ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Открыть в Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Больше
428
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-130 дней
Архив постов
✨با توجه به موقعیت فعلی ایران و پیامهایی که از دوستان خوانده می‌شود که دال بر شرم و احساس گناه می‌باشد، میتوان در یک چارچوب نظری روشن از "شرم اخلاقی" که هم در روان‌شناسی هیجان، هم در فلسفه اخلاق، و هم در روان‌کاوی بررسی شده،  را در بستر "تحولات انقلاب ملی و سوگ جمعی"  توضیح دهیم. با علم براینکه شرم اخلاقی گاهی فراتر ازاحساس گناه‌ می‌رود. شرم اخلاقی یا Moral Shame یک هیجان خودآگاه است که فقط به "خطای رفتاری" محدود نمی‌شود، بلکه به ارزیابی منفی از خود اخلاقی مربوط است. در گناه همان‌Guilt تمرکز بر "کار نادرست" است؛ اما در شرم، تمرکز بر "خود نادرست" است. گناه می‌گوید؛ "کار بدی کردم" شرم می‌گوید "من آدم بد یا نابسنده‌ای هستم". و در #شرم_اخلاقی، نه فقط رفتار، بلکه هویت اخلاقی و تصویر فرد از خویشتن دچار ترک می‌شود. ✔️ریشه‌های نظری از Helen B. Lewis — تمایز ساختاری گناه و شرم لوئیس شرم را هیجانی می‌داند که با فروپاشی انسجام خود همراه است. در گناه، فرد هنوز یک "خود قابل ترمیم" دارد؛ در شرم، کل خود زیر سوال می‌رود و در نتیجه گرایش به پنهان‌سازی، عقب‌نشینی، یا دفاع‌های شدید، شکل می‌گیرد. در سطح اجتماعی: در شرایط انقلاب یا بحران سیاسی، افراد ممکن است نه فقط از "سکوت یا بی‌عملی"، بلکه از "تصویر خود به عنوان یک شهروند" احساس فروپاشی کنند. 🔹 در نگاه June Tangney — هیجان‌های خودآگاه Self-Conscious Emotions تنگنی نشان می‌دهد شرم و گناه هر دو هیجان‌های خودآگاه‌اند، اما پیامدهای متفاوت دارند: گناه سبب اصلاح رفتار و یا حتی جبران می‌شود ولی شرم باعث اجتناب، کناره‌گیری، دفاع یا حمله متقابل می‌گردد. او در پژوهش‌ های تجربی نشان می‌دهد شرم بالا با 👈افسردگی 👈پرخاشگری دفاعی 👈اجتناب اجتماعی همبستگی دارد. کاربرد در موقعیت انقلابی: وقتی افراد احساس کنند "به اندازه کافی شجاع، اخلاقی و درست" نبوده‌اند، شرم می‌تواند  به کناره‌گیری از مشارکت، خاموشی هیجانی یا حمله کلامی افراطی به دیگران منجر شود (گونه‌ای دفاع در برابر شرم). از دید Martha Nussbaum — شرم، کرامت و اخلاق نوسبام از منظر فلسفه اخلاق، شرم را هیجانی می‌داند که به آسیب‌پذیری انسانی و کرامت گره خورده. او هشدار می‌دهد که شرم می‌تواند: هم اخلاق‌ساز باشد؛ مثلا حساسیت به کرامت بوجود اورد و هم ابزار سرکوب شود؛ که همان شرم‌گذاری اجتماعی و سیاسی می‌باشد. در بستر تحولات انقلاب ملی ایران گفتمان‌های انقلابی گاهی از "شرم اخلاقی" برای بسیج استفاده می‌کنند: مثلا "اگر سکوت کنی، شریک ظلمی" این می‌تواند انگیزش اخلاقی ایجاد کند یا به شرم سمی و فرسودگی اخلاقی بینجامد. از دید Donald Winnicott — خود واقعی و فروپاشی خود وینیکات مستقیم درباره شرم اخلاقی نظریه نداد، اما در مفهوم True Self / False Self می‌توان ریشه شرم را دید: وقتی فرد ناچار می‌شود خود واقعی را پنهان کند در نتیجه "خود کاذب: شکل می‌گیرد که سبب تجربه مزمن شرم و تهی‌بودن می‌شود. در فضای سرکوب یا قطبی‌شدگی اجتماعی ناتوانی در بیان موضع واقعی زندگی در دوگانگی هویتی شرم وجودی تولید می‌کند. شرم اخلاقی در سطح جمعی و انقلابی‌ مشخص می‌کند که در بحران‌های اجتماعی و انقلاب‌ها، پدیده‌ای رخ می‌دهد که می‌توان آن را شرم اخلاقی جمعی نامید: افراد ممکن است به شرم از بی‌عملی، شرم از همدستی ناخواسته، شرم از ناتوانی در جلوگیری از رنج دیگران یا شرم از فاصله داشتن از رنج میدان دچار شوند. اینجا مفهوم نزدیک به آن در روان‌شناسی تروما مطرح می‌شود: پدیده Moral Injury — آسیب اخلاقی وقتی فرد نتوانسته مطابق ارزش‌های بنیادی‌اش عمل کند یا شاهد نقض شدید ارزش‌ها بوده سبب می‌شود که آسیب اخلاقی شکل گیرد. و طبیعتا پیامدهای آن می‌تواند خودسرزنشی مزمن، افسردگی پنهان تا کناره‌گیری بی‌حسی همدلانه (Empathic Shutdown) باشند. تمایز مهم شرم اخلاقی سازنده در قبال شرم سمی شرم اخلاقی با ویژگی سازنده می‌تواند پیامدهایی مانند متصل به ارزش بودن به اضافه امکان جبران و مسئولیت‌پذیری و همچنین کنش اخلاقی ایجاد کند. اما شرم سمی با ویژگی‌های حمله به کل خود پیامدهایی مانند فلج روانی، پرخاش دفاعی و یا قطع همدلی بدنبال خواهد داشت. با یک جمع‌بندی تحلیلی میتوان گفت که در بستر تحولات انقلابی و ملی، شرم اخلاقی می‌تواند نیروی بیدارکننده وجدان باشد یا تبدیل به نیروی فرساینده روان جمعی شود. تفاوت عمده در این است که آیا شرم  به مسئولیت و کنش معنادار وصل می‌شود یا به خود-تخریبی و خاموشی هیجانی. باید بدانیم که شرم اخلاقی نشانه‌ی فقدان اخلاق نیست؛ بلکه نشانه‌ی حساسیت اخلاقی بالاست در شرایطی که ظرفیت عمل و توان روانی محدود شده. کار ما روانشناسان  تبدیل این شرم فلج کننده به مسئولیت پذیری قابل تحمل در سطحی گسترده می‌باشد. تهیه شده در +Think دکتر موریس ستودگان #انقلاب_ملی_ایران  بهمن ۱۴۰۴

photo content

photo content

photo content

photo content

آشنایی با بحران زدگی در کودکان

نیچه می‌گوید: «عشق بد تو به خودت، تو را در انزوا و تنهایی زندانی می‌کند.» اما چرا؟ روانکاوی می‌گوید ما از کودکی تصویری از خودمان در ذهن داریم که با آن زندگی می‌کنیم. اگر این تصویر را بیش از حد دوست داشته باشیم، طوری که فقط درگیر خودمان شویم، از ارتباط واقعی با دیگران بازمی‌مانیم. این نوع عشق به خود، مثل زندانی است که خودمان برای خودمان ساخته‌ایم؛ جایی که به‌جای پذیرش نقص‌ها و کاستی‌هایمان، مدام سعی می‌کنیم کامل و بی‌نقص به نظر برسیم. اما عشق خوب به خود، یعنی قبول کنیم که ما کامل نیستیم. این پذیرش، ما را آزاد می‌کند تا با دیگران رابطه‌ای واقعی و صمیمی بسازیم. خودت را دوست داشته باش، اما نه طوری که دیگران را فراموش کنی!

📌تمام احساسات شما معتبرند، اما تمام رفتارها نه! احساس خشم داشتن کاملاً طبیعی و قابل‌قبوله. اما ناسزا گفتن، فریاد زدن یا رفتارهای پرخاشگرانه؟ نه! احساس کلافگی و نیاز به فضای شخصی کاملاً حق شماست. اما قهر کردن یا بی‌محلی کردن؟ نه! اگه توی یه رابطه دوستی احساس ناراحتی یا اذیت شدن دارید، کاملاً منطقیه. اما نادیده گرفتن اون موضوع و اجازه دادن به شکل‌گیری خشم؟ نه! 🧡مخالفت با یه نظر یا دیدگاه کاملاً پذیرفته‌شده است. اما حمله کردن به شخصیت یه نفر به‌خاطر اون نظر؟ نه! «احساساتتون رو بپذیرید، اما توی انتخاب رفتارهاتون آگاه باشید.»

Repost from N/a
🍁🍂🍁 ♦️در این روزها «باید» با استرس چه کار کرد؟ ♦️ نمی‌تونیم استرس رو حل کنیم؛ باید ظرفیتش رو کم کنیم. 📌استرس این روزها پیامِ مغزه، نه نقصِ شخصیت. وقتی تهدید واقعی و جمعیه، آرام‌کردن کامل ممکن نیست. 📍قانون ۹۰ ثانیه‌ای تخلیه تنش 🛑روزی ۲ تا ۳ بار: • بدون فکر • بدون تحلیل • بدون قشنگ‌سازی 💢یکی از این کارها رو دقیقاً ۹۰ ثانیه انجام بده: • فشار دادن توپ یا حوله • راه رفتن تند توی خونه • گریه اگه اومد • نوشتن بی‌وقفه و پاره‌کردن کاغذ 💢 بعدش «حال بهتر» انتظار نداشته باش. فقط تنش کمتر کافیه. • هدف آرامش نیست • هدف امید نیست • هدف کاهش بار فیزیولوژیکه 🌱 تخلیه کوتاه‌مدت تنش، کورتیزول رو بدون درگیرکردن ذهن پایین میاره @azam_jafari2

Repost from N/a
🍁🍂🍁 وقتی در این شرایط به وجود امده  حالت بده و فکر می‌کنی «ضعیفی»  و کاری از دستت برنمیاد و کنترل روی رفتارت نداری : اول اینو بدون: حال بد = ضعف نیست واکنش به فشارِ غیرطبیعیه کارهایی که لازمه انجام بدی: خودتو بابت حال بدت سرزنش نکن از خودت انتظار نرمال بودن نداشته باش به خودت بگو: «حق دارم اینجوری باشم» بدون الان زنده موندن خودش کافیه وقتی حالت بده چون جامعه تو شوکه و سوگه واقعیت روانشناسی: دیدن خشونت، مرگ و بی‌عدالتی → تروما ایجاد می‌کنه حتی اگه مستقیم درگیر نبودی، مغزت در خطر بوده کارهایی که لازمه: حال بدتو «ضعف شخصی» تفسیر نکن به خودت اجازه‌ی اندوه بده بدون بی‌حسی، خشم، گیجی = واکنش طبیعی به تروما از خودت انتظار عملکرد عادی نداشته باش ‌@azam_jafari2

🔴 معرفی پکیج کلاسهای زوج درمانی 💙 اصول کلی مشاوره پیش از ازدواج 3 جلسه شامل ✅ مصاحبه / ✅تست ها و تفسیر انها / ✅ارزیابی تناسب زوجین برای ازدواج /✅ تصمیم گیری در ازدواج ◀️ 💚 زوج درمانی براساس اصول اسکیما تراپی ( طرحواره درمانی ) 5 جلسه ◀️ 💜 زوج درمانی هیجان مدار 3جلسه ◀️ ❤️ اموزش سکس تراپی 2 جلسه شامل ❇️ اموزش اناتومی بدن زن و مرد/ ❇️ انواع پرده هایمن (بکارت) ❇️پوزیشن های مختلف سکس و کاربرد ان ❇️کاربرد اختصاصی هرپوزیشن برای افراد با اناتومی های خاص بدنی ( آلت کوتاه / شکم بزرگ / خانم باردار و....} ◀️💔 درمان اختلالات جنسی 5 جلسه ❎بی میلی جنسی ❎ واژینیسم ❎ درمان زود انزالی در مردان ❎درمان دیرانزالی در مردان ❎..و... برای رزرو با شماره ثابت🔺 22420115 و شماره همراه 🔹 09124887278 تماس حاصل بفرمائید

💢طرحواره درمانی یا همان schema therapy  چیست و چگونه انجام میشود؟ ✍🏻طرحواره ها لنزها یا عینک هایی هستند که در اثر تجارب عاطفی منفی ناشی از ناکام شدن نیازهای روانی بنیادین در انسان نهادینه می شود. وقتی عینک آبی به چشم بزنی دنیا را آبی خواهی دید ولی آیا دنیا آبی است؟ طرحواره ها باعث می شوند که شما حقیقت را آنگونه که هستند نبینید بلکه خود و دیگران را همانطور که از پشت عینک می بینید ببینید! براساس مدل طرحواره آموزشی، انسان سالم کسی است که نیازهای روانشناختی پنج گانه او به جا و به موقع پاسخ داده شده باشد. این نیازهای روانشناختی انسان عبارتند از: 1⃣ دلبستگی های ایمن به دیگران (شامل امنیت، ثبات) 2⃣ استقلال، کارآمدی و حس هویت 3⃣بیان آزادانه نیازها و هیجانهای پذیرفتنی 4⃣خودانگیختگی و تفریح 5⃣محدودیت های واقع گرایانه و خود بازداری (خود کنترلی) ➖از دیدگاه طرحواره درمانی افراط و تفریط در شکل گیری این نیازهای روانشناختی باعث شکل گیری طرحواره می شود.

مدیتیشن تنفس و تنظیم سیستم عصبی میتونید این مدیتیشن رو در طی روز و شب تکرار کنید. تکرار این مدیتیشن باعث میشه بدنتون سیگنال امنیت بگیره. ❌این مدیتیشن یکی از مدیتیشن های مهم شماست و لطفاً در انجام دادنش کوتاهی نکنید. ❌ با عشق و احترام ژولیت شما

پناهگاه روانی در شرایط جنگی: همانطور که در شرایط بحرانی همچون بمباران و زلزله نیاز به پناهگاه فیزیکی داریم، به پناهگاه روانی هم احتیاج داریم. پناهگاه روانی فضایی تجسمی و استعاره‌ای است که با ساخت و تصور آن چرخه‌ی جسمی-ذهنی اضطراب قطع می‌شود یا تخفیف پیدا می‌کند. #بحران #جنگ #خودمراقبتی #پناهگاه @drsargolzaei

🇮🇷 گرفتاری جمعی در سوگ پیچیده Complicated / Prolonged Grief در سوگی که امروز تجربه می‌شود، مسئله صرفا از دست دادن عزیزی یا فقدان دوستان و افراد نیست؛ بلکه اختلالی عمیق در احساس امنیت، عدالت و انسجام معنایی زندگی است. چنین فقدان‌هایی—به‌ویژه زمانی که ناگهانی، خشونت‌بار و ناعادلانه‌اند— زمینه‌ساز شکل‌گیری سوگ پیچیده می‌شوند. در سوگ پیچیده، روان نه‌تنها با غیاب عزیزان، بلکه با ناتوانی در معناپردازی، احساس خشم پایدار، درماندگی، و توقف فرآیند طبیعی سازگاری مواجه است. ذهن انسان به‌سختی می‌تواند بپذیرد که زندگی برای برخی ادامه دارد، در حالی که برای برخی دیگر، به شکلی غیرقابل تصور، خشونت‌آمیز و بی‌معنا قطع می‌شود. از منظر بالینی، این واکنش‌ها نشانه آسیب‌شناسی فردی نیستند؛ بلکه پاسخی قابل انتظار به فقدان‌های جمعی، بی‌عدالتی ساختاری و تداوم تهدید هستند. در چنین شرایطی، سوگ از سطح فردی عبور کرده و به تجربه‌ای جمعی و بین‌نسلی تبدیل می‌شود. من بارها از خودم پرسیده ام که در مواجهه با سوگ پیچیده و جمعی، روان‌درمانی تا چه اندازه می‌تواند بدون پرداختن به بسترهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی رنج، مداخله‌ای مؤثر و صادقانه داشته باشد؟ و انزمان مرز میان "درمان" و "عادی‌سازی رنج" کجاست؟ این یک چالش نه جدید اما واقعیست. دکتر موریس ستودگان ژانویه ۲۰۲۶ #هلوکاست_ایران

✨ ذهنیت کمبود از نگاه مغز و نوروساینس: چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی فشار جنگ، انقلاب، اقتصاد نامعلوم، ناامنی اجتماعی یا تهدید روانی مزمن می‌شود، مغز وارد حالت "هشدار طولانی‌مدت" می‌شود. در این وضعیت، توازن بین سه سامانه‌ی اصلی مغز به‌هم می‌ریزد: ✔️ آمیگدالا Amygdala --> با بزرگ‌نمایی تهدید آمیگدالا مرکز تشخیص خطر است. در شرایط ناامن، بیش‌فعال می‌شود و محرک‌های خنثی را هم حتی تهدیدآمیز تفسیر می‌کند. در نتیجه: 👈زودرنجی 👈خشم ناگهانی 👈اضطراب زمینه‌ای برای واکنش‌هایی مثل "حمله یا فرار" می‌شود. 🌇 مثال: کسی که قبلاً با یک خبر انقلاب یا جنگ فقط نگران می‌شد، حالا با دیدن یک تیتر یا پیام، دچار تپش قلب و عصبانیت می‌شود. این "حساس شدن بیش‌ازحد" اخلاقی نیست؛ عصبی–زیستی است. ✔️ قشر پیش‌پیشانی Prefrontal Cortex --> خاموشی تدریجی این بخش مسئول: تصمیم‌گیری منطقی، کنترل تکانه، آینده‌نگری معنا و ارزش‌هاست. در استرس مزمن: جریان خون و کارکردش کاهش می‌یابد. مغز می‌گوید: "فعلاً فلسفه و آینده تعطیل؛ زنده بمان: 🌇 پیامدها: 👈تصمیم‌های کوتاه‌ مدت 👈کاهش تمرکز 👈ناتوانی در برنامه‌ریزی 👈احساس "ذهنم کار نمی‌کند" 🌇 مثال: دانش‌آموز یا دانشجویی که قبلاً تحلیل می‌کرد، حالا فقط می‌خواهد «امتحان بگذرد». این افت توان ذهنی نیست؛ جابجایی اولویت عصبی است. ✔️ محور استرس HPA Axis و کورتیزول --> فرسودگی در فشار مزمن کورتیزول برای مدت طولانی بالا می‌ماند و بدن وارد حالت فرسایش می‌شود. 🏛 نتیجه: 👈خستگی عمیق حتی بعد از خواب 👈بی‌حوصلگی 👈کرختی هیجانی یا انفجار احساسی 👈تضعیف سیستم ایمنی 🏛 مثال: کسی که می‌گوید: "دیگه حتی انرژی ناراحت شدن هم ندارم." این نشانه‌ی بی‌تفاوتی اخلاقی نیست؛ خستگی عصبی است. 🏛 از دید نوروساینتیفیک ذهنیت کمبود یعنی: مغز منابع محدودش را از "رشد و معنا" برمی‌دارد و همه را خرج "زنده ماندن" می‌کند. پس: کاهش همدلی = کمبود ظرفیت عصبی عصبانیت = فعال بودن سیستم تهدید ناامیدی = خاموشی مدار آینده همه این هنوز ضعف شخصیت نیست. 🌱 چرا دانستن این از نظر نوروساینتیفیک مهم است؟ چون احساس شرم را کم می‌کند و خودسرزنشی را متوقف می‌کند و به ما یاد می‌دهد قبل از نصیحت، ظرفیت عصبی را ترمیم کنیم. و باید بدانیم که تا وقتی مغز در وضعیت بقاست، دعوت به آرامش، اخلاق، صبر و منطق مثل صحبت از هنر در اتاق در حال آتش‌سوزی است. 🤴قسمت دوم دکتر موریس ستودگان +Think 👑

✨ذهنیت کمبود وقتی احساس ناامنی، بحران انقلابی، جنگ و فشارهای اقتصادی–اجتماعی طولانی‌مدت می‌شوند، ذهن ما "ضعیف" نمی‌شود؛ کم‌ظر
✨ذهنیت کمبود وقتی احساس ناامنی، بحران انقلابی، جنگ و فشارهای اقتصادی–اجتماعی طولانی‌مدت می‌شوند، ذهن ما "ضعیف" نمی‌شود؛ کم‌ظرفیت یا کم توان یا حتی به گونه‌ای تنگ می‌شود‌. در روان‌شناسی شناختی به این حالت "ذهنیت کمبود" یا Scarcity Mindset می‌گویند؛ وضعیتی که در آن مغز، به‌طور ناخواسته، منابع شناختی خود را از معنا، رشد، برنامه‌ریزی و آینده‌نگری پس می‌کشد و تقریباً تمام انرژی، توان و توجهش را صرف "بقا در لحظه" می‌کند. در این حالت عمدتا آستانه‌ی تحمل پایین می‌آید، عصبانیت زودتر فعال می‌شود، تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت و تکانه‌ای افزایش می‌یابد، و خستگی روانی عمیق و مداوم شکل می‌گیرد. این‌ها نشانه‌ی ضعف شخصیت، کم‌صبری یا ناپختگی ما نیستند؛ واکنش‌های طبیعی مغز انسان به فشار مزمن، ناامنی،  عدم اطمینان و تهدید مداوم‌اند. مثلاً: فردی که هر روز قیمت دلار و طلا را چک می‌کند، صرفاً دنبال «خبر» نیست؛ مغز او در حال اسکن مداوم خطر است، مثل کسی که در منطقه‌ی جنگی گوش‌به‌زنگ صداهاست. یا والدینی که زودتر از قبل عصبانی می‌شوند، الزاماً والدین بدتری نشده‌اند؛ ظرفیت تنظیم هیجان‌شان زیر بار نگرانی‌های اقتصادی تحلیل رفته است. یا دانش‌آموزی که تمرکز ندارد، لزوماً تنبل نیست؛ ذهنی که درگیر بقاست، برای یادگیری عمیق توان و  فضای کافی ندارد. به همین دلیل است که در شرایط بی‌ثبات طولانی مانند انقلاب و جنگ و سوگ: اخلاق، خلاقیت، همدلی و آینده‌نگری آسیب می‌بینند — نه به‌خاطر سقوط ارزش‌های انسانی، بلکه به‌خاطر محدود شدن منابع ذهنی. فهمیدن مفهوم ذهنیت کمبود کمک می‌کند که کمتر خودمان را سرزنش کنیم، و رفتارهای این روزها را شخصی‌سازی نکنیم، و درد جمعی را نه به‌عنوان "ضعف فردی"، بلکه به‌عنوان پاسخ انسانی به فشار غیرانسانی ببینیم. گاهی مسئله این نیست که ما کوچک شده‌ایم؛ بلکه ذهن‌مان مدت‌هاست در فضایی زندگی می‌کند که برای نفس کشیدن جا ندارد. امروز بسیاری از ما در ایران به این نقطه رسیده‌ایم. 🤴قسمت اول دکتر موریس ستودگان  +Think 👑

به بهانه سوگ و داغدیدگی این روزها و آشنا شدن کودکان با این موضوع کتاب داستانی با محتوای داغدیدگی را روخوانی کردم صدا: محمد ترکمان - روانشناس @sepidarclinic