ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Открыть в Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Больше
691
Подписчики
-2724 часа
+2747 дней
+26330 дней
Архив постов
نقش پدر در شخصیت بچه‌ها!... سال‌ها پیش، روانشناسی‌ به نام رابرت سیرز(Sears) دنبال این بود ببینه "چی میشه یه سری از آدما توانایی همدلی خوبی پیدا می‌کنن و یه سری نه!"، "اصلا منشا همدلی کجاست"! و چطور میشه بچه‌های همدل‌تری رو تربیت کنیم؟ برای رسیدن به جواب، سیرز مطالعه سی ساله‌ای رو به راه انداخت که در اون 300 خانواده‌ای که بچه‌ی پنج ساله داشتن رو انتخاب کرد و طی یک پژوهش طولی، مدت‌ها ویژگی‌های بچه، ساختار خانواده و سطح و نوع رابطه و تعامل خانواده با بچه‌ها (والد-فرزند) رو از جنبه‌های مختلفی تحت نظر گرفت... متاسفانه عمر دکتر sears این اجازه رو نداد که به جواب سوال‌ش برسه و وسط‌های مطالعه دار فانی رو وداع گفت، اما 26 سال بعد سه نفر از روانشناس‌های برجسته‌ی دانشگاه‌های مک‌گیل و هاروارد به دنبال جواب دادن به این سوال، دوباره شروع کردن به بررسی ماجرا...   اونها به دنبال داده‌های اولیه مطالعه دکتر سیرز رفتن و با دعوت از شرکت کننده‌های این مطالعه و شروع آنالیز اونها، مجدد سطح همدلی و نوع تعامل با خانواده همون بچه‌هایی که الان به بزرگسالان بالغی تبدیل شده بودن رو دقیق و عمیق مورد بررسی قرار دادن. خروجی این مطالعه 26 ساله نشون میداد؛ در کنار عواملی مثل نظم، انضباط، گرمی و عشقِ تو رابطه، صبوری، تایید، تشویق و حتی تنبیه به موقع پدر و مادر، بهترین پیش بینی کننده همدلی تو مردها و زن‌های سی و یک ساله، رابطه‌ای بود که اونها تو سن پنج سالگی با پدر خودشون داشتن... به عبارت دیگه: هرچی رابطه پدر دختری و پدر پسری تو سن و سال پیش از دبستان و اوائل دوره دبستان خوب و گرم‌ و صمیمی‌تر باشه، بچه‌ها همدلی (توانایی درک احساسات و عواطف دیگران و دیدن دنیا از زاویه دید اونها) رو بهتر یاد می‌گیرن و بزرگسالان همدل‌تری میشن و…

●یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!   People don’t buy what you do, they buy why you do it! ○به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد! ■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!  □دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند! 💥💥💥✳️

🔵بالاخره روز بعد با سازماندهی بهترین جنگجویان خود برای بازگرداندن کودک عازم کوه می شوند. مردان قوی هیکل پس از چند روز تلاش ناموفق، کم کم احساس ناامیدی و درماندگی کرده و تصمیم می گیرند به روستا برگردند. 🟤زمانی که آنها کوله پشتی های خود را بسته و آماده بازگشت شدند، دیدند مادر بچه از کوهی که آنها نمی توانستند از آن بالا بروند در حالی که بچه خود را به کمرش بسته دارد پایین می آید. نمی توانستند باور کنند که این آیا مادر کودک است... یکی از آنها به استقبالش رفت و گفت: با این که ما مردانی بسیار قوی و توانا هستیم، نتوانستیم از این کوه بالا برویم. تو چطور توانستی این کار را انجام دهی؟ مادر در چشمان مرد نگاه کرد و گفت: "چون این کودک شما نیست!" 🟠بنابراین مشکل از زمانی شروع می شود که بدون عبور از مرحله سخت چرایی و کشف انگیزه و دلیل، سریعا و مستقیما به مرحله چگونگی وارد می شویم، این در حالی است که اگر ابتدا چرایی انجام یک کار حل شود و به آن پاسخ درست داده شود؛ چگونگی انجام آن متعاقبا و به آسانی حل خواهد شد و هر چه پاسخ به چرایی؛ والاتر، ارزشمند تر و حیاتی تر باشد، چگونگی؛ آسان تر و ممکن تر خواهد بود! 🟡پس وقتی فیلیپ سیدنی گفت: Either I will find a way or I will make one! یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت، یقینا از مرحله سخت چرایی و پاسخ به اینکه چرا آن کار را می خواهد انجام دهد عبور کرده و در مرحله آسان تر یعنی چگونگی انجام آن کار بوده است! 🟣البته دلیل سخت بودن کشف چرایی و عبور از این مرحله؛ سخت بودن فکر کردن است که به قول جرج برنارد شاو؛ نمایش نامه نویس مشهور ایرلندی دو درصد از مردم واقعا فکر می کنند، سه درصد فکر می کنند که فکر می کنند و نود و پنج درصد آنها ترجیح می دهند بمیرند تا فکر کنند! همان دو درصدی که برای انجام هر کاری و یا در مقابل انجام شدن کارها در جوامع، یک علامت سوال بزرگ سوال؟ گذاشته اند و تمامی اختراعات، پیشرفت ها و تحولات بشری مدیون پرداختن آنها به "چرا"هاست! ⚫کسی که در زندگیش "چرایی" برای انجام دادن کاری دارد، می تواند از پس هر "چگونگی" برآید!👤نیچه ------ *۳.* *دایره طلایی؛ رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!* 🖊️امیرعباس زینت بخش ■چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟ □چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟ ●چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟  ○سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل "با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.  ■همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!   □هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم! ●برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و... ○شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و... ■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و... همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند! □اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن! 

💥💥💥💥💥 💥💥💥 💥💥 *۱.* ■چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود". □این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمی فهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم. ●سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد(؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد. ○شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفت‌انگیز بود که در ادامه توضیح میدهم. ■بشر موجودی تجربه‌گراست و هنگامی که پدیده‌ای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیده‌های جدید استفاده میکند. □در واقع، وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد. به عنوان نمونه: ▪︎چرا فلان اتفاق افتاد؟  ▪︎چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟ ▪︎چرا من آدم موفقی نیستم؟ ▪︎چرا اینقدر فقیرم؟ و... جواب تمام این سوالات در گذشته است. ●واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکته‌ای که متوجه شدم اینه که آدم‌های تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سئوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. ○آنها سوال‌هایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند. ▪︎چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟ ▪︎چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟ ▪︎چگونه سیاه‌پوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟ ▪︎چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و.... ■حالا سئوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوال‌هایی که با چرا شروع میشوند با سوال‌هایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم: □همان‌گونه که در بالا اشاره کردم جواب سوال‌هایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان می‌کنند. به عنوان مثال، جواب سوال "چرا من این‌قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است: ▪︎چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". ●این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم. ○ولی جواب سوال‌هایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون‌رفت یا حقیقت‌بخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست. مثلا: ▪︎چگونه میتوانم فقیر نباشم؟ ▪︎چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..." ■پاسخ دادن به این سئوال‌ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و نتیجه هر چه باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است. □متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سئوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. ●چند وقت پیش معلم برادرزاده‌م یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود درباره‌ش تحقیق کنید: ▪︎چرا محیط پارک‌های ما پر از آشغال است؟ ○برادرزاده‌م کلی جواب در مورد بی‌فرهنگی مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ ■مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری می‌پرسید بهتر نبود: "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچه‌ها یاد دهیم. □خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شد. مسلما پاسخی که به سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" داده میشه  با سوال "چگونه میتوانیم...؟"  خیلی متفاوت است. ▪︎پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راه‌های توانستن است. ▪︎پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است. ●به بچه هایتان نگویید چرا اینجارو کثیف کردی؟ بگویید چطور میتونی خودت الان اینجارو تمیز کنی؟ ------- *۲.* 🖊️امیرعباس زینت بخش 🔴دارن هاردی، نویسنده و مربی موفقیت داستانی را نقل می کند به این مضمون که "در رشته کوه های آند، دو قبیله متخاصم وجود داشتند. روزی افراد قبیله ساکن در کوه به قبیله پایین کوه حمله کرده، اموال را به تاراج برده و همچنین یک کودک را با خود می برند. 🟢مشکل اینجا بود که مردم قبیله پایین کوه مسیرهای عبوری که کوه نشینان از آن استفاده می کردند را نمی شناختند و حتی نمی دانستند کجا باید آنها را پیدا کنند.

🔲⚠️نادیده گرفتن خود شامل موارد زیرنیز می شود: ۱.وقتی اذیت میشی ولی چیزی نمیگی ۲.بابت چیزهایی که تقصیر تو نبوده دائم عذرخواهی میکنی ۳.برای اینکه بقیه خوششون بیاد خود واقعیت رو مخفی میکنی ۴.وقتی دلت میخواد «نه» بگی ولی «بله» میگی ۵.فقط وقتی ناراحتن یا کارت دارن یاد تو میوفتن ولی تو بازهم به یادشونی ۶.براساس ارزش های خودت عمل و زندگی نمیکنی ۷.وقتی بقیه خط قرمزات رو رد میکنن و تو ساکت میمونی ۸.همه تلاشت اینه که همه رو از خودت راضی نگه داری وقتی خودمون رو نادیده میگیریم به بقیه این حس رو میدیم که وجود ما ارزشمند نیست.درحالی که وجود ما ارزشمند و لایق دریافت عشق و محبت هست...

غیر اخلاقی ترین عادت بشر این است که مدام و بی وقفه درباره هرکس و پیش از آن که بفهمد و درک کند، قضاوت می کند. این آمادگی پرشور برای قضاوت کردن، نفرت انگیزترین حماقت و مخرب ترین شرارت هاست. #کتاب #وصیت_خیانت_شده #میلان_کوندرا

بهترین روش درس خوندن و مطالعه مِتُد SQ3R هست این تکنیک ۵ تا مرحله داره که سریع میرم سراغش قدم اول: پیش مطالعه (survay) خُب حالا این یعنی چی؟ تو این مرحله باید مبحث مورد نظرت رو روزنامه وار بخونی و رد شی. درواقع قرار نیست چیزی یاد بگیری. با این کار با موضوع و فضای اصلی درس آشنا میشی و آمادگی ذهنی لازم رو پیدا میکنی. قدم دوم: سوال کردن (questioning) وقتی قدم اول رو اجرا کردی ذهنت یه بستر مناسب واسه دونستن چیزای جدید ایجاد کرده. اینجاست که باید از اون مبحث سوال طرح کنی و هر چیزی که تو ذهنت ابهام ایجاد کرده رو به شکل سوال مطرح کنی و حین مطالعه اصلی یا سر کلاس دنبال جواب باشی. این کار باعث میشه تمرکز و دقتت تو مطالعه اصلی دو چندان شه. قدم سوم: مطالعه دقیق(read) تو این مرحله با تمرکز بالا و با هدف یادگیری کامل، مبحث مورد نظر رو مطالعه کن. متن کتاب و جزوه‌ها رو بخون و تمریناشو حل کن هم چنین در حین کار نکات مهم رو یادداشت کن قدم چهارم: یادآوری(recall) اینجا باید مطالبی که در مرحله قبل خوندی رو به زبون خودت و طوری که واست قابل فهم باشه برای خودت یا یه دوست یا همکلاسی بازگو کنی و توضیح بدی و خلاصه مطالبی که یادته رو تو یه برگه بنویسی قدم پنجم: مرور (review) با اجرای این مرحله از فراموش شدن مطالبی که یاد گرفتی جلوگیری میشه مغز انسان یه قانونی داره که میگه: یا از اطلاعات استفاده کن یا بریزشون دور و به خاطر همین قانون این مرحله اهمیت زیادی داره. مرورت رو باید آخر همون روز انجام بدی و آخر هفته و آخر ماه تکرار کنی. این مرور میتونه شامل بازخوانی خلاصه‌نویسی‌ها یا زدن تست و بررسیشون باشه http://telegram.me/ehsasekhooob

جسارت داشته باش و زندگی کن ... اما جوری که خودت دوست داری ، نه جوری که دیگران از تو انتظار دارند ! مهم نیست که تا مقصدت می رسی یا نه ، و مهم نیست که تمامِ آرزوهایت محقق می شوند یا نه ، مهم این است که حالِ دلت خوب باشد ! پس تا میتوانی شاد باش و از لحظه لحظه ی زندگی ات لذت ببر ... و خودت باش ؛ خودت حاکم و معیار و قاضیِ کارهای خودت ، خودت همه کاره ی دنیای خودت ، و انگیزه ی آرزوهای خودت ... تو نیاز به تاییدِ هیچکس نداری !

کلید کمک به تغییر رفتارهای فرزندتان کودکان مانند دستگاه فشارسنجی هستند که دائما در حال اندازه گیری حالات و رفتارهای ما هستند. بنابراین اگردرگیر مسئله حل نشده ای باشیم، آنها به طور ناخودآگاه خیلی سریع متوجه میشوند و عکس العمل نشان میدهند. به همین دلیل خیلی وقتها هنگامی که درگیر مسائل شخصی خودمان هستیم، متوجه تغییر رفتار کودک میشویم، با وجودیکه هرگز به طور مستقیم به آن اشاره نکرده ایم. https://t.me/ehsasekhooob

مواظب باش نریزی ندو وگرنه می افتی علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک ،بکاربردن این نوع جملات باعث میشود کودک بیفتد و یا مثلا ظرف آب را بر زمین بریزد زیرا به او القا میکنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش میکند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید :"از لیوان دسته دار استفاده کن تا لیوان از دستت نیفته'' در این صورت شما در مورد لیوان صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک https://t.me/ehsasekhooob

🟣⚠️سندروم فومو چیست؟ فومو یعنی ترس از عقب افتادن از بقیه. تو هم احساس میکنی عقب افتادی ؟ این بلاگره همسن منه برای هر معرفی ۵۰ میلیون می گیره، منم باید بلاگر شم . وسط مطالعه؛ برم ببینم پستی که گذاشتم چند تا لایک خورده . -دوستم رفته شمال لایو گذاشته ،منم باید برم اینجا عکس بگیرم پست کنم... چون همه ی همکلاسی هام مهاجرت کردن، منم باید زودتر از ایران می رفتم. اگر بخواهیم فومو رو خیلی ساده تعریف کنیم ،فومو یعنی ترس از دست دادن .ترس از دست دادن تجربه ای خوشایند، فرصت ها،خبرها و خلاصه هر چیزی... فومو یعنی ترس از عقب افتادن از بقیه... استفاده زیاد ما از شبکه های اجتماعی ،فومو رو تقویت کرده و باعث شده فومو رو بیشتر تجربه کنیم .انگار چیزی خوشایند و مهم در جایی دیگه در جریانه و ما تند تند گوشی مون رو چک می کنیم تا از دستش ندیم... شبکه های اجتماعی باعث شده مدام خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و احساس کنیم عقب افتادیم ،انگار دیگران زندگی بهتری دارن، انگار همه خوشن، همه موفقند و فقط حال ما بده... یادمون باشه مسیر زندگی هر کدوم از ما متفاوته، و بهتره خودمون رو با بقیه مقایسه نکنیم.

#یک حبه نور [ یا مَن یُعْطی مَن لَم یَسئَلهُ.. ] ای خدایی که حالِ دلِ اونایی که حتۍ ازت نخواستن هم خوب می‌کنی....
#یک حبه نور [ یا مَن یُعْطی مَن لَم یَسئَلهُ.. ] ای خدایی که حالِ دلِ اونایی که حتۍ ازت نخواستن هم خوب می‌کنی....

مرز ويرانى و ديوانگى هم نزديك است… واى اگر دير كند دير كند دير كند #عرفان_طهماسبى 🎼 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌💚🩵

🔴 نشونه هایی که میگه حالت بهتر شده : ⭕️ بخاطر چیزای کوچیک بهم نمیریزی : دغدغه هات سطح بالاتر میشن پوستت کلفت تر میشه ‌ ⭕️ دیگه از تغییر نمیترسی : وقتی زندگی فرصت تغییر رو جلو روت میذاره به عقب برنمیگردی ⭕️ روی مشکلاتت چسب زخم نمیزنی : بجای اینکه سعی کنی به مشکلاتت فکر نکنی ، حلشون میکنی ⭕️ دیگه به حرف مردم اهمیت نمیدی : سر و صدای اونها نمی تونه تورو از کاری که عاشقشی منصرف کنه ⭕️ نظرات منفی رو به عنوان ایراد گرفتن نمیبینی : غرور بیجا نداری و با روی باز انتقاد ها رو میپذیری ⭕️ از منطقه امنت خارج می شی : دیگه از چیزهای جدید نمیترسی ، امتحانشون میکنی تا زندگی رو کاملا تجربه کنی !

☆☆☆ ⭕️ چهار ویژگی جامعه سالم جامعه سالم ۴ تا ویژگی دارد و شهود عقلی شما نیز این ۴ تا را قبول می کند: ● ویژگی اول: جامعه به هر فردی، هرآنچه را که "نیاز" دارد، بدهد. توجه داشته باشید می گویم نیاز،  نه خواسته. ● ویژگی دوم: شهروند هرچه را می تواند در اختیار جامعه بگذارد. هرچه از دستش برمی آید برای جامعه مضایقه نکند. این ویژگی خودش دو زیرمجموعه دارد: ◇● ۱ : اولا کاری را برعهده بگیرد که از عهدۀ انجامش برآید یعنی دانایی و توانایی آن کار را داشته باشد. ◇●  ۲: پس از آنکه کاری را که می توانم به خوبی انجامش بدهم را بر عهده گرفتم، آن کار را همانطور که باید انجامش داد، انجام بدهم نه بخاطر منافع فردی ام و یا منافع گروه خود و حزب خودم. یعنی آن کار را باید اصولی انجام بدهم و برطبق اصول خود همان کار، و نباید به گونه ای انجامش بدهم که در راستای منافع فردی خودم قرار بگیرد و از اصول خودش خارج کنم. ● ویژگی سوم: اگر فرد استحقاق هایی داشته باشد، بیش از نیازهایش، جامعه باید این استحقاق ها را هم به فرد بدهد یعنی آن فرد به نیازهایی که داشت رسید و جامعه هم آنها را به او داد، اما این فرد استحقاق هایی دیگر نیز دارد که آنها را هم باید جامعه به آن فرد بدهد. زیرا جامعۀ خوب، جامعه ای است که زمینۀ رشد و شکوفایی فرد را مهیا می کند. اگر به شما فقط نیازهایتان را بدهند، دیگر به شکوفایی نوبت نمی رسد حال اگر همین جامعه به هر فرد نیازهایش را بدهد؛ اما این فرد کارهای خوب و نیکویی هم انجام بدهد که مستحق چیزهای بیشتری شود، جامعۀ خوب، این حق افزون و اضافه بر نیاز را نیز به او می پردازد. ● ویژگی چهارم: هرکسی در این جامعه هرچه را که از راه ویژگی اول و ویژگی سوم به دست آورده است، آنها را تا آخر بتواند در اختیار داشته باشد و کسی نتواند از او غصب کند و یا مصادره نماید. این راهکار می گوید تمام چیزهایی که شماها می گویید که باید در نهادهای مختلف انجام گیرد، فقط همین ۴ تاست. جامعۀ کاملا آرمانی، جامعه ای است که این ۴ تا ویژگی را دارد. شما به شهودتان مراجعه کنید می بینید که آنها را  تایید می کند.این ۴ تا موجب هم سرنوشتی انسانها هستند. ▪️سخنرانی استاد #مصطفی_ملکیان تحت عنوان چرا باید اخلاقی زیست ، جلسه چهارم

‍ ⭕️ تجاوز روانی چیست 🔘 سال های سال در محیط علم و دنیای دانش مشاهده می شد افرادی هستند که تمام علائم تجاوز جنسی را نشان می دهند حتی در خصوص کودکان نیز تمام پانزده علامتی که نشان دهنده تجاوز جنسی در کودکی است را از خود نشان می دادند . ولی  هرچه کودکی آنها را کندوکاو و جست و جو می کردند به هیچ نتیجه ای نمی رسیدند زیرا هیچ علائمی از تجاوز جنسی نبود. بالاخره بعد از مدت ها معلوم شد این ها کسانی بودند که بدن روانی شان مورد تجاوز قرار گرفته است. 🔘 یعنی این بدن روانی بوده که پسر و دختری دوستِ پدر و مادر شده اند. یعنی پدر و مادر با آنها درد دل می کردند و از مسائل و مشکلات شخصی و احساسی و عاطفی خودشان با آنها سخن می گفتند.

بیکلام با صدای آب، پرنده ها و طبیعت چشم ها را ببنید و بشنوید.

🔲▪️ تاب آوری: امروزه تلاش اکثر روانشناسان در راستای افزایش سطح مقاومت و تاب‌آوری انسان‌ها هنگام بروز استرس و مشکل است. تاب‌آوری به معنای تمام شدن مشکل یا استرس مورد‌نظر نیست، بلکه به معنای بالا بردن سطح سازگاری آدم‌ها در شرایط گوناگون است. عواملی همچون عدم برآورده شدن نیاز‌های اولیه، ناکامی، مسائل اجتماعی و... از عمده‌ترین مؤلفه‌های تأثیرگذار بر بهداشت روان است. از طرف دیگر داشتن برخی ویژگی‌های فردی از قبیل اعتماد به نفس، حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی، توانایی حل مسئله، توانایی برقراری رابطه با نزدیکان و صحبت کردن در مورد مشکلات سخت... تاب‌آوری و... جزو ویژگی‌هایی است که اگر افراد از آن‌ها برخوردار باشند، می‌توانند در موقعیت‌های پر‌تنش با موفقیت از آن بیرون آمده و حتی از این شرایط سخت و بغرنج دستاورد‌های مفیدی نیز کسب کنند. تاب‌آوری از جمله ویژگی‌های بسیار مهم است که می‌تواند در بالاترین سطح بهداشت روانی افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. شاید واژه تاب‌آوری خیلی به گوشمان آشنا نباشد، اما مفهوم آن را در زندگی خود و دیگران بار‌ها لمس کرده‌ایم. انسان‌ها از نظر مهارت تاب‌آوری با یکدیگر بسیار متفاوت هستند. دو نفر را در نظر بگیرید که همزمان چشم‌شان به دلیل ضعف بینایی، عمل جراحی شده؛ یعنی هر دو یک درد مشترک را در یک زمان متحمل هستند، اما آستانه تحمل هر یک با دیگری متفاوت است. حال این مسئله در کل زندگی انسان‌ها نقش بسته و ریشه دوانده است. به‌عنوان مثال دو کودکی که والدین‌شان از هم طلاق گرفته‌اند را در نظر بگیرید. یکی با این مشکل به راحتی کنار می‌آید و می‌پذیرد، اما دیگری به دلیل عدم پذیرش و سازگاری با این موضوع دچار اختلالات روانی می‌شود و شاید نتواند در مسائل دیگر هم راه درست را از راه غلط تشخیص دهد. یک فرد تاب‌آور، استدلال و نگرش متفاوتی در مواجهه با شرایط ناگوار زندگی دارد و به جای فاجعه ساختن از مشکل، به اشتباهات خود پی می‌برد تا با استفاده از توانایی‌هایش به حل مشکل خویش بپردازد. این افراد معمولاً هنگام بروز مشکل خود را نمی‌بازند، دنبال مقصر نمی‌گردند، اشتباه خود را به عوامل بیرونی (شانس) و... ربط نمی‌دهند و به هنگام موفقیت نیز مغرور نمی‌شوند، اما در مقابل آنان افرادی هستند که تاب‌آوری پایینی دارند، به هنگام مشکل فاجعه‌انگاری کرده و به قول معروف از کاه، کوه می‌سازند، عامل شکست‌های خود را عوامل بیرونی دانسته و خود را به سرعت می‌بازند. در نهایت هم عامل موفقیت‌هایشان را خود دانسته و به شدت مغرور می‌شوند. از جمله مهم‌ترین روش‌های تاب‌آوری: باور داشتن به توانایی‌های خود و نوعی نگرش مثبت در شرایط سخت است. به قول شاعر بزرگ مان سهراب سپهری، چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

🏷 همه کسانی که استدلال می‌کنند می‌خواهند ما درستی عقایدشان را به‌عنوان یک واقعیت (فکت) قبول کنیم. ➖اولین سؤالی که درباره‌ی ادعاهای راجع به فکت‌ها باید بپرسید این است که "چرا باید آن را قبول کنم؟" ➖سؤال بعدی هم این است که "آیا برای تایید این ادعا شواهدی لازم است؟" ➖اگر شواهدی عرضه شده باشد، سؤال بعدی شما این خواهد بود "این شواهد چقدر محکم‌اند؟" 🏷 برای پاسخ دادن به این سؤال باید بپرسیم منظورمان از شواهد چیست؟ شواهد درواقع اطلاعاتی است که نویسنده یا گوینده آن‌ها را به‌صراحت با دیگران در میان می‌گذارد تا از آن‌ها برای تایید یا توجیه ادعایی راجع به واقعیت‌ استفاده کند. ▫️انواع اصلی شواهد: ●۱. شهود ●۲. تجربه شخصی ●۳. گواهی اشخاص ●۴. استناد به نظر مراجع ●۵. مشاهدات شخصی ●۶. نمونه‌های موردی ●۷. تحقیقات علمی ●۸. تمثیل‌ها 🏷 هریک از انواع شواهد بالا، وقتی در جای مناسب به‌کار گرفته شود، می‌تواند محکم باشد و به تایید ادعای نویسنده یا گوینده کمک کند. البته این را همیشه در ذهن داشته باشید که شواهد، هیچ‌وقت چنان نیستند که با قاطعیت تمام، تکلیف مسئله را یک‌سره کنند. کار شما این است که دنبال شواهد بهتر بگردید. راهنمای تفکر نقادانه؛ پرسیدن سؤال‌های به‌جا، نیل براون و استیوارت کیلی، ترجه کورش کامیاب #

۴ درس رابرت الکس جانسون برای رهایی از اضطراب‌ها و تنش‌‌های زندگی رابرت الکس جانسون چگونه تبدیل به یک درمان‌گر یونگی شد؟ رابرت شانزده سال داشت که دوباره همان جهان طلایی را با وضوح بیشتری دید و شیفته‌تر شد. ‌ می‌‌پرسید رابطه‌اش با پدر و مادرش چطور بود؟ خب، راستش واقعا تعریفی نداشت. پدرش آدم مستبد و ضعیفی بود و مادرش عواطف و احساساتش را پنهان و سرکوب می‌کرد. و ترکیب این دو نفر، مسلما چیز دندان‌گیری از آب درنمی‌آید. واقعیت این بود که هیچ‌کدام محبت واقعی به رابرت ابراز نمی‌کردند. آن‌ها خیلی زود از هم جدا شدند. اما گاهی یک مادربزرگ هم می‌تواند از پس مادری یک بچه بربیاید و کمی به او در رهایی از اضطراب‌ها و تنش‌ها کمک کند، این‌طور نیست؟ ‌ مادربزرگ رابرت، برخلاف مادرش، مهربان و حمایت‌کننده بود و او را با باغبانی و موسیقی آشنا کرد. و چه چیزی از این بهتر؟ بعدها موسیقی، یکی از ارکان مهم زندگی معنوی رابرت شد. جالب این‌جاست که رابطه رابرت با ناپدری‌اش هم خوب نبود و درست بعد از مرگ مادرش، یخ‌های بین او و ناپدری‌اش فروریخت و توانستند دوستان خوبی برای هم بشوند. مادرش دقیقا و با تمام قدرت، بین پسر و شوهرش ایستاده بود! ‌ سال‌ها بعد، رابرت شغل‌های مختلفی را تجربه کرد. او مدتی به‌عنوان داوطلب صلیب سرخ در جنگ جهانی دوم مشغول به خدمت شد و سپس مسؤولیت یک برج دیده‌بانی در جنگل را پذیرفت که اولین تجربه تنهایی کامل و خلوت درونی وی بود. خود او آن دوره را شادترین دوره زندگی‌اش می‌نامد. او پس از ملاقات با کریشنامورتی در هندوستان به تفاوت عمیق روان ناخودآگاه غربی‌ها با شرقی‌ها پی برد. رابرت الکس جانسون پس از ترک کریشنامورتی با روانکاوان یونگی زیادی ملاقات کرد و آخر سر، خودش هم در مسیر روانشناسی یونگ قدم نهاد. ‌ از آن روزها زمان زیادی می‌گذرد. در تمام این سال‌ها کتاب‌های دکتر جانسون به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شدند و برخی حتی تیراژ ۲ میلیون نسخه را هم رد کردند. اما رابرت الکس جانسون برای حال و هوای این روزهای ما و باز شدن گره مشکلاتمان چه حرف تازه‌ای دارد؟ پاسخ این سوال را در ادامه که ۴ درس رابرت الکس جانسون برای رهایی از اضطراب‌ها و تنش‌های زندگی را بخوانید، خودتان متوجه خواهید شد. اولین درس رهایی بخش رابرت الکس جانسون: درک خِرد تنهایی رابرت به گفته خودش، با اسطوره درمان‌گر زخمی و زاهد خلوت‌نشین، همذات‌پنداری داشته و این دو کهن‌الگو را زندگی کرده است. حالا مقصود از این دو اصطلاح چیست؟ درمان‌گر زخمی یعنی فردی که اول خودش حسابی زخم و زیلی شده و شلاق‌هایش را در زندگی خورده و بعد راه شفا را پیدا کرده و حالا این توانایی و صلاحیت را دارد که دردهای من و شما را هم با وضوح بهتری ببیند و به درمانشان کمک کند. زاهد خلوت‌نشین هم به معنی خردمند درون‌گرایی است که از تنهایی و عزلت خودش خرسند است. او در سکوت، مسیر خرد شخصی خودش را طی می‌کند و هر وقت لازم شد از غار تنهایی‌اش بیرون می‌زند و به دیگران کمک می‌رساند. ‌ رابرت خودش را فردی می‌داند که همواره بین یک پسربچه بازیگوش و یک پیر فرزانه در نوسان است و همین باعث شده که تعادل پیدا کند و نه از این طرف بام بیافتد و نه از آن طرف! او در کتاب «راهبری زندگی با شهود درونی» نوشته که بعد از تجربه تلخ تصادف در یازده سالگی، اصلا دیگر نتوانسته همان آدم قبلی شود و شروع کرده به دیدن دنیا از دریچه‌ای تازه. از دیدگاه رابرت الکس جانسون، انسان خردمند کسی است که بتواند تنهایی را تاب بیاورد و زبان کهن‌الگویی را هم در همین حال و هوا، پیدا کند. زبان کهن‌الگویی یعنی زبانی که از هزاران سال قبل در وجود من و شما ریشه دوانده و مثلا باعث می‌شود که اگر یک روز ناگهان دلمان خواست زیر باران بدویم و بی‌خیال قضاوت دیگران از باران لذت ببریم، بفهمیم که کهن‌الگوی لذت آنی (یا خدای سرخوشی که در اصطلاح دیونوسیوس نام دارد) الان فعال شده و باید با او همراه شویم تا بعدها برایمان تبدیل به عقده و خشم نشود.‌ البته زبان‌های کهن‌الگویی، بسیار وسیع‌تر و متنوع‌تر از این مثال‌های ساده هستند. ‌ رابرت می‌گوید مردم باید توجه داشته باشند که در تنهایی احتمال زیادی هست که از شدت رویارویی با عظمتی که در درونشان ممکن است ببینند، ناگهان دچار به‌هم‌ریختگی روانی شده و مثلا میل به خودکشی و اعتیاد و خودزنی پیدا کنند. حالا چطور باید مراقب باشیم که به این دردسرها نیافتیم؟ با کمک یک مشاور دلسوز، آگاه و کاربلد! صادقانه بگویم او احتمالا تنها کسی است که می‌تواند شما را به سلامت از این مسیر پرفراز و نشیب عبور دهد. ‌ خب! این اولین درس رابرت الکس جانسون برای رهایی از اضطراب درونی بود. خود او برای درک عظمت تنهایی‌اش، از حضور ۶ روان تحلیلگر مثل دکتر یاکوبی، خانم یونگ و پروفسور کارل گوستاو یونگ بهره برده است. https://t.me/ehsasekhooob