غزلانه
Открыть в Telegram
من از قبیلهی شعرم تو از تبار سخن من عاشقانهی باران تو عاشقانهی من... #غزلانه فرصتی برای جانِ عاشقی و استراحت روح در زمانه ی بی روح❤ کانال دوم: @Ghazalaane_official ادمین🍎: @Ghazalaane_admin اینستاگرام: instagram.com/Ghazalaane_official
Больше4 917
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
-530 дней
Архив постов
4 917
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
به امیدی که سازم مهربان،نامهربانی را
#هاتف_اصفهانی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
@Ghazalaane
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس، خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیر و خنجر او، ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
... هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین از آسمان از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خواب هایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا...
می توان در باره ی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا ...
#قهار_عاصی
#غزلانه
💬
4 917
@Ghazalaane
من و تو ره به ثوابی نمیبریم از هم
چرا مضایقه داری گناه را حتی ؟
#محمدعلی_بهمنی
#غزلانه
💬
4 917
زدی،بستی،شکستی،سوختی،انداختی،
رفتی
جوابت چیست فردای قیامت دادخواهان را ؟
#عارف_شیرازی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
در انتظار وصال تو ساعتی صد بار....
به مصحف دل سی پاره استخاره کنم
#حزین_لاهیجی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
@Ghazalaane
شبیه شاه مغروری که عشقش را رها کرده
نماز صبح میبینم که ارتش کودتا کرده
سپاه از دیدن اخمم شبیه بید میلرزید ولی اکنون سلیمانم که تکیه بر عصا کرده
مرا سرباز قصرم تیرباران کرد و فهمیدم،
که هرکس تکیه بر غیر خودش کرده، خطاکرده
چقدر این روزها مانند ایران گشته اوضاعم،
ز شرق و غرب هرکس تکه ای از من جدا کرده
من از تو عشق میخواهم، ولی نفرت نصیبم شد
یقینا یک نفر ظرف دعا را جا به جا کرده
#علی_صاحبکار
#غزلانه
💬
4 917
دشنام و بوسه، هرچه عوض میدهی بده
حاشا که با تو بر سرِ دل گفتوگو کنم ...
#کلیم_کاشانی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
پاییزِ کوچکِ من
گنجایشِ هزار بهار
گنجایشِ هزار شکفتن دارد . . .
#حسین_منزوی
#غزلانه
@Ghazalaane 😍🍎
4 917
@Ghazalaane
دنبال من میگردی و حاصل ندارد
موجی كه عاشق میشود ساحل ندارد…
#مهدی_فرجی
#غزلانه
@Ghazalaane ✍️
4 917
شاهد مست بی خبر خفته، چه دارد آگهی
تا همه شب چه می رود بر دل دردناک ما
#امیرخسرو_دهلوی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
@Ghazalaane
زندگی قطرهای از آب زلالیست ڪه ما
همهی عمر فقط تشنه نگاهش کردیم
#ناظم_حکمت
#غزلانه
👍
4 917
@Ghazalaane
دیده را هر شب خیالت میشود مهمان، ولی
دیده را اسباب مهمان در میان جز آب نیست
#سلمان_ساوجی
#غزلانه
💬
4 917
@Ghazalaane
سودای دلنشینِ نخستین و آخرین!
عمرم گذشتهاست و توأم در سری هنوز....
#حسین_منزوی
#غزلانه
💬
4 917
مونسم جز آه و یا رب نیست شبها تا به روز
آه و یا رب! مونس شبهای تار من کجاست؟
#هلالی_جغتایی
#غزلانه
@Ghazalaane ✨
4 917
@Ghazalaane
از میان جان نگیرد عشق او هرگز کنار
کز میان جان هوای روی جانان میکنم
#عطار
#غزلانه
💬
