تکنولوژی فکر برتر
🌐💠راهکارهایی_برای_افزایش_تمرکز
در_کودکان:
1- اولين نکته اي که بايد به آن توجه کنيد اين است که هرگز به کودک اين برچسب را نزنيد که «تو عمدا توجه نمي کني» يا «عمدا حرف هاي ما را ناديده مي گيريم. درجه هاي از حواس پرتي مربوط به کارکرد مغز کودکان است. آگاهي کودکان از محيط اطراف به مراتب کمتر از بزرگسالان است.
به عنوان مثال وقتي کودکي هنگام عبور از خيابان، زيپ لباسش را مي بندند، ممکن است ديگر قادر به تشخيص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالي که اين کار براي فرد بزرگسال مشکلي نيست. يک بزرگسال به تدريج ياد مي گيرد که محرک هاي بي اهميت را ناديده بگيرد و تمرکزش را روي يک موضوع حفظ کند اما اين کار براي يک کودک ممکن است بسيار مشکل باشد.
2- حواستان باشد که تذکر لحظه به لحظه، جريمه بابت انجام ندادن يک تکليف يا اشتباه انجام دادن آن به علت حواس پرتي و محروم کردن او از علايقش، در اين موارد نه تنها چاره ساز نيست، بلکه مشکل او را چندبرابر مي کند، تا جايي که از تحصيل و مدرسه بيزار مي شود.
3- اگر کودک زياد جنب و جوش مي کند و انرژي زيادي دارد، اول به او فرصت بازي بدهيد تا آرام شود و مقداري از انرژي اش با بالا و پايين پريدن و قايم باشک بسوزد، بعد از او بخواهيد کارش را انجام بدهد و پيش از پايان يافتن مقداري از تکاليف که مشخص کرده ايد از جايش بلند نشود.
4- با مکعب هاي رنگي شکل هاي ساده اي به عنوان الگو بسازيد و از فرزندتان بخواهيد پس از مشاهده مانند الگوي شما بسازد. پس از چند بار موفقيت، در مراحل بعدي، پس از ساختن الگوي مورد نظر، از کودک بخواهيد بادقت آن را مشاهده کند، سپس روي آن را بپوشانيد و از کودک بخواهيد مانند شما آن را بسازد. در مراحل بعدي از الگوهاي پيچيده تر استفاده کنيد.
5- در تست هوش وکسلر بخشي وجود دارد که در آن کارت هايي به کودک نشان داده مي شود. در اين کارت ها قسمتي از شکل ناقص است و کودک بايد در زماني محدود آن نقص را شناسايي کند. شما هم مي توانيد از اين کار براي افزايش دقت فرزندتان استفاده کنيد. يعني از کارت هايي که تصويرشان ناقص است، استفاده کنيد.
6- سعي کنيد در مواردي که مي خواهيد کودک تمرکز بيشتري داشته باشد (مثل کلاس درس يا اتاقي که تکاليفش را انجام مي دهد)، محيط را به گونه اي طراحي کنيد که داراي کمترين عامل تحريک کننده براي کودک باشد.
7- به کودک برچسب نزنيد. منظور از برچسب زدن اين است که به خاطر يک رفتار خاص، يک خصلت را به کودک نسبت دهيد. وقتي به او برچسب «حواس پرت» يا «دست و پا چلفتي» مي زنيد او از آن پس خودش را با آن مشخصه مي شناسد و در بسياري از موارد تصوير ذهني اي که شما، از او براي خودش مي سازيد تا آخر عمر روي رفتار و شخصيتش اثر مي گذارد و اين برچسب ها بعد از مدتي باعث مي شوند هم اطرافيان کودک و هم خودش به اين باور برسند که با کودکي روبرو هستند که داراي اين خصلت خاص و تغييرناپذير است. بسياري از ما قرباني برچسب هاي کودکي مان شده ايم. اين اشتباه را در مورد کودکان خود تکرار نکنيم.
8- چند شي نامرتبط مثل اسباب بازي هاي مختلف يا مانند آن را جلوي فرزندتان بچينيد و به او فرصت دهيد آنها را بادقت مشاهده کند. سپس اشياء را برداريد و از او بخواهيد آنها را نام ببرد. با توجه به ظرفيت حافظه ممکن است کودک ابتدا نام تعداد کمي از وسايل را به ياد آورد اما به تدريج با پيشرفت و تثبيت در هر مرحله مي توان بر تعداد وسايل يا اشياء افزود. اين تمرينات را با استفاده از تصاوير نيز مي توان انجام داد.
9- با نشان دادن تصاوير ساده از مناظري که کودک به آنها علاقه دارد مثل مزرعه و باغ وحش به مدت چند ثانيه، از کودک بخواهيد به سوالات شما درباره آن تصاوير پاسخ دهد. در مراحل بعدي وقتي که کودک به اندازه کافي در اين کار ماهر شد، مي توانيد از تصاوير پيچيده تر استفاده کنيد.
10- به خاطر آوردن وسايل داخل يک فروشگاه يا ويترين مغازه پس از چنددقيقه مشاهده و پرسش درباره رنگ و شکل لباس افراد در يک مهماني نيز مي تواند باعث تقويت دقت و حافظه کودک شود...
دوران_نامزدی، باید درباره چه چیزهایی صحبت کرد؟
یکی از شیرین ترین و پرشورترین لحظات زندگی هر پسر و دختری دوران نامزدیه.
اصلا شیرینی و شوری لحظات ابتدای آشنایی دو زوج، به قدری زیاده که گاهی فراموش میکنن در مورد مهمترین مسایل زندگیشون حرف بزنن اونقدر محو تماشای هم میشن که چشمشون رو به روی تفاوت ها و اختلاف سلیقهها میبندن.
لازمه بدونید، ازدواج هایی موفق و پایدار هستند که زن و مرد قبل از عقد، چشم شان را به روی کوچکترین اختلافات باز کنند، اما پس از عقد از خطاهای همدیگر چشم پوشی کنند.
به قول معروف: «جنگ اول به از صلح آخر»
خوب چند مورد که بیشترین اهمیت را برای تفاهم زوج ها دارد، به دقت بخون و به حافظه بسپار تا در موردشون با نامزدت هماهنگ بشی:
1- سرگرمی ها و علایق
2- نگرش به دین
3- چه چیزهایی اخلاقی اند و چه چیزهایی غیر اخلاقی
4- با دوستان هم آشنا بشید
5- هدفتون رو از زندگی و ازدواج به هم بگید.
6- با خویشاوندان هم آشنا بشید.
7- چطور می تونید صمیمیت تون رو زیاد کنید
8- ویژگی های خانواده تون رو به هم بگید.
9- نحوه حل اختلافات رو مشخص کنید
10- در مورد کسب پول و مسایل مالی
11- خواسته ها وتوقعات
12- رویارویی با خشم و هیجانات
13- وظایف زن ومرد در خانواده
14- تعداد فرزند و تربیت فرزند
15- موضوعات جنسی
علت کم شدن علاقه پس از #ازدواج
▪️همه ما این واقعیت را از زبان بسیاری از زوج ها شنيده ايم كه بعد از مدتي كه ازدواجشان گذشت، علاقه شان نسبت به هم كم مي شود و آن عشق آتشين روزهاي اول جاي خود را به روزمرگي و سردي در روابط مي دهد.
✔️بسياري از #انتظارات اشتباه ما در ازدواج و درباره فرد مورد علاقهمان، دلیل کم شدن علاقه است.
✔️ افرادی که نتوانند:
▪️انتظارات یکدیگر را برآورده کنند
▪️در سختی ها با یکدیگر همدلی انجام دهند
▪️تفاوتهای فردی را بپذیرند
میزان بروز هیجانهای منفی را در زندگی خود افزایش میدهند که همین موضوع باعث کمشدن علاقه در دوطرف میشود.
یونگ میگفت: رنج نباید تو را غمگین کند. این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند. رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد. چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند،
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن! این فرصتی است برای بیداری، وقتی آگاه شوی، بیچارگیات تمام میشود.
🌱
#یونگ درباره یکی از مراجعانش صحبت میکرد که وقتی به نقطهای رسید که باید میپذیرفت تغییر ناگزیره، گفته بود پس این ۲۵ سال چی؟
منظورش این بود پس این ۲۵ سالی که با این الگو و دیدگاه و جراحتها زندگی کردم چی پس؟
این مقاومت ناشی از اجتناب از احساس هدر رفتن زندگی است.
واسه پرهیز از این احساس بهتر میبینه بازم همون نظم قدیم ولو زیانبار رو حفظ کنه.
ما هم همین هستیم.
گاهی نگران زمانی که براش گذاشتیم نیستیم. نگران هویتی هستیم که قراره با تغییر از دست بدیم.
مادری که سوگ از دست دادن عزیزش را داره
دختری که پدرش دیکتاتور بوده و مادرش رهاش کرده بوده
زنی که همسرش بهش خیانت کرده
و...
انگار وقتی این هویت زخمی رو از خودمون بگیریم دیگه یک نمونه خاص نیستیم و منحصر به فردیمون رو از دست میدیم.
نقطه امن، حاشیه امن ما میشه همین هویت زخمی.
من کسی هستم که فلان مصیبت و فلان فاجعه رو از سر گذروندم.
زخم برامون تقدس و الوهیت ایجاد میکنه و اگر درصدد التیام زخمها، تغییر الگوها و نگرشمون بربیایم دیگه الوهیت و تقدسمون رو از دست میدیم.
خیلی از آدمها حاضر نمیشن شیوههاشون رو تغییر بدن چون اینطوری منحصر به فردی خودشون رو هم از دست میدن و به این ترتيب هرگز نمیتونن در زندگی حضور و مشارکت فعالانه داشته باشن.
❣مهم بودن را فراموش کنید تا آرامش نصیبتان شود. هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید بیشتر تحسین میشوید.
خداوند هرگز ازشمانخواسته ناراحت باشید . اونمیخواهد شمازندگیتان را هدر دهید تادیگری را راضی نگه دارید
مهربان باشید .
دلسوزباشید اماراه خودتان رابروید ، یادتان باشد وقتی که تایید خداوند را دارید به تائید دیگران نیازی ندارید.🍃
📚کتاب:رهایی ازوابستگی
💥💥💥💥
📌چرا حرف همدیگر رو نمیفهمیم؟!
وقتی توی ارتباطمون گوش نمیدیم نمیتونیم بفهمیم طرف مقابلمون چه خواسته ای داره ،احساسش چی هست و چی ناراحتش کرده .
✅ گوش دادن با شنیدن متفاوت هست.
گوش بدیم که بتونیم درک کنیم ،همدلی کنیم ، و ارتباط سازنده داشته باشیم.
بیشتر تعارض های شما از این ناشی میشه که بهم گوش نمیدین و به دنبال مقصر میگردین …
⁉️🔆 شما توی ارتباط تون گوش میدین؟
💥💥💥💥
دکتر جان گاتمن، از بزرگترین زوجدرمانگران دنیا معتقده مهمترین شاخصی که میشه باهاش طلاق یه زوج رو در آینده پیشبینی کرد، "میل به تحقیر همدیگهست!".
+ یعنی دنیا رو به پاش بریزی اما، تو جمع خرابش کنی، دستاوردهاش رو نبینی، کوچیکش کنی!؛ احترامش رو نگه نداری!
و...
http://telegram.me/ehsasekhooob
