3 384
Подписчики
-224 часа
+17 дней
-2030 дней
Архив постов
3 383
.
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر،
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان،
قراری طولانی به بلندای یک شب،
شب عشقْ بازیِ برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد،
آسمان بغض میکند، میبارد...
خدا هم میداند که عروس فصلها،
چقدر دوست داشتنیست...
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد،
آخرین نگاه بارانیاش را،
به درختان عریان میدوزد...
دستی تکان میدهد،
قدمی برمیدارد سنگین و سرد،
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز،
و تمام میشود پاییز...
ای زيباترين روزهای عاشقی،
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر...
#یلداتون_پیشاپیش_مبارک❤️🦋❄️
@gitmit
3 383
دلبر و دلدار، با یه روسریه گلدار،
به سینی چایی و یه کاسه پرِ انار
داره دلمو میبره یار...
#یلداتون_به_گرمی_آغوش_یار ❤️😍
@gitmit
3 383
.
در انتهای کوچه آذر دختریست به نام یلدا
با موهای بلند و مشکی،
پوستی سفید و گونه های سرخ مثل انار...
دختری که منتظر است کسی بیاید و با عشق، دقایق منجمدش را گرم کند.
آواز با هم بودن را در گوش هایش زمزمه کند
و با دیدار های کوتاه دوست داشتن های ته نشین شده اش را تکان دهد.
کسی که برای حال آشفته اش،حافظ بخواند
و برای نگاه های زمستانی اش، ساز گرما بزند...
سال هاست که همه، دقیقه آخرِ انتظارِ یلدا را جشن می گیرند
اما هیچ کس نمیداند که او، تنها برای دیدن معشوقی انتظار میکشد
که رسیدن به آن،امیدی محال است...
زمستانِ سرد، مقصد یلدایی بود،
که با هزاران آرزو برای دیدار با تنها یارِ پنهانی اش،
“بهار”جاده طولانی پاییز را پیموده بود...
@gitmit
3 383
یلدا،
دختر گیسو طلای زمستان،
دردانه ی مه رویِ سرما،
پیراهن ابریشمی بر تن،
با گونه های اَناری
نجوا کنان و پای کوبان رسیده است،
دلتنگی هایم را به باد داده ام...
خرامان خرامان با یلدا،
عشوه گری خواهم کرد...
@gitmit
3 383
يه روزی اما چشم وا ميكني ميبينی ديگه چيزي خوشحالت نميكنه !
ديگه بود و نبود كسي برات مهم نيست !
ديگه مهم نيست چی ميشه كی مياد كی ميره...
مهم های قبلِ زندگيت ديگه برات مهم نيستن...
يه روز مياد ميفهمي خيلی از آدما آدم نيستن...!
ديگه از كسي توقعي نداری...
ميفهمی هيشكی اونجوري كه حرف ميزنه نيست
ميفهمي فاصِلَت رو با آدما حفظ كنی،
چون همه از دور قشنگن...
يه روز مياد ديگه به هر چيزه مسخره ای نميخندی
حتي ديگه ناراحتم نميشب ، اشك نميريزی
يه روز مياد كه ديگه منتظر چيزی نيستي واسه خوشحال شدن...
اگه اون روز اومد، بدون بزرگ شدی...
@gitmit
3 383
برای سلامت روحم، برای حفظ غرورم، برای شعورم،
مدتهاست که آدمها را بدون اغراق به ذهن و قلبم میسپارم،
و میپذیرم آدمها چیزی که من فکر میکنم نیستند،
بیش از ظرفیتشان محبت نمیکنم و توقع ندارم
و جایی برای افسوس خوردن در آینده باقی نمیگذارم.
پذیرفتهام که عشق افسانه است،
دوست داشتن افسانه است،
وفاداری افسانه است
و دلخوش به هیچ افسانهای نمیشوم.
پذیرفتهام همانقدر آدمها
برایم مهم باشند که برایشان اهمیت دارم
و همانقدر آدمها را دوست داشتهباشم که دوستم دارند.
و حالا آرامم، از همیشه آرامتر...
@gitmit
