ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی

گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی

Открыть в Telegram

در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال

Больше
603
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+430 дней
Архив постов
. . 👈 صبر شادمانه ✍ محسن رنانی خدایش رحمت کند دکتر رضاقلی را؛ یکبار خودش آمد به اصفهان تا حرفهایش را به من بزند و وقتی دید گوش نکردم دوباره چند سال بعد دعوتم کرد به خانه‌اش در جاجرود و تا ساعت ۳ صبح با من صحبت می‌کرد و همان حرف‌ها را به زبان دیگری تکرار کرد. می‌گفت تو هرچه بلد بودی و هرچه می‌توانستی در این سالها در حوزه توسعه و برای هشدارباش به حکومت و جامعه ایران گفتی و نوشتی. بس است دیگر، تو دیگر حرف تازه‌ای نداری. برو دستکم ده سال خودت را در خانه زندانی کن و بخوان و پژوهش کن و «یک کتاب» درباره توسعه ایران بنویس و بعد برو بمیر. می‌گفت تو اگر می‌خواهی به این کشور خدمتی بکنی الان وظیفه‌ات همین است و بس. در نوروز امسال که با دکتر محمدرضا سرکار آرانی (استاد پداگوژی در دانشگاه ناگویای ژاپن) در اصفهان دیداری داشتم، ایشان نیز همین حرف را تکرار کرد. می‌گفت از مطلب «سقوط سرمایه اجتماعی» که در سال ۱۳۸۱ گفته‌ای تا اکنون هیچ حرف تازه‌ای نزده‌ای. می‌گفت تمام حرفهایت در این ۲۰ سال تکرار حرفهای همان مصاحبه است، به زبان‌ها و شیوه‌های مختلف. می‌گفت من آن مصاحبه را آنقدر جدی دیدم که ۲۰ سال است نسخه کاغذی آن را در کیفم دارم و نشانم داد. (این‌جا بخوانید) این روزها که مدام دوستان سراغ می‌گیرند که چرا بعد از یادداشت «سقوط» دیگر چیزی ننوشته‌ای و می‌پرسند که آیا مشکلی پیش آمده است، انتشار کلیپ تازه‌ای از استاد رضاقلی را بهانه کردم تا این توضیح را به دوستان بدهم و بگویم: نه، فقط وقت آن است که همه ما فاز کنشگری‌مان را عوض کنیم. (کلیپ را این‌جا ببینید) یادمان نرود که ایرانِ امروز بیش از خون به اندیشه نیاز دارد و بیش از قدرت نظامی به آب نیاز دارد و بیش از ایدئولوژی به اخلاق نیاز دارد و بیش از هوش به عقلانیت و فهم بدیهیات نیاز دارد و بیش از مرگ به زندگی نیاز دارد و بیش از گریه به شادی نیاز دارد و بیش از شعارهای آسمانی به شعورهای زمینی نیاز دارد، و بیش از نفرت به همدلی نیاز دارد. جوامع تحول می‌یابند و دیکتاتورها دیر یا زود، با خون یا بی‌خون، می‌روند، اما اگر در فرایند این رفتن‌، خشونت و نفرتی تولید شود، آن خشونت و نفرت می‌ماند و دامان نسل‌‌های بعدی را می‌گیرد. همان‌گونه که ما هنوز داریم تاوان نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد را می‌دهیم. امروز ماموریت روشنفکری، کارِ فکری و تولید اندیشه نیست، بلکه شادمان نگهداشتن جامعه و امیدوار نگهداشتن جوانان است. جوانان، سرمایه‌های اصلی کشورند، اگر شادمانه و امیدوار بمانند، هیچ نگرانی نیست، دوباره کشور را می‌سازند. حکومت، گرفتار بیماریهای پیرانه‌سری است،‌ یعنی هم ناتوان‌تر از آن است که خودش را بازسازی کند و هم ناتوان‌تر آن است که بتواند مانع تحولاتی شود که این جوان‌ها خواستار آن هستند. مرحله ورود حکومت به رفتارهای کاریکاتوری به شدت دارد در همه عرصه‌های حکمرانی بروز پیدا می‌کند و این خبر خوشی است. ما فقط باید مراقب جوان‌ها باشیم که از دست نروند، که شادمان بمانند، که در خشم و نفرت فرو نروند که از ایران نگریزند، که ناامید نشوند. از یک سو اقتصاد وارد فاز خودمختاری شده است یعنی دیگر با سیاست‌گذاری اقتصادی نمی‌توان آن را مدیریت کرد؛ معنی‌اش این است که حکومت دست به هر کاری در حوزه اقتصاد بزند اوضاع را بدتر خواهد کرد. ازسوی‌دیگر جنبش مهسا اکنون جامعه ایران را وارد عمیق‌ترین انقلاب مدنی تاریخ ایران کرده است. ای کاش مردان مداخله نکنند و انقلاب فرهنگی زنان را به خشونت نکشانند. مردان بهتر است فقط از نظر روحی و اجتماعی، زنان را تقویت کنند و از آنان حمایت کنند. سعی نکنند جانشین زنان شوند یا رهبری آنان را به دست گیرند. مردان در ایران معاصر سه بار انقلاب کرده اند و هر سه بار گند زده‌اند. مراقب باشیم این بار انقلاب زنان را گند نزنیم. حکومت در نقطه بن‌بستی آچمزگون است و هر کاری بکند انقلاب مدنی و فرهنگی زنان را تعمیق و تشدید می‌کند: همین جا بماند می‌بازد، عقب‌نشینی کند می‌بازد، حمله کند می‌بازد، سکوت کند می‌بازد، خشمگین شود می‌بازد، زندانی کند می‌بازد، زندانی نکند می‌بازد. فقط نادان‌ترین حکومت‌ها خود را به چنین بن‌بستی گرفتار می‌کنند. اکنون ما چه کنیم؟ ما باید ورزش کنیم، به هر بهانه‌ای مهربانی و شادمانی کنیم، در خانواده و محله جلسات کتابخوانی راه بیندازیم، موسیقی بنوازیم، برقصیم، از کودکان کار حمایت کنیم، جوان بیکاری را شاغل کنیم، به نیازمندی وام بدهیم، پیادگان را سوار کنیم، به هم احترام بگذاریم، تمیز نان بپزیم، خوب رانندگی کنیم، در دادوستد راستگو باشیم، از بیماران نیازمند حمایت کنیم، گذشت داشته باشیم، در خیابان بداخلاقی نکنیم و همه جا به هم رحم کنیم تا این دوره سختی و سرسختی بگذرد. ما به دوره‌ای از «صبر شادمانه» نیازمندیم. محسن رنانی / ۵ خرداد ۱۴۰۲ .

AnimatedSticker.tgs0.03 KB

ئاخۆ بێژی رۆژێ بێت؟             سەید هاشمی هیدایەتی بەرەو کوێ سەری خۆمان هەڵگرین بڕۆین؟ سەر ئەنێنە هەر ماڵێکەوە سەگ مەڵازی گرتووە ماڵەکەی خۆیشمان بەراز گەمارۆی داگە ساڵەهای ساڵە هەست بە ماڵ وێرانی ئەکەین دایکم هەر خەریکی دەم و چاو ڕنینە ناراوی دەمقڕەو خۆخۆری مناڵەکانی کوشتگیە! تەک یەکترا ناسازبن لە سەر بەزمێک سەقام ناگرین یانێ ـ خواییەکەی   سەقامیان لێمان بڕیگە بەردەوام ئەماندەن بە گژ یەکا دانەدانەیەکیشمان تێ بگەێن چ باسە شەقڵێک ئەنێنە ناو توێڵیانەوە: قت! ئیتر ئەوانەمان لە دەس چووگن" حەکایەتی خۆخۆریی هەر رۆژ بەردەوامە لە ناومانا نە هێشتگیانە دڵمان یەک بگرێت نە بیرمان بەرەو یەک شوێن بچێت و نە دەسمان یەکتر بگۆشن ئااای خوا چ ڕۆژ رەشییەکە تووشی بووگین ڕەنجەڕۆیی بووگەسە بەشمان بەڕاسی سەرمان لێ شێویاگە کەسمان ماس بە کڵاوی کەس ناپێوێت! من منم, تۆیش تۆیت ئێمەێک بەر چاو ناکەفێت بەرازەکانی دەور و بەریشمان ڕەگی سادەدڵیمانیان دۆزیگەسەو تا بێژی چەبکەم, هەریەک بە ناوێکەو بە بیانک چتێکەو ئەکەفینە گیان یەک! لە ڕاسییەکەیا ئەماندەن بە گژ یەکا! قوربان! ڕەگی بناملمان ئەماسگێت و ئەوینە شۆڕشگێڕ دژ بەکێ؟ خۆمان بۆ یەکتر دڕین, لە سەگی هار دڕترین! بەڵام لە بەرانبەر نەیارانا ئەوینە پەپوولە: بێ مزەڕەت و جینتلمەن! چ رۆمەڵخەزایەکە لە ناو کوردا! کەس بە کەس نیە کەسمان کەس بە کورد نازانێت ئیللا خوەی نەوێت دوژمنیش زەماوەنیە ئاااای خوا هاوار هەی؟ ئاخۆ بێژی ڕۆژێک بێت و بکەفینەوە یەک بەرەو یەک ڕێگا بەرەو یەک ڕێباز؟ بەرەو بەختەوەری, بەرەو ژیان, بەرەو نیشتمان؟ ۱۴۰۲/۳/۲ توسعە: کانال تخصصی سیدهاشم هدایتی t.me/KDproblems

آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت پانزدهم و پایانی) برداشت نهایی 🔹 در پی مطالعه و تلخیص کتاب "جنبش اجتماعی چیست؟" و نیز نگارش پانزده قسمت از زنجیره یادداشت های آسیب شناسی جنبش ژینا, در این یادداشت که آخرین قسمت نیز خواهد بود، برداشت های شخصی خودم را از این جنبش به شرح زیر بیان می کنم امیدوارم خوانندگان محترم با نگاهی انتقادی به آن بنگرند و منصفانه کژی هایش را گوشزد کنند. از دیگر سو امیدوارم چنین تحلیل هایی موجب شود فضای گفتگو بین هواران و منتقدان و حتی مخالفان جنبش ژینا آغاز و مسیر تغییر و تحول کم هزینه پیش پای منتقدان وضع موجود قرار گیرد. 🔹 اعتراضات فراگیر مردم در بسیاری از شهرهای ایران، به استناد مبانی تئوریک مندرج در کتاب هایی همچون کتاب"جنبش اجتماعی چیست" و به شهادت واقعیت های  جامعه، نه یک انقلاب بود ونه اغتشاش کور, بلکه یک جنبش اجتماعی تمام عیار بود با مشارکت طیفی از کنشگران فرهنگی و اجتماعی, از تندروترین تا محافظه کارترین آنان. 🔹 در جنبش ژینا، رسانه نشان داد – فارغ از نافع یا مضر بودن آن برای جامعه – می تواند مهمترین نقش را در تداوم, تعمیق و توسعه اعتراضات مردمی و جنبش های اجتماعی داشته باشد. 🔹 باوجود همراهی سراسری با معترضان به مرگ ژینا امینی در تهران، به مرور این همراهی کاهش یافت. بنده یکی از مهمترین این دلایل را موضع گیری های نامناسب و محلی گرایان برخی افراد و سایت های منطقه ای می دانم. تجربه جنبش ژینا نشان داد برای فراگیر شدن یک حرکت جمعی ملی و سراسری توجه به حساسیت های آحاد مردم جامع در همه مناطق قومی و فرهنگی, ضرورت دارد. 🔹 جنبش ژینا ادامه اعتراضات مدنی زنان و مردان جوان، معترضان صنفی نظیر کارگران، دانشجویان، فرهنگیان و معلمان و فعالان قومی و اتنیکی و فعالان سیاسی و فرهنگی و هنری در سالیان گذشته بود و مادام ناکارآمدی سیستم سیاسی – اداری حاکم در حل مسائل مورد نظر معترضان ادامه یابد احتمال ادامه و حتی گسترش و تعمیق این جنبش محتمل –بلکه قطعی خواهد بود! 🔹 همراهی بسیاری از مراجع مذهبی و حوزه های دینی و علما و فعالان مذهبی با خواسته های معترضان درکنار همراهی شخصیت های بزرگ اصلاح طلب و نیروهای تحول خواه و تغییر طلب داخلی  با معترضان کف خیابان یک پیوند استثنایی و مهم به شمار می رود که شاید اگر نبود پارازیت انداختن گروه های مسلح وبرانداز خارج از کشور می توانست دستاوردهای بیشتری داشته باشد! 🔹 برای دومین بار، پس از اعتراضات ۱۳۸۸ یک همدلی سراسری در داخل کشور برای بیان دمکراتیک خواسته ها از سوی نیروهای داخل کشور شکل گرفت که نوید بخش شکل گیری جبهه متحد تحول خواه سراسری کشور در آینده است. 🔹 تجربه جنبش ژینا نشان داد که دولت های خارجی –کوچک و بزرگ – صرفا در پی منافع خود هستند و کنشگران مدنی و سیاسی کشور ابدا نباید دلخوش به حمایت صادقانه آنان باشند. پیگیری مطالبات به صورت مستقلانه و به دور از شائبه وابستگی به خارج, احتمال موفقیت جنبش اجتماعی مردم برای متحقق یافتن مطالباتشان را بیشتر می سازد. 🔹 جنبش زنان نشان داد اگر زنان با خودآگاهی و استقلال فکری بیشتری در عرصه های اجتماعی ظاهر شوند احتمال اثرگذاری بیشتری خواهند داشت. تبیین و شفاف سازی مبانی شعار "زن، زندگی و آزادی" و محلی سازی آن برای جامعه ایرانی می تواند  نویدبخش قوت گرفتن رفتارهای مسالمت جویانه به جای رفتارهای خشن درآینده کشور باشد به شرطی که به جای تاکید بر شعار, بر شعورمند کردن رفتارها و آگاهی بخشی در مورد مبانی, روش ها و اصول این شعار تاکید شود. 🔹 جنبش ژینا به خوبی این حقیقت آشکار را بیان داشت که اگر اقوام و پیروان مذاهب مختلف بخواهند پیگیر مسالمت جویانه خواسته های خود باشند و از حمایت سراسری مردم ایران برخوردار شوند باید آداب گفتگو و تعامل و دیپلماسی را بیاموزند واز حرکت های تکروانه پرهیز کنند! توسعه: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی t.me/KDproblems

آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت چهاردهم) جنبش زنان! 🔹 یکی لز واقعیت های غیر قابل انکار اعتراضات 1401 حضور پر رنگ زنان در آن بود. زنان پس از سال ها مبارزه با حجاب اجباری,  آغاز گر اعتراضات پس از مرگ مهسای جوان  بودند.   مشارکت شان در اکثر صحنه های اعتراضی مشهود بود. زنان شجاع و مبارز سرشناسی که به دلیل سال ها مبارزه یا در زندان بودند ویا تحت پیگرد, نقشپر رنگ تری یافتند. ابداع شعار محوری جنبش (زن، زندگی آزادی) نیز به این حضور و مشارکت و نقش آفرینی زنان شخصیت رسمی تری بخشید، تا جایی که مردان نیز پذیرفتند این جنبش به نام جنبشی زنانە ثبت شود. بسیاری از اندیشمندان و فعالان سیاسی و اجتماعی –در داخل و خارج – نیز بر این واقعیت مهر تایید نهادند. با این اوصاف هنوز هم این سوال مطرح می شودکه آیا به راستی جنبش ژینا جنبش زنان ایران بود؟ 🔹 برای تحلیل وافع بینانه تر موضوع, نیازمند مستنداتی علمی خواهیم بود تا مشخص شود وقتی از زن و رفتار زنانه و جنبش زنان سخن می گوییم عیان سازیم منظورمان از آن چیست؟ شاید  سخنان یکی از محققان نامدار عرصه فرهنگ به نام گیرت هافستد هلندی بتواند رهگشا شود.  هافستد در کتاب " فرهنگ ها و سازمان ها"در مدل فرهنگی خود پنج شاخص برای معرفی فرهنگ ها ارایه کرد (فردگرایی –جمع گرایی، فاصله قدرت، ابهام گریزی، دورنمای زمانی و مردگرایی –زن گرایی). 🔹هافستد پس از مطالعات میدانی در چهل کشور, تفاوت های زن گرایی و مرد گرایی را در حوزه های سیاسی و اجتماعی برشمرد . براساس این یافته ها زن گرایی رویکردی است با ویژگی های نظیر: "ایدآل جامعه، رفاه است. کمک به نیازمندان مهمتر از حمایت است. آسان گیری برجامعه مهمتر از اصلاحگری است. حفظ محیط زیست ارجح بر رشد اقتصادی است. تاکید برمذاکره و مصالحه به جای نمایش قدرت و درگیری در حل منازعات. حضور زنان در مناصب سیاسی. مساوات بین زنان با مردان در محل کار و خانه. مراقبت از دیگران, ارزش اصلی جامعه است نه موفقیت های مالی و پیشرفت. میانه روی و اعتدال به جای جسارت، جاه طلبی و خشونت. مردان نیز باید همانند زنان نگران روابط باشند. مردان و زنان هردو در منزل با حقیقت و احساسات مواجه اند و ایندو قابل تفکیک نیستتند. پسرها و دخترها می توانند گریه کنند اما جنگ نه. همراهی با افراد ضعیف به جای همراهی افراد قوی. متوسط, هنجار است و نه بهترین. مردود شدن درجامعه بدبختی نیست بلکه حادثه ای کم اهمیت به شمار می رود. پسران و دختران درموضوعات مشابه درس می خوانند و نه متفاوت. کاربرای زندگی است و نه زندگی برای کار. تلاش برای کسب رضایت عموم به جای قاطعیت و جسارت. تاکید برعدالت، انسجام و کیفیت زندگی به جای رقابت. مصالحه و مذاکره به جای رقابت و جنگ در حل مناقشات". 🔹 از منظر مدل هافستد مطالبات زنان بسیار فراتر از خواست های فمنیستی آنان است. در جنبش فمینیسم که ایده اولیه اش قریب چهار قرن پیش مطرح شد و از قرن بیست باشتاب و شفافیت بیشتری پیگیری شد, غالبا نگاه بر تساوی خواهی زنان و مطالباتی است که بر حقوق – فقط زنان – تاکید دارد درحالیکه در جنبش ژینا با این حمایت گسترده ای که مردان، به ویژه جوانان از اعتراضات زنان انجام داده و سرانجام به یک جنبش فراگیر با اکثریتی مردانه تبدیل شد بسی فراتر از خواست های اختصاصی زنان توجه شد. 🔹در نگاه هافستد زن گرایی توجه صرف به حقوق مساوی زنان با مردان مطرح نیست بلکه نگاهی زنانه است به زندگی همه انسان ها ـ و حتی به طبیعت و کائنات. با این رویکرد می توان گفت: در پی اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ جنبش مقدسی در ایران شکل گرفته است که شاه بیت آن "خشونت ستیزی، مصالحه، عشق ورزی و تفاهم انسان ها برای رفاه و آسایش جامعه" است. در این نهضت, عدالت و ارتقای کیفیت زندگی جایگزین تبعیض و رقابت و جنگ و ستیز می شود. 🔹 از این منظر شعار; "زن، زندگی و آزادی" را باید نویدبخش یک جنبش فراگیر فرهنگی قلمداد کرد که همگام با عمیق شدن رفتارهای دمکراتیک و مدنی, جامعه را به سمت تعالی پیش خواهد برد. در واقع جنبشی تولد یافته است که در صورت موفقیت نه تنها زنان به حقوق خود می رسند بلکه کل جامعه می تواند با گسترش گفتگو و مصالحه, با درگیری های خونین خداحافظی کرده و راه عدالت درپیش بگیرد. دراین جنبش ستمدیدگان حمایت می شوند، ارتباطات جای تخاصم را می گیرد، تبعیض خاتمه می یابد و تلاش برای کسب رضایت عموم مبنای رفتار حکومت ها و سازمان ها قرار می گیرد. با این فرض می توان مدعی شد شعار محوری جنبش ژینا می تواند تمام کنشگران آزادیخواه و عدالتجو را زیر چتر خود گرفته و آینده ای روشن پیش روی همه ایرانیان و حتی بشریت قرار دهد. نباید از نظر دور داشت که طی این مسیر پر پیچ و خم, نیازمند تلاش مضاعف زنان است, به ویژه در حوزه های اندیشه ورزی والگوسازی و تبیین واقع بینانه ویژگی های زنانگی این جنبش! توسعه: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی t.me/KDproblems

  آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت سیزدهم) تهدیدهای فرارو 🔹 تصادفا نگارش این قسمت از یادداشت ها همزمان شد با چالش های جدیدی که فرماندهی نیروی انتظامی و برخی تریبون های خاص در مورد علت العلل اعتراضات شهریور ۱۴۰۱( اعتراض به حجاب اجباری) در سطح جامعه ایجاد کرده اند. گویا مسئولان دولتی, جدی جدی, اعتراضاتی با بیش از پانصد کشته و صدها زخمی و هزاران زندانی و خسارات های زیاد مالی را یک شوخی مقطعی فرض کرده اند که پس از گذشت شش ماه, می خواهند رفتارهای مورد اعتراض مردم را مجددا از سر  بگیرند. به نظر می رسد خطرات و تهدیدهای فراروی جنبش ژینا از همین نقطه آغاز  شده است که بی توجهی به آن زیانبارتر از گذشته واهد بود. 🔹 درکنار دستاوردهای متعددی که برای اعتراضات سال 1401 برشمردیم می توان به تهدیدهای نگران کننده ای اشاره کرد که اگر از سوی کنشگران این عرصه مورد توجه قرار نگیرد ممکن است هزینه های بیشتری را برای مردم و حکومت در پی داشته باشد؟ در این مورد درحد فهم خود , تیتر وار, به چند مورد اشاره خواهم کرد: 🔹 تلاش برای مصادره جنبش مردمی کف خیابان از سوی برخی گروه های خارج نشینی که نه تنها هیچ نقش سازنده ای در پیش برد مطالبات مدنی معترضان نداشتند بلکه مستمرا  با تزریق شعارهای تند و نامرتبت با خواست های داخلی و خشن کردن فضا, موجب تحمیل هزینه های بیشتری به معترضان شدند. 🔹 استفاده ابزاری برخی از کشور از اعتراضات مردمی. در شش ماه گذشته برخی از کشورهایی که سال هاست با جمهوری اسلامی سر منافع خود مشکل دارند با حمایت دروغین و ریاکارانه از معترضان کوشیدند بر دولت فشار آورده تا منافع بیشتری بدست آورند. 🔹 بزرگ نمایی جنبش از سوی برخی گروه ها و رسانه های وابسته به برخی کشورها, از طریق بکارگیری حقه های رسانه ای. در این فرایند با بزرگ نمایی تجمعات و حضورهای مردم در اعتراضات, بیش از اندازه واقعی کنش ها, کوشیدند با عناوین پر طمطراق  جنبش مدنی مردان وزنان جوان ایرانی را یک انقلاب سیاسی معرفی کنند. در حالیکه انقلاب سیاسی الزامات خاصی دارد که هیچ نشانه هایی از آن ها در این اعتراضات به چشم نخورد. تدوام اب دویه همچنان یکی از آفت های پیش رو به شمار می رود. 🔹 در نقطه مقابل نیز  از سوی حکومت و نهادها و رسانه های وابسته به آن تلاش می شود که جنبشی مهم وفراگیر را که در آن بیش از پانصد نفر معترض کشته شده و زنان و مردان جوان هم میهن با خواست های مشخص و با رفتار مدنی مطالبات خود را مطرح کرده اند تحت عنوان  اغتشاشات موردی وابسته خارج معرفی کرده و از بزرگی آن بکاهد. با این نگاە اعتراضات را پایان یافته و قابل کنترل فرض کرده اند. ادامه این رویکرد می تواند تصمیم گیرندگان را از درک واقعیت های جامعه دورتر کرده و بر زخم های ایجاد شده نمک بپاشد. 🔹 ادامه لجبازی با جوانان و نادیده گرفتن خواست های قانونی نسل جدید با این تحلیل که اعتراضات دشم ساخته بوده وبا قوه قهریه قابل کنترل بوده و پایان یافته است, موجب افزایش خسارات انسانی  حیثیتی و مادی به کشور می شود. بی تردید این اصرار نامعقول, اوضاع را بدتر خواهد کرد. 🔹 یکی از کاستی های اولیه اعتراضات, فقدان رهبری و سازماندهی و در نتیجه نبود جریان شناسنامه دار و شفافی بود که مسئولیت تجمعات و حرکت های اعتراضی را برعهده بگیرد. همین نقص بود که گروه های براندار را به طمع انداخت که می توانند رهبری جنبش را در دست بگیرند درحالیکه ماهیت این اعتراضات و روش مدنی آن با خواست ها و روش های گروه های خارج نشین متفاوت بوده و هست. هنور هم عدم ورود علنی و شفاف نهادهای مدنی نظیر جامع معلمان, دانشجویان, کارگران و امثالهم, موجب تداوم  بی سر ماندن جنبش و در نتیجه سردرگمی و فقدان اثربخشی آن  خواهد شد. 🔹 اگر قانع شده ایم این اعتراضات یک جنبش مدنی بوده  ـ و نه انقلاب و نه اغتشاش ـ ضامن در امان ماندن آرمان هایش و تداوم حضور فعالان مدنی در صحنه احقاق حقوق و مطالبات منتهی به تغییر روش های حکمرانی, این است که  عناصر درگیر اعم از کنشگران و رهبران جامعه و نهادهای مدنی و دولتمردان به قواعد مدنی ذاتی جنبش پایبند بوده و اهداف خود را نه با روش خشونت آمیز و انکار واقعیات بلکه در رویه دموکراتیک و رفتار مدنی جستجو کنند. توسعه: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی t.me/KDproblems

داخی ئەنفاڵ! ئەمن خاکێکی دابەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم گەلێکی بەختی هەر ڕەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم لە سەر سینگی ئەمن دانیشتوە دوژمن بە بێ ڕەحمی دەڵێش هەر نیت, وەلێ هەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم هەڵەبجەو داخی ئەنفاڵ و  دەیان زام و برینی تر کراو هێشتاکو هەر گەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم دەزانم کاتی سەر خەرمان, دەبوویا بایی دەس شەن بم ببوورن گەر وەکوو تەش بووم,  خودایە تابە کەی ئەستەم خەیاڵی وام بە سەردا دێ, گرۆی خۆی ئادەمیزادم کەچی دیلی گرۆی قەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم وەکوو باڵاندەیەکی ڕێگە گوم کردوو چ حەیرانم نەچیری دەس گولەو کەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم تەماوەر بووم برابەش  بێت و بیدا بەش, کەچی ئاوا بەبێ پشک و بەش و وەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم بەڵێنم پێ درا سەدجار, کە خاوەن ژێگە و خاکم دەبا بووما بەڵا نەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم بەڕێز و خێوی حورمەت بووم, بە دەستی نابرای ناکەس وەها تووشی پەن و یەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم چ پەیمانم لە گەڵ بەستن بە فێڕۆ چوو هەموو دڵپڕ ئەدی تووشی گەن و خەش بووم, خودایە تا بە کەی ئەستەم س.ه.هیدایەتی(دڵپڕ) ۱۴۰۲/۱/۲۷ توسعە: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی t/me@KDproblems