Echoes
Открыть в Telegram
1 080
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-1230 день
Архив постов
1 080
تنهایی بخشی از هستی است، باید با آن رو در رو شویم و راهی برای هضم آن بیابیم. ارتباط با دیگران مهم ترین منبع در دسترس ما برای کاستن از وحشت تنهایی است. هر یک از ما کشتی هایی تنها در دریایی تیره و تاریم. نورکشتیهای دیگر را میبینیم، کشتیهایی که به آنها دسترسی نداریم ولی حضورشان و شرایط مشابهی که با ما دارند، آرامش زیادی به ما میبخشد. ما از تنهایی و درماندگی محضمان آگاهیم. ولی اگر بتوانیم سلولهای بی روزنمان را بشکافیم، متوجه میشویم دیگرانی هم هستند که با وحشتی مشابه دست به گریبانند. احساس تنهایی، راهی برای همدردی با دیگران به رویمان میگشاید و به این ترتیب، دیگر چندان وحشت زده نخواهیم بود. پیوندی نادیدنی، افرادی را که تجربهای مشترک دارند، به هم میپیوندد...!
#اروین_دیالوم
@e_choes
1 080
گفتمش:
ـ «فانوس ماه میدهد از چشم بیداری نشان . . .»
گفت:
ـ «اما، در شبی اینگونه گُنگ هیچ آوایی نمیآید بهگوش . . .»
گفتمش:
ـ «اما دل من میتپید. گوش کُن اینک صدای پای دوست!»
گفت:
ـ «ای افسوس! در این دام مرگ باز صید تازهای را میبرند، این صدای پای اوست . . .»
گریهای افتاد در من بیامان. در میان اشکها، پرسیدمش:
ـ «خوشترین لبخند چیست؟» شعلهای در چشم تاریکش شکفت، جوش خون در گونهاش آتش فشاند، گفت:
ـ «لبخندی که عشق سربلند وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»من زجا برخاستم، بوسیدمش.
#هوشنگ_ابتهاج
@e_choes
1 080
هیچ چیز کمر خُرد کن تر از جشن اشتباهی برای آدمِ اشتباهی نیست.
ما در زندگی آدم های زیادی را جشن گرفتیم که آمده بودند بروند.
حتی داشتیم گل روی سرشان میریختیم حین اینکه از رویمان رد شدند.
آدمهایی که چاه تنهایی را عمیق تر کردند برایمان و رفتند...
1 080
اینکه تمام چارهات بشود انتظار یک کسی که آمدنش هم اتفاق بزرگی نیست، یک استیصال معنا داریست.
زندگی در این برهه و برش هاش، هیچ برای گفتن ندارد.
این انتظار های عبث، حتی غم که خالی خالیش برای خودش یک شکوه و عمقی دارد را هم میزند خراب میکند.
1 080
دردهای مافوق بشر را حس کرده بود. ساعتهای نومیدی، ساعتهای خوشی، سرگردانی و بدبختی را میشناخت و دردهای فلسفی را که برای توده مردم وجود خارجی ندارد میدانست. ولی حالا خودش را بیاندازه تنها و گمگشته حس میکرد. سرتاسر زندگی برایش مسخره و دروغ شده بود.
با خودش میگفت:
"از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!"
این شعر او را بیشتر دیوانه میکرد.
#صادق_هدایت
مردی که نفسش را کشت
@e_choes
1 080
فلسفه خیام هیچوقت تازگی خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانههای در ظاهر کوچک ولی پرمغز تمام مسائل مهم و تاریک فلسفی را که در ادوار مختلف انسان را سرگردان کرده و افکاری را که جبراً باو تحمیل شده و اسراری را که برایش لاینحل مانده مطرح میکند.
خیام ترجمان این شکنجههای روحی شده: فریادهای او انعکاس دردها، اضطرابها، ترسها، امیدها و یأسهای میلیونها نسل بشر است که پیدرپی فکر آنها را عذاب داده است. خیام سعی میکند در ترانههای خودش با زبان و سبک غریبی همه این مشکلات، معماها و مجهولات را آشکارا و بیپرده حل بکند. او زیر خندههای عصبانی و رعشهآور، مسائل دینی و فلسفی را بیان میکند، بعد راه حل محسوس و عقلی برایش میجوید.
#صادق_هدایت
@e_choes
