ru
Feedback
Echoes

Echoes

Открыть в Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

Больше
1 083
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-1530 день
Архив постов
Echoes
1 083
‏درونِ هرکدام از ما مکالمه‌ای پیچیده و پراکنده در جریان است. ناگهان گوشه‌ای از این مکالمهٔ درونی، از ذهن به زبان می‌آید و شنونده را مبهوت می‌کند. حجم عظیمی از ذهن و زبان (مکالماتِ درونی) هر کس بر دیگران پنهان است. شاید بخشی از سوتفاهمِ بی‌پایان میان ما آدم‌ها، ناشی از همین باشد. @e_choes

Echoes
1 083
همیشه تعصب ورزی و عوام فریبی کار دغلان و دروغ‌گویان می‌باشد.عمر کتاب‌ها را می‌سوزانید و هیتلر به تقلید او کتاب‌ها را آتش زد.این‌ها طرفدار زنجیر و تازیانه و زندان و شکنجه و پوزبند و چشم بند هستند.دنیا را نه آنچنان که هست ، بلکه آنچنان که با منافع‌شان جور در می‌آید می‌خواهند به مردم بشناسانند و ادبیاتی در مدح گندکاری‌های خود می‌خواهند که سیاه را سفید و دروغ را راست و دزدی را درستکاری وانمود بکنند، و لیکن حساب کافکا با آن‌ها جداست! #صادق_هدایت پیام کافکا @e_choes

Echoes
1 083
"دلش می‌خواست در بیابان راه برود. جایی که هیچ‌کس نباشد تا او بتواند چشم‌هایش را ببندد و راه برود." @e_choes

Echoes
1 083
خدای تعالی را به خواب دیدم. پرسیدم: راه به تو چگونه است؟ گفت: از {خود} به در آیی، رسیدی ... #بایزید_بسطامی @e_choes

Echoes
1 083
ماهی کوچولو گفت:« نه مادر ، من دیگر نمی توانم گردش کنم. باید از اینجا بروم.» مادرش گفت :« حتما باید بروی؟» ماهی کوچولو گفت: « آره مادر باید بروم.» مادرش گفت:« آخر، صبح به این زودی کجا می خواهی بروی؟» ماهی سیاه کوچولو گفت:« می خواهم بروم ببینم آخر جویبار کجاست. می دانی مادر ، من ماه هاست تو این فکرم که آخر جویبار کجاست و هنوز که هنوز است ، نتوانسته ام چیزی سر در بیاورم. از دیشب تا حالا چشم به هم نگذاشته ام و همه اش فکر کرده ام. آخرش هم تصمیم گرفتم خودم بروم آخر جویبار را پیدا کنم. دلم می خواهد بدانم جاهای دیگر چه خبرهایی هست.» مادر خندید و گفت:« من هم وقتی بچه بودم ، خیلی از این فکرها می کردم. آخر جانم! جویبار که اول و آخر ندارد ؛همین است که هست! جویبار همیشه روان است و به هیچ جایی هم نمی رسد.» ماهی سیاه کوچولو گفت:« آخر مادر جان ، مگر نه اینست که هر چیزی به آخر می رسد؟ شب به آخر می رسد ، روز به آخر می رسد؛ هفته ، ماه ، سال...» ماهی سیاه کوچولو #صمد_بهرنگی @e_choes

Echoes
1 083
گاه مَیا گاه مَرو خیز به یک بار بیا ... #مولانا @e_choes

Echoes
1 083

Echoes
1 083

Echoes
1 083
"نبودن"، تو را می‌کُشد؟ مرا حضوری که شبیه نبودن است می‌کُشد...! #محمود_درویش @e_choes

Echoes
1 083
أيقتلک الغياب؟ أنا يقتلنی الحضور الباهت الذی يشبه العدم! @e_choes

Echoes
1 083
سرم مدام درونم را میکوبد گویی تحمل حجم وسیع این همه افکار را ندارد! #رضا_همایون @e_choes

Echoes
1 083
‏هیچ رفتاری به‌خودیِ خود خوشحال‌کننده یا رنجش‌آور نیست. درواقع، «انتظارات ما»ست که به رفتارهای دیگران چنین کارکردی می‌بخشد. و البته انتظاراتِ ما نسبتِ پیچیده‌ای با نوعِ رابطه‌ی ما با دیگران دارد. @e_choes

Echoes
1 083
لبان را گم کنیم که صدا نابهنگام است... #سهراب_سپهری @e_choes

Echoes
1 083

Echoes
1 083
نصیحت حاجی به فرزندش : چیزی که مهمه طرز غذا خوردن ، سلام و تعارف و معاشرت ، لاس زدن با زن مردُم ، رقصیدن ، خنده های تودل برو و مخصوصا" پُر رویی را یاد بگیر . دورۀ ما اینجور چیزها باب نبود ، نان را به نرخ روز باید خورد . سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی ، با هر کس و هرعقیده موافق باشی تا بهتر بتوانی قاپشان را بدزدی . من میخوام تو مرد زندگی بار بیایی و محتاج خلق نشی . کتاب و درس و اینها دو تا پول نمی اَرزه ، خیال کن توی سر گردنه داری زندگی می کنی . اگر غفلت کردی تو را می چاپند . فقط چند تا اصطلاح خارجی ، چند تا کلمۀ قُلنبه یاد بگیر همین بسه . آسوده باش ! من همۀ این وزرا و وکلا را درس میدم . چیزی که مهمه باید نشان داد که دزد زبردستی هستی که به آسانی مُچت واز نمیشه و جزو جرگۀ آنهایی و سازش می کنی . باید اطمینان آنها را جلب کرد تا تو را از خودشان بدانند . ما توی سر گَردنه داریم زندگی می کنیم! حاجی آقا #صادق_هدایت @e_choes

Echoes
1 083
‏به من گفت: «گاهی جدی هستی.» به خودم گفتم: گاهی «جدیت» یک‌ مکانیسم دفاعی‌ست. پشتِ ظاهرِ جدی، آدمی خجالتی و نگران نشسته است. گاهی «سرد بودن» یک مکانیسم دفاعی‌ست، و گاهی «گرم بودن»، یا «شوخ بودن»، یا «ساکت بودن»، یا «شلوغ بودن» یا... کلاً نمی‌دانیم پشتِ «نقاب» چه خبر است. @e_choes

Echoes
1 083
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید...

Echoes
1 083

Echoes
1 083
خیلی درمانده‌ام، این همه سؤال مطرح است و هیچ راه‌حلی بنظرم نمی‌رسد و چنان فلک‌زده و ناتوانم که می‌توانم برای ابد روی نیمکت دراز بکشم و بدونِ اینکه تفاوتش را حس کنم چشمانم را باز و بسته نگهدارم. قادرم نه چیزی بخورم و نه خوابی بکنم. #فرانتس‌کافکا نامه به فلیسه @e_choes

Echoes
1 083
به فراقم از تو زخم است و به وصلم از تو مرهم که چو دردم از تو آید، ز تو نیز چاره باید #حسین_منزوی @e_choes