"ارزشمند"
Открыть в Telegram
در این کانال مطالبی (اعم از فیلم، عکس و متن) که ارزش چند بار مرور کردن داشته باشد، ارائه می شود. لینک کانال: 👉 @Aarzeshmand راه تماس: @Shahede_h_z
Больше1 602
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-730 дней
Архив постов
1 602
او پرسید:
کدامین بهتر است؟
مقصد یا سفر؟
پاسخ شنید که::
#همسفر ...
✍️ 📚 🌹درود
عاقبت شما بخیر و شادی
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
🌸 یادآوری قطعهی زیبا و خاطره انگیز:
"اواخر شب"(late evening)
از آهنگساز بزرگ فرانسوی
"ژوئل فاژرمن"(Joël Fajerman)
آهنگساز و تنظیم کنندهی نام آشنای فرانسوی که متولد ۱۹۴۸ (سن ۷۷ سال)در شهر پاریس از کشور فرانسه میباشد و ما ایرانیان او را با تیتراژ خاطره انگیز برنامهی دیدنیها با اجرای زنده یاد استاد "جلال مقامی" می شناسیم
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
🌱 ارزشمند؛ معرفی یک استعداد جوان
🎼 مایا دلاور؛ دختری در جهان شعر و موسیقی
مایا دلاور، دختر شاعر ایرانی، از کودکی با شعر و موسیقی ایرانی مأنوس بوده است. او از علاقهاش به ادبیات فارسی، بهویژه غزلیات معاصر، و نیز نوازندگی ویولن میگوید؛ مسیری که امیدوار است در آن، روزی با هنر خود تأثیرگذار باشد.
شاید یکی از زیباترین سرمایههای هر جامعه، پرورش نسلی باشد که در کنار بازی و شادی کودکی، فرصت شناخت هنر، ادبیات و فرهنگ سرزمینش را نیز پیدا میکند.
برای مایا آرزوی سلامتی، آرامش و موفقیت در مسیر هنریاش داریم. 🌷
📍 اینستاگرام مایا دلاور: @mayadelavar.official
#ارزشمند
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
این سرود ای ایران جدید توسط این جوون خلاق چقدر قشنگ شهرهای مختلف ایران رو به شیرینی به تصویر میکشه و حلاوت ایرانی بودن رو به ذائقه وطن پرستا میچشونه
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
ایشون که در اینستا معروفه، با کمک هوشمصنوعی به کشورهای مختلف دنیا سفر میکنه و آدابشون رو به بقیه مردم دنیا نشون میده. این قسمتش مربوط به ایرانه. خیلیاش اغراق آمیزه ولی یه جاهاییش بامزهست و عادتها و رسوم ایرانیا رو تمیز به تصویر کشیده.
🤔🤔❣🤔❣❣❣❣❣
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
در ۵۳ سالگی، ثروتمندترین مرد روی زمین حکم خود را شنید:
او فقط یک سال دیگر برای زندگی داشت.
آن مرد جان دیویسون راکفلر بود.
در ۲۵ سالگی صاحب یکی از بزرگترین پالایشگاههای نفت در آمریکا شد.
در ۳۱ سالگی قدرتمندترین شرکت جهان را اداره میکرد.
در ۳۸ سالگی، ۹۰٪ از کل نفت آمریکا را در کنترل خود داشت.
هر تصمیمش حسابشده بود.
هر ارتباطی، ابزاری برای نفوذ.
هر دلار، سرمایهگذاری برای چیزی بزرگتر.
در ۵۰ سالگی، راکفلر بر قلهٔ جهان ایستاده بود.
نخستین میلیاردر تاریخ؛ ثروتش معادل ۳۴۰ میلیارد دلار امروز بود.
او بازیِ پول را به کمال آموخته بود—
اما بازیِ زندگی را باخته بود.
⚖️ نقطهٔ شکست
در ۵۳ سالگی بدنش از کار افتاد.
درد هرگز متوقف نمیشد.
موهایش ریخت.
فقط میتوانست سوپ و فرنی بخورد.
خواب از او گریخت.
شادی نیز.
پزشکان بهروشنی گفتند:
«کمتر از یک سال برای زندگی داری.»
یکی از همکارانش بعدها نوشت:
«او نه میخوابید، نه لبخند میزد، و دیگر هیچ چیز برایش معنا نداشت.»
و آنگاه اتفاقی شگفتانگیز رخ داد.
مردی که همه چیز داشت، سرانجام فهمید—
هیچیک از آنها را با خود نخواهد برد.
✨ لحظهٔ بیداری
روزی راکفلر وکلای خود و حسابدارانش را فراخواند و گفت:
«ثروتم را بازسازمان دهید. آن را صرف بیمارستانها، پژوهش، و خیریه کنید.»
در سال ۱۹۱۳، بنیاد راکفلر را بنیان نهاد—
و جهان آغاز به تغییر کرد.
این بنیاد پژوهشهایی را تأمین مالی کرد که به کشف پنیسیلین انجامید
و میلیونها جان را نجات داد.
آموزش، پزشکی، و بهداشت عمومی را در سراسر جهان پیش برد.
و چیز دیگری نیز تغییر کرد—
خودِ راکفلر.
هرچه بیشتر میبخشید، سالمتر میشد.
درد فروکش کرد.
نیرو بازگشت.
سالی که قرار بود بمیرد گذشت.
سالی دیگر… و سالی دیگر.
او ۴۴ سالِ دیگر زیست—تا ۹۷ سالگی.
💡 بزرگترین درس او
در پایان عمر گفت:
«خدا به من آموخت که همه چیز از آنِ اوست، و من تنها مجرایی برای خواست اویم.»
نیمهٔ نخست زندگیاش در گردآوری گذشت.
نیمهٔ دومش در خدمت.
او نه فقط سالهایی بیشتر به دست آورد،
بلکه زندگیای نو—
سرشار از معنا، آرامش، و سپاسگزاری.
🕊 یادآوریای برای همهٔ ما
میتوانی در زندگی برنده شوی…
اما مشغولِ بازیِ اشتباهی باشی.
زیرا موفقیتِ بیهدف، تنها هیچِ گرانقیمتیست.
اما هیچگاه برای تغییر بازی دیر نیست.
راکفلر ۵۳ سال نخست زندگیاش را صرف ساختن یک امپراتوری کرد،
و ۴۴ سال پس از آن را صرف ساختن میراثی—
که هنوز هم جانها را نجات میدهد.
شاید…
اگر پزشکان او را نترسانده بودند،
هیچ چیز تغییر نمیکرد.
پس بترسیم!!!
https://t.me/AARZESHMAND
1 602
چای، قبل از اینکه نوشیدنی باشد، یک اتفاق است. اتفاقی که آرام میافتد، مینشیند، دم میکشد و عجله ندارد. ایران قبل از چای، قهوهخور بود. قهوهخانه داشت، قهوهچی داشت، قصهگو داشت. قهوه تلخ بود، تند بود، زود بالا میآمد و زود هم تمام میشد. امّا چای، ماندگار است؛ مثل درد، مثل حرف نگفته. میگویند چای از چین راه افتاد، از جادهی ابریشم گذشت، در روسیه جا خوش کرد و بعد، یواشیواش، با سماورهای روسی، رسید به ایران. اولش اشراف میخوردند، دربار میخورد، آنهم نه از سر علاقه، از سر مد. بعد که راهش باز شد، افتاد توی دست مردم. مردم هم بلدند هر چیزی را مال خودشان کنند. چای شد نوشیدنیِ صبح، عصر، شب، غم، شادی، خواستگاری، ختم، قهر، آشتی. کاشفالسلطنه را که یادت هست؛ مردی که جانش را گذاشت وسط تا چای را از انحصار واردات دربیاورد. در هند، با لباس کارگر، یاد گرفت چطور چای بکارند. برگشت، شمال را کاشت، رشت و لاهیجان را. و از آنجا به بعد، چای دیگر مهمان نبود؛ اهل خانه شد. در ایران، چای فقط نوشیده نمیشود؛ برگزار میشود. سماور که روشن میشود، یعنی هنوز زندگی جریان دارد. استکان کمر باریک یعنی «بنشین، عجله نکن». قند را دندانگیر کردن یعنی تلخی دنیا را باید کمکم خنثی کرد، نه حلش کرد. آداب دارد. چای اول مال بزرگتر است. چای داغ یعنی احترام. چای کمرنگ یعنی یا حال نداری، یا دل ندادهای. چای پررنگ یعنی حرف هست، درد هست، شب طولانی است. در مراسم، چای همیشه جلوتر از حرف میآید. در ختم، قبل از تسلیت، چای میدهند. در خواستگاری، قبل از جواب، چای میچرخد. حتی وقتی قرار است «نه» بگویی، اول چای مینوشانی. چای، حائلِ خشونتِ کلمات است. و عجیب اینکه هیچوقت تنها خورده نمیشود. حتی اگر تنها باشی، باز یک استکان اضافه کنار دستت هست؛ برای کسی که نیامده، برای خاطرهای که مانده، برای خودت، وقتی هنوز خودت را دوست داشتی. چای در ایران، نوشیدنیِ آدمهای صبور است آدمهایی که میدانند بعضی چیزها نه حل میشوند، نه فراموش؛ فقط باید دم بکشند. و شاید به همین خاطر است که هر وقت حرف از درد میشود، یکی میگوید: «یه چای بریزم؟» چون ما بلد شدیم زندگی را جرعهجرعه تحمل کنیم.
سلام صبحتون صبح آخرین روز هفته تون بخیر
امروز مبارک
https://t.me/AARZESHMAND
