3 373
Подписчики
+124 часа
-87 дней
-2230 дней
Архив постов
3 371
.
گاهی ادای رفتن در می آوری
فقط خودت میدانی که
چمدانت خالیست و پایت نای رفتن
و دلت قصد کندن ندارد.
ادای رفتن در می آوری
بلکه دستی از آستین درآید
و دودستی بازویت را بچسبد.
چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت
و بگوید بمان !
و تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...
گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری
بلکه به خودت ثابت کنی
کسی خواهان ماندنت هست هنوز
و وای از وقتی که نباشد کسی ...
با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده
کجا میشود رفت؟ کجا..؟
@gitmit
3 371
شهریور باشد و تو نباشی...
چه فایده؟
وقتی که بهمن دود میکنم
و قلبم از بی مهری ات تیر میکشد...!
@gitmit
